نتایج محتمل ناشی از فعال‌سازی مکانیزم ماشه و محدودیت‌های خارجی کدامند؟

نشریه‌ای وابسته به معاونت سیاسی سپاه در یادداشتی بیان کرد: 

جمهوری اسلامی ایران همواره برای انجام گفت‌وگو، تفاهم و اتخاذ راه‌حل‌های دیپلماتیک آمادگی خود را اعلام کرده، ولی به نظر می‌رسد که طرف‌های اروپایی از مسیر تعامل سازنده دور شده و با تهدید به فعال‌سازی مکانیسم ماشه، دوباره به سمت تشدید تنش‌ها گام برمی‌دارند. بدون شک، اگر این اقدام صورت پذیرد، بازگشت به تحریم‌های سازمان ملل ممکن خواهد بود و اثراتی از جنبه‌های حقوقی، عملی و روانی بر اقتصاد ایران خواهد داشت.

این اوضاع، هرچند هنوز در حد یک گمانه‌زنی است، می‌تواند تأثیر روانی خود را در بازارهای داخلی منعکس کرده و نشانه‌هایی از افزایش انتظارات تورمی، بالا رفتن نرخ ارز، و تقاضا برای طلا و سایر دارایی‌های غیرمولد به‌دنبال داشته باشد. در چنین شرایطی، آنچه که به‌طور عمده اقتصاد را تحت تأثیر قرار می‌دهد، نه تحریم‌ها بلکه واکنش‌های احساسی، عدم برنامه‌ریزی و فقدان مدیریت انتظارات است.

البته تجارب گذشته نشان داده‌اند که شوک‌های سیاسی و اقتصادی در اوایل به‌وجود آمده، بیشترین تأثیرگذاری را دارند و سپس با کمی تدبیر می‌توان به “هضم شوک” و کاهش تأثیرات منفی آن دست یافت. اما این امر مستلزم اقدام هوشمندانه و به‌موقع دولت در این دوره ابتدایی است. به‌روشنی این موضوع مشخص است که در نبود واکنش منطقی و سریع، بی‌اعتمادی عمومی روز به روز افزایش یافته و موج‌های دوم و سوم تورم با شدت بیشتری ظاهر می‌شوند.

بنابراین، نباید اهمیت مدیریت این دوره ابتدایی را نادیده گرفت؛ چراکه سکوت یا عدم اقدام مسئولان در این زمان می‌تواند به تقویت بی‌اعتمادی و تشکیل موج‌های ثانویه منجر شود. در نهایت، آنچه که بیش از خود تهدید تحریم‌ها خطرناک است، نداشتن برنامه‌ای مناسب برای مواجهه با آن است.

از این‌رو، در چنین شرایطی، چندین اقدام حیاتی می‌تواند اقتصاد را از یک چالش به سمت یک گذار موفق هدایت کند:

۱. اجرای جدی مالیات بر عایدی سرمایه (CGT) به‌عنوان ابزاری کارآمد برای مهار سفته‌بازی؛ این سیاست می‌تواند نقدینگی را به سمت تولید هدایت کرده و از سفته‌بازی در بازار ارز و طلا جلوگیری کند.

۲. نظارت و شفاف‌سازی در مورد صرافی‌های دیجیتال و رمزارزها از اهمیت بالایی برخوردار است؛ در غیاب قوانین منظم، این بخش به مسیری برای خروج سرمایه و افزایش تنش‌های ارزی تبدیل شده است.

۳. اعمال کنترل‌های موقتی بر سرمایه و محدودسازی معاملات پرخطر دلاری در روزهای ناآرام، به‌ویژه به‌واسطه پلتفرم‌های بین‌المللی، ضروری است تا از فرار سرمایه جلوگیری شود.

۴. تغییر لحن سیاست‌گذاری از ایجاد امید کاذب به سمت آماده‌سازی روانی جامعه و فعالان اقتصادی نیز حایز اهمیت است؛ می‌بایست مخاطب را آماده کرده، اما نه با القای ترس، بلکه با شفافیت، آگاهی و دعوت به مشارکت در مدیریت اقتصاد ملی.

اقتصاد ایران در گذشته نیز از بحران‌های سخت‌تر عبور کرده و تاب‌آوری خود را نشان داده است. تهدید امروز، اگر به‌درستی مدیریت شود، می‌تواند آثار منفی را کاهش دهد و به فرصتی برای بازسازی اعتماد و بهبود سیاست‌ها بدل گردد.

۲۹۲۱۹

مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا