تویوتا قلب هیدروژنی را به شن‌های داکار می‌برد

بیابان داکار جایی نیست که فناوری‌های نیمه‌آماده را مهربانانه بپذیرد. گرمای شدید، ماسهٔ نرم، مسیرهای سنگلاخی، ضربه‌های پی‌درپی و ساعت‌ها حرکت با فشار کامل، هر قطعه‌ای را وادار می‌کند نسخهٔ واقعی خودش را نشان دهد. تویوتا Gazoo Racing می‌خواهد همین محیط بی‌رحم را به آزمایشگاه نسل تازهٔ سامانهٔ هیدروژنی‌اش تبدیل کند. DKR GR FC Hilux، وانت مسابقه‌ای سلول سوختی این تیم، برای حضور در داکار ۲۰۲۷ برنامه‌ریزی شده و قرار است جای موتور شش سیلندر تویین‌توربوی فعلی را با سامانه‌ای بگیرد که برقش را از هیدروژن تولید می‌کند.

این تصمیم فقط دربارهٔ ساخت یک خودروی نمایشی سبز برای عکس‌های مسابقه نیست. مسابقه‌ای مانند داکار می‌تواند ضعف‌هایی را آشکار کند که در آزمایشگاه یا رانندگی روزانه پنهان می‌مانند: کارکرد سامانهٔ خنک‌کاری زیر بار طولانی، دوام اتصالات در برابر گردوغبار، امنیت مخزن‌ها در ضربه و نحوهٔ مدیریت توان وقتی راننده ناگهان از تپهٔ ماسه‌ای بالا می‌رود. اگر یک سامانهٔ سلول سوختی بتواند چنین فشاری را تاب بیاورد، داده‌هایش برای خودروهای جاده‌ای و حتی کاربردهای سنگین‌تر ارزش زیادی خواهد داشت.

سلول سوختی چگونه وانت را حرکت می‌دهد؟

در خودروهای سلول سوختی، هیدروژن در مخزن‌های پرفشار نگهداری می‌شود و در سلول سوختی با اکسیژن هوا واکنش می‌دهد. خروجی این فرایند برق است که به موتور الکتریکی می‌رسد و محصول جانبی اصلی آن آب. تفاوت مهم با خودروی باتری‌دار این است که انرژی در باتری بزرگ ذخیره نشده، بلکه سوخت از مخزن به سامانه وارد می‌شود و در لحظه برق تولید می‌کند. مزیت بالقوه در شارژگیری سریع‌تر و وزن پایین‌تر نسبت به باتری بسیار بزرگ دیده می‌شود؛ اما زیرساخت سوخت‌رسانی، هزینه و نگهداری هیدروژن هنوز پرسش‌های جدی این مسیرند.

در نسخهٔ داکاری، موضوع حتی حساس‌تر است. یک خودرو باید هم توان لحظه‌ای خوبی برای خروج از شن داشته باشد و هم در مسیرهای طولانی بدون افت توان قابل‌پیش‌بینی بماند. موتورهای الکتریکی گشتاورشان را از همان لحظهٔ شروع حرکت ارائه می‌دهند، ویژگی‌ای که روی سطوح سست مزیت مهمی است. اما تامین پایدار برق، مدیریت گرما و محافظت از سامانه در برابر گردوغبار، تعیین می‌کند که این مزیت روی کاغذ بماند یا به زمان بهتر در مسیر تبدیل شود.

نسل ۲.۵؛ نامی میان راه

تویوتا از سامانهٔ به‌کاررفته در DKR GR FC Hilux با عنوان نسل ۲.۵ یاد می‌کند. این نام‌گذاری خودش پیام دارد: شرکت آن را پایان مسیر نمی‌داند، بلکه مرحله‌ای میان فناوری امروز و نسل بعدی محصولاتش می‌بیند. در خودروهای معمولی، معرفی نیم‌نسل‌ها گاهی رنگ بازاریابی می‌گیرد، اما در پروژه‌ای مسابقه‌ای می‌تواند نشانهٔ اصلاح‌های کوچک و پیوسته باشد؛ کاهش وزن، بهبود بازده، تغییر چینش اجزا یا مقاوم‌سازی قطعاتی که در استفادهٔ سخت آسیب‌پذیر بوده‌اند.

تویوتا گفته سامانهٔ سلول سوختی استاندارد خود را سبک‌تر کرده و آن را برای استفاده در خودروی رالی آماده ساخته است. سبک‌سازی در داکار فقط به شتاب بهتر مربوط نیست. هر کیلوگرم اضافه روی مصرف انرژی، واکنش تعلیق، فشار وارد بر لاستیک و حتی کنترل خودرو در پرش‌ها اثر می‌گذارد. در عین حال، حذف وزن نباید به قیمت آسیب‌پذیری در تصادف یا عبور از مسیرهای خشن تمام شود. مهندسی این خودرو بیشتر شبیه حل‌کردن یک معادلهٔ چندمجهولی است تا فقط قراردادن یک پیشرانهٔ تازه زیر کاپوت.

مخزن‌ها زیر نگاه دقیق‌تر

بخش مهم هر خودروی هیدروژنی، مخزن‌های آن است. در خودروی جاده‌ای نیز این مخزن‌ها باید در برابر فشار و ضربه ایمن باشند؛ در رالی بیابانی، حفاظت از آن‌ها به مسئله‌ای چندلایه تبدیل می‌شود. DKR GR FC Hilux باید با سنگ، شن، چاله و ضربه‌های پی‌درپی روبه‌رو شود. محل قرارگیری مخزن، پوشش محافظ، مسیر لوله‌کشی و سامانه‌های قطع اضطراری همگی نقش دارند. اگر هیدروژن قرار است در خودروهای سنگین یا کاربردهای دور از شهر نقشی بزرگ‌تر بگیرد، اعتماد به ایمنی آن باید در بدترین شرایط ساخته شود، نه فقط در ترافیک آرام شهری.

گرما و گردوغبار هم دشمنان کمتر دیده‌شده‌اند. سلول سوختی برای واکنش به هوای پاک و کنترل‌شده نیاز دارد و در بیابان، فیلترها و مسیرهای ورودی هوا دائماً در معرض ذرات ریز هستند. سامانهٔ خنک‌کاری نیز باید میان هوای داغ بیرون و گرمای تولیدشده درون خودرو تعادل ایجاد کند. داکار به همین دلیل آزمون جذابی است: خطاهایی که در یک پیست کوتاه یا آزمایشگاه با دمای کنترل‌شده خود را نشان نمی‌دهند، در صدها کیلومتر رانندگی بیابانی به سرعت آشکار می‌شوند.

سوخت‌رسانی؛ بخش دشوارتر از خود خودرو

حتی اگر خودرو بی‌نقص عمل کند، تیم باید بتواند هیدروژن را در زمان و مکان درست به آن برساند. در رالی‌های معمولی، سوخت‌گیری از پیش مسئله‌ای پیچیده است؛ وقتی سوخت هیدروژن باشد، ایمنی، حمل‌ونقل، ذخیره‌سازی و فشاردهی نیز به ماجرا اضافه می‌شوند. تویوتا در این زمینه تجربه‌هایی از پروژه‌های مسابقه‌ای و جاده‌ای دارد، اما داکار مقیاس دیگری است. همین زیرساخت سیار بخشی از آزمایش است، چون آیندهٔ هیدروژن به خود خودرو محدود نمی‌شود؛ بدون زنجیرهٔ تأمین و ایستگاه قابل اتکا، بهترین پیشرانه هم کاربرد گسترده پیدا نمی‌کند.

برنامهٔ این تیم به داکار اصلی هم ختم نمی‌شود. پروژه‌ای با نام Future Mission 1000 برای بازهٔ اول تا پانزدهم ژانویهٔ ۲۰۲۷ در نظر گرفته شده؛ رقابتی هزار کیلومتری که می‌تواند فرصتی برای سنجش اجزای هیدروژنی در شرایط کنترل‌شده‌تر اما همچنان سخت باشد. چنین مرحله‌ای میان آزمایش‌های فنی و مسابقهٔ کامل داکار، امکان می‌دهد تیم پیش از رفتن به میدان بزرگ‌تر، الگوهای مصرف انرژی، رفتار سامانه در گرما و روش‌های سرویس را دقیق‌تر بسنجد.

از شن‌های مسابقه تا جادهٔ واقعی

تویوتا امید دارد بخشی از آموخته‌های این برنامه در حوالی سال ۲۰۲۸ به کاربردهای جاده‌ای نزدیک‌تر شود. نباید انتظار داشت نسخهٔ مسابقه‌ای Hilux مستقیماً به محصول نمایندگی تبدیل شود. ماشین رالی برای یک هدف باریک و بسیار خاص ساخته می‌شود؛ خودروی جاده‌ای باید قیمت، راحتی، تعمیرپذیری و استانداردهای متفاوتی را هم رعایت کند. اما قطعات کوچک‌تر، مدیریت حرارتی بهتر و طراحی ایمن‌تر مخزن‌ها می‌توانند از مسیر مسابقه به محصولات دیگر راه پیدا کنند.

تردیدها دربارهٔ هیدروژن همچنان واقعی‌اند. تولید سوخت پاک، هزینهٔ حمل آن و تعداد کم جایگاه‌ها مسائلی نیستند که یک پیروزی در داکار حل کند. با این حال، مسابقه می‌تواند پاسخ یک پرسش فنی را روشن‌تر کند: آیا سامانهٔ سلول سوختی در کاربردی که وزن، زمان سوخت‌گیری و دوام اهمیت بالایی دارند، مزیت معناداری دارد؟ تویوتا پاسخ این پرسش را در سخت‌ترین شکل ممکن جست‌وجو می‌کند؛ جایی که موتور نه با شعار، بلکه با کیلومترهای بیابان قضاوت می‌شود.

منبع: New Atlas

مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا