رکود سرد و سنگین بر بازار پوشاک کشور سایه انداخته

اقتصاد۲۴- صنعت نساجی و پوشاک ایران اکنون در وضعیتی قرار دارد که از یک‌سو هزینه‌های تولید پیوسته رو به افزایش است و از سوی دیگر، توان خرید خانوارها با افت مواجه شده است. در چنین فضایی، الگوی تقاضا برای پوشاک نیز دگرگون شده و مصرف‌کنندگان بیش از گذشته به قیمت، کیفیت و میزان دوام کالا دقت می‌کنند. به باور کارشناسان، عبور از این شرایط مستلزم بازنگری جدی در سراسر زنجیره ارزش این صنعت است؛ از مرحله تأمین مواد اولیه و فرآیند تولید گرفته تا توزیع و فروش.

کاهش قدرت خرید، شیوه خرید پوشاک را دگرگون کرد

به گزارش ایران جیب به نقل از خبرگزاری تسنیم، صنعت نساجی و پوشاک از جمله زنجیره‌های وسیع تولیدی در کشور به شمار می‌رود که مسیر آن از تأمین مواد اولیه، ریسندگی و بافندگی آغاز می‌شود و در ادامه به رنگرزی، طراحی، برش، دوخت، بسته‌بندی، توزیع و خرده‌فروشی می‌رسد.

در شرایط کنونی، مسئله اصلی این صنعت صرفاً محدودیت در ظرفیت تولید نیست؛ بلکه بالا رفتن هزینه تمام‌شده در کنار کاهش قدرت خرید مصرف‌کننده، پیوند میان عرضه و تقاضا را با اختلال روبه‌رو کرده است.

پوشاک در مقایسه با کالاهای کاملاً ضروری، نسبت به تغییرات درآمد و قیمت حساسیت بیشتری دارد. هنگامی که سهم هزینه‌هایی نظیر مسکن، خوراک، درمان، آموزش و حمل‌ونقل در سبد خانوار بالا می‌رود، خرید پوشاک معمولاً به زمان دیگری موکول می‌شود یا مصرف‌کننده به سراغ گزینه‌هایی می‌رود که هم کاربردی‌تر باشند و هم دوام بیشتری داشته باشند.

به همین علت، خریداران امروز پیش از انتخاب کالا، بیش از گذشته به جنس پارچه، کیفیت دوخت، ثبات رنگ، ماندگاری و تناسب قیمت با سطح کیفیت توجه نشان می‌دهند.

هزینه تولید؛ گره اصلی در زنجیره نساجی

تولید پوشاک به هیچ‌وجه به فعالیت یک واحد خیاطی یا کارگاه دوخت محدود نمی‌شود. کیفیت و قیمت نخ بر روند بافندگی اثر می‌گذارد، کیفیت پارچه مسیر رنگرزی و تکمیل را تعیین می‌کند و ویژگی‌های پارچه نیز بر طراحی، برش و دوخت محصول نهایی اثر مستقیم دارد.

هر اختلالی در یکی از این بخش‌ها می‌تواند به افزایش ضایعات، تکرار کار، تأخیر در تولید و در نهایت بالا رفتن قیمت نهایی منجر شود.

از این رو، کاهش هزینه در یک حلقه به‌تنهایی نمی‌تواند راه‌حل کاملی برای مشکلات این صنعت باشد و لازم است کل زنجیره ارزش به شکلی هماهنگ و یکپارچه اداره شود.

بی‌ثباتی مواد اولیه، برنامه‌ریزی تولید را سخت کرده است

یکی از دشواری‌های اصلی تولیدکنندگان، تأمین مواد اولیه با قیمت و زمان تحویل نامعلوم است. زمانی که تولیدکننده نتواند هزینه و زمان خرید مواد اولیه را پیش‌بینی کند، برنامه‌ریزی برای تولید و فروش نیز با پیچیدگی فراوان مواجه می‌شود.

از سوی دیگر، وابستگی بخشی از مواد اولیه، رنگ‌های تخصصی، مواد شیمیایی، الیاف خاص، قطعات یدکی و تجهیزات به واردات باعث شده نوسانات ارزی، چه به‌صورت مستقیم و چه غیرمستقیم، بر هزینه‌های تولید اثر بگذارد.

حتی تولیدکنندگانی که عمده مواد اولیه خود را از داخل کشور تأمین می‌کنند نیز ممکن است از افزایش نرخ ارز آسیب ببینند؛ زیرا تأمین‌کنندگان داخلی هم برای برخی تجهیزات، قطعات یا نهاده‌های خود ناچار به واردات هستند.

به‌روزرسانی ماشین‌آلات بدون پشتوانه مالی دشوار است

فناوری و میزان بهره‌وری تجهیزات، از دیگر عوامل تعیین‌کننده در وضعیت صنعت نساجی به شمار می‌روند. ماشین‌آلات جدید می‌توانند میزان ضایعات را کاهش دهند، کیفیت تولید را ارتقا دهند، سرعت پاسخ به سفارش‌ها را افزایش دهند و مصرف انرژی را بهتر مدیریت کنند.

با این حال، نوسازی تجهیزات تنها به خرید دستگاه‌های تازه خلاصه نمی‌شود. آموزش نیروی انسانی، سرویس و نگهداری، دسترسی به قطعات یدکی و بهره‌گیری از نرم‌افزارهای مدیریت تولید نیز باید هم‌زمان گسترش یابد.

بخش قابل توجهی از واحدهای تولید پوشاک را بنگاه‌های کوچک و متوسط تشکیل می‌دهند و این واحدها معمولاً توان مالی لازم برای نوسازی مستقل تجهیزات را ندارند. بهره‌گیری از روش‌هایی مانند لیزینگ ماشین‌آلات، تأمین مالی زنجیره‌ای، ایجاد مراکز خدمات مشترک و استفاده اشتراکی از تجهیزات می‌تواند برای این بنگاه‌ها راهگشا باشد.

کمبود سرمایه در گردش، فشار مضاعفی بر تولیدکننده ایجاد کرده است

فاصله زمانی میان خرید مواد اولیه، تولید، توزیع و دریافت وجه فروش، سرمایه در گردش را به یکی از حساس‌ترین نقاط این صنعت تبدیل کرده است.

فروش نسیه، طولانی شدن زمان وصول مطالبات و ماندگاری کالا در شبکه توزیع می‌تواند نقدینگی تولیدکننده را تحت فشار قرار دهد. اگر بنگاه برای جبران این فاصله به منابع مالی پرهزینه متوسل شود، هزینه تأمین مالی نیز در قیمت نهایی کالا بازتاب خواهد یافت.

ابزارهایی مانند اعتبار خرید مواد اولیه، فاکتورینگ، تأمین مالی مبتنی بر سفارش و اعتبارسنجی زنجیره‌ای می‌توانند بخشی از این فشار را کاهش دهند.

فروش اینترنتی؛ دریچه‌ای تازه برای تولیدکنندگان

در کنار چالش‌های تولید، شیوه توزیع پوشاک نیز در حال تغییر است. در نظام سنتی فروش، معمولاً چندین واسطه از تولیدکننده تا بنکدار، توزیع‌کننده و فروشنده نهایی حضور دارند و هر یک هزینه‌هایی مانند حمل‌ونقل، انبارداری، اجاره و نیروی انسانی را به قیمت کالا اضافه می‌کنند.

رشد فروش اینترنتی و شبکه‌های اجتماعی این فرصت را فراهم کرده که تولیدکننده ارتباط مستقیم‌تری با مشتری برقرار کند و بخشی از واسطه‌ها از مسیر فروش حذف شوند.

البته فروش آنلاین تنها به داشتن یک صفحه در شبکه‌های اجتماعی یا راه‌اندازی فروشگاه اینترنتی خلاصه نمی‌شود. مدیریت موجودی، استفاده از تصاویر مناسب، ارائه مشخصات دقیق، جدول اندازه، ارسال منظم و فراهم کردن امکان تعویض یا مرجوعی از الزامات این شیوه فروش است.

ابهام در سایزبندی، مانع توسعه فروش آنلاین پوشاک است

یکی از مهم‌ترین موانع فروش اینترنتی پوشاک، نبود استاندارد مشترک در اندازه لباس‌هاست. تفاوت الگوهای تولیدی باعث می‌شود مشتری در انتخاب سایز دچار تردید شود و احتمال تعویض یا بازگشت کالا افزایش پیدا کند.


بیشتر بخوانید: روایت تلخ کاسبان جنوب از بازار بی‌ مشتری/ از سیتی‌ سنتر تا بازار زمرد؛ چرا چراغ بازار‌های قشم خاموش شد؟


ارائه جدول دقیق اندازه‌ها، توضیح درباره نوع برش و ویژگی پارچه و همچنین استفاده از داده‌های واقعی مصرف‌کنندگان می‌تواند اعتماد مشتری را نسبت به خرید اینترنتی افزایش دهد.

یکسان‌سازی سایزها در این حوزه نه‌تنها رضایت خریداران را بالا می‌برد، بلکه هزینه‌های مربوط به تعویض و مرجوعی کالا را نیز کاهش می‌دهد.

رقابت با کالاهای بی‌هویت و بدون شناسنامه

یکی دیگر از معضلات صنعت پوشاک، رقابت تولیدکنندگان رسمی با کالاهایی است که خارج از شبکه رسمی تولید یا توزیع وارد بازار می‌شوند.

تولیدکننده رسمی ناچار است هزینه‌هایی همچون مالیات، بیمه، رعایت استانداردها، کنترل کیفیت و ثبت برند را بپردازد؛ در حالی که برخی کالاهای خارج از شبکه رسمی ممکن است از بخشی از این مخارج عبور کنند.

برای مقابله با این مسئله، کنترل صرف در سطح خرده‌فروشی کافی نیست و باید مبادی ورود، شبکه‌های عمده توزیع، اسناد تجاری و امکان رهگیری کالا نیز به‌طور جدی مورد توجه قرار گیرد.

برند ایرانی؛ ظرفیتی که هنوز جای رشد فراوان دارد

برندسازی در صنعت پوشاک فقط به داشتن نام و لوگو محدود نمی‌شود. ثبات کیفیت، سایزبندی مناسب، دوام، طراحی، بسته‌بندی، اصالت کالا و پاسخ‌گویی به مشتری، همگی بخشی از ارزش یک برند را شکل می‌دهند.

بسیاری از واحدهای داخلی از توان تولید مطلوبی برخوردارند، اما ضعف در طراحی محصول، بازاریابی، بسته‌بندی و ارتباط با مشتری مانع از آن می‌شود که بتوانند ارزش افزوده‌ای متناسب با کیفیت تولید خود ایجاد کنند.

حرکت از تولید بی‌نام و سفارشی به سمت محصولات دارای شناسنامه می‌تواند سهم بیشتری از ارزش افزوده را در داخل زنجیره تولید حفظ کند.

صادرات پوشاک به برنامه‌ریزی بلندمدت نیاز دارد

بازارهای منطقه‌ای می‌توانند فرصتی مهم برای گسترش صنعت نساجی و پوشاک ایران باشند. نزدیکی جغرافیایی و برخی اشتراکات فرهنگی از جمله ظرفیت‌هایی هستند که امکان حضور در بازارهای منطقه را تقویت می‌کنند.

با این حال، صادرات پایدار صرفاً با حضور مقطعی در نمایشگاه‌ها یا فروش محدود شکل نمی‌گیرد. شناخت دقیق بازار هدف، رعایت استانداردها، ثبات در کیفیت، طراحی متناسب با سلیقه مشتری، بسته‌بندی مناسب و تحویل به‌موقع از الزامات حضور ماندگار در بازارهای خارجی است.

در نهایت، آینده صنعت نساجی و پوشاک به توانایی این بخش در عبور از تولید سنتی و تیراژمحور و حرکت به‌سوی تولید مبتنی بر تقاضا، داده و بهره‌وری وابسته است. کاهش هزینه‌های تولید، تأمین مالی مناسب، نوسازی تجهیزات، توسعه فروش دیجیتال، تقویت برندهای داخلی و ایجاد رقابت عادلانه می‌تواند قدرت رقابت تولیدکنندگان را افزایش دهد.

منبع: ایران جیپ

مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا