از اختلال دوقطبی تا حفاظت از مغز؛ مأموریت جدید لیتیوم در علوم اعصاب


پژوهشگران حوزه علوم اعصاب در تازه‌ترین یافته‌های خود، احتمال نقش محافظتی یک داروی قدیمی و پرکاربرد را در برابر بیماری آلزایمر، به عنوان شایع‌ترین نوع زوال عقل در سطح جهان، مورد بررسی قرار داده‌اند. لیتیوم که دهه‌هاست به عنوان خط اول درمان اختلال دوقطبی و برخی انواع افسردگی در نظام‌های بهداشتی به کار می‌رود، اکنون در کانون توجه تحقیقات نوین برای حفاظت از کارکردهای مغزی در بیماران مبتلا به مراحل نخستین آلزایمر قرار گرفته است.

به گزارش ایتنا به نقل از دیلی‌میل، مطالعات پیشین ارتباط میان سطح پایین این عنصر در بدن و کاهش توانایی‌های شناختی را نشان داده‌اند؛ به‌گونه‌ای که مقاله‌ای منتشرشده در مجله معتبر «نیچر» حاکی از آن است که مغز افراد مبتلا به آلزایمر، در مقایسه با جمعیت سالم، غلظت کمتری از لیتیوم را در خود جای داده است. این مشاهدات، زنگ خطری برای بررسی عمیق‌تر رابطه بین کمبود لیتیوم و فرایند تخریب عصبی به شمار می‌رود.

در ادامه این مسیر پژوهشی، آزمایش‌های حیوانی بر روی موش‌های اصلاح‌شده ژنتیکی که علائمی مشابه آلزایمر انسانی از خود بروز می‌دادند، نتایج امیدوارکننده‌ای را به همراه داشت. محققان دریافتند که تجویز دوزهای پایین لیتیوم، نه تنها به بهبود عملکرد حافظه در این مدل‌های حیوانی کمک می‌کند، بلکه شاخص‌های آسیب مغزی، از جمله تجمع پلاک‌های آمیلوئیدی که از نشانه‌های بارز این بیماری محسوب می‌شوند، را نیز به میزان قابل‌توجهی کاهش می‌دهد. به باور دانشمندان، مکانیسم محافظتی این دارو احتمالاً از طریق حمایت از سلول‌های عصبی مسئول حافظه و تفکر و نیز تسهیل ارتباط میان نواحی مختلف مغز اعمال می‌شود.

 




با این حال، جامعه علمی بر لزوم احتیاط در قبال این یافته‌های مقدماتی تأکید دارد. مقاله‌ای که در مجله «Translational Psychiatry» انتشار یافته، هرچند بر ضرورت انجام مطالعات گسترده‌تر در مورد کاربرد دوزهای پایین لیتیوم به عنوان یک گزینه درمانی بالقوه برای مراحل اولیه آلزایمر صحه می‌گذارد، اما از اثبات قطعی این فرضیه فاصله زیادی دارد.

دکتر ریچارد اوکلی، مدیر وابسته به تحقیقات و نوآوری در انجمن آلزایمر، در این خصوص اظهار داشته است که این داده‌ها هرچند بر غنای مباحث علمی می‌افزایند، اما به هیچ‌عنوان توانایی لیتیوم را در پیشگیری یا درمان زوال عقل به اثبات نمی‌رسانند. وی همچنین خاطرنشان کرد که کارآزمایی‌های بالینی انجام‌شده بر روی بیماران تا به امروز، محدود و از حیث قطعیت آماری ناقص بوده و هیچ مدرک روشنی برای اثبات اثر درمانی قطعی این دارو وجود ندارد.

در نهایت، پژوهشگران بر این باورند که یافتن راهکارهای مؤثر برای مهار زوال عقل، مستلزم تداوم تحقیقات در مسیرهای متنوع و موازی است و تنها کارآزمایی‌های بالینی در مقیاس وسیع و با متدولوژی دقیق، معیار نهایی برای سنجش تأثیر واقعی هرگونه مداخله درمانی بر کیفیت زندگی بیماران خواهد بود.

بدین ترتیب، باید منتظر ماند و دید که آیا لیتیوم کهنه‌کار، پس از دهه‌ها خدمت در عرصه روان‌پزشکی، می‌تواند در قامت یک محافظ عصبی نیز ظاهر شود یا این فصل از تحقیقات، به سرانجامی مشابه بسیاری از گمانه‌زنی‌های پیشین در حوزه آلزایمر ختم خواهد شد.

مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا