سید محمد خاتمی: برای دفاع از ایران، به روایت تمدنی و صدای عقلانی در سیاست نیاز داریم

“`html

رئیس جمهور پیشین کشور با برجسته‌سازی ضرورت حفظ تمامیت سرزمینی، تاریخی و تمدنی ایران به‌عنوان محور اصلی رویکردهای ملی، بیان کرد: بازنمایی معتبر از تاریخ تمدنی و صدای خردمندانه سیاسی می‌تواند به‌عنوان ظرفیت ارزشمندی در دفاع از ایران، مقابله با ادعاهای بی‌پایه تمدنی و فراهم آوردن افق‌های نو برای آینده کشور عمل کند.

سیدمحمد خاتمی در بیانیه‌ای که روز چهارشنبه منتشر شد، به بررسی وضعیت کنونی ملی و بین‌المللی پرداخت و نوشت: ایران عزیز این روزها با یکی از سخت‌ترین مقاطع تاریخ شکوهمند خود مواجه است. جنگی نابرابر و ناعادلانه که توسط دولت آمریکا و رژیم اسرائیل علیه تمامی جوانب اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، نظامی و علمی کشور اعمال شده است، به بار آورده است و بحران‌های متشکل از تحریم و محاصره زندگی روزمره و معیشت حداقلی ایرانیان شریف را در خطر قرار داده است. بر هیچ کس پوشیده نیست که به سبب تدبیر، باید اولین دغدغه‌ها پیرامون ایران و چالش‌های مردم باشد و هم‌زمان با تأکید بر مقاومت بی‌نظیر، بایستی بر پیشبرد راهکارهای سیاسی که افق‌های نو باشد، تمرکز گردد.

خاتمی افزود: انتظار وقوع جنگی ویرانگر، حتی اگر غیرواقعی باشد، یا ادامه وضعیتی بحرانی و مبهم در کشور، می‌تواند روحیه و تاب آوری ملت را در برابر حوادث مختلف تضعیف کند. بنابراین، باید همت و همبستگی تمامی ارکان نظام، جریان‌های سیاسی و مدنی که دل در گرو ایران دارند و تمامی اقشار ملت را بر این اصل قرار دهیم که باید از این شرایط فرساینده و بحران‌زا خارج شویم و به دولت محترم کمک نماییم تا بن‌بست‌های کنونی را بشکند و افق‌های جدیدی برای سربلندی ایران بگشاید.

خاتمی ادامه داد: بر اساس تجارب اندکی که در خدمتگزاری به ملت بزرگ ایران به دست آورده‌ام، احساس می‌کنم که علاوه بر آنچه بر سفره زندگی امروز مردم می‌گذرد، خطرات بزرگی فردا و دنیای اطراف ما را تهدید می‌کند. زمانی دعوت به «گفت‌وگوی تمدن‌ها» با نام ایران به یک رویکرد جهانی و رسمی تبدیل شد، اما امروز در میانه جنگ‌های گسترده و تجاوزات آشکاری که قربانیان فراوانی می‌گیرد، صحبت از «جنگ تمدن‌ها» به میان آمده است و این نمایانگر تشدید بحران‌های جهانی و منطقه‌ای می‌باشد.

وی افزوده است: وزیر امور خارجه آمریکا اخیراً در آتن به توجیه تاریخی جنگ‌افروزی‌ها و زیاده‌خواهی‌های فعلی دولت خود پرداخت و به درگیری‌های تمدنی کهن ایران و یونان اشاره کرد؛ سخنی که نه از اعتبار علمی برخوردار است و نه از وجاهت سیاسی، بلکه به‌دنبال توجیه تجاوزات امروز در لفافه‌ای از تقابل‌های خیالی تاریخی و تمدنی می‌باشد.

رئیس دولت اصلاحات خاطر نشان کرد: ایران تنها یک نام جغرافیایی نیست؛ بلکه مهد کهن‌ترین تمدن‌های تاریخ بشری است؛ سرزمینی که در گفت‌وگوهای تاریخی با یونان و دیگر تمدن‌های باستان، همواره علم، فلسفه، فرهنگ و هنر را تولید و تبادل کرده است. لذا کسانی که امروز پرچم‌دار تهدید و جنگ تمدن‌ها هستند نمی‌توانند در برابر ایران که داعیه‌دار اندیشه، عدالت، آزادی و حقوق انسانی است، قرار گیرند.

خاتمی در بخش دیگری از این بیانیه اظهار داشت: آمریکا کشوری بزرگ است و باید برای ملت آن، همچون سایر ملت‌ها، احترام قائل شد؛ اما نمی‌توان از خطرات سیاست‌های جهانی و نحوه اداره آن کشور غافل ماند، شیوه‌ای که بزرگ‌ترین خروجی‌اش برای ایران و بسیاری از کشورهای دنیا، کودتا، تجاوز و غارت سرمایه‌های مادی و معنوی بوده است. اعمال فجیع‌ترین جنایت‌ها و بدترین نقض قوانین بین‌المللی و پایمال کردن حقوق ملت ایران با همکاری رژیم انسان‌ستیز اسرائیل در سال‌های اخیر و در تجاوزهای آشکار، گواه این واقعیت است. جان‌های بی‌گناه از جمله ۱۷۰ کودک دبستانی و هزاران شهروند شریف، چطور می‌تواند معانی خود را در ادامه تحریم‌های ناعادلانه و محاصره‌های غیرانسانی توجیه کند؟ و در عوض آن، مقاومت شگفت‌انگیز مردم و مدافعان میهن چه نامی می‌گیرد؟

وی خاطرنشان ساخت: البته باید آگاه باشیم که این صدای بلندی که از حاکمیت آمریکا برخاسته است، هرچند که بلند است، اما صدای واقعی ملت و نخبگان آمریکا و یا نماینده نظم جهان پیشرفته نیست. صدای گفتگو، صلح، امنیت پایدار و توسعه همه‌جانبه، صدایی است که گرچه هنوز در عرصه سیاست به آسانی شنیده نمی‌شود، اما در میان انسان‌ها امیدهای نوینی را به وجود آورده است؛ صدای حمایت از مظلومیت مردم غزه، صدای نفرت از اسرائیل و تقاضا برای انزوای آن و صدای زوال اعتباری که دولت آمریکا با آن مواجه شده است، به وضوح در حال گسترش است و انکار آن غیرممکن است.

خاتمی افزود: تصویر جامع و به‌هم‌پیوسته‌ای که پیش از این رئیس‌جمهور چین از نیازهای پیش روی جهان ارائه داده، سند دیگری بر این حقیقت است. طبق دیدگاه چین، چهار موضوع اصلی بشر— توسعه و فناوری، صلح و امنیت، گفت‌وگوی تمدن‌ها، و اصلاح حکمرانی جهانی— از یکدیگر جداناپذیرند. اکنون وظیفه ما چیست؟ بدون شک باید به دنبال راه حل و تدبیری برای دور نگه‌داشتن سایه جنگ و تجاوز از کشور، حمایت از منافع و امنیت ملی، تأمین معیشت مردم و دستیابی به توسعه پایدار برای ایران باشیم.

رئیس دولت اصلاحات به‌خاطر آورد: من در میان این جنگ‌افروزی‌ها و ادعاهای تمدنی غیرواقعی از همه متفکران، نخبگان سیاسی و مدنی و عموم مردم که دغدغه ایران را دارند، خواهش می‌کنم که حفظ تمامیت سرزمینی، تاریخی و تمدنی ایران را در کانون نگرش‌ها و راهکارهای فکری و سیاسی خود قرار دهند و صدای این خواسته و اراده ملی را به تمامی سطوح و ظرفیت‌های گفت‌وگویی در تمام عرصه‌های ملی و بین‌المللی منتقل نمایند. امروز هر روایت معتبر تمدنی و هر صدای خردورزانه سیاسی، زمینه‌ای ارزشمند برای پاسداری و دفاع از ایران و ایجاد افق‌های نو برای سربلندی و آینده روشن این مرز و بوم به‌حساب می‌آید.

“`

مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا