«ننه عصمت» کیست؟ / زنی که نزدیک به پنج دهه دستکش برای رزمندگان بافت

خبرآنلاین: «فاطمه صغری فلکیان»، که بیشتر به عنوان «ننه عصمت» شناخته می‌شود، یکی از زنان تأثیرگذار یزد بود که نامش به بافت دستکش و حمایت از رزمندگان در دوران جنگ 8 ساله ایران و عراق پیوند خورده است. او نه تنها یک فرمانده نظامی بود و نه جایگاهی رسمی در ساختار دفاعی کشور داشت، بلکه هرگز در میدان جنگ حاضر نشد؛ اما با هنری که در خانه خود آموخته بود، راهی برای کمک به دفاع از کشور جستجو کرد. او مدت‌های طولانی برای رزمندگان و مرزبانان دستکش می‌بافت و حتی بیماری و سن بالا نتوانست عادت دیرینه‌اش را متوقف سازد.

فاطمه صغری فلکیان، در روایت‌های رسانه‌ای به عنوان ننه عصمت شناخته می‌شد، در شهریور ۱۳۱۹ در یزد متولد شد. او روز گذشته در سن ۸۶ سالگی از دنیا رفت؛ زنی که زندگی‌اش با کاموا، میل بافتنی و دستکش‌هایی پیوند خورده که از خانه‌اش در یزد به جبهه‌ها و مناطق مرزی ارسال می‌شد.

از دیاری در یزد تا گشودن درهای جبهه‌ها

آغاز فعالیت‌های ننه عصمت به دوران جنگ ایران و عراق برمی‌گردد؛ روزهایی که جنگ تحمیلی بخش عظیمی از جامعه ایران را تحت تأثیر قرار داده بود و مردم دست به اقدامات مختلفی برای یاری‌رسانی به جبهه‌ها می‌زدند. او نیز تصمیم اتخاذ کرد تا از هنر خود بهره گیرد: بافت دستکش و شال‌گردن‌های گرم به منظور کمک به سربازان.

تصمیم او تحت تأثیر روایت‌هایی بود که از سرمای جبهه‌ها می‌شنید. بر اساس اطلاعات منتشرشده از زندگی‌اش، ننه عصمت متوجه شده بود که رزمندگان در سرمای طاقت‌فرسای جبهه‌ها با دشواری‌های فراوانی روبرو هستند و حتی دستان‌شان در سرما به اسلحه می‌چسبد. این تصویر، محرکی شد تا به بافت دستکش و شال‌گردن برای نیروهای حاضر در جبهه بپردازد:

او در بیان انگیزه‌اش اشاره کرده است که فرزندی ندارد که به جبهه بفرستد و به همین دلیل تصمیم گرفت با هنر بافتنی‌اش به رزمندگان یاری رساند. این روایت درک عمیق‌تری از شخصیت او ارائه می‌دهد: ننه عصمت تمایل داشت سهمی در جنگ داشته باشد، اما این سهم را نه به‌صورت حضور در میدان جنگ، بلکه با انجام کاری خانگی و متناسب با توانایی‌هایش ایفا کرد؛ «چون پسری نداشتم که به جبهه بفرستم، به دلم افتاد که حداقل با هنر بافتنی برای رزمنده‌ها شال و دستکش ببافم. شنیده بودم در جبهه‌ها آنقدر سرد است که دست‌شان به سلاح می‌چسبد و این قلبم را آزرده می‌کرد. از آن زمان عهد کردم تا زنده‌ام، شال‌گردن و دستکش ببافم و از این کار خسته نخواهم شد. در آن روزها برخی مربا درست می‌کردند و برخی دیگر شال و کلاه می‌بافتند و خیلی‌ها هم پول و طلا برای کمک به جبهه می‌فرستادند. من هم با این کار خواستم دینم را به رزمنده‌ها ادا کنم.»

پس از جنگ، بافتن همچنان ادامه داشت

هرچند پس از اتمام جنگ ایران و عراق، فعالیت‌های ننه عصمت متوقف نشد، او به بافتن دستکش ادامه داد، با این تفاوت که در سال‌های بعد، مرزبانان نیز به جمع دریافت‌کنندگان دست‌بافته‌هایش اضافه شدند. ننه عصمت، بافتن دستکش را به یک فعالیت مستمر تبدیل کرده بود؛ فعالیتی که از روزهای جنگ آغاز شده بود و سال‌ها پس از پایان آن هم ادامه یافت.

او به‌ویژه با نزدیک شدن فصل سرما، هر سال دستکش‌هایی برای نیروهایی که در مناطق سردسیر و مرزی خدمت می‌کردند، بافت. در این فرآیند، آنچه که اهمیت داشت تنها تعداد دستکش‌ها نبود؛ بلکه تداوم تصمیم شخصی‌اش بود که با گذشت دهه‌ها همچنان برای او معنا داشت. سال‌های متمادی بافتن، همچنین بالا رفتن سن و مشکلات جسمانی کم‌کم توان ننه عصمت را کاهش می‌داد، اما با این حال، بر اساس گزارش‌های منتشرشده، او حتی در دوران کهولت و بیماری علاقه‌اش به این کار را حفظ کرد.

برای ننه عصمت، میل و کاموا تنها ابزاری برای سرگرمی‌های خانگی نبود؛ بلکه بافتن دستکش بخش جدایی‌ناپذیر از زندگی روزمره و هویت شخصی او شده بود. شاید به همین دلیل است که در یکی از آخرین گفت‌وگوهایش بیان کرد: «رزمنده‌های زیادی به من سر می‌زنند و تشکر می‌کنند. وقتی می‌بینم هنوز هم دستکش‌های من را دارند، احساس خوشحالی می‌کنم.»

دستکش‌هایی که به نماد تبدیل شدند

با گذشت زمان، دستکش‌های ننه عصمت از یک هدیه شخصی فراتر رفتند و به نمادی از فعالیت داوطلبانه او بدل شدند. نام او در کنار جشنواره مردمی فیلم عمار قرار گرفت؛ جایی که جایزه‌ای ویژه تحت عنوان «دستکش ننه عصمت» به برخی از برگزیدگان اهدا می‌شد. افرادی مانند بهروز افخمی و مسعود ده‌نمکی از جمله کسانی بودند که این جایزه را دریافت کرده‌اند.

پس از انتشار خبر درگذشت او، فرمانده کل سپاه پاسداران پیام تسلیتی را برای درگذشت ننه عصمت صادر کرد و از نقش او در حمایت از رزمندگان تقدیر کرد.

پایان یک زندگی، ماندگاری یک روایت

درگذشت ننه عصمت در ۲۱ مهر ۱۴۰۵، به معنای پایان زندگی زنی بود که قریب به نیم‌قرن از عمر خود را به بافتن دستکش برای رزمندگان و مرزبانان اختصاص داد. او در این مسیر هرگز به دنبال حقیقت‌سازی رسمی نبود و نه هدفش از ابتدا جلب شهرت عمومی بود؛ بلکه بافتن دستکش برای او فرصتی بود تا به کسانی که برای دفاع از کشور در شرایط سختی قرار داشتند، یاری رساند.

میل‌های بافتنی ننه عصمت دیگر در دستان او حرکت نمی‌کنند، اما یادش همچنان با دستکش‌هایی زنده خواهد ماند که برای گرما بخشیدن به دستان دیگران بافته شده‌اند؛ دستکش‌هایی که هر رج آن، بخشی از داستان زندگی زنی را روایت می‌کند که در صدد ادا کردن سهم خود در دفاع از وطن بود.

2929

مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا