در نبردهای معاصر هدف نابودی به جای پیروزی است/ هوش مصنوعی به جای انسان‌ها در میدان جنگ فعالیت می‌کند

رضا داوری اردکانی در نوشته‌ای ذکر کرده است:‌ در حال حاضر دیگر لشگرها و ارتش‌ها در میدان نبرد نبوده و جنگ‌ها به عرصه‌ای از اطلاعات، تکنولوژی و هوش مصنوعی تبدیل شده‌اند. بنابراین، دیگر نیازی به حکمت و عقلانیت احساس نمی‌شود! هوش مصنوعی به جای انسان خردمند نشسته و انتظار می‌رود وظایف او را به اجرا درآورد! به نظر می‌رسد که افق روزگار به گونه‌ای رقم خورده که گویی هوش مصنوعی می‌خواهد به طور کامل جایگزین انسان گردد!

در عصر دوشنبه هفتم مهرماه، نشستی تحت عنوان «بحران تفرعن و تکاثر در جهان کنونی و ظهور جنایات آخرالزمانی» در فرهنگ‌سرای اندیشه با قرائت پیام رضا داوری اردکانی به انجام رسید. آنچه در ادامه می‌آید، متن پیام این استاد برجسته فلسفه در آن نشست می‌باشد:
 
****
 
به نام خدا
با درود به حاضران و آنانی که به کلام من گوش می‌سپارند، صحبت خود را آغاز می‌کنم و همچنین از زحمات عزیزانی که پس از فوت استاد دکتر فردید، هر ساله به یاد او نشست‌هایی علمی برگزار می‌کنند، تقدیر می‌نمایم. دکتر فردید دارای درکی عمیق از فلسفه بود؛ اما به دلیل عدم بیان دقیق نظراتش، بسیاری از شنوندگان نتوانستند به درستی از او بهره‌مند شوند و درمورد او نیز به درستی قضاوت کنند. عده‌ای هم فلسفه او را با نظریاتش در امور روزمره درهم آمیخته و با او به مخالفت و حتی دشمنی پرداخته‌اند. برخی افراد و تعدادی از شاگردان ایشان نیز که درصدد دفاع از فلسفه او برآمده‌اند، به گروهی غیرواقعی با عنوان فردیدی-هیدگری نسبت داده شده‌اند.
 
فلسفه فضایی برای گفتگو است؛ اما زمانی که مباحث به خصومت، فحش و ناروایی کشیده می‌شود، دیگر جایی برای فلسفه نمی‌ماند. فلسفه به معنای دوستی است و دوستی جزء لاینفک مفهوم فلسفه محسوب می‌شود و از آنجا که فلسفه شیفته حکمت و معرفت است، بی‌خردان بالطبع با آن نسبتی ندارند. البته مواجهه خصمانه با فلسفه، امری نوظهور نیست! در آتن که زادگاه فلسفه و کانون شعر و تفکر بود، سقراط را که بر اساس گفته افلاطون، در دانش و فضیلت همتایی نداشت، به قتل رساندند! در سرزمین ما نیز متفکران و فیلسوفان آزار و اذیت‌هایی را متحمل شدند و سهروردی جان خویش را از دست داد!
 
تنها گناه فلسفه این است که جهل و حماقت و غرور را افشا می‌سازد و طبیعی است که نتیجه‌ای جز واکنش منفی نخواهد داشت. نمی‌دانم اگر دکتر فردید در قید حیات بود، در مورد زمان و وضعیت کنونی جهان و ایران چه قضاوتی می‌کرد و چه نظری می‌داشت. مسلماً نظرات اساسی‌اش ثابت باقی می‌ماند؛ اما وی به دلیل آشنایی با زمان و تاریخ نمی‌توانست نسبت به تغییرات جهان بی‌تفاوت باشد! یکی از موضوعاتی که در این نشست مطرح خواهد شد، درباره جنگ‌ها، کشتارها و ویرانی‌های آخرالزمانی است. چرا عنوان آخرالزمانی برای جنگ‌ها؟ آیا جنبه‌های مرتبط با وجود ما در دوره حاضر نیز، آخرالزمانی نیستند؟
 
به نظر می‌رسد اگر جنگ‌ها در حال حاضر تحت عنوان جنگ‌های آخرالزمانی توصیف می‌شوند، باید بررسی و تفکر شود که انسان در آخرالزمان چه ویژگی‌ها و چالش‌هایی دارد. اما از آنجایی که موضوع جلسه به جنگ‌های آخرالزمانی اختصاص دارد، ناگزیر به این بحث ورود می‌کنم! منظور از جنگ‌های آخرالزمانی چیست؟ این جنگ‌ها با جنگ‌های پیشین چه تمایزاتی دارند و چه ویژگی خاصی را به خود اختصاص داده‌اند؟ در جنگ‌های آخرالزمانی، دیگر مثل سابق، جنگ‌ها به لشکرکشی و درگیری‌های نظامی محدود نمی‌شوند! بلکه این جنگ‌ها بر مبنای اطلاعات و تکنیک‌های نوین شکل می‌گیرند؛ و فرماندهی آن‌ها نیز بر عهده هوش مصنوعی قرار دارد.
 
البته وقتی از شرایط جنگ صحبت می‌شود، نمی‌توان از پیوند آن با تفرعن غافل شد! اما تفرعن کنونی که منجر به بسیاری از جنگ‌ها شده، به احتمال زیاد کمتر ناشی از اراده قدرت است و بیشتر نتیجه توهم قدرت به شمار می‌رود! به هر حال عصر ما، چنان که برخی فیلسوفان معاصر اشاره کرده‌اند، دوره‌ای سرشار از کینه و دشمنی است! شخصی نظیر کارل اشمیت حتی گفته است که سیاست به معنای شناسایی دشمن و تعیین حدود مرزهای دوستی و خصومت است! در چنین شرایطی، پرهیز از جنگ عملاً دشواری فراوانی دارد. اما همان‌گونه که اشاره شد، ما اکنون در دوران جنگ اطلاعات به سر می‌بریم. قدرت‌های جهانی با اتکاء به اطلاعات و تاثیرات آن، قدرت خویش را حفظ و در مواقع لزوم به کار می‌برند. وقتی بین دو یا چند کشور خصومتی وجود دارد، نفوذ اطلاعاتی می‌تواند به عنوان اساسی‌ترین و موثرترین عامل در پیروزی یا شکست آن‌ها به شمار آید.
 
یکی دیگر از ویژگی‌های جنگ‌های این عصر که بس عجیب و غیرمعمول است، این است که هدف و مراد آن‌ها بیشتر به نابودی معطوف می‌شود تا فتح و پیروزی! کسانی که زمانه را مملو از کینه می‌دانند، شاید این نظر را دارند که دشمنان با تسلیم یکدیگر قانع نمی‌شوند و در پی نابودی یکدیگر هستند. می‌دانیم که تاریخ مدرنیته با طرح سوبژکتیویته و ظهور اراده‌ای به سمت قدرت شکل گرفته و به تحولاتی ریشه‌ای در شرایط و زندگی تمامی مردمان عالم انجامیده است؛ اما اکنون این خودبنیادی دیگر آن قدرت اولیه را ندارد. آن زمان که گفته شد: “انسان مرده است!” به واقع مرگ سوبژکتیویته و اراده به قدرت را بیان می‌کردند!
 
چنان که اشاره شد، اکنون دیگر لشگرها و سربازان در جنگ‌ها ایفای نقش نمی‌کنند، بلکه میدان جنگ به عرصه اطلاعات، تکنیک‌ها و هوش مصنوعی تبدیل گشته است. بنابراین، دیگر نیازی به خرد و شعور انسانی احساس نمی‌شود! هوش مصنوعی به عنوان جانشین انسان خردمند مطرح شده و امید به آن می‌رود که وظایف او را انجام دهد! به نظر می‌رسد که وضعیت روزگار حاکی از آن است که به طور فزاینده‌ای هوش مصنوعی در حال تبدیل شدن به جایگزینی برای انسان است! گفته می‌شود و به درستی هم می‌گویند که هیچ موجودی نمی‌تواند مصنوعی بهتر از خود بسازد! در حال حاضر نیز هیچ کس در پی خلق موجودی کامل نیست، بلکه آدمی بدون آنکه خود آگاه باشد، به دنبال ساخت و جانشین خود است تا از نگرانی‌های ناشی از ناتوانی در مدیریت امور رهایی یابد!
از توجه و صبوری شما سپاسگزاری می‌کنم و به روح استاد دکتر فردید درود می‌فرستم.
 
رضا داوری اردکانی، هفتم مهرماه ۱۴۰۴

مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا