ایجاد نهاد حمایتی برای تماشاگران تئاتر در شهرداری تهران / راه حلی برای توسعه دسترسی فرهنگی و تحقق عدالت فرهنگی

پیتر بروک تئاتر را فضایی خالی میداند که در آن انسان به مواجهه با خودش و دیگران میپردازد؛ اما در وضعیت کنونی تهران، این فضای خالی بیشتر به وسیله دیوارهای بلند «افزایش قیمت» و «موانع دسترسی» محدود شده است. فشارهای اقتصادی و تورم افسارگسیخته، هزینههای تولید و در نتیجه، قیمتهای بلیت را به طرز چشمگیری افزایش داده و سالنهای نمایش به طور فزایندهای از دسترسی طبقه متوسط، دانشجویان جوان و اقشار حقوقبگیر جامعه خالی گشتهاند. این وضعیت فراتر از یک چالش مالی، زنگ خطری برای پیدایش یک «آپارتاید فرهنگی» خاموش در پایتخت به شمار میآید. از دیدگاه جامعهشناختی، مصرف فرهنگی نه تنها یک تفریح لوکس به حساب میآید، بلکه موتور محرکه «سرمایه فرهنگی» و همبستگی اجتماعی در جامعه است. زمانی که معلمان، دانشجویان و کارمندان به دلیل مشکلات مالی از دایره تماشای تئاتر حذف میشوند، شهر به سمت انجماد فرهنگی و افول سرمایه اجتماعی میرود. در اینجا، سوال بنیادین این است که چرا نهادهای مسئول در کلانشهر تهران که بار مسئولیت مدیریت بحرانهای کالبدی و عمرانی را بر دوش دارند، نباید پیشتاز در حل این معضل فرهنگی دیرپا شوند؟
از حمایت تولید تا نجات مصرفکننده
اگر به تجارب شهرهای پیشرو در سطح جهانی نگاهی بیندازیم، میتوانیم ببینیم که مدیریت شهری مدرن سالهاست که از روش قدیمی و ناکارآمد «یارانه مستقیم به تولید» فاصله گرفته است. تخصیص بودجههای عمومی به تولیدکنندگان آثار، غالباً به بوروکراسی سنگین و آثار سفارشی دور از نیازهای واقعی جامعه منجر شده است. از طرف دیگر، شهرداریهای موفق در سراسر جهان نقش خود را به «تسهیلگر دسترسی عمومی» تغییر دادهاند. این نهادها با تأسیس مراکز واسط و تخصصی، یارانه را مستقیماً به مخاطبان و سطوح پایین جامعه وارد میکنند. از طریق توزیع بنهای بلیت، کارتهای اعتباری فرهنگی ویژه جوانان و خانوادهها و یارانههای متقابل برای سالنها، همزمان دو هدف را محقق میسازند: نخست، اطمینان از رونق اقتصادی سالنها و دوم، باز کردن درهای تئاتر بر روی اقشاری که در معرض محرومیت فرهنگی قرار دارند.
مدیریت شهری تهران در سالهای اخیر نشان داده است که در زمینه عمران، خدمات شهری و مدیریت بحرانهای کالبدی از قابلیت و پویایی شایانی برخوردار است. اما همواره مطالبهای از نخبگان وجود دارد که توازن میان «توسعه زیرساختهای فیزیکی» و «توسعه فرهنگی و جان شهر» به شکل جدیتر و مؤثرتری مورد توجه قرار گیرد.
تهران زیبا نیازمند مفهوم جامعهشناختی «حق به شهر» است؛ بدین معنا که همه شهروندان باید به صورت برابر به منابع و امکانات معنوی دسترسی داشته باشند. شهرداری تهران با اتکا به بدنه کارشناسی متخصص و مدیران آیندهنگر خود، ظرفیت بینظیری برای راهاندازی نخستین سازمان تخصصی در ایران به منظور «حمایت از مخاطبان و توسعه دسترسی فرهنگی» برخوردار است. این نهاد میتواند با ارائه تخفیفهای قابل توجه، بنهای حمایتی و زیرساختهای نوآورانه برای فروش بلیت (همچون کارتهای اعتباری شهروندی)، بار دیگر سالنهای نمایش را به مراکز زنده و باقوت تفکر و گفتوگو تبدیل کند.
تئاتر؛ اقتصادیترین سرمایهگذاری در امنیت اجتماعی
چرا شهرداری باید در زمینه تئاتر سرمایهگذاری کند؟ پاسخ روشن است: تئاتر، کارگاه تولید همدلی و تحمل اجتماعی است. در جامعهای که شهروندان با تماشای درد و آرزوهای یکدیگر در سالنهای نمایش ملاقات میکنند، خشونت و بزهکاری اجتماعی کاهش مییابد. سرمایهگذاری مدیریت شهری در زمینه دسترسی به تئاتر، هزینه نیست؛ بلکه ارزانترین، پایدارترین و هوشمندانهترین سرمایهگذاری برای کاهش آسیبهای اجتماعی و ارتقای فرهنگ شهروندی به شمار میآید.
بحران قیمت بلیت تئاتر و خروج آرام طبقه متوسط از سالنها، چالشی است که با بخشنامههای اداری قابل حل نیست. به مدیران ارشد شهرداری تهران پیشنهاد میشود که با تکیه بر تجربیات موفق مدیریت شهری و بهرهگیری از خرد جمعی نخبگان تئاتر، پیشگام در تأسیس یک سازمان برای «توسعه دسترسی فرهنگی به هنر نمایش» شوند.
این اقدام نه تنها نام مدیریت شهری را به عنوان نجاتدهنده فرهنگ و هنر در تاریخ این سرزمین ثبت خواهد کرد، بلکه گام بلندی در راستای تحقق عدالت اجتماعی و بازگرداندن شادابی و امید به رگهای تپنده پایتخت خواهد بود. شهری زنده، شهری است که در آن صحنه تئاتر به همه شهروندان سهم مساوی میدهد.
عضو هیات علمی دانشگاه بینالمللی سوره
۲۴۲۲۴۲



