جنایتی هولناک که ارومیه را در وضعیت وحشتناکی قرار داد

مانی، جوان ۱۹ سالهای ساکن ارومیه، در تاریخ ۲ آبان برای تفریح از منزل خارج شد اما دیگر به خانه بازنگشت. او در آخرین تماس خود با مادرش از ربوده شدن و تلاش به قتلش سخن گفت و اعلام کرد که موفق شده از خودرو فرار کند؛ تماس ناگهان قطع شد و چند روز بعد، با کشف جسد او در یک دره، داستان این واقعه به یک پرونده جنایی تبدیل گشت.
مانی، پسر جوان ۱۹ ساله ارومیهای، در تاریخ ۲ آبان برای یک تفریح از خانه خارج شد، اما هرگز به منزل خود بازنگشت. او در تماس پایانی خود با مادرش از ربوده شدن و نقشهای برای قتلش صحبت کرد و گفت که توانسته از خودرو خود را به بیرون پرتاب کند؛ تماسی که ناگهان قطع شد و پس از چند روز، با پیدا شدن جسدش در یک دره، به یک معما و پرونده جنایی بدل شد.
طبق اطلاعات اولیه، مانی در روز ۲ آبانماه به همراه یکی از دوستانش برای سرگرمی از خانه خارج شد، اما دیگر به خانه بازنگشت.
خانواده مانی زمانی جستوجو برای او را آغاز کردند که او در یک تماس فوری با مادرش اعلام کرد که ربوده شده و جانش در خطر است. در آن مکالمه، مانی گفت که موفق شده از خودرو بگریزد و از مادرش کمک خواست، اما تماس در همان زمان قطع شد.
با نگرانی از وضعیت خطرناک پسرشان، خانواده مانی به پلیس مراجعه کردند و اعلام کردند که فرزندشان در خطر جدی است. همزمان با شروع تحقیقات پلیسی، خانواده نیز تلاشهای خود را برای یافتن او ادامه دادند و تصاویر مانی را در شبکههای اجتماعی منتشر کردند تا شاید فردی از او خبری داشته باشد.
این جستوجوها تا روز چهارشنبه ادامه یافت تا اینکه جسد مانی پیدا شد و به وضوح مشخص شد که او به قتل رسیده است. جسد او برای انجام معاینهها و بررسیهای لازم به مرکز پزشکی قانونی منتقل شد و تحقیقات کارآگاهان پلیس برای روشن شدن ابعاد این جنایت آغاز شد.
به منظور روشن شدن جزئیات بیشتر درباره این ماجرای قتل، ارتباطی با دایی مانی برقرار کردیم.
دایی مانی از زمان خروج او از خانه تا ناپدید شدنش، تماس او با مادر و دوست نزدیکش و همچنین از دروغگویی قاتلان و ایجاد صحنهسازی و تماسهای پیدرپی برای فریب دیگران سخن گفت. او همچنین به تلاش متهمان برای آمادهسازی فرار از کشور و نقش یکی از نزدیکان قاتلان در شناسایی مخفیگاه آنها اشاره کرد؛ فردی که به گفته او، به دلیل عذاب وجدان اطلاعات مربوط به قاتلان و محل اختفای آنها را به پلیس ارائه داد.
دایی مانی در ادامه گفتوگو اظهار داشت: «۲ آبانماه، مانی به همراه دوستش برای تفریح به محلی به نام بند در ارومیه رفت. به گفته دوستش، هوا کمی سرد بود و متهمان از آنها خواسته بودند تا سوار خودروی آنها شوند تا گرم شوند. در این حین، دوست مانی برای کاری از خودرو پیاده شد و دیگر تماسی از مانی دریافت نکرد تا زمانی که او از وی کمک خواست.»
در جریان تحقیقات پلیس مشخص شد که مانی سوار یک دستگاه خودروی پژو ۴۰۵ از محل بند خارج شده و به سمت روستاها رفته است. این سرنخ، نقطه آغاز پیگیریها برای یافتن مانی و شناسایی مسیر حرکت او بود.
دایی مانی در ادامه درباره آخرین تماس این جوان با مادرش بیان داشت: «همان شب که مانی ربوده شد، با مادرش تماس گرفت و گفت که او را دزدیدهاند و قصد کشتنش را دارند، اما موفق شده از خودرو بیرون بپرد و فرار کند. اما در میانه صحبت، تماس تلفنی مادرش قطع شد. سپس مانی با دوست صمیمیاش تماس گرفت و از او یاری خواست. دوستش نیز با تلفن خود به جستوجوی مانی پرداخت اما نتوانست او را بیابد.»
جستوجوها همچنان ادامه داشت تا اینکه یکی از نزدیکان قاتلان، زمانی که آنها درباره فرار از کشور صحبت میکردند، دچار عذاب وجدان شد و با پلیس تماس گرفت و مخفیگاه متهمان را افشا کرد.
به گفته دایی مانی، پلیس پس از دریافت این اطلاعات در یک عملیات سریع متهمان را دستگیر کرد و تحقیقات جامع بر روی این پرونده همچنان ادامه دارد.
این فرد نزدیک به خانواده مانی در گفتوگو با رکنا اعلام کرد که خانواده هنوز در انتظار روشن شدن انگیزه این جنایت هستند؛ زیرا مانی جوانی آرام و ساده بود و هنوز مشخص نیست که متهمان به چه دلیلی و با چه انگیزهای او را ربوده و به قتل رساندهاند.
او همچنین در اشاره به اظهارات متهمان گفت: «قاتلان در یکی از اعترافاتشان خاطرنشان کردهاند که مانی را سوار خودرو کرده و سپس او خودش را از ماشین بیرون انداخته و از آنجا دیگر هیچ خبری از او نداشتهاند.»
با این حال، به گفته این فرد نزدیک به خانواده، متهمان بعد از دستگیری محل دفن جسد را نیز به پلیس نشان دادهاند. آنها جسد مانی را در یک دره پنهان کرده و روی آن را با سنگ و زباله پوشانده بودند تا یافت نشود.
او در انتها به انتظار خانواده برای روشن شدن ابعاد این جنایت اشاره کرد و گفت: «ما در انتظار هستیم تا پلیس هرچه زودتر اعترافات دقیق قاتلان را به ما اعلام کند. هنوز نمیدانیم چرا چنین اتفاقی برای مانی روی داده و انگیزه آنها چه بوده است. امیدواریم با روشن شدن حقایق، حداقل بخشی از این درد و رنجی که خانواده تحمل میکند، کاهش یابد.»



