ظریف: برجام باید به گونه‌ای تجدید شود که منافع ایران تأمین گردد

در ادامه، متن مصاحبه محمدجواد ظریف با خبرگزاری آریا ارائه می‌شود:

اجازه دهید به طور مستقیم به مهمترین بخش این گفت‌وگو بپردازیم؛ آیا پیشنهاد مذاکره با ایالات متحده، تنها تکرار تجربه‌ای ناموفق مانند برجام است؟

ظریف: ببینید، هیچ درک عقلانی از سیاست خارجی نمی‌تواند بدون توجه به تجارب گذشته شکل گیرد. من همواره تأکید کرده‌ام که باید از این تجربیات درس گرفت و نه اینکه بزدلانه آنها را نادیده انگاشت.

اما یک نکته باید به وضوح بیان شود: مذاکره یک ابزار است، نه نشانه‌ای از اعتماد سیاسی.

برجام دستاوردهایی داشت، اما همچنین محدودیت‌هایی نیز به همراه آورد. خروج آمریکا از این توافق نشان داد که اگر سیستم‌های نظارتی بر نقض تعهدات ناکافی باشند، توافق به شدت آسیب‌پذیر خواهد بود.

اکنون سؤال اصلی این نیست که آیا باید به آمریکا اعتماد کنیم یا نه. سوال اساسی این است که آیا می‌توان ترتیباتی طراحی کرد که اجرای تعهدات و منافع ایران قابلیت راستی‌آزمایی و سنجش داشته باشد.

من از مذاکره‌ای حمایت می‌کنم که مزایای ایران به وضوح تعریف شده باشد، منفعت آن قابل محاسبه باشد و هزینه نقض تعهدات برای طرف مقابل به روشنی قابل شناسایی باشد.

اگر چنین چارچوبی وجود نداشته باشد، امضای یک توافق به خودی خود هیچ معنایی نخواهد داشت.

چه تضمینی دارید که آمریکا دوباره به نقض توافق نپردازد؟

ظریف: در روابط بین‌الملل، هیچ چیزی به عنوان «تضمین مطلق» وجود ندارد. اما این به معنای آن نیست که نمی‌توان خطرات را کاهش داد.
‌
می‌توان درباره مراحل اجرایی، فرآیندهای راستی‌آزمایی، تناسب اقدام‌ها، سازوکارهای حل اختلاف و پیامدهای احتمالی نقض توافق گفت‌وگو کرد.

من همواره گفته‌ام: آنچه اهمیت دارد، نتیجه توافق است، نه صرفاً امضا.

اگر ایران تعهدی را اجرا کند و نتواند از مزایای اقتصادی توافق بهره‌مند شود، سازوکارهای حل اختلاف باید فعال شوند.

این موارد تضمین مطلق نیستند، اما می‌توانند ریسک را کاهش دهند. این یکی از وظایف دیپلماسی است.

آیا مذاکره تحت فشار به معنای تسلیم است؟

ظریف: خیر، مذاکره در شرایط فشار به معنای تسلیم نیست؛ همان‌طور که مذاکره در موضع قدرت نیز به معنای پیروزی نیست.
باید دید که چه چیزی به دست می‌آوریم و چه چیزی را واگذار می‌کنیم.

اگر طرف مقابل خواسته‌های حداکثری‌اش را به ما تحمیل کند و ایران نیز بدون دریافت امتیاز معقولی بپذیرد، انتقادات کاملاً بجا خواهد بود.

اما اگر مذاکره بتواند هزینه تهدیدات را کاهش دهد و منافع معینی برای ایران ایجاد کند، نمی‌توان گفت که مذاکره نشانگر ضعف است.

مذاکره باید شامل هدف، خطوط قرمز، معیارهای ارزیابی و یک نقطه خروج مشخص باشد. بدون این پیش‌نیازها، توافق قابل دفاع نخواهد بود.

چرا باید در مورد مدیریت تنگه هرمز مذاکره کنیم؟

ظریف: باید بین حاکمیت، حقوق قانونی ایران و ترتیبات همکاری تمایز قائل شویم.

همکاری‌های منطقه‌ای به معنای نرمش در حاکمیت نیست؛ اما هیچ برنامه‌ای تنها به دلیل اینکه به نظر می‌رسد همکاری است، قابل قبول نیست.

تنگه هرمز برای ایران یک موقعیت استراتژیک به شمار می‌رود. مهارت سیاست این است که این موقعیت را به امنیت بیشتر، موقعیت بهتری در منطقه و منافع اقتصادی پایدار تبدیل کند.

من مخالف تبدیل یک مزیت استراتژیک به یک تعهد یک‌طرفه هستم؛ اما از نادیده گرفتن ظرفیت تبدیل قدرت به منفعت نیز نمی‌توانم حمایت کنم.

آیا هشدار درباره هزینه‌های بسته شدن تنگه هرمز به معنای ضعف نیست؟

ظریف: پنهان کردن هزینه‌ها، آنها را از بین نمی‌برد.

ایران باید هزینه‌های اقدام، عدم اقدام و گزینه‌های جایگزین را به صورت همزمان ارزیابی کند.

البته این تحلیل نباید به افشای اطلاعات حساس منجر شود.
میان توضیح پیامدهای اقتصادی یک تصمیم و افشای جزئیات امنیتی تفاوت معناداری وجود دارد.

هدف این است که تصمیم‌گیران به درک روشنی از پیامدهای هر گزینه برسند و بدانند کدام مسیر می‌تواند منافع ایران را با کمترین هزینه تأمین کند.

آیا ایران نباید برای استفاده از ابزارهای ژئوپلیتیک خود امتیاز بگیرد؟

ظریف: چرا که نه، اما استفاده از اهرم‌های قدرت با اتلاف آن متفاوت است.

با نمودن اهرم‌هاست که می‌توان طرف مقابل را به پذیرش ترتیباتی متقاعد کرد که به نفع ایران باشد.

اگر استفاده از آن باعث ایجاد هزینه‌های سنگین و پایدار شود، باید در ارزیابی هزینه و فایده دقت کافی به خرج دهیم.

هدف نمایش قدرت نیست؛ هدف تبدیل قدرت به امنیت و منافع پایدار است.

آیا تأکید شما بر دیپلماسی وزنه نیروهای نظامی را کاهش نمی‌دهد؟

ظریف: امنیت ملی نتیجه یک عامل واحد نیست.
توان نظامی، دیپلماسی، اقتصاد، انسجام اجتماعی و فناوری، همه مولفه‌های قدرت ملی هستند.

قدرت نظامی برای بازدارندگی تهدیدها ضروریست؛ در حالی که دیپلماسی به این توانایی‌ها تبدیل به ترتیبات سیاسی و کاهش خطر درگیری می‌کند.

تعارض زمانی به وجود می‌آید که درباره هدف‌ها و تقسیم مسئولیت‌ها توافقی حاصل نشود.

به عقیده من، باید هماهنگی مناسبی میان نهادهای امنیتی و سیاست خارجی انجام شود.

دیپلماسی مکمل قدرت دفاعی است، نه جایگزین آن.

آیا شما میدان و دیپلماسی را در دو قطب متضاد می‌دانید؟

ظریف: اگر چنین تصوری وجود داشته باشد، باید توضیح دهم که من میدان و دیپلماسی را دو نیروی متضاد نمی‌دانم.
مسئله این است که چگونه این دو باید به صورت هماهنگ عمل کنند.

قدرت نظامی بدون هدف سیاسی می‌تواند هزینه‌های زیادی ایجاد کند بدون آنکه نتیجه‌ای متناسب به همراه داشته باشد.
دیپلماسی نیز بدون پشتوانه قدرت در برابر فشارها آسیب‌پذیر است.

اگر بیانات من در جایی باعث سوءتفاهم شده، نیاز به توضیح واضحتری وجود دارد.

اختلافات کارشناسی نباید به بی‌اعتباری تلاش‌های هیچ نهادی منجر شود.

آیا دیپلماسی شما تهدیدهای امنیتی را دست‌کم می‌گیرد؟

ظریف: امنیت و اقتصاد دو موضوع جدای از هم نیستند.
کشوری که نظامی قوی دارد، اما در اقتصاد آسیب‌پذیر است، در قدرت ملی‌اش با محدودیت‌هایی روبرو می‌شود.

فرصت‌مداری به معنای نادیده‌گرفتن تهدید نیست؛ همان‌طور که تهدیدمحوری نباید مانع از امکان همکاری و کاهش تنش شود.

معیار تعیین‌کننده این است که کدام ترکیب از ابزارهای امنیتی، سیاسی و اقتصادی می‌تواند منافع ملی را بهتر تأمین کند.

آیا انتشار تحلیل‌های شما در رسانه‌های خارجی اطلاعات ایران را فاش نمی‌کند؟

ظریف: باید میان تحلیل سیاست عمومی و افشای اطلاعات محرمانه تمایز قائل شد.
بحث درباره پیامدهای اقتصادی یک مناقشه به هیچ وجه به معنای افشای اطلاعات امنیتی نیست.

با این حال، هر صاحب نظر باید نسبت به پیامدهای سخنانش آگاه باشد.
اگر نظری حاوی اطلاعات محرمانه باشد، باید مجدداً مورد بررسی قرار گیرد.

نمی‌توان هر تحلیل انتقادی را صرفاً به دلیل انتشار در رسانه‌های خارجی، اقدامی علیه منافع ملی تلقی کرد.

چرا به منتقدان پاسخ می‌دهید؟ آیا این کار موجب ایجاد شکاف سیاسی نمی‌شود؟

ظریف: نقد یک حق طبیعی برای منتقدان است و پاسخ‌دهی نیز بخشی از وظایف کسی است که در عرصه عمومی فعال است.
اما باید میان نقد دیدگاه و قضاوت درباره نیت تفاوت قائل شویم.

اگر لحن من در جایی باعث تشدید اختلاف شده باشد، من اصلاح آن را مفید می‌دانم.
اختلاف دیدگاه‌های کارشناسی به معنای دشمنی سیاسی نیست.

آیا شما مسئولیت ناکامی‌های برجام را پذیرفتید؟

ظریف: مسئولیت‌پذیری به معنای تفکیک موانع خارجی از کاستی‌های طراحی است.
خروج آمریکا از توافق مهم بوده، ولی تمام ماجرا نیست.

باید بررسی کرد که چه منافع محقق شده و چه نقاط ضعفی وجود داشت و از آن چه درسی باید آموخت.
حمایت از مذاکرات به معنای مصون دانستن گذشته نیست.

اگر آمریکا همچنان تحریم‌ها را برقرار کند، چه پیشنهادی دارید؟

ظریف: سیاست خارجی نباید بر فرض همکاری دیگران استوار باشد.
باید برنامه‌ای برای هر دو حالت توافق و عدم توافق داشته باشیم.

اگر توافقی حاصل نشود، ایران باید روابط اقتصادی متنوعی ایجاد کرده، وابستگی‌های آسیب‌پذیر را کاهش دهد و هزینه‌های ناشی از محدودیت‌ها را مدیریت کند.

البته اینها نمی‌تواند به‌طور کامل جایگزین رفع تحریم‌ها شود.
مذاکره تنها یک ابزار است و نه ستون اصلی سیاست.

چرا باید به نظر شما اعتماد کرد؟

ظریف: هیچ دلیلی وجود ندارد که کسی تنها بر اساس سابقه من اعتماد کند.
پیشنهادات سیاست خارجی باید با معیارهای روشنی سنجیده شوند:

رفع واقعی تحریم‌ها، دسترسی به درآمدها، هزینه‌های تعهدات، سازوکارهای حل اختلاف، و تأثیرات امنیتی و اقتصادی.

اگر راه‌حل بهتری با هزینه کمتر وجود داشته باشد، باید آن را مورد بررسی قرار داد.
سیاست خارجی میدان تعصب نیست؛ بلکه عرصه‌ای برای انتخاب میان گزینه‌های واقعی است.

اگر پیشنهاد شما بی‌نتیجه بماند، آیا مسئولیت آن را قبول می‌کنید؟

ظریف: مسئولیت‌ها باید متناسب با نقش‌ها تعریف شوند.
من مسئول استدلال‌ها و پیش‌بینی‌هایم هستم؛ اما تصمیم‌گیران نهایتاً مسئول تصمیم نهایی هستند.

اگر شرایط تغییر کند، تطبیق موضع به معنای ضعف نیست؛ پافشاری بر تصمیم اشتباه عواقب سنگینی به همراه دارد.

بعضی جریان‌ها نشست‌های «نه به جنگ» را پیشنهاد می‌کنند، آیا با این پیشنهادها موافقید و در شرایط کنونی که سایه جنگ به‌واقع روی کشور سنگینی می‌کند، آن را تأیید می‌کنید؟

ظریف: ببینید، من همواره از گفت‌وگو، کاهش تنش‌ها، و هر اقدامی که بتواند هزینه‌های انسانی و اقتصادی جنگ را کاهش دهد، حمایت کرده‌ام. اما باید توجه داشت که هر فعالیت در سیاست خارجی باید معنای ویژه خود را بر حسب زمان و شرایط بپذیرد.

قویاً باید بگویم که در حال حاضر شرایط کشور به گونه‌ای است که مجدداً سایه جنگ بر سر ایران افتاده است. در چنین وضعیتی، هر اقدام اجتماعی یا سیاسی باید پاسخ یک سؤال کلیدی را ارائه دهد:

آیا این اقدام، هزینه تصمیم‌گیری برای جنگ را برای طرف مقابل افزوده یا کاهش داده است؟

نشست‌هایی با عنوان «نه به جنگ» در شرایط آرام می‌توانند نشانه‌ای از خواست عمومی برای صلح باشند. اما اگر در فضایی که تهدید نظامی وجود دارد، این پیام فرستاده شود، ممکن است دقیقاً معکوس خوانده شود.

طرف مقابل ممکن است چنین تجمعاتی را نه به‌عنوان پیامی از بلوغ سیاسی، بلکه به‌عنوان نشانه‌ای از شکاف داخلی و کاهش انسجام ملی ببیند.

در سیاست خارجی، درک طرف مقابل به اندازه نیت ما اهمیت دارد.

در شرایط کنونی، عامل اصلی بازدارنده، ایجاد وحدت ملی است.
وقتی جامعه متحد باشد، وقتی پیام داخلی کشور نمایان باشد، هزینه سیاسی هرگونه تصمیم ماجراجویانه برای طرف مقابل بالا می‌رود.

اما اگر تصویر خارجی چنین باشد که جامعه دچار چندپارگی است یا بخشی از مردم احساس می‌کنند که باید از دولت خود فاصله بگیرند، این دقیقاً همان چیزی است که طرف مقابل برای توجیه فشارهای بیشتر به آن نیاز دارد.

من نمی‌گویم مردم نباید نگرانی‌های خود را اعلام کنند؛ اتفاقاً بیان دغدغه‌ها حق طبیعی مردم است.
اما در شرایطی که تهدید جدی وجود دارد، نوع بیان، زمان بیان، و پیامدهای بین‌المللی آن باید به دقت مورد ارزیابی قرار گیرد.

در حال حاضر، مهم‌ترین پیام برای جلوگیری از جنگ این است که جهانیان بفهمند:
ایران در برابر تهدیدهای خارجی به وحدت رسیده است.

این انسجام بزرگترین موجه‌کننده بازدارندگی در برابر جنگ است.
ترامپ تنها می‌تواند فشارها را افزایش دهد که تصور کند جامعه ایران دچار شکاف است.

اما اگر متوجه شود که مردم—هرچند با اختلاف‌نظرهای داخلی—در مقابل تهدید خارجی متحد ایستاده‌اند، محاسبات او دستخوش تغییر خواهد شد.

به همین دلیل، در شرایط فعلی هر اقدامی که به‌جای تقویت انسجام، تصویر نفاق داخلی را مشتعل کند، عملاً می‌تواند هزینه سیاسی ترامپ را کاهش دهد و خطرات را افزایش دهد.

صلح‌طلبی بسیار ارزنده است.
اما صلح‌طلبی، بدون در نظر داشتن شرایط، ممکن است ناخواسته خطر را افزایش دهد.

در حال حاضر، اولویت نخست کشور حفظ وحدت ملی است.
وحدتی که خود بزرگ‌ترین عامل بازدارنده در برابر جنگ محسوب می‌شود.

مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا