نمایش آثار هنرمندان ایرانی در آتش پاریس

به نقل از خبرگزاری خبرآنلاین و پاریس در روزهای برگزاری نمایشگاه «آرت شاپینگ» فقط میزبان گالریها، مجموعهداران و دوستداران هنر نبود. بیرون از محدوده سالنهای نمایشگاه، خیابانها نسخهای دیگر از همان شهر را رو میکردند: راههایی پرتنش، صحنههایی آکنده از اعتراض و رودررویی، و آتش و دودهایی که نه خیلی دور از محل برگزاری رویداد، سایهای محسوس از التهابهای جهان امروز را به نمایش میگذاشت. در چنین بستری، ارائه مجموعهای از آثار هنرمندان ایرانی با عنوان «در جستوجوی آرمانشهر» معنایی فراتر از یک حضور معمول و تشریفاتی در رویداد بینالمللی هنر پیدا میکرد.
این مجموعه شامل کارهای ۱۰ هنرمند ایرانی بود که از تاریخ ۲۳ تا ۲۵ اکتبر ۲۰۲۶ در نمایشگاه بینالمللی هنر معاصر «آرت شاپینگ پاریس» و در فضای کاروسل دو لوور به نمایش گذاشته شد. گالری آرکادیا، با مدیریت و کیوریتوری الهام کلاشک، در غرفه D13 این رویداد با مجموعهای با عنوان «Utopia | Searching for Utopia» حضور یافت؛ مجموعهای که آرمانشهر را نه به شکل یک تصویر قطعی از جهانی بینقص، بلکه به صورت جستوجویی پیوسته برای بازتعریف و بازاندیشی در مفاهیمی چون حافظه، هویت، امید، طبیعت، فناوری و تخیل روایت میکند.
مهرداد فلاح، نقاش ایرانی و از هنرمندان حاضر در این نمایشگاه، درباره هسته مرکزی این پروژه چنین توضیح داد: «از نگاه من، آرمانشهر بیش از آنکه یک مقصد کامل و دستیافتنی باشد، فرصتی است برای پرسشکردن، تصور کردن و رد شدن از مرزهای جهان موجود. هنر میتواند با تکیه بر حافظه و تجربهای که از زیستن به دست آمده، تصویری تازه از آینده پیش رو بگذارد.»
او سپس به نسبت میان آرمانشهر و واقعیت زندگی امروز اشاره کرد و گفت: «چیزی که در این معنا برای من مهم است، فاصلهای است میان جهانی که در آن زندگی میکنیم و جهانی که امکانش را تصور میکنیم. این فاصله فقط به آینده محدود نمیشود؛ به شیوه نگاه ما به اکنون هم مربوط است و به چیزهایی که از گذشته در خودمان حمل میکنیم. گاهی یک نشانه کهنه، یک خاطره یا تصویری برخاسته از فرهنگ یک سرزمین میتواند راهی تازه برای دیدن جهانی دیگر باز کند. از این زاویه، آرمانشهر نه فرار از واقعیت است و نه چشم بستن بر آن؛ بلکه نوعی مواجهه دوباره با همان واقعیت به شمار میآید.»

در روزگاری که تصاویر جنگ، ویرانی، آوارگی و خشونت به یکی از اجزای تکرارشونده زندگی روزانه بدل شدهاند، پرسش از آرمانشهر نیز رنگ و معنای دیگری میگیرد. در همین مسیر، شکاف میان فضای اعتراضی و ملتهب خیابانهای پاریس و آثاری که در چند قدمی آن از امکانهای جهان دیگری سخن میگفتند، تبدیل به تصویری روشن از تناقضهای زمانه شد؛ جهانی که از یک سو درگیر بحران و خشونت است و از سوی دیگر هنوز میکوشد به ساختن آیندهای متفاوت بیندیشد.
فلاح در این زمینه بیان کرد: «در جهانی که دوباره گرفتار جنگ، ویرانی، آوارگی و فرسایش امید شده است، آرمانشهر دیگر صرفاً رؤیای یک زندگی بهتر نیست؛ بلکه به امکان ساختن جهانی تبدیل میشود که در آن، زندگی زیر سایه خشونت تعریف نشود. آتش همه جا را دربرگرفته، اما هنر همچنان دست از رؤیای رهایی برنمیدارد.»
این هنرمند همچنین بر اهمیت پیوند میان میراث فرهنگی و زبان هنر معاصر تأکید کرد و گفت: «مسئله من بازتولید گذشته نیست؛ بلکه پیدا کردن زبانی معاصر برای برقرار کردن گفتوگویی واقعی میان میراث فرهنگی و جهان امروز است.»
او ادامه داد: «میراث فرهنگی زمانی در هنر زنده میماند که بتواند در مواجهه با پرسشهای امروز دوباره معنا پیدا کند. هنرمند قرار نیست گذشته را دقیقاً همانطور که بوده تکرار کند. او میتواند نشانهها، تصویرها و ردپاهای باقیمانده از آن را وارد تجربهای تازه کند و از دل این برخورد، امکانهای دیگری برای دیدن جهان بسازد. برای من، جستوجوی آرمانشهر دقیقاً با همین ظرفیت گره خورده است: توانایی تخیل برای گشودن راههایی که هنوز در واقعیت موجود شکل نگرفتهاند.»

در این مجموعه، مهرداد فلاح در کنار مهشید رحیمتبریزی، سیما امانی، مجتبی واحدی، محبوبه عارفی، دنیا مرادی، آزاده تأملی، مهسا بابایی فینی، پریسا حسینی و روشنک جمشیدیآبادی حضور داشتند.
کارهای این هنرمندان با وجود تفاوت در رویکردها و تجربههایشان، طیفی از زبانهای بصری هنر معاصر ایران را در معرض دید مخاطبان بینالمللی قرار داد.
نمایشگاه «آرت شاپینگ پاریس» با گردهم آوردن گالریها، هنرمندان و مجموعهداران، زمینهای فراهم میکند تا آثار به مخاطبان معرفی شود و میان فعالان و علاقهمندان هنر معاصر پیوند و گفتوگو شکل بگیرد. حضور گالری آرکادیا در این دوره، با مجموعهای که آرمانشهر را از زاویه تجربه زیسته، حافظه فرهنگی و بحرانهای جاری جهان امروز طرح میکرد، تلاشی بود برای ارائه روایتی از هنر معاصر ایران در فضای بینالمللی.

شاید پرسش بنیادینی که این مجموعه در نهایت پیش میکشد، ساده به نظر برسد اما بیتردید عمیق است: وقتی جهان پیرامون انسان بار دیگر به میدان خشونت، اعتراض و ویرانی تبدیل میشود، آیا هنوز میتوان از آرمانشهر سخن گفت؟ پاسخ این هنرمندان را باید در خودِ فرایند آفرینش جستوجو کرد؛ در پافشاری بر تخیل، در بازخوانی گذشته، در به پرسش کشیدن اکنون و در نپذیرفتن جهان موجود بهعنوان تنها نسخه ممکنِ زندگی.
در چند قدمی آتش و دود، جایی که واقعیت چهره خشن خود را بیپرده نشان میداد، این هنرمندان بار دیگر بر ضرورت رؤیاپردازی و پیگیری جهانی دیگر دست گذاشتند. شاید آرمانشهر هنوز به شکل یک واقعیت بیرونی تحقق پیدا نکرده باشد، اما تا زمانی که امکان تصور آن زنده است، هنر هم راهش را در جستوجویش ادامه خواهد داد.

59243



