مسدود کردن حساب‌های بانکی؛ رعایت قانون یا تأمین منابع مالی از مردم؟

با فقدان داده‌های کامل و معتبر، نمی‌توان به تعداد دقیق حساب‌های مسدودشده یا میزان کل وجوه درگیر ادعایی داشت. با این حال، نبود اطلاعات شفاف خود به‌تنهایی معضلی جدی محسوب می‌شود. افکار عمومی حق دارند که از میزان دارایی‌های مسدودشده خود آگاه شوند، بدانند این محدودیت‌ها چه مدت ادامه می‌یابند و چه تدابیری برای پیشگیری از اشتباهات یا تأخیرات غیرضروری وجود دارد.

آیا وجوه مسدودشده می‌تواند به منبعی برای تأمین نقدینگی تبدیل گردد؟

یکی از نگرانی‌هایی که نیاز به بررسی از طریق مستندات و حسابرسی‌های مستقل دارد، احتمال ارتباط برخی از مسدودیت‌های طولانی‌مدت با نیاز مؤسسات به تأمین نقدینگی یا به‌کارگیری آن برای تعهدات مالی است. هرچند این فرضیه بدون شواهد واقعی قابل اثبات نیست، اما از سویی نمی‌توان آن را نیز بدون پاسخ باقی گذاشت.

زمانی که یک شهروند به مدت طولانی از دسترسی به پول خود محروم می‌شود، ممکن است از پرداخت حقوق کارمندان، تسویه بدهی‌ها یا اجرای تعهدات تجاری ناتوان بماند. در این مدت، تورم نیز باعث کاهش قدرت خرید موجودی او خواهد شد. لذا ضروری است مشخص گردد که وجوه مسدودشده در کجا و به چه شیوه‌ای نگهداری می‌شود، چه نهادی بر آن‌ها نظارت دارد و آیا از نگهداری آن منابع هیچ‌گونه سود مالی حاصل می‌شود یا خیر.

چنانچه هیچ بهره‌برداری نادرستی مشاهده نشود، انتشار اطلاعات شفاف می‌تواند نگرانی‌ها را برطرف نماید. در صورت وجود تخلف یا خلأهای نظارتی، باید مسئولیت‌های آن به‌وضوح تعیین گردد.

دارایی‌های مردم نباید به منبعی برای تأمین مالی بی‌دردسر و رایگان برای هیچ دستگاهی تبدیل شود.

تأخیر؛ خسارتی فراتر از یک مسأله اداری

مساله تنها به مسدودسازی حساب‌ها محدود نمی‌شود؛ ممکن است گاهی اوقات علت محدودیت برطرف شده یا دستوری برای رفع مسدودی صادر شده باشد، اما دسترسی به پول همچنان به تأخیر بیفتد. در زمینه‌های مربوط به ترمینال‌های کارتخوان، تسویه‌حساب تراکنش‌ها و چک‌های تضمینی نیز باید علل و مدت تأخیرها مشخص شود.

چند روز تأخیر ممکن است به برقراری مجدد چک، عدم پرداخت حقوق کارمندان، از دست رفتن قراردادها یا آسیب به اعتبار تجاری منجر گردد. بازپس‌گیری مبلغ اصلی نیز به‌هیچ‌وجه ممکن است خسارت‌های ناشی از تورم، توقف فعالیت اقتصادی یا از دست رفتن فرصت‌های تجاری را جبران نکند.

هر تأخیری به‌معنای تخلف یا عمل عمدی نیست؛ اما باید برای پیگیری آن اقدام صورت گیرد. بانک‌ها و نهادهای مسئول می‌بایست زمان‌بندی مشخص، مسیرهای معترض و سازوکار جبران خسارت ناشی از تأخیرهای غیر ضروری را داشته باشند. همچنین احتمال تعارض منافع یا سوءاستفاده از تأخیرها باید به‌طور مستقل مورد بررسی قرار گیرد و نباید بدون تحقیق و بررسی مستند نادیده گرفته شود.

زمانی که مسدودی، آبرو و معیشت مردم را تهدید می‌کند

خسارت ناشی از مسدودسازی حساب‌ها تنها به موجودی بانکی محدود نمی‌شود. فردی که به منابع مالی خود دسترسی ندارد، ممکن است قادر به پرداخت چک یا بدهی‌هایش نباشد، حقوق کارمندان را تأمین نکند یا به تعهداتش عمل نماید. نتیجه این وضعیت ممکن است شامل از دست رفتن مشتری و قرارداد، آسیب به اعتبار شغلی، فشارهای خانوادگی و روانی و حتی بروز اختلافات حقوقی و قضایی باشد.

البته، مسئولیت هر پیامد به شرایط و مستندات مربوطه بستگی دارد؛ اما این خطرات ضرورت پیگیری سریع اعتراضات صاحبان حساب را نشان می‌دهد. در صورتی که محدودیتی خطا یا بیش از حد لازم ادامه یابد، آیا صرفاً بازگرداندن پول می‌تواند تمام خسارات را جبران کند؟

چرا پیگیری مطالبات سریع است، اما احقاق حق دشوار؟

در برخی موارد، حتی بدهی‌هایی کمتر از ۵۰ هزار تومان نیز ممکن است به قطع یک‌طرفه خط تلفن همراه یا ثابت منجر شود؛ هرچند این شرایط دقیقاً بستگی به مقررات و نوع خدمات دارد. این نمونه، سؤالی درباره تناسب و سرعت عمل نهادها به‌وجود می‌آورد: چرا وصول مطالبات می‌تواند سریع انجام گیرد، در حالی که رسیدگی به اعتراضات مردم و بازپس‌گیری دارایی‌هایشان بعضاً طولانی و زمان‌بر است؟

نگرانی مشابهی درباره توقیف طولانی‌مدت خودروها و سایر اموال نیز وجود دارد. خودرو برای بسیاری از افراد وسیله‌ای شغلی و منبع درآمد محسوب می‌شود؛ توقیف آن می‌تواند به هزینه‌های نگهداری، کاهش ارزش و خسارات شغلی منتهی گردد. ضرورت اولیه توقیف نباید به مجوزی برای ادامه نامحدود آن تبدیل شود؛ ضرورت هر محدودیت باید به‌طور دوره‌ای مورد بازنگری قرار گیرد.

قانون نباید در زمینه وصول مطالبات نهادها سریع و قاطع باشد، اما برای بازگرداندن حقوق مردم کند و پیچیده عمل کند.

شفافیت و جبران خسارت؛ الزامات اولیه عدالت

برای بهبود این وضعیت، اقداماتی ضروری به شرح زیر است:

• انتشار آمار قابل اطمینان درباره تعداد و دلایل مسدودیت‌ها، همچنین مدت زمان آن‌ها و مجموع وجوه درگیر، به‌طور محرمانه.

• تعیین مهلت مشخص برای رسیدگی به اعتراض‌ها و اجرای دستور رفع مسدودی و شفاف‌سازی مسئولیت تأخیر.

• بازبینی دوره‌ای وضعیت مسدود شدن حساب‌ها و توقیف اموال به‌منظور جلوگیری از تداوم محدودیت پس از رفع علت.

• انجام حسابرسی‌های مستقل درباره روش‌های نگهداری وجوه مسدودشده و هرگونه منفعت مالی محتمل.

• ایجاد سازوکار مؤثر برای جبران خسارات مستقیم و اثبات‌پذیر ناشی از اقدامات اشتباه، غیرقانونی یا تأخیرهای غیرموجه.

• بررسی مستقل موارد احتمالی تخلف و تعارض منافع، بدون قضاوت قبلی و بر پایه مستندات.

پرسشی که باید پاسخ آن را یافت

مسدودسازی حساب‌ها به خودی خود غیرقانونی نیست و هر تأخیری نیز لزوماً با هدف کسب منفعت انجام نمی‌شود. با این حال، اجرای قانون نباید به محرومیت نامحدود از دارایی‌ها، نادیده‌گرفتن افت ارزش پول یا بی‌پاسخ ماندن خسارات مردم منجر شود.

دولت، بانک مرکزی، قوه قضائیه، سازمان بازرسی کل کشور، دیوان محاسبات و دیگر نهادهای مرتبط باید در چهارچوب صلاحیت‌های خود روش مدیریت وجوه مسدودشده، نظارت بر آن و تأخیر در آزادسازی آن‌ها را به‌طور شفاف مشخص کنند و اینکه آیا این تأخیر در موارد خاص به نفع مالی یا اداری یک نهاد خواهد بود یا خیر.

دارایی‌های مردم نباید به‌عنوان منبعی رایگان برای تأمین کسری بودجه مورد استفاده قرار گیرد؛ مسدود کردن دارایی‌ها نیز نباید به مجازاتی پنهان، طولانی و بدون پاسخ‌گویی تبدیل شود.

اعتماد عمومی زمانی حفظ می‌شود که شهروندان بدانند دارایی‌های آن‌ها تنها در چارچوب ضرورت‌های قانونی محدود می‌شوند و در صورت بروز اشتباه یا تأخیر غیرموجه، راهی روشن برای احقاق حقوق و دریافت جبران خسارت وجود دارد. پاسخ‌گویی به این خواسته تنها با انکار نگرانی‌ها ممکن نیست، بلکه نیازمند ارائه آمار، مستندات، نظارت مستقل و شفافیت است.

223223

مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا