انتقاد زیدآبادی از اعلامیه جبهه پایداری در خصوص خروج از ان پی تی

فعال اصلاحطلب مدعی شد: متأسفانه جبههٔ پایداری و همپیمانان سیاسی و ایدئولوژیک آنها بهصورت آشکاری برای ازسرگیری جنگ با تمام قوای خود تلاش میکنند.
احمد زیدآبادی، فعال اصلاحطلب، در یادداشتی با عنوان «عسس بیا مرا بگیر!» که در کانال تلگرامیاش منتشر کرده، بیان کرد:
بیانیهٔ جبههٔ پایداری، در مورد ضرورت خروج فوری از پیمان منع گسترش تسلیحات هستهای (ان. پی. تی) در این شرایط بحرانی، بهوضوح بیانگر مفهوم “عسس بیا مرا بگیر” است!
در حال حاضر، جناح تندروی حاکم بر اسرائیل بهمنظور حفظ قدرت خود به دنبال بهانهای جدید برای حمله به خاک ایران است و همزمان جبههٔ پایداری این بهانه را در اختیارشان قرار میدهد!
تجسم تصادفی بودن این همزمانی یا ناآگاهی از اوضاع، بسیار دشوار است و لازم است احتمال تقسیم کار بهواسطهٔ نفوذ را نیز مد نظر قرار دهیم.
اگر فرض کنیم تمام امکانات و تدابیر لازم برای ساخت بمب اتم فراهم شده و فقط موضوع خروج از ان. پی. تی باقی مانده باشد، شاید بتوان توجیهی برای بیانیهٔ جبههٔ پایداری در این موقعیت یافت، اما با توجه به اینکه براساس ارزیابی عمومی کارشناسان، رسیدن به مرحلهٔ آزمایش بمب هستهای، حتی در صورت عدم وجود مانع، ماهها یا سالها زمان میبرد، چنین خواستهای چه نتیجهای جز دعوت از نتانیاهو و ترامپ برای حملهٔ دوباره به کشور دارد؟
متأسفانه جبههٔ پایداری و همپیمانان سیاسی و فکری آنها بهطرز حیرتانگیزی در حال برنامهریزی برای ازسرگیری جنگ هستند!
باید بهوضوح مشخص شود که پشت این جنگخواهی چه اهدافی نهفته و شروع دوبارهٔ جنگ چه کسانی را در کجا منافع میدهد.
متأسفانه این گروه مصالح و منافع و موجودیت کشوری با قدمت دیرینه و ۹۰ میلیون جمعیت را ابزار بازیهای سیاسی و ایدئولوژیک خود قرار داده و با ایجاد فضای روانی مختنق علیه هر نوع ابتکار عمل معقول برای پایان دادن به جنگ، کشور را به سمت نابودی و مردم را به طرف فاجعه هدایت میکنند!
آنها کار را به جایی رساندهاند که حتی صحبت از تدبیر و عقلانیت گویی بهعنوان یک جرم و “نشانهٔ تسلیم و عقبنشینی در برابر دشمن” محسوب میشود!
تمام ادعاها، پیشبینیها، تحلیلها و برآوردهای آنها در خصوص پیامدهای عملیات ۷ اکتبر در آرشیو رسانهها ثبت شده است. اگر حتی یکی از این پیشبینیها به هزار کیلومتری واقعیت نزدیک شده بود، جایی برای شک در ارتباط این افراد با واقعیت باقی میگذاشت، اما آنچه در این سه سال بر منطقهٔ ما گذشته، بهاندازهای از برآوردهای آنان فاصله دارد که بهراحتی نمیتوان آنها را نادیده گرفت.
با چنین کارنامهای، این گروه بر چه مبنایی با این قاطعیت و پافشاری روی حملهٔ مجدد آمریکا و اسرائیل به کشور را به نفع ایران تصور میکنند و برای آن راهکار پیشنهاد میدهند؟
اگر این افراد بهعنوان محور تصمیمگیریهای سیاسی و نظامی برای ایران عمل کنند، باید گفت “علیالایرانِسلام”.
خدایا چنین مباد.



