درد نان جان مردم را به تنگ آورده است/ مقابله با زبالهگردها نماد دور کردن نگاه از واقعیت فقر

این روزها فقر دیگر فرم و نمای مشخصی ندارد. ممکن است در خیابان با شخصی مواجه شوید که ظاهری آراسته دارد، اما در حال جستجو در زبالههاست و از این رو نمیتوان به راحتی متوجه شد که او زبالهگرد است. فقر به یک معضل فراگیر تبدیل شده و از محدوده خاصی فراتر رفته است، زیرا تصورات سنتی و قدیمی نسبت به فقر به شدت تغییر کرده و این معضل به همه مناطق و محلات سرایت کرده است.
مشکلات معیشتی به شدت جان مردم را به لب رسانده و آنها را وادار کرده است که زبالهگردی مجدداً به خیابانهای پایتخت برگردند. اکنون نیز رییس شورای شهر به لزوم مقابله با این افراد پرداخته است. در جلسه شورای شهر تهران که سهشنبه گذشته برگزار شد، مهدی چمران در گفتگو با خبرنگاران تاکید کرد که باید با این پدیده برخورد لازم صورت گیرد. به نظر میرسد رییس شورای شهر مدتهاست از وضعیت زبالهگردی در سطح پایتخت بیخبر است و تحولات آن را نادیده گرفته است.
از سوی دیگر، برخی بر این باورند که اختلافات میان شورای شهر و شهرداری نیز در این ماجرا نقش دارد. پیمانکارانی که به شهرداری وابسته هستند و همچنین ماموران نوماند، به چرخه جمعآوری زبالههای خشک وارد شدهاند. چندی پیش یکی از اعضای شورای شهر تهران اشاره کرده بود که اگر شهرداری انتظار درآمد زایی در زمینه پسماندهای خشک داشته باشد، باید از زبالهگردها انتظار داشته باشد که زبالههای خشک را جمعآوری کنند. این سیاست از نظر او نادرست بوده و اعلام کرده بود که آن را اصلاح کردهاند. این عضو شورای شهر تصریح کرده بود که مفهوم مافیا به شکل رایج مورد تصور وجود ندارد و در حقیقت مافیای زباله همان پیمانکاران خدمات شهری هستند.
در نقطه مقابل، مدیرعامل سازمان مدیریت پسماند شهر تهران در اسفندماه گذشته بیان کرده بود که ماموران نوماند مجاز به جمعآوری زبالههای خشک از مخازن نیستند و در صورت مشاهده چنین عملهایی، پیمانکار جریمه خواهد شد. در شرایطی که دو نهاد مدیریت شهری درباره کسب درآمد و تعیین تقصیرات در حال اختلاف نظر هستند، این سوال ایجاد میشود که چرا به جای فشار بر یکدیگر و کسب درآمد، به ریشهکنی فقر نمیپردازید؟ آقای چمران باید توضیح دهد که آیا هدف او برخورد با زبالهگردهاست یا مقابله با فقر؟ اکنون که شهرداری به مسائل معیشتی پرداخته و در حال فکر کردن به طرح «تورم صفر» است، جالب است که بداند در همین شهر افرادی با شرایط مختلف، از کودکان تا بزرگسالان، برای تامین غذای خود از سطلهای زباله استفاده میکنند.
آیا مسوولان درک درستی از این مساله دارند که قبل از مقابله با زبالهگردی، باید به ریشههای آن توجه کنند؟ گرچه زبالهگردی به عنوان یک مشکل شهری محسوب میشود، اما تا زمانی که فقر ریشهکن نشود، نمیتوان به تنهایی به این پدیده برخورد کرد. در چنین فضایی، مسوولان در حال پاک کردن صورتمساله فقر هستند، نه حل آن.
نبرد با زبالهگردها؛ پاکسازی صورتمساله
مصطفی آبروشن، جامعهشناس، درباره نظرات رییس شورای شهر تهران در مورد لزوم برخورد با زبالهگردها به «جهانصنعت» گفت: این گفتمان بیشتر توجه را به نمودهای ظاهری بحرانهای شهری معطوف میکند تا ریشههای آن. شاید اقدام علیه زبالهگردها بتواند در سطح ظاهری چهره شهر را تغییر دهد، اما هیچگاه قادر نخواهد بود این پدیده را ریشهکن سازد.
این گونه اقدامات تنها آثار اجتماعی منفی را از دید مردم پنهان میکند و آنها را به نقاط پنهانتر جامعه سوق میدهد. زمانی که تمرکز مدیریت شهری فقط بر جمعآوری زبالهگردها باشد، مسائلی نظیر ضعف مدیریت پسماند و عدم تأمین معیشت افراد نیازمند نادیده گرفته میشود. در چنین فضایی، به جای حل مشکلات، فقط تصویری ظاهری از نظم و ساماندهی در شهر ایجاد میشود. حذف افراد از خیابانها بدون تغییر شرایط اقتصادی آنها فقط باعث میشود تا این افراد به نقاط دورافتادهتر شهر بروند و در آینده مجدداً مشکلات و آسیبهای بیشتری را عرضه کنند.
زبالهگردی؛ نتیجۀ فقر
این جامعهشناس ادامه داد: از جنبه نمایشی، زبالهگردی آسیب اجتماعی به شمار میآید که میتواند بر سلامت و نظم شهری تاثیر منفی بگذارد، اما نمیتوان تنها به این دیدگاه بسنده کرد. اگر این پدیده را صرفاً به عنوان آسیب در نظر بگیریم، در واقع فقر را مجازات میکنیم و به جای پیگیری عوامل اصلی این مشکل، افراد دچار آسیب را مقصر میدانیم. زبالهگردی نتیجه مشکلات ساختاری در اقتصاد و توزیع نابرابر ثروت است.
این پدیده نمیتواند فقط به عنوان یک انتخاب فردی یا رفتار غیرمعمول قلمداد شود، بلکه برای برخی از اقشار جامعه راهی برای مقابله با زندگی سخت و تأمین نیازهای اولیه آنهاست، به ویژه زمانی که نهادهای حمایتی و فرصتهای برابر برای همه در دسترس نباشد؛ از این رو، برخورد با زبالهگردی باید به اصلاح شرایطی که افراد را به این نوع فعالیتهای پرخطر سوق میدهد، معطوف شود.
مقابله با قربانیان فقر
آبروشن با اشاره به اینکه تمرکز صرف بر زبالهگردها میتواند توجّهات را از عوامل اصلی پدیده دور کند، بیان کرد: زمانی که به جای بررسی مشکلات اقتصادی و اجتماعی، صرفاً به خود زبالهگردها پرداخته میشود، مشکلاتی مانند توزیع ناعادلانه ثروت، بحران اشتغال و بینظمی در مدیریت شهری از لحاظ مسوولیت به سایر نهادها واگذار میشود و به رفتار افراد فقیر نسبت داده میشود. در چنین فضایی، به جای پرداختن به ریشههای فقر و بیثباتی اقتصادی، بیشتر راهکارها به سمت کنترل و برخورد با افراد متمایل میشود.
در نتیجه، یک مسئله اقتصادی و اجتماعی به یک موضوع مرتبط با نظم و انضباط شهری و برخوردهای جانبی تبدیل میشود بدون اینکه پاسخی شفاف برای مشکلات معیشتی این افراد وجود داشته باشد. برخورد با افرادی که برای تأمین زندگی خود به زبالهگردی روی آوردهاند، بدون توجه به عواملی که آنها را به این وضعیت رهنمون شده، در نهایت به احیای ظاهری شهر منجر میشود و مشکل اساسی همچنان پابرجا میماند.
زبالهگردی؛ محصول کوچکشدن سفرهها
این جامعهشناس در خصوص ارتباط فقر و گسترش زبالهگردی تصریح کرد: بین افزایش فقر، کاهش قدرت خرید و روی آوردن افراد به مشاغل غیررسمی یک ارتباط مستقیم وجود دارد. با افزایش تورم و کاهش قدرت پول، فاصله طبقاتی بیشتر میشود و تأمین هزینههای اولیه زندگی برای جمع زیادی از مردم به مراتب دشوارتر خواهد شد. زمانی که بازار کار رسمی نمیتواند حداقل درآمد لازم برای زندگی را تامین کند، برخی افراد ناچارند برای ادامه حیات به فعالیتهای غیررسمی روی بیاورند. زبالهگردی نیز یکی از اشکال این واقعیت است. این فعالیت، بدین معناست که افراد برای تأمین نیازهای روزانه خود، در شرایط ناامن و پرخطر کار میکنند. گسترش چنین فعالیتهایی نشاندهنده کاهش قدرت خرید اقشار کمدرآمد جامعه و دشواریهای جدی برای تأمین معاش آنهاست.
وی خاطرنشان کرد: برای بررسی دقیق این پدیده و پرهیز از قضاوتهای سطحی، باید به دادهها و اطلاعات دقیق رجوع کرد. در مرحله اول، ضروری است تا نرخ وقوع فقر مطلق و نسبی در مناطق حاشیهای با میانگین درآمد در کشور مقایسه شود. همچنین تحلیل قدرت خرید خانوارها در مقابل هزینه سبد کالاها و نیازهای اساسی، بهخصوص در خانوادههای پرجمعیت مناطق محروم از اهمیت بالایی برخوردار است.
از سوی دیگر، باید نرخ بیکاری در میان افرادی که فاقد مهارتهای فنی و حرفهای هستند و درآمد حاصل از زبالهگردی مورد بررسی قرار گیرد. جمعآوری این دادهها میتواند تصویری واضحتر از شرایط اقتصادی این افراد و علل رویآوردن آنها به این فعالیت فراهم آورد و نشان دهد که زبالهگردی تا چه اندازه با محدودیتهای اشتغال و فشارهای معیشتی مرتبط است.
چه کسانی به زبالهگردی میپردازند؟
آبروشن درباره گروههای در معرض زبالهگردی بیان کرد: افرادی که در حاشیه جامعه زندگی میکنند و از حمایتهای اجتماعی کمتری برخوردارند، بیشتر احتمال رویآوردن به این چرخه را دارند. مهاجران داخلی و اتباع افغانستانی که به دلیل محدودیتهای شبکههای حمایتی در معرض آسیب هستند، افراد کمسواد و خانوادههایی که با معلولیت یا بیماریهای مزمن دست و پنجه نرم میکنند، جزو این گروهها به شمار میآیند.
فقدان امنیت شغلی و عدم پوشش بیمهای، آسیبپذیری این افراد را افزایش میدهد، زیرا در برابر هر گونه شوک اقتصادی ناگهانی از پشتوانهای برای رفع مشکلات خود برخوردار نیستند. علاوه بر این، نداشتن دسترسی به آموزشهای فنی و حرفهای و عدم وجود مسیرهای مناسب برای بازگشت به بازار کار میتواند آنها را در چرخه فقر نگه دارد. در چنین شرایطی، خروج از این وضعیت برای آنها دشوار خواهد بود و بنابراین احتمال ادامه زبالهگردی نیز افزایش مییابد.
توقف زبالهگردی بدون حل ریشهها، به معنای تشدید فقر است
این جامعهشناس به تبعات مواجهه با زبالهگردها بدون لحاظ کردن وضعیت معیشتی آنها اشاره کرد و گفت: اگر اقدام به توقف فعالیت این افراد شود، اما تغییراتی در شرایط اقتصادی و اجتماعی آنها به وجود نیاید، مشکلات بیشتری نمایان خواهد شد. نخستین پیامد چنین اقدامی ممکن است تشدید فقر و بروز مشکلات جدی برای تأمین معیشت خانوادههای محروم باشد.
از سوی دیگر، افرادی که درآمد خود را از دست میدهند، ممکن است برای تأمین نیازهای اولیه به فعالیتهای پرخطرتر و پنهانتری روی بیاورند. این وضعیت میتواند آسیبهای اجتماعی را پیچیدهتر کند. همچنین، برخوردهای صرفاً سلبی، بیاعتمادی به نهادهای مسوول را افزایش میدهد و فاصله میان مردم و ساختارهای حکومتی را بیشتر میکند؛ از اینرو، توقف زبالهگردی بدون در نظر گرفتن جایگزینهای معیشتی، به معنای حل مشکل نیست، بلکه ممکن است مسالهای امروز در خیابانها به بحرانی پنهانتر در زندگی افراد تبدیل شود.
آبروشن میگوید: رویکردی که تنها بر جلوگیری از فعالیت زبالهگردها تأکید دارد، بهجای حل معضل، به علامتهای آن میپردازد. زمانی که مسوولان بر لزوم برخورد با زبالهگردها اصرار میورزند، اما در خصوص ایجاد فرصتهای شغلی و تأمین معیشت جایگزین برای آنها برنامههای مشخصی ارائه نمیدهند، عملاً بیشتر بر ظواهر شهر تمرکز دارند تا وضعیت واقعی زندگی مردم را. در این شرایط، برخورد با خود افراد به جای پرداختن به عواملی که آنها را به زبالهگردی سوق میدهد، را دامن میزند. برای حل این معضل، نیاز به تغییر رویکرد وجود دارد؛ به این معنا که در کنار مدیریت پسماند و نظارت بر فعالیتهای مرتبط، باید حمایتهای اجتماعی، فرصتهای شغلی صحیح و اصلاح مشکلات مربوط به توزیع درآمد نیز در اولویت قرار گیرد.
زبالهگردی؛ نمادی از شکاف طبقاتی
این جامعهشناس به ادامه سخنانش افزود: گسترش این پدیده تصویر واضحی از شکاف طبقاتی و نابرابری در توزیع ثروت در جامعه میسازد. وقتی بخشی از مردم حتی برای تأمین نیازهای اساسی خود با مشکل مواجهاند، باید درباره وضعیت اقتصادی و فرصتهای موجود سوالاتی جدی مطرح کرد. زمانی که افراد برای پرداخت هزینههای ابتدایی زندگی مجبورند میان زبالهها به دنبال مواد قابل فروش بگردند، میتوان نتیجه گرفت که کار و درآمد دیگر برای بخشی از جامعه ضامن حصول یک زندگی باثبات نیست.
در این شرایط، فاصله میان گروههای برخوردار و محروم بیشتر میشود و بهرهمندی از فرصتهای اقتصادی برای همگان به صورت یکسان فراهم نخواهد بود. زبالهگردی به این شیوه تنها یک مشکل مرتبط با نظافت و نظم شهری نیست، بلکه نماد نابرابری اقتصادی و دشواری زندگی برای گروههای کمبرخوردار است.
وقتی دغدغه فقط زنده ماندن است
آبروشن با اشاره به شرایط زندگی افرادی که برای تأمین معاش به زبالهگردی میپردازند، افزود: فردی که برای گذران زندگی به زبالهها روی میآورد، در وضعیتی قرار دارد که تأمین نیازهای اولیه به مهمترین نگرانیاش تبدیل شده است. در چنین وضعیتی، فرصت انتخاب و تلاش برای بهبود کیفیت زندگی به حداقل میرسد و او بیش از هر چیز در پی تأمین نیازهای روزمرهاش است. این شرایط افرادی را در معرض آسیبهای جسمی، بیماریهای عفونی و مشکلات روانی قرار میدهد.
از منظر جامعهشناختی، چنین افرادی با نوعی طرد اجتماعی روبهرو هستند، بهطوریکه شرایط اقتصادی و اجتماعی آنها مانع از دسترسی به فرصتهای معمول برای تأمین زندگی شده است. زمانی که فرد برای تأمین ابتداییترین نیازهایش مجبور است به سلامت و کرامت انسانیاش آسیب بزند، خروج از این وضعیت بدون حمایت و تغییر شرایط موجود بسیار دشوار خواهد بود. به همین دلیل، مقابله با زبالهگردی باید با توجه به عواملی انجام شود که افراد را در این چرخه محبوس کرده است.



