قدرتنمایی پدر و پایان زندگی مادر و دختر ۱۲ ساله

معاون مبارزه با جرائم جنایی پلیس آگاهی تهران بزرگ از کشف ابعاد جدید پرونده قتل مادر و دختر ۱۲ سالهای در غرب تهران خبر داد؛ پروندهای که با اعتراف ناگهانی پدر خانواده، پس از ماهها انکار، به واقعیتی دردناک مبدل گردید.
به نقل از پلیس آگاهی تهران بزرگ، سرهنگ کارآگاه مرتضی نثاری، معاون مبارزه با جرائم جنایی پلیس آگاهی تهران بزرگ، در تشریح این پرونده بیان داشت: در ساعت ۱۳:۰۰ روز چهارم مردادماه امسال، وقوع دو فقره قتل وحشتناک در محدوده کلانتری ۱۸۱ چیتگر از طریق مرکز فوریتهای پلیسی ۱۱۰ به پلیس آگاهی گزارش شد. با ورود سریع تیم بررسی صحنه قتل اداره دهم پلیس آگاهی، بازپرس ویژه قتل، کارشناسان پزشکی قانونی و گروه تشخیص هویت، پرده از یک واقعیت تلخ برداشته شد.
وی ادامه داد: در اتاق خواب، جسد بیجان زن ۴۵ ساله، مادر خانواده، به طرز طاقباز بر زمین افتاده بود؛ گلولهای که از پشت به او شلیک شده، هیچ فرصتی برای زنده ماندن باقی نگذاشته بود. در کنارش نیز پیکر دختر ۱۲ سالهاش مشاهده میشد؛ کودکی که گلوله از پشت به سرش شلیک و از لاله گوش راست خارج شده بود و گواهی بر این بود که هیچ فرصتی برای ترس ندارد.
سرهنگ نثاری تصریح کرد: در محل وقوع جرم، یک مرمی تغییرشکل دادهشده در الیاف فرش، دو عدد پوکه جنگی و یک گاوصندوق باز و خالی کشف گردید؛ شواهدی که نشاندهنده یک جنایت برنامهریزی شده بود، نه یک حادثه غیرمنتظره. در تحقیقات اولیه، شوهر مقتوله، مردی ۴۷ ساله و بازنشسته، سعی داشت ماجرا را به یک سرقت ساختگی نسبت دهد؛ اما اظهارات متناقض او و رفتار آشفتهاش باعث شد کارآگاهان به او مشکوک شوند.
معاون مبارزه با جرائم جنایی پلیس آگاهی تهران بزرگ تأکید کرد: بررسیهای عمیق نشان داد که متهم تحت فشار مالی شدید، بدهیهای کلان و خطر تخلیه منزل قرار داشته و هیچ نشانهای از ورود یک عامل خارجی به صحنه جرم وجود نداشت. در نهایت، آثار گاز باروت بر روی دست چپ متهم مثبت شناسایی شد و او بعد از چندین مرحله بازجویی تخصصی و مواجهه با مدارک غیرقابل انکار، به اعتراف واداشت.
متهم در اعترافاتش بیان کرد: از دروغها به ستوه آمده بودم… همسرم میخواست با من بیاید… مشاجره بالا گرفت… اسلحه را برداشتم… شلیک کردم… دخترم بهواسطه صدای تیر بیدار شد… فقط میخواستم آرامش به خانه برگردد.
سرهنگ نثاری افزود: پس از ارتکاب جنایت، متهم به منظور صحنهسازی، طلاجات را از منزل خارج و در انباری پارکینگ پنهان کرد و سلاح را در حاشیه اتوبان آزادگان دور انداخت. طلاجات به کمک راهنمایی متهم کشف شد، اما سلاح تا کنون پیدا نشده است. متهم به دستور بازپرس شعبه دوم دادسرای امور جنایی تهران با قرار بازداشت موقت به اتهام قتل عمد تحت نظر قرار گرفته و تحقیقات تکمیلی همچنان ادامه دارد.
توصیههای پلیسی:
سرهنگ کارآگاه مرتضی نثاری با ابراز تأسف عمیق از وقوع چنین حوادثی، نکات مهمی را برای پیشگیری از تکرار چنین فجایع مشابه بیان کرد و گفت: «بخش بزرگی از پروندههای قتل خانوادگی به فشارهای روانی، بحرانهای مالی پنهان و ناتوانی در کنترل تنشهای زندگی مربوط میشود؛ مسائلی که اگر بهموقع شناسایی و در مورد آنها گفتگو صورت گیرد، قابل پیشگیری هستند.»
وی تأکید کرد: بحرانهای مالی را پنهان نکنید؛ مسکوت گذاشتن مشکلات مالی میتواند موجب انباشت خشم و واکنشهای غیرقابل کنترل شود. وجود سلاح در خانه یعنی وقوع خطر دائمی؛ نگهداری هر نوع سلاح غیرمجاز در محیط خانواده، حتی بدون نیت قبلی، میتواند تهدیدی جدی برای جان اعضای خانواده به ویژه کودکان باشد. کودکان قربانیان بیصدای اختلافات بزرگسالاناند و هیچ نقشی در این درگیریها ندارند، اما بیشترین آسیب را خواهند دید. تغییرات رفتاری را جدی بگیرید؛ عصبانیتهای غیرطبیعی، دروغگویی مکرر، انزوا یا رفتارهای پرخطر، همگی زنگ خطر هستند. و در پایان، پلیس آخرین راه حل نیست، بلکه راه نجات است؛ مراجعه به پلیس، مددکاران اجتماعی یا مراجع قضایی در اوج اختلافات خانوادگی، یک اقدام پیشگیرانه و منطقی به شمار میرود.
قتلهای خانوادگی؛ زنگ خطری که باید زودتر شنیده شود. پروندههای قتل خانوادگی از تلخترین و پیچیدهترین مواردیاند که پلیس آگاهی با آن مواجه است؛ نه بهعلت دشواری کشف جرم، بلکه به خاطر عمق فاجعه انسانیای که در پشت درهای بسته شکل میگیرد. در بسیاری از این پروندهها، از جمله قتل مادر و دختر ۱۲ ساله در غرب تهران، نشانهای از ورود عامل خارجی مطرح نیست. قاتل، عضو نزدیکترین دایره اعتماد خانواده است؛ افرادی که سالها در کنار قربانیان بوده و بهطور ناگهانی، تحت فشارهای شدید، دست به تصمیمی غیرقابل جبران میزنند. تجربه میدانی ما نشان میدهد که بخش زیادی از قتلهای خانوادگی بهصورت ناگهانی و غیرمنتظره نیستند.
این حوادث، حاصل ماهها بحرانهای حلنشدهاند، نظیر فشار اقتصادی، بدهی، اختلافات پنهانی، اضطراب دائمی و ناتوانی در برقراری گفتوگو. هنگامی که این عوامل با نگهداری سلاح غیرمجاز همراه میشوند، خطر به شکل قابل توجهی افزایش مییابد. تأکید میکنم که وجود سلاح، حتی اگر به کار نرود، در شرایط تنش، تهدیدی بالقوه برای جان اعضای خانواده است؛ بهویژه کودکان که همواره قربانیان خاموش این نوع اختلافات هستند.
پلیس آگاهی وظیفهاش کشف حقیقت و سپردن مجرم به دست عدالت است؛ اما باید صراحتاً ذکر کرد که پلیس آخرین حلقه زنجیر است. پیشگیری زمانی معنا پیدا میکند که خانوادهها، دوستان و نهادهای اجتماعی، نشانههای هشدار را بهصورت جدی در نظر بگیرند. پنهان کردن بحرانهای مالی، نادیده گرفتن تغییرات رفتاری و به تأخیر انداختن مراجعه به مشاوره، مددکاری اجتماعی یا حتی پلیس، میتواند بهایی سنگین را به همراه داشته باشد؛ بهایی که گاهی اوقات با جان انسانها پرداخت میشود. قتلهای خانوادگی فقط یک پرونده قضایی نیستند؛ این پروندهها، پیامی شفاف برای جامعه دارند: امنیت واقعی، پیش از آنکه انتظامی باشد، باید روانی، اجتماعی و خانوادگی باشد.



