جواد لاریجانی: ایران قادر است در کمتر از دو هفته بمب اتم تولید کند، اما…/ اجازه مداخله در اصول هستهای و موشکی را به هیچ کشوری نمیدهیم

محمد جواد لاریجانی، یکی از اعضای شورای سیاستگذاری «ما و غرب»، در نشست خبری مربوط به این همایش اظهار داشت: در طول سه قرن گذشته، کشورهای غربی به طرز قابل توجهی در عرصه علم و دانش پیشرفت کردهاند و ایرانیان نیز همواره درهای خود را به روی علم و یادگیری باز نگه داشتهاند.
خلاصهای از نکات کلیدی سخنان وی به شرح زیر است؛
*رفتار غربیها الگویی از خودبزرگبینی نامتعارف را نشان میدهد. آنان بر این باورند که بایستی همه چیز با تمدن غرب به پایان برسد و اساس تفکرشان هم بر مبنای سکولاریسم و لیبرالیسم است که به وجود آوردن دموکراسی لیبرال را به خود نسبت میدهند.
*جامعه غربی به شدت بر محور امنیت استوار است و این مسئله به تفکرات توماس هابز بازمیگردد. اساس وجود حکومتها در نظر آنان این است که به عنوان ژاندارم جامعه عمل کنند و همه چیز باید تحت سیطره امنیت قرار گیرد.
*در غرب، خشونت به قبیحترین شکل قابل تصور تلقی نمیشود و برای نائل شدن به اهداف خود، حتی قائل به خشونت بیحد و مرز هستند؛ از این رو در برابر نسلکشی در غزه نیز در موضع دفاعی قرار میگیرند. در بین مردم غرب، از این نوع رفتارهای حکومت از سوی تعداد قابل توجهی حمایت میشود و تنها اعتراضاتی که شکل میگیرد، عموماً منافع شخصی را در بر میگیرد.
*پس از حوادث ۱۱ سپتامبر، امنیت به اولویت مطلق در غرب تبدیل شد؛ به طوری که در ایالات متحده، قانونی تصویب شد که به موجب آن، مقامات میتوانند افراد مظنون از بعد امنیتی را بدون محدودیت و حتی بدون طی کردن مراحل قضایی، بازداشت و زندانی کنند.
*در بریتانیا و بسیاری از کشورهای اروپایی، وضعیت مشابهی برقرار گردید؛ برخی شیوههای بازجویی همچون «واتربوردینگ» (ایجاد حس خفگی) به شکل قانونی در آمده است.
*در فرهنگ غربی، استناد به خشونت در شرایط خاص مجاز است و نه تنها زشت محسوب نمیشود، بلکه میتواند حتی بیحد و مرز باشد؛ این نگرش فلسفی عمیق و ریشهدار است و مختص به زمان حال یا درگیریهای غزه و لبنان نیست.
*زمانی که رژیم صهیونیستی به غزه تعرض میکند و اقدام به کشتار میزند، از آن دفاع میکنند زیرا ادعا میکنند که با تهدیدی existential مواجه هستند؛ در چنین وضعیتی، خشونت از نظر آنان منطقی به شمار میرود.
*{ دکترینی به نام «دکترین برجامی» }: اساس اولیه این دکترین به استیصال اشاره دارد و بیان میکند که همه چیز تحت کنترل آمریکاییهاست و تنها گزینه موجود، توافق با غرب است. دومین اصل، شجاعت معکوس نام دارد و بر این فکر استوار است که باید بخشی از منافع ایران را فدای تحریمها نماییم. اصل سوم نیز به مفهوم اعتماد اشاره دارد و میگوید میتوان به صورت مسالمتآمیز با آمریکاییها همزیستی کرد، زیرا آنها چندان هم بد نیستند.
*دومین دکترین، دکترین مقاومتی است که در آن، هرگونه ناتوانی در ابعاد گوناگون مردود شمرده میشود و استیصال غیرقابل قبول است. این دکترین بر این باور است که توانمندیهای خود را میتوانیم فعالسازی کنیم.
*اگر جنگی اتفاق بیفتد، جنگ ما با جنگهای غیرانسانی کاملاً متفاوت خواهد بود؛ هر جنگی ملاحظاتی دارد.
*فتوای مقام معظم رهبری (در مورد منع تولید سلاح هستهای) مبانی مستحکمی دارد و دارای سابقه طولانی در تاریخ فقه شیعه است.
*به شدت از توسعه توانمندیهای هستهای حمایت میکنم؛ بر این باورم که این اقدام بسیار ضروری است و باید در تمامی زمینهها ادامه یابد، چرا که ما یک ایده نوین به جهان ارائه خواهیم داد.
*کشور قادر است در مدت زمان کمتر از دو هفته به سلاح هستهای دست یابد، اما ما به اصول دینی خود پایبند هستیم.
*ایران در حال مذاکره با تمام کشورهاست، اما نوع این مذاکرات متفاوت است.
*وضعیت هستهای و موشکی ایران هیچ ارتباطی به آمریکا و دیگر کشورها ندارد.
*ایران به هیچ کشوری اجازه نخواهد داد که در اصول هستهای و موشکیاش دخالت کند.
*به اداره مشترک منطقه خاورمیانه اعتقاد دارم.
*سختگیرانه از توسعه فناوری هستهای حمایت میکنیم.
*کشوری که میتواند در مدت دو هفته به سلاح هستهای دست یابد، با قاطعیت اعلام میکند که به این سلاح نیاز ندارد و آماده برای گفتگو است.
29218



