روزنامه هم میهن: تلاشهای افراطیون در زمینه حجاب نشاندهنده تلاش آنان برای حفظ موقعیت خود است

طبق گزارشهای منتشر شده از سوی خبرآنلاین، روزنامه هم میهن اشاره کرده است که ما نسبت به سیاستهای دولت در زمینه پوشش زنان اعتماد لازم را داریم و به یاد داریم که آقای پزشکیان با قاطعیت از اجرایی کردن و اعلام این قانون که بر ضد امنیت ملی بود، سر باز زد و تهدید جدیای که از سوی افراطیون مجلس به وجود آمده بود را از مردم و سرزمین دور نگه داشت. همچنین میتوان پذیرفت که دولت بهطور مستقیم از طرحی که بهتازگی دوباره مطرح شده، پشتیبانی مالی نکند.
اینچنین نیست که تنها چند نفر گوشهای از کشتی را آسیب بزنند و این اقدام بیتاثیر بر دیگران باشد. از دیدگاه مردم و به درستی، حاکمیت باید به عنوان یک واحد یکپارچه در نظر گرفته شود. درست است که مردم تنها اقسام خاصی از حاکمیت را انتخاب میکنند، اما این قسمتها نمیتوانند در برابر سیاستها و اقدامات بخشهای غیرانتخابی یا دولتی سکوت و فرانداشته باشند.
مردم و اجتماع با یک دولت بهطور کلی روبهرو هستند و تمام اجزای آن باید پاسخگو باشند. بنابراین عدم موافقت با این سیاست یا عدم تخصیص بودجه به طراحان آن، موجب معافیت از مسئولیت نمیشود. افراطیون مسئولیتناپذیر در تلاش هستند تا در بخشی از این کشتی حکومت را سوراخ کنند تا آب به داخل آن وارد شود و آن را به غرقابی بکشاند. در این حالت همه در خطر غرق شدن قرار دارند و باید واکنشهای مناسبی را از خود نشان دهند.
انسان به این تلاش بیپایان تندروها برای برخورد با موضوع حجاب غبطه میخورد، اما در عین حال از فقدان عقلانیت در این رویه تأسف میخورد. آنها گشت ارشاد را بهمنظور دستیابی به پوششی طراحی میکنند که هرگز به استانداردهای پوشش مهسا امینی نخواهد رسید؛ پوششی که چهار سال پیش به آن راضی نمیشدند و همانهمه ماجرا به وجود آورد. امروز پوشش مهسا برای حامیان گشت، به یک آرزوی دستنیافتنی تبدیل شده است. این سیاست نیز تجلی دیگری از همان پشتکار بیهوده است.
اگر این تلاشها با حُسنتدبیر در مسیر مبارزه با فساد، فقر، تورم، رشوه و جرم و جنایت به کار گرفته میشد، امروزه سایه شوم این مسائل از سر مردم ایران برمیخاست. اگر آنان حتی یک نگاه سطحی به دستاوردهای گذشته خود در زمینه پوشش زنان بیندازند، متوجه خواهند شد که در ابتدا در جادهای نادرست گام گذاشتهاند.
لجبازی سیاسی هیچگاه دردی را در هیچ حیطهای از سیاست درمان نمیکند و میتواند به نتایج معکوس بینجامد. انکار طبیعی بودن تغییرات و نادیده گرفتن آن، منجر به مقاومت در برابر دگرگونیها و تحولات میگردد. این امر نهایتاً به مواجهه با خواست عمومی منجر میشود. آیندهای که با ایستادگی در برابر خواستههای عمومی رقم خورده، شکست و تسلیم است.
سیاستهای افراطیون بهراحتی در چند کلمه قابل توصیف است: مقاومت در برابر دگرگونی، مقابله با عوامل و حامیان تحولات، شکست و در نهایت انکار این شکست و پرهیز از تسلیم تا لحظه فرسایش و زوال. ریشه این بحران یک سو در «نادیده گرفتن» مردم و حقوق عمومی آنها نهفته است و از سوی دیگر در ادعاهای غیرمنطقی برای خود که در انقلاب و حکمرانی حق خود را قائلاند و این را تحت پوشش ماموریت خودخوانده هدایت مردم توسط افراطیون مطرح میکنند. در حالی که خودشان بیش از همه به هدایت نیازمندند.
بیشک، تمام این ادعاها برای پنهان کردن انگیزه واقعیشان که همان حفظ منافع و انحصار در قدرت است، بیان میشود. پیگیری منافع و این پارچه بیارزش از قدرت، قابل درک است، اما نه به هزینه آتش زدن آینده مردم ایران.
17302



