مغز انسان برای درک احساسات، تصویر و صدا را به صورت همزمان ادغام می‌کند

مدت‌هاست که دانشمندان بر این باور بودند که مغز در تشخیص احساسات، اطلاعاتی که از چهره و صدا به‌دست می‌آید را به‌طور مستقل پردازش می‌کند. اما تحقیق جدیدی نشان داده است که این دو فرآیند به‌طور قابل توجهی به هم پیوسته هستند؛ به گونه‌ای که دیدن یک چهره با حالتی عاطفی می‌تواند نواحی مرتبط با پردازش صدا را نیز فعال کند و شنیدن صدایی که احساسات شخصی را منتقل می‌کند، فعالیت نواحی مربوط به پردازش چهره را تحریک می‌کند.

طبق گزارشی از ساینتیفیک آمریکن، تحقیقات نشان می‌دهد که نوع احساس، ممکن است از حس انتقال‌دهنده آن مهم‌تر باشد. استفانیا ماتیونی، نویسنده ارشد این پژوهش و پژوهشگر پسادکتری در حوزه علوم اعصاب شناختی در دانشگاه خنت بلژیک، توضیح می‌دهد که در زندگی روزمره ما اغلب شاهد چهره‌ای غمگین هستیم و در عین حال صدای گریه او را نیز می‌شنویم. او توضیح می‌دهد که مغز ما به‌گونه‌ای ساخته شده است که قادر به پردازش همزمان اطلاعات از حس‌های مختلف است. واقعیت این است که تجربیات روزانه معمولاً شامل ترکیبی از نشانه‌های بصری و شنیداری هستند و مغز ما برای درک موقعیت به شکل صحیح، این اطلاعات را در کنار یکدیگر تجزیه و تحلیل می‌کند.

تیم تحقیقاتی ماتیونی برای بررسی این موضوع، کلیپ‌هایی از بازیگران را برای ۲۴ نفر از شرکت‌کنندگان به نمایش گذاشتند که احساساتی مانند شادی، انزجار و ترس را به تصویر می‌کشیدند. شرکت‌کنندگان در حین آزمایش در دستگاه تصویربرداری تشدید مغناطیسی (MRI) قرار گرفتند. برخی از فیلم‌ها همزمان تصویر و صدا را ارائه می‌کردند، در حالی که برخی دیگر فقط تصویر یا تنها صدا داشتند. این رویکرد امکان مقایسه و ارزیابی فعالیت مغز هنگام دریافت اطلاعات بصری، شنیداری و ترکیبی از هر دو را برای پژوهشگران فراهم کرد.

تجربیات روزانه معمولاً شامل ترکیبی از نشانه‌های بصری و شنیداری هستند

کلیپ‌های صوتی، نواحی مغزی مرتبط با تشخیص چهره را تحریک کردند و کلیپ‌های تصویری بدون صدا نیز فعالیت نواحی مربوط به پردازش صدا را برانگیختند. ماتیونی بیان کرد که هر احساسی، چه به‌صورت تصویر و چه به‌صورت صدا، مشابهت‌های مشخصی در الگوی فعالیت نواحی مغزی مرتبط با پردازش چهره و صدا ایجاد می‌کند.

این مکانیزم به احتمال زیاد به مغز کمک می‌کند تا احساسات دیگران را به‌طور مؤثر در شرایطی که تنها یکی از مسیرهای حسی در دسترس است، شناسایی کند؛ به‌عنوان نمونه، در مکالمات تلفنی که تنها صدای شخص را می‌شنویم، اما چهره‌اش را مشاهده نمی‌کنیم. حالت معکوس نیز ممکن است وجود داشته باشد؛ یعنی چهره فرد قابل دیدن باشد اما صدایش را نشنویم. ماتیونی تصریح می‌کند: «به نظر می‌رسد که فعالیت این نواحی بیشتر تحت تأثیر احساس قرار دارد تا نوع حس که آن احساس را منتقل می‌کند.»

تیم تحقیقاتی همچنین فهمید که واکنش مغز هنگام دیدن و شنیدن هم‌زمان یک فرد، با واکنش آن به تصویر یا صدای فرد به‌تنهایی متفاوت است. استفانیا بنتی، استادیار روان‌شناسی و علوم شناختی در دانشگاه ترنتو ایتالیا، اظهار داشت: «مغز فرایند بسیار بیشتری نسبت به صرف ترکیب دو ورودی را انجام می‌دهد. به عبارت بهتر، شناسایی احساسات به یک شبکه چندسانسی وابسته می‌باشد که اطلاعات بصری و شنیداری را به‌صورت یکپارچه تجزیه و تحلیل می‌کند.»

بیشتر بخوانید

بنتی بیان می‌کند که مغز هنگام دریافت اطلاعات هم‌زمان از تصویر و صدا، صرفاً افزونگی اطلاعات را دریافت نمی‌کند؛ بلکه این دو نوع اطلاعات را در یک فرایند یکپارچه به کار می‌برد تا احساسات دیگران را شناسایی کند.

بنتی همچنین این سازوکار را از منظر تکاملی و رفتاری بسیار مفید ارزیابی می‌کند. او معتقد است ترکیب حس بینایی و شنوایی امتیاز بسیار بزرگی است؛ زیرا ابهام را کاهش می‌دهد و کمک می‌کند تا احساسات را سریع‌تر و دقیق‌تر تشخیص دهیم، به‌خصوص در محیط‌های شلوغ یا پیچیده. در چنین شرایطی، دریافت همزمان نشانه‌های بصری و شنیداری می‌تواند شناسایی حالات عاطفی دیگران را راحت‌تر کرده و دقت تشخیص احساسات آن‌ها را افزایش دهد.

این یافته‌ها ممکن است در آینده به طراحی روش‌های مداخله‌ای برای افرادی که در درک نشانه‌های اجتماعی مشکلاتی دارند، کمک کند. نتایج این تحقیق همچنین از پژوهش‌های قبلی درباره انعطاف‌پذیری مغز حمایت می‌کند. مطالعات پیشین نشان داده‌اند که در افرادی که از دوران کودکی با ناشنوایی مواجه بوده‌اند، نواحی خاص مغزی که مسئول پردازش صدا هستند، به‌منظور شناسایی حالات چهره مطابق‌سازی می‌شوند.

طبق گفته بنتی، در افراد نابینا نیز نواحی مغز که مخصوص پردازش چهره هستند، به گونه‌ای تغییر کاربری می‌دهند که به پردازش حالات بیان شده از طریق صدا بپردازند. او توضیح می‌دهد که این نواحی احتمالاً به این دلیل قادر به سازگاری با شرایط جدید هستند که وظیفه اصلی آن‌ها نه صرفاً پردازش حواس خاص، بلکه تحلیل احساسات است.

این پژوهش در نشریه Journal of Neuroscience منتشر شده است.

مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا