ضربه نهایی تحریمهای هوایی به بخش گردشگری/ دیگر نه راهی برای ورود گردشگران وجود دارد و نه سرمایهای برای هتلها

اقتصاد۲۴– صنعت گردشگری در ایران به گونهای نیست که با وزش باد تحریمهای جدید هوایی بلرزد و در نتیجه تحولات اخیر به شدت آسیب دیده است. تحریمهای تازه ایالات متحده علیه خطوط هوایی ایرانی که از ابتدای مهر اجرایی شده، عملاً بیشتر ارتباطات هوایی ایران با کشورهای دیگر را مختل کرده است.
وزارت خزانهداری آمریکا ۳۶ هدف مرتبط با صنعت هوانوردی ایران را تحت تحریم قرار داده که ۲۷ مورد آنها به شرکتهای هواپیمایی اختصاص دارد. اما موضوع تنها به عدم فرود یک ایرلاین ایرانی در یک فرودگاه خارج ختم نمیشود؛ وقتی که خدمات مهمی چون تأمین سوخت، خدمات زمینی، تعمیرات، فروش بلیت و سایر خدمات مرتبط با هواپیما با خطر تحریم مواجه میشود، به تبع کل زنجیره سفر تحت فشار قرار خواهد گرفت. اکنون میتوان پیامدهای این وضعیت را در بازار گردشگری ایران مشاهده کرد؛ بازاری که سالهای متمادی با چالشهایی چون تحریم، ضعف زیرساختها و تصویر نامشخص از مقصد ایران دستوپنجه نرم کرده و حالا با مانعی جدید یعنی دشواریهای ورود و خروج مسافران مواجه شده است.
گردشگران خارجی بهطور تقریبی از بازار ایران رخت بربستهاند
واضحترین تصویری که میتوان از وضعیت کنونی گردشگری در ایران بدست آورد، در اظهارات محمدعلی فرخمهر، رئیس جامعه هتلداران تهران، نهفته است. او در مصاحبهای در مورد وضعیت هتلها در ماههای اخیر بیان کرده که هرچند گردشگری داخلی همچنان برقرار است، اما وضعیت گردشگری خارجی کاملاً متفاوت است. فرخمهر به صراحت اعلام میکند: «گردشگر خارجی تقریباً از بازار خارج شده است.»
او شرح داده که هتلهای تهران علاوه بر وابستگی به گردشگران، به رفتوآمدهای تجاری، برگزاری نمایشگاهها، سمینارها و حضور شرکتهای خارجی نیز وابستهاند و با افت این تعاملات درآمد هتلها تحت فشار قرار میگیرد. به گفته او، در حال حاضر نه تنها ورود گردشگران خارجی به تهران مانند گذشته نیست، بلکه بازرگانان و مشارکتکنندگان در نمایشگاهها و سمینارها نیز به اندازه گذشته به کشور سفر نمیکنند.
این بخش از اظهارات رئیس جامعه هتلداران تهران اهمیت بالایی دارد زیرا نشان میدهد مسئله گردشگری تنها به تعداد اتاقهای رزرو شده برای توریستها محدود نمیشود. هر گردشگر خارجی که وارد ایران میشود، برای اقامت، غذا، حملونقل، بازدید از مکانهای تاریخی، خرید و خدمات مختلف هزینه میکند و بخشی از این هزینه بهصورت ارز به اقتصاد کشور وارد میشود. فرخمهر نیز بر همین نکته تأکید کرده و بیان میکند که ورود گردشگر خارجی به معنی ورود ارز است؛ فرقی نمیکند که فرد در اردبیل یا گلستان و تهران هزینه کند. از دیدگاه او، این جریان ارزی بهطور جدی کاهش یافته و در کنار آن، بخش تجاری و نمایشگاهی نیز با افت رفتوآمدی برخورد کرده است.
هتلها به روشهای غیرمتعارف تأمین منابع مالی میکنند
بخش کلیدی اظهارات رئیس جامعه هتلداران تهران، نه تنها در خصوص تعداد گردشگران، بلکه در زمینه وضعیت مالی هتلها است. فرخمهر به این نکته اشاره کرده که ضریب فعالیت هتلها در شرایط مطلوبی نیست و اکنون که هتلی بتواند فقط هزینههای خود را پوشش دهد، یک موفقیت بزرگ محسوب میشود. او بیان میکند که در ماههای اخیر هتلداران برای تأمین هزینههای جاری به منابعی روی آوردهاند که در حالت عادی باید برای تعمیر، نوسازی و استهلاک ساختمان و تجهیزات کنار گذاشته میشد.
او حتی تأکید کرده که درآمد هتلها به طور قابل توجهی کاهش یافته، در حالی که هزینهها در بعضی موارد به ۱۰ تا ۵۰ برابر افزایش یافته است. بر اساس اظهارات فرخمهر، هتلداران اکنون علاوه بر از دست دادن سود، ناچار شدهاند تقریباً ۲۰ تا ۳۰ درصد از ارزش ذخایر خود را نیز به مصرف برسانند.
این وضعیت زنگ خطری برای صنعت گردشگری به شمار میآید. یک هتل تنها با روشن نگهداشتن چراغ اتاقها نمیتواند به فعالیت خود ادامه دهد. اگر درآمد یک مجموعه اقامتی برای زمان طولانی صرف حقوق کارکنان، بهای انرژی، مالیات، بیمه، تعمیرات و هزینههای روزمره شود، دیگر منابعی برای بازسازی و نوسازی نخواهد ماند. در نتیجه، بحران کنونی میتواند کیفیت خدمات گردشگری در سالهای آتی را تحت تأثیر قرار دهد. به عبارت دیگر، حتی اگر در آینده توافقی حاصل شود و پروازها دوباره از سر گرفته شوند، ممکن است برخی از زیرساختهای اقامتی کشور به سرمایهگذاری جدی نیاز داشته باشد.
اگر گردشگری وجود داشته باشد، راهی برای ورود ندارد
تحریم هوایی از یک جنبه با تحریمهای اقتصادی معمولی متفاوت است. بسیاری از کالاها ممکن است با تغییر در مسیر، استفاده از واسطه یا حملونقل زمینی جابجا شوند، اما گردشگر انسانی این انعطاف را ندارد. برای ورود به ایران، گردشگر خارجی باید بلیت معتبری خریداری کند، پروازی امن داشته باشد، بیمه و خدمات فرودگاهی در دسترسش باشد و در پایان، باید از امکان بازگشتش به کشور مقصد اطمینان حاصل کند. زمانی که شبکه پروازهای بینالمللی کاهش مییابد، حتی اگر ایران از نظر جاذبههای تاریخی و فرهنگی جذاب باشد، عملاً توانایی دسترسی خود را از دست میدهد.
بیشتر بخوانید: سونامی ورشکستگی در صنعت گردشگری/ تحریم هوایی چه بلایی بر سر آژانس های مسافرتی میآورد؟
این همان حلقهای است که تحریم هوایی را به بحران گردشگری متصل میکند. ممکن است گردشگر ایران را مقصدی جذاب بداند، اما اگر مجبور باشد برای طی کردن مسیر به صرف هزینه بیشتر و استفاده از چند مسیر غیرمستقیم بپردازد، احتمال سفر کاهش مییابد. در این شرایط، ایران باید تنها با کشورهایی دارای جاذبه مشابه رقابت نکند بلکه با مقاصدی که دسترسی هوایی آسانتر، شبکه پروازی گستردهتر و ریسک کمتری برای مسافران دارند، نیز به رقابت بپردازد.
ضرر به مسیرهای اصلی پروازی و زیارتی
حرمتالله رفیعی، رئیس انجمن دفاتر خدمات مسافرت هوایی و جهانگردی ایران، پیش از تشدید محدودیتهای اخیر اظهار کرده بود که تقریباً ۷۰ تا ۷۵ درصد سفرهای رفتوبرگشت هوایی ایران به دو مقصد ترکیه و عراق تعلق دارد و سالانه بیش از دو میلیون نفر فقط از ایران به ترکیه سفر میکنند. این اعداد به وضوح نشان میدهند که چرا هر تغییری در مسیرهای منطقه میتواند به سرعت بر کل بازار سفر تأثیرگذار باشد.
در هفتههای اخیر، محدودیتهای پروازی در مسیرهای عراق، گرجستان، عمان و جمهوری آذربایجان تشدید شده است. گزارشها نشان میدهند که برخی از مسافران مجبور شدهاند برای ادامه سفر خود از مسیرهای ترکیبی استفاده کنند؛ یعنی ابتدا با هواپیما یا بهصورت زمینی به کشور دیگری بروند و از آنجا با یک ایرلاین خارجی به سفر خود ادامه دهند. این شرایط نه تنها سفر ایرانیان به خارج را گران و دشوار میکند بلکه ورود مسافرین خارجی، بهویژه زائران و بیماران به ایران را نیز با اختلال روبهرو میسازد.
توقف یا محدود شدن پروازها به بازار گردشگری عراق نیز آسیب زده است. وسام الکنانی، مالک یک شرکت گردشگری در بغداد، اظهار کرده که قطع پروازها به دانشجویان، بیماران و بازرگانانی که پیش از این روزانه میان دو کشور جابهجا میشدند آسیبهای زیادی وارد کرده است. این نشاندهنده این است که کاهش ارتباط هوایی ابعاد تجاری و درمانی وسیعتری دارد. برای سفرهای زیارتی، جایگزینی پروازها با مسیرهای زمینی شاید برای افراد جوان امکانپذیر باشد، اما برای خانوادها و سالمندان عملاً منجر به انصراف از سفر خواهد شد.
گردشگری داخلی نمیتواند کاستیهای گردشگری خارجی را جبران کند
احتمالاً برخی در مقام توجیه خواهند گفت که اگر تعداد گردشگران خارجی کاسته شده، میتوان با تقویت گردشگری داخلی این خلا را پر کرد. اما باید دانست که اقتصاد گردشگری به سادگی تابع این معادله نیست. اگرچه گردشگری داخلی هنوز در حال حرکت است، اما شرایط اقتصادی مردم موجب شده تا سفرهای داخلی نیز محدودتر شود؛ کسی که قبلاً برنامهریزی برای چهار سفر داخلی داشت، حالا ممکن است به یک یا دو سفر بسنده کند.
تفاوت مهم دیگری که وجود دارد این است که گردشگر داخلی فقط منابع مالی را از نقطهای به نقطه دیگر منتقل میکند، اما گردشگر خارجی ارز تازهای وارد اقتصاد میکند؛ بنابراین نمیتوان انتظار داشت که افزایش سفرهای داخلی بهطور کامل جای کاهش ورود گردشگران خارجی را پر کند. خروج گردشگر خارجی تنها محدود به مشکل برای هتل یا آژانسها نیست؛ کاهش ورود ارز، افت در فروش صنایع دستی و رکود در حملونقل و رستورانها نیز در زنجیرههای مرتبط با آن به وقوع خواهد پیوست.
فشردهتر شدن حلقه ارتباط با بازار جهانی
در نهایت، اصل موضوع نباید به قیمت بلیت یا تعداد پروازهای لغوشده محدود شود. آنچه که برای صنعت گردشگری ایران در حال وقوع است، محدود شدن شبکه ارتباطی کشور با بازار جهانی سفر است. تحریمهای جدید به وضعیتی رسیده که ارائه خدماتی شامل سوخت و خدمات فرودگاهی برای طرفهای خارجی به ریسک مالی منجر میشود.
در این شرایط، ایران تنها به تبلیغات یا معرفی جاذبهها برای بازگرداندن گردشگران جهانی نیاز ندارد. مسافر باید قادر به دسترسی باشد، آژانسهای خارجی باید بتوانند بلیط تهیه کنند، هواپیمایی باید پروازهای خود را انجام دهد و هتلها باید خدماتی رقابتی ارائه دهند. اگر هر یک از این حلقهها دچار اختلال شوند، زنجیره به کل آسیب خواهد دید.
گردشگری ایران تعطیل نشده اما فاصله میان «ادامه فعالیت» و «رونق دوباره» بسیار زیاد است. وقتی هتلها از ذخیرههای بازسازی خود هزینه میکنند و ورود گردشگران خارجی با مشکلات جدی مواجه است، دیگر این مسئله تنها یک بحران گذرا در صنعت هوانوردی نیست؛ این بحران به تدریج به مرگ صنعت گردشگری منجر خواهد شد؛ صنعتی که اگر ارتباطش با جهان تنگتر شود، نه تنها مسافر، بلکه بخشی از درآمد ارزی، اشتغال و سرمایهگذاری آینده خود را نیز از دست خواهد داد.



