دل XPS 13 برگشت تا مکبوک اقتصادی اپل را به چالش بکشد

دل نام XPS را یک بار کنار گذاشت و خیلی زود فهمید بعضی نشانها را نمیشود با تصمیم جلسه مدیریتی بازنشسته کرد. پس از بازگشت گرانقیمت مدلهای ۱۴ و ۱۶ اینچی، حالا XPS 13 مدل ۲۰۲۶ با مأموریتی متفاوت آمده است: لپتاپی سبک و خوشساخت با قیمت پایه نزدیک ۷۰۰ دلار که مستقیماً روبهروی مکبوک Neo اپل میایستد. نتیجه، دستگاهی است که در بدنه، نمایشگر و تجربه روزانه فراتر از قیمتش ظاهر میشود؛ هرچند نسخه هشت گیگابایتی هنوز یادآوری میکند ویندوز برای نفسکشیدن به حافظه بیشتری نیاز دارد.
بدنه یک کیلوگرمی و ضخامت ۱۲.۷ میلیمتری نخستین امتیاز XPS است. لپتاپ در کیف تقریباً ناپدید میشود و در دست حس یک مدل ارزان را نمیدهد. نمایشگر ۱۳.۴ اینچی با وضوح ۲۵۶۰ در ۱۶۰۰ پیکسل، روشنایی ۵۰۰ نیت، لمس و نرخ نوسازی متغیر ۳۰ تا ۱۲۰ هرتز عرضه میشود. حاشیهها باریکاند و پوشش ضدبازتاب، استفاده در محیط روشن را آسانتر میکند. مکبوک Neo در این مقایسه نمایشگر ۶۰ هرتزی و غیرلمسی دارد؛ بنابراین دل در بخشی که کاربر هر دقیقه میبیند، مزیت ملموسی ساخته است.
سختافزاری که بیشتر از برچسب قیمت ارزش دارد
کیبورد جزیرهای XPS 13 بازخورد لمسی خوبی دارد و از طراحی بدون فاصله بعضی مدلهای گرانتر دل کاربردیتر است. ترکپد مکانیکی کوچکتر از نمونه اپل است و در همه گوشهها کلیک یکسانی ندارد، اما دقیق عمل میکند. بلندگوها برای بدنهای به این اندازه صدای پر و بلندی دارند و وبکم ۱۰۸۰p در نور ضعیف و پسزمینه روشن، رنگ و چهره را قابل قبول نگه میدارد. ورود با تشخیص چهره Windows Hello نیز وجود دارد.
مشکل اصلی درگاههاست. تنها دو USB-C با سرعت ۱۰ گیگابیت بر ثانیه، یکی در هر سمت، در اختیار کاربر قرار میگیرد. هر دو شارژ و خروجی تصویر را پشتیبانی میکنند، اما خبری از جک ۳.۵ میلیمتری هدفون نیست. حذف این درگاه در لپتاپی دانشجویی تصمیم عجیبی است؛ هدفون سیمی هنوز گزینه ارزان و بیدردسر کتابخانه، کلاس و تماس است. اگر هنگام شارژ به وسیله دیگری وصل شوید، عملاً فقط یک درگاه آزاد میماند و خرید هاب به هزینه پنهان دستگاه تبدیل میشود.
پردازنده هر دو نسخه آزمایششده Intel Core 5 320 از خانواده Wildcat Lake با شش هسته است. گرافیک مجتمع دو هستهای، این دستگاه را به لپتاپ بازی یا تدوین سنگین تبدیل نمیکند، اما برای کارهای روزمره، ویدئو و ویرایش سبک مناسب است. حافظه داخلی NVMe نقطه قوت مهمی است؛ سرعت خواندن پایدار در آزمایشها به حدود ۶.۶ تا ۶.۸ گیگابایت بر ثانیه رسیده و از SSD مکبوک Neo چند برابر سریعتر بوده است. همین حافظه پرسرعت بخشی از فشار کمبود RAM را پنهان میکند، ولی نمیتواند آن را کاملاً جبران کند.
هشت گیگابایت کار میکند، تا وقتی که کار زیاد نشود
نسخه پایه با هشت گیگابایت رم در مرور وب، نوشتن و تماس تصویری برخلاف برخی لپتاپهای ارزان ویندوزی از همان ابتدا کند و آزاردهنده نیست. مشکل وقتی ظاهر میشود که تعداد برگههای Chrome از دوازده عبور کند، Slack در پسزمینه فعال باشد و کاربر میان چند دسکتاپ جابهجا شود. سیستم برای خالیکردن حافظه، برگهها را کنار میگذارد و هنگام بازگشت باید آنها را دوباره بار کند. هر توقف کوتاه است، اما تکرارشان ریتم کار را میشکند.
بازکردن Photoshop فاصله دو نسخه را آشکارتر میکند. ویرایش ساده تصویر در مدل هشت گیگابایتی با تأخیر منوها و جابهجایی عناصر همراه است، در حالی که نسخه ۱۶ گیگابایتی همان بار را روانتر مدیریت میکند. در آزمون خروجی ویدئوی 4K پریمیر، مدل هشت گیگابایتی ۲۷ دقیقه و ۱۴ ثانیه زمان خواسته، اما نسخه ۱۶ گیگابایتی کار را در ۹ دقیقه و ۵۴ ثانیه تمام کرده است. تفاوت فقط از حجم حافظه ناشی نیست و رفتار توان و حافظه مشترک هم اثر دارد، ولی برای خریدار نتیجه روشن است: مدل قویتر در کار جدی سه برابر سریعتر بوده.
مکبوک Neo با تراشه A18 Pro در بیشتر آزمونهای پردازنده و گرافیک جلوتر میماند. امتیاز تکهستهای Geekbench آن ۳۴۰۲ بوده، در برابر ۲۱۲۲ برای XPS هشت گیگابایتی و ۲۵۸۱ برای مدل ۱۶ گیگابایتی. در پردازش چندهستهای نیز اپل با ۸۵۰۸ از امتیازهای ۶۸۲۶ و ۷۶۱۵ دل بالاتر است. با این حال، عملکرد روزمره فقط یک نمودار نیست. XPS نمایشگر لمسی ۱۲۰ هرتزی، SSD بسیار سریع و آزادی نرمافزاری ویندوز را ارائه میدهد؛ ویژگیهایی که برای بخشی از کاربران از برد بنچمارک مهمترند.
قیمت پایه جذاب است، پله بعدی نه چندان
دل مدل هشت گیگابایت رم و ۲۵۶ گیگابایت حافظه را ۶۹۹.۹۹ دلار قیمتگذاری کرده است. افزایش حافظه داخلی به ۵۱۲ گیگابایت قیمت را به ۷۹۹.۹۹ دلار میرساند و نسخه ۱۶ گیگابایت رم با ۵۱۲ گیگابایت SSD به ۹۹۹.۹۹ دلار میرسد. این فاصله ۳۰۰ دلاری میان پایه و نسخه پیشنهادی بزرگ است، بهویژه وقتی رم و حافظه پس از خرید قابل ارتقا نیستند. تخفیف ۱۰۰ دلاری دانشآموزی و دانشجویی در آمریکا کمک میکند، اما تخفیف دل موقت است.
باتری ۵۲ واتساعتی در استفاده ترکیبی شامل برگههای متعدد مرورگر، تماس و پخش موسیقی حدود هفت ساعت دوام آورده و در روز سبکتر تا ده ساعت رسیده است. این عدد برای یک روز کوتاه مناسب است، اما مکبوک Neo با باتری کوچکتر چند ساعت بیشتر کار میکند. گرما هم متوسط است: کف دستگاه در فشار کاری تا حدود ۴۰ درجه سانتیگراد گرم شده، هرچند بخش کیبورد خنک مانده است. دل برای رسیدن به وزن و ضخامت کم، بخشی از ظرفیت باتری و فضای دفع گرما را قربانی کرده است.
رقبای ارزانتری مثل HP OmniBook 3 با حدود ۵۰۰ دلار، رم بیشتر، درگاههای متنوعتر، نمایشگر بزرگتر و باتری بهتر میدهند؛ اما سنگینترند و کیفیت بدنه XPS را ندارند. انتخاب در این رده به اولویت برمیگردد. اگر لپتاپ بیشتر روی میز میماند، پرداخت پول برای وزن کمتر منطقی نیست. اگر هر روز میان کلاس، دفتر و خانه جابهجا میشوید، یک کیلو وزن و بدنه باریک ارزشی دارد که در جدول مشخصات بهخوبی دیده نمیشود.
XPS 13 مدل ۲۰۲۶ بازگشت موفقی برای نامی است که دل زود کنار گذاشته بود. نسخه پایه نشان میدهد لپتاپ ویندوزی هشت گیگابایتی الزاماً از روز نخست غیرقابل استفاده نیست، اما خریدی برای چند سال آینده باید فضای رشد داشته باشد. برای مرور و نوشتن سبک، مدل ۷۰۰ دلاری جذاب است؛ برای کسی که دهها برگه باز میکند یا گاهی سراغ نرمافزار سنگین میرود، نسخه ۱۶ گیگابایتی انتخاب مطمئنتری است—حتی اگر قیمتگذاری دل این تصمیم درست را بیش از حد گران کرده باشد.
رقابت واقعی با مکبوک Neo نیز همینجا شکل میگیرد. اپل هنوز سرعت و دوام باتری بهتری دارد، اما دل بهترین پاسخ ویندوزی این بازه را ساخته: نمایشگر بهتر، بدنه ممتاز و تجربهای که حس مصالحه دائمی نمیدهد. XPS تازه بینقص نیست و نبود جک هدفون و جهش قیمت رم آزاردهنده است، ولی ثابت میکند بازار لپتاپهای جمعوجور ۷۰۰ دلاری میتواند چیزی فراتر از پلاستیک ارزان و نمایشگر متوسط باشد.
منبع: The Verge


