دلایل افزایش آلودگی هوای تهران چیست؟

در هجدهمین روز متوالی آلودگی هوای تهران، پایتخت به وضعیتی دچار شده که بوی رهاشدگی را به وضوح احساس میکند. این شهر که در میان لایهای ضخیم از ذرات معلق تنفس میکند، هیچ نشانهای از یک برنامه کارآمد برای خروج از این چرخه معیوب و فرساینده ندارد.
تسنیم در گزارشی اعلام کرد که آمارهای شورای اسلامی شهر تهران حاکی از افزایش ۲۰درصدی مرگومیر ناشی از آلودگی هوا در دو هفته گذشته است؛ این عدد به وضوح عمق بحران را نمایان میسازد، اما همچنان نشانهای از توجه جدید در سیاستگذاریها و اقداماتی درخور برای مقابله با این فاجعه دیده نمیشود.
کارشناسان در توصیف وضعیت کنونی تهران از عبارت «تشدید چرخه مرگ خاموش» استفاده میکنند؛ چرخهای که همزمان با گسترش شیوع آنفلوآنزا شتاب بیشتری به خود گرفته است.
پزشکان هشدار میدهند که ترکیب ذرات آلاینده با ویروس آنفلوآنزا ریهها را آسیبپذیرتر میکند و شدت علائم این بیماری را در افراد حساس، دو تا سه برابر افزایش میدهد. بیمارستانها نیز اعلام کردهاند که تعداد مراجعات بهدلیل مشکلات تنفسی در این مدت به طرز چشمگیری افزایش پیدا کرده، اما هنوز پاسخی جامع و مناسب از دستگاههای مربوطه ارائه نشده است. مدارس، ادارات و شبکه حملونقل عمومی همچنان روال عادی خود را ادامه میدهند؛ گویی که بحران تنها در گزارشها وجود دارد و نه در هوایی که میلیونها شهروند هر روز به ریههایشان وارد میکنند. این تناقض میان شدت بحران و عدم تحرک در واکنشها، به پرسش اصلی این روزهای تهران بدل شده است: چه زمانی قرار است که مسئولیتی جدی در قبال این وضعیت پذیرفته شود؟
تهران در حالی روزهای مکرر آلودگی را تجربه میکند که ابزارهای کنترل آلودگی، از نوسازی ناوگان فرسوده تا توسعه حملونقل پاک، مدیریت منابع آلاینده، پایش دقیق صنایع و شفافیت در افشای دادهها، نه تنها پیشرفتی نداشته، بلکه بسیاری از آنها عملاً در حالت وقفه قرار گرفتهاند. نتیجه این وضعیت، شهری است که در میانه ماه آذر نه آسمانی آبی دارد و نه افق روشنی برای تغییر شرایط. شهروندان به یک تماشاگر خسته تبدیل شدهاند که هر روز فقط آمارهای تلختری را میشنوند و هر شب با امیدی رو به کاهش به فردای پاکتر مینگرند.
مسئله آلودگی هوا در تهران به جای آنکه به یک موضوع حیاتی ملی تبدیل شود، به موضوعی «رهاشده» بدل گردیده است؛ بحرانی که هر سال تکرار میشود، اما هر بار با واکنشی ناچیز و بیاثر مواجه است.
الهه موحدی، کارشناس محیطزیست، در خصوص این وضعیت میگوید: چند سال پیش، بررسیهای مرکز پژوهشهای مجلس به واقعیت تلخی اشاره کرد و هشدار داد که با توجه به اجرای ضعیف قانون هوای پاک، نمیتوان انتظار آسمانی آبی را داشت. کارشناسان این مرکز تأکید کرده بودند که نهادهای اجرایی بهطور کلی عملکردی ضعیف تا متوسط در پیادهسازی این قانون و آییننامههای مربوط به آن داشتهاند و تا زمانی که این وضعیت ادامه یابد، امیدی به بهبود کیفیت هوا یا تحقق شرایط پاک نخواهد بود.
او میافزاید که امروز این پیشبینیها به واقعیت پیوسته و بخشهای وسیعی از کشور تحت لایهای از آلودگی قرار گرفتهاند.
موحدی ادامه میدهد: درحالی که نه تنها خودروهای فرسوده جمعآوری نشدهاند، بلکه حملونقل مناسب و مطمئنی نیز وجود ندارد و نقاط تولید گردوغبار داخلی و خارجی نیز مورد کنترل قرار نگرفتهاند، اساساً چرا باید توقع هوای پاک را داشته باشیم؟
این کارشناس به یاد میآورد که قانونی که در سال ۱۳۹۶ به تصویب رسید، مرکز پژوهشهای مجلس در سال ۱۴۰۰ خطمشی اجرای آن را بررسی و نتیجهگیری کرده که از میان ۵۶ ماده قانون و آییننامههای فنی مربوطه، ۲۲ ماده بهطور ضعیف، ۱۷ ماده بهطور متوسط و تنها ۱۷ ماده بهطور مطلوب اجرا شدهاند.
او تصریح میکند که قانون هوای پاک تنها یکی از قوانین متعدد نیست که به فراموشی سپرده شده است. تحقیقات نشان میدهد از سال ۱۳۵۴ تا اکنون بیش از ۴۰ قانون و مصوبه در ارتباط با آلودگی هوا صادر شده است؛ قوانینی که اگر به درستی پیادهسازی شده بودند، وضعیت کنونی کشور اینگونه نمیشد.
موحدی اشاره میکند که سوخت بیکیفیت یکی از عوامل اصلی آلودگی هواست و در حال حاضر، سوزاندن مازوت در صنایع و نیروگاهها بلای جان بسیاری از شهرها شده است.
او تأکید میکند که سوزاندن سوختهای مایع مانند گازوئیل و مازوت بهتنهایی مشکلات آلودگی را به وجود نمیآورد، بلکه فقدان فناوریهای کنترلی پیشرفته در نیروگاهها، پالایشگاهها و صنایع اصلی، این مشکل را تشدید میکند.
این کارشناس در مورد این موضوع توضیح میدهد که تفاوت مازوت کمگوگرد و پرگوگرد در میزان تولید دیاکسید گوگرد است که در نوع کمسولفور کمتر است؛ با این حال، مقدار تولید ذرات معلق اولیه در هر دو نوع یکسان است و تنها در مازوت کمسولفور، میزان ذرات معلق ثانویه کمتر بوده است.
او همچنین بیان کرد که برای هر دو نوع مازوت، خروجی واحدهای صنعتی باید به فیلترهایی مجهز شود که اکسیدهای نیتروژن (NOx) و ذرات معلق را کنترل کنند.
به گفته او، برای کنترل NOx به سیستمهای کاتالیستی نیاز است؛ فناوریای که در هیچیک از واحدهای صنعتی کشور موجود نیست. با این حال، حداقل اقدامی که میتوان انجام داد، نصب فیلترهای کاهش ذرات معلق در زمان سوزاندن مازوت است.
موحدی میگوید که سازمان محیط زیست مسئولیت کنترل فرایند فیلتراسیون را بر عهده دارد و تأکید میکند که ساخت فیلترهای ذرات معلق کار پیچیدهای نیست و از نظر فناوری در دسترس است.
او توضیح داد که اگر قرار باشد از سامانههای پیشرفته حذف اکسید نیتروژن استفاده شود، فناوری آن پیچیدهتر است، اما فیلترهای پارچهای، الکتروفیلترها و دیگر انواع مشابه در کشور موجود است و در واقع تنها نیاز به نظارت و پیگیری بر روی اجرای آنها وجود دارد.
او به یادآوری پرداخت که چهار سال پیش، خسارت آلودگی هوا برای کل کشور برابر با ۱۹ هزار میلیارد تومان برآورد شده بود و در حال حاضر با افزایش حجم آلودگی، قطعاً این خسارتها نیز افزایش یافته است.
موحدی تأکید میکند که این هزینههای سنگین نشاندهنده اهمیت دستیابی به هوای پاک است؛ اما سؤال جدی این است که چرا وضعیت کشور هر روز بدتر میشود.
۲۳۳۲۱۷



