ابراز نظر کیهان در برنامه یوتیوبی “زن روز” با اجرای مهناز افشار؛ نقدی بر موضوع یا تلاشی برای تبلیغ؟

روزنامه کیهان نوشت: «زن روز» نسخه‌ای است که به‌صورت نامناسبی از تجربه موفق «doya doya moda» در ترکیه الهام گرفته و با بهره‌برداری از عنوانی آشنا و استفاده از یک مجری جنجالی، تلاش دارد تا توجه گروهی خاص از تماشاگران را جلب کند.

اما این برنامه به‌نظر می‌رسد بیشتر از آنکه یک رقابت واقعی مد باشد، تلاشی است درخشان و پرزرق‌وبرق که به شیوه‌ای خاص در صدد ساخت تصویر زن ایرانی در بافت فرهنگی-صنعتی است؛ زیرا طبق نظر دنیل چندلر، «هر نمایش فراتر از یک بازتولید ساده از موضوع خود است». بدون شک این برنامه می‌تواند به عنوان یک سرگرمی جذاب تلقی شود، اما آیا می‌توان آن را دستاوردی نوآورانه دانست یا صرفاً محصولی است با شعارهایی تکراری و تجاری؟

نام «زن روز» یادآور نشریه‌ای به همین نام است و تشابه موضوعی بین این دو، نوعی «هویت» و بازآفرینی خاطره‌انگیز برای بیننده ایجاد کرده است. انتخاب نامی مبتنی بر حافظه تاریخی جامعه و حول آن تصویرسازی‌های مثبتی که انجام شده، به نظر می‌رسد هوشمندانه باشد تا مخاطب را به خود جذب کند.

حضور «مهناز افشار» با وجود اجرای غیرحرفه‌ای و تصنعی‌اش به عنوان چهره‌ای هنجارشکنی و معترض، احتمالاً گزینه‌ای مناسب برای پیشبرد اهداف این برنامه است. حتی روخوانی مصنوعی او از متنی درباره ستایش از زنان و مادران در درون کانسپت «زن باردار» تلاشی چشمگیر برای ایجاد فضایی تراژیک در مورد زنان به شمار می‌آید. به هر حال، وجود او نوعی اعتبار یا به تعبیر یکی از داوران مسابقه (شیرین مقدم)، «برند» این برنامه را تشکیل می‌دهد که به اندازه حضورش بازدیدکننده‌ جذب می‌کند.

برنامه «زن روز» ادعا دارد که به منظور ارتقای دانش مد و فرهنگ لباس برای زنان و دختران ایرانی تولید شده، اما با بررسی کلی، مفاهیم عجیبی که تحت عنوان «چالش‌برانگیز» معرفی شده، ارتباط بسیار کمی با زندگی واقعی زنان و دختران از اقشار مختلف در ایران دارد. جنبه‌هایی که در پوشش شرکت‌کنندگان به عنوان بدیهی مطرح می‌شود، مانند استفاده از لباس‌های کوتاه، یقه‌های باز، و عدم پوشش سر، تنها نمایانگر نمایی کوچک از واقعیت چندگانه زنان ایرانی است. به عبارتی دیگر، این برنامه که با هدف مخاطب ایرانی تولید شده و از تماشای او بهره‌برداری می‌کند، محتوایی «رؤیایی» و فانتزی ارائه می‌دهد که دور از واقعیت واقعی جامعه است و تنها جنبه سرگرم‌کنندگی دارد و از کنجکاوی بیننده برای پیگیری قسمت‌ها و فصل‌های جدید حکایت دارد. مانند کانسپت «شبیه‌سازی شخصیت مشهور» یا «دهه‌ شصت» که به‌منظور ایجاد فضایی سرگرم‌کننده و پربازدید، و البته غیرمفید طراحی شده‌اند.

نسبت دادن کلیشه‌ای «رنگ صورتی» به «زنان» و الماس به‌منظور القای حس ارزشمندی در لوگوی برنامه، همراه با تبلیغات غیرحرفه‌ای و انتخاب فونت‌های نامناسب، نشان از یک برنامه سرهم‌بندی شده و تولیدکنندگانی غیرمتخصص دارد که حداقل اصول بصری و فنی را برای مخاطبان رعایت نکرده‌اند. در حالی که این برنامه با وجود تمام نقص‌ها و سادگی در تولید، و حتی با توجه به وجود زیبایی‌شناسی «مردسالارانه»، تنها داور مرد این مسابقه، به‌سرعت پس از پایان فصل اول، فصل دوم را معرفی کرد و همچنان با استقبال، پیوسته حاشیه‌سازی و نقد مواجه است. در نهایت این نکته حائز اهمیت است که تولید برنامه‌های تجاری پربازدید، پس از گسترش و فراهم‌سازی بستر مناسب در طول زمان، می‌تواند به عنوان وسیله‌ای مؤثر برای نفوذ ایدئولوژی‌ سازندگان به مخاطب عمل کند. حتی در صورتی که این برنامه مانند «زن روز»، محصولی وارداتی و غیرمبتکرانه باشد.

17302

مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا