متهم به قتل در دادگاه: قرار بود خودم و نامزدم دست به خودکشی بزنیم؛ من او را با طناب خفه کردم اما وقتی نوبت به خودم رسید بیهوش شدم

روزنامه ایران به نقل از پدر مقتول درباره حادثهای که اتفاق افتاد، توضیحاتی ارائه داد. وی گفت: «در روز وقوع حادثه، مسعود به منزل ما آمده بود و با دخترم به طبقه بالا رفتند تا گفتگو کنند. من به مدت چند دقیقه برای انجام یک کار به زیر خانه رفتم، اما وقتی بازگشتم متوجه شدم که مسعود با طنابی که دور دستانش پیچیده شده، در حال بازی است. دخترم هم روی زمین افتاده و نفس نمیکشید، بنابراین بلافاصله با پلیس تماس گرفتم.»
با انجام تحقیقات، پرونده برای بررسی به شعبه 10 دادگاه کیفری یک استان تهران ارجاع شد، اما پیش از آغاز روند رسیدگی، پدر مقتول به دادسرا مراجعه کرده و خواهان دریافت دیه برای دخترش شد.
در دادگاه چه رویدادهایی پیش آمد؟
در آغاز جلسه، قضات از پدر مقتول به عنوان ولی دم پرونده خواستند تا خواستهاش را دوباره بیان کند. او به جایگاه رفت و اظهار داشت: «من دو پسر و یک دخترم را از دست دادهام و دیگر نمیخواهم شاهد مرگ کسی دیگر باشم. به همین دلیل قصد اجرای حکم قصاص را ندارم و درخواست دیه دارم.»
پس از این، متهم به جایگاه دعوت شد و گفت: «من مژگان را دوست داشتم و قصد ازدواج با او را داشتیم. اما به این نتیجه رسیدیم که چون هر دو مواد مخدر مصرف میکردیم، ادامه زندگی برای ما ممکن نیست و باید به زندگیمان پایان دهیم. از آنجا که به یکدیگر علاقه داشتیم تصمیم گرفتیم هر دو به زندگیمان خاتمه بدهیم. در روز حادثه به خانه آنها رفتم، مژگان هرویین مصرف کرد و من هم شیشه. سپس طنابی برداشتیم و دور گردنمان پیچاندیم، اما مژگان نتوانست خودش را خفه کند. بنا شد ابتدا من او را خفه کنم و بعد خودم را، ولی من او را کشتم و هنگامی که نوبت به خودم رسید، بیهوش شدم و نتوانستم طناب را بهدرستی بکشیم. وقتی به هوش آمدم متوجه شدم پلیس بالای سرم است.»
در این لحظه، پدر مقتول به قضات گفت: «زمانی که وارد اتاق شدم، مسعود دخترم را کشته و با آرامش مشغول بازی با طناب بود. او هیچ قصدی برای کشتن خود نداشت.»
قاضی از متهم پرسید: «شما چه زمانی بیهوش شدید؟»
متهم پاسخ داد: «من شیشه مصرف کرده بودم و در حال بیخود بودن بودم. به هیچ چیز یادم نمیآید. از خانواده مژگان تقاضا دارم که مرا ببخشند. تمام تلاش خود را میکنم تا جبران اشتباهم کنم.»
17302



