برادر محسن؛ فعالیت در چهار حوزه؛ نظامی، سیاست، اقتصاد و حالا دیپلماسی

نیلوفر مولایی: هشتگها برای محسن رضایی در فضای مجازی افزایش یافته است، بهخصوص از زمانی که جیدی ونس، معاون ترامپ، در نامهای به دبیر شورای عالی امنیت ملی خواستار مذاکرات صلح شده و حالا همه منتظر هستند تا ببینند پاسخ تهران چه خواهد بود. آنچنان یک کاربری به کنایه در فضای اجتماعی ایکس نوشت که؛ زمانی در میان هشتصد کامنتی که برای پستهای مربوط به او نوشته میشد، یک کامنت مثبت وجود داشت اما امروز به تعداد طرفداران او افزوده شده است.
اما فارغ از آنکه معاون دونالد ترامپ در نامه به محسن رضایی چه نوشته است و پاسخ ایران چه خواهد بود؛ خطاب قرار گرفتن او از سوی یک مقام ارشد دولت آمریکا، حاکی از یک پیام مهم است؛ پیامی که یک وجه دیگر از مسئولیتهای محسن رضایی را بهعنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی در خود پنهان کرده است و آن هم ایفای یک نقش دیپلماتیک از سوی چهرهای است که به سابقه نظامیاش معروف است؛ همان سابقهای که باعث شده تا او در محافل غیررسمی، برادر محسن خوانده شود.
دیوید ایگنیشس، تحلیلگر ارشد مسائل بینالملل و ستوننویس روزنامه واشنگتن پست درباره علت ارسال نامه از سوی ونس به ترامپ اینطور روایت کرده است که؛ «دولت ترامپ به این جمعبندی رسیده است که محسن رضایی مهمترین نقطه تماس برای دستیابی به توافق در تهران و احتمالاً تنها چهرهای است که میتواند اجماعی در میان جریانهای مختلف قدرت برای توقف برنامه هستهای و پایان جنگ ایجاد کند.»
بر اساس آنچه او مدعی شده است: «ارزیابی نهادهای اطلاعاتی آمریکا این است که محسن رضایی ارتباط مستمری با رهبر جمهوری اسلامی دارد و این دو در روزهای اخیر پس از دریافت نامه ونس با یکدیگر گفتوگو کردهاند. همچنین گفته میشود محسن رضایی پس از بازسازی ساختار شورای عالی امنیت ملی و انتصاب افراد نزدیک به خود، نفوذ بیشتری در این نهاد به دست آورده است. ارتباط او با مقامهای مسئول حوزه اقتصاد ایران نیز از دیگر عواملی است که توجه واشنگتن را جلب کرده است.»
اما علیرغم این ادعا، محسن رضایی در طول سالهای گذشته، مسئولیتهای متفاوتی را تجربه کرده است. او از جمله فرماندهان بلند مرتبه سپاه بود که فرماندهی سپاه پاسداران در جنگ هشتساله با عراق بر عهده داشت و پس از پایان جنگ نیز تا سال ۷۶ یعنی ۹ سال بعد از جنگ همچنان بر این نهاد فرماندهی کرد و پس از آن به یکی از مهمترین نهادهای سیاستگذاری کشور رفت. حضور طولانی در مجمع تشخیص مصلحت نظام آن هم بهعنوان دبیر این نهاد تصمیمساز، چهار بار نامزدی در انتخابات ریاستجمهوری و تجربه معاونت اقتصادی رئیسجمهور در دولت سیزدهم، بخشهای دیگری از کارنامه کاری او هستند. حالا هم با حضور در دبیرخانه مهمترین نهاد امنیتی کشور، نامش با مهمترین موضوعات کشور از جمله مذاکره با آمریکا، جنگ نظامی با آمریکا و اسرائیل و … گره خورده است.
فرماندهی سپاه در ۲۷ سالگی
نام کاملاش محسن سبزوار رضایی میرقائد است و به اختصار او را محسن رضایی صدا میکنند؛ او متولد شهریور ۱۳۳۳ در مسجدسلیمان است و پس از پایان دبستان و بخشی از تحصیلات متوسطه در آزمون ورودی هنرستان صنعتی شرکت ملی نفت پذیرفته شد، و به اهواز مهاجرت کرد. در همین دوران بود که مبارزاتش علیه پهلوی را آغاز کرد و در زمانی که برای شرکت در کنکور آماده میشد توسط ساواک دستگیر و پس از ۵ ماه تحمل زندان آزاد شد. او در سال ۱۳۵۳ در رشته مهندسی مکانیک دانشگاه علم و صنعت پذیرفته شد، و به تهران آمد و در سالهای نخست حضور در پایتخت، وارد مبارزات چریکی علیه حکومت پهلوی شد.
او در همان سال ۱۳۵۳ ازدواج کرد و همسرش، معصومه خدنگ نام دارد که از سوی امام جماعت وقت مسجد جامع احمدیه نارمک به محسن رضایی معرفی شد، حاصل این ازدواج پنج فرزند به نامهای احمد، سارا، علی، زهرا و مهدیه است.
رضایی که تحصیلات دانشگاهی خود را در سال ۱۳۵۳ رها کرده بود، پس از برقراری صلح، ضمن تغییر رشته از مهندسی مکانیک به اقتصاد، مقطع کارشناسی را در دانشگاه تهران گذراند.
او یکی از اعضای هیئت ۱۲ نفره تدوین اساسنامه سپاه پاسداران در زمستان سال ۱۳۵۷ بود. او که از ۱۳۵۸ تا ۱۳۶۰ رئیس اداره اطلاعات سپاه بود؛ در سال ۱۳۶۰ و زمانی که فقط ۲۷ سال داشت، با حکم امام خمینی به فرماندهی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی منصوب شد و تا ۱۳۷۶ به مدت ۱۶ سال در این جایگاه فعالیت کرد.
در واقع، فرماندهی رضایی بر سپاه پاسداران، تنها یک مسئولیت نظامی در سالهای جنگ نبود؛ او در دورهای طولانی در رأس نهاد نظامی قرار داشت که همزمان با تحولات جنگ، ساختار و ظرفیتهای نظامی خود را توسعه میداد و نام رضایی را با عملیاتهای مهم جنگ و تصمیمهای نظامی آن دوران گره زده است. از همین رو، تجربه حضور جنگ و فرماندهی سپاه یکی از مهمترین بخشهای هویت سیاسی و مدیریتی رضایی به شمار میرود.
البته دوران فرماندهی او نیز خالی از بحث و اختلافنظر نبوده است. برخی تصمیمهای نظامی و نحوه مدیریت عملیاتهای جنگ، از جمله موضوعاتی هستند که سالها بعد نیز در روایتهای مختلف از جنگ مورد بحث قرار گرفتهاند. با این حال، آنچه در بررسی کارنامه رضایی اهمیت دارد، جایگاه طولانی او در فرماندهی سپاه و تجربهای است که از حضور در رأس این نهاد نظامی به دست آورد.
اما بعد از آنکه رضایی در سال ۱۳۷۶ از فرماندهی سپاه کنارهگیری کرد و با حکم رهبر شهید انقلاب به عضویت مجمع تشخیص مصلحت نظام درآمد، مسیر سیاسی رضایی تغییر پیدا کرد. این جابهجایی، او را از یک مسئولیت مستقیم نظامی به نهادی وارد کرد که موضوعات کلان سیاسی، اقتصادی و سیاستگذاری کشور در آن بررسی میشود.

تلاشهای برادر محسن برای ورود به پاستور
۲۴ سال تکیه بر صندلی دبیری مجمع تشخیص مصلحت نظام سبب شد تا محسن رضایی، از یک فرمانده نظامی به یک چهره سیاسی حاضر در ساختار تصمیمگیری و سیاستگذاری در کشور تبدیل شود. آنچنان که بارها تلاش کرد تا با ورود به رقابتهای سیاسی و انتخابات ریاستجمهوری، بر صندلی شماره یک قوه مجریه تکیه بزند اما علیرغم ۴ بار کاندیداتوری در انتخابات، هیچگاه نتوانست راهی ساختمان خیابان پاستور شود. در واقع، حضورهای انتخاباتی محسن رضایی را میتوان تلاش او برای تثبیت جایگاه خود بهعنوان یک چهره سیاسی و اجرایی دانست. اگرچه نتیجه این رقابتها منجر به رسیدنش به کرسی ریاستجمهوری نشد، اما این حضورها باعث شد نامش در چند دوره انتخاباتی در زمره رجال سیاسی کشور قرار بگیرد.
نخستین حضور رضایی در انتخابات ریاستجمهوری به سال ۱۳۸۴ بازمیگردد. او با شعار «دولت عشق» وارد رقابت شد، اما دو روز پیش از برگزاری انتخابات از ادامه حضور انصراف داد.
او همچنین شانس خود را در انتخابات ریاستجمهوری در سالهای ۸۸ و ۹۲ نیز امتحان کرد اما به ترتیب با کسب ۶۸۱ هزار رأی (۱/۷۳ درصد) و ۳ میلیون و ۸۸۴ هزار رأی (۱۰/۵۹ درصد) سوم و چهارم شد.
آخرین تجربه انتخاباتی او هم به سال ۱۴۰۰ بازمیگردد؛ زمانی که در سن ۶۶ سالگی، بهعنوان مسنترین کاندیدای انتخابات ریاستجمهوری وارد انتخابات کمرمق آن سال شد و باز هم نتوانست شانسی داشته باشد. در جریان درگذشت ابراهیم رئیسی در سال ۱۴۰۳ و برگزاری زودهنگام انتخابات ریاستجمهوری، رضایی با صدور اطلاعیهای اعلام کرد که؛ «در این مقطع حساس قصد نامزدی در انتخابات ریاستجمهوری را ندارد و همت خود را صرف اجماعسازی و کمک به دولت آینده مینماید.»

گلایه رضایی از کاهش ارزش ریال تا حضور در کابینه ابراهیم رئیسی
اقتصاد خوانده است و یک بار در جریان رقابتهای انتخاباتی سال ۱۴۰۰ گفته بود که رسالهاش مربوط به پول و اعتبار بوده و با معدل ۱۹ و خوردهای قبول شده است. موضوعی که نشان میدهد که محسن رضایی در کنار سابقههای سیاسی و نظامی خود، تلاش کرده تا با توجه به موضوعات اقتصادی، دیدگاه و برنامههای خودش را ارائه کند. هرچند که گلایه او از کاهش اعتبار و ارزش پول ملی، آن هم با نشان دادن پول هزار تومانی مقابل دوربین صدا و سیما، سالها مورد توجه مردم قرار داشت.
آنچنان که خودش یکبار در توئیتی به شوخیهای مردم واکنش نشان داده و نوشت: «”مردم به شوخی میگویند ما که به آرزوهایمان نرسیدیم، کاری کنیم که لااقل فلانی به آرزویش برسد! مردم دوستداشتنی ایران؛ آرزوی من این است که کسی در کشور فقیر نباشد؛ آرزوی من این استکه ثروت کشور به دست خود شما برسد. آرزوی من آرامش و شادی و رفاه برای همه شماست. آرزوی من، آرزوی شماست”»
اما علیرغم این موضوعات، دیدگاههای اقتصادی محسن رضایی همواره مورد نقد قرار گرفته است. بهخصوص که در اوایل دهه هشتاد، سند چشمانداز ۲۰ ساله با همکاری و همراهی او در مجمع نوشته شد تا «ایران طی ۲۰ سال، به قدرت اول آسیای جنوب غربی تبدیل شود» اما این اتفاق رخ نداد. از سوی دیگر، ورود او به دولت ابراهیم رئیسی، بهعنوان معاونت اقتصادی رئیسجمهور، فرصتی را در اختیار محسن رضایی قرار داد تا بتواند تجربه خود را از جایگاه یک مسئول اجرایی در حوزه اقتصاد دنبال کند. اما در نهایت به دلیل ناکامی و ناهماهنگی دولت رئیسی در حوزه اقتصادی و گرانی روزافزون و همچنین تفاوت رویکردها و راهکارهای او با محمد مخبر، معاون اول وقت رئیسجمهور، از سمت خود استعفا داد.

نامه ونس و حضور رضایی در دبیری شعام؛ جنگ یا مذاکره؟
بعد از شهادت علی لاریجانی و استعفای محمدباقر ذوالقدر از دبیری شورای عالی امنیت ملی، نوبت به محسن رضایی رسید تا با حکم رئیسجمهور بهعنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی منصوب شود و همزمان با حکم رهبر انقلاب، نمایندگی ایشان را در شعام برعهده بگیرد. آن هم در شرایطی که همچنان سایه جنگ بر سر کشور سنگینی میکند و تفاهم اسلامآباد هم زودتر از موعد قانونیاش به پایان رسیده بود.
شورای عالی امنیت ملی، مهمترین و عالیترین نهاد امنیتی کشور است که تصمیمات کلان نظام توسط اعضای آن بررسی و تصویب میشود و پس از امضای رهبری، برای اجرا به نهادهای مرتبط اعلام میشود. بنابراین، مسئولیت دبیر این شورا تنها به مسائل نظامی محدود نیست و حتی موضوعات اجتماعی، سیاست داخلی، سیاست خارجی و مناسبات امنیتی با دیگر کشورها هم در حوزه فعالیت آن قرار میگیرد.
در چنین شرایطی، خطاب قرار گرفتن محسن رضایی از سوی معاون رئیسجمهور آمریکا، فارغ از در نظر گرفتن جایگاه حقوقی او، اهمیت بیشتری پیدا میکند. چنانچه تصمیمگیریها درباره مذاکره با آمریکا، باید در نهادی چون شورای عالی امنیت ملی بررسی و تصویب شده و پس از امضای رهبری پای مصوبه، وزیر امور خارجه مأمور به سرانجام رساندن مواضع ایران و همچنین دیپلماسی کشور میشود.
از این منظر، نامه ونس را میتوان اتفاقی دانست که بار دیگر رضایی را در موقعیتی متفاوت از آنچه افکار عمومی طی سالهای گذشته از او به یاد دارد، قرار داده است. او که سالها در رأس سپاه پاسداران حضور داشت، بعدها به یکی از چهرههای سیاسی تبدیل شد که برای حضور در انتخابات ریاستجمهوری تلاش میکند، اکنون نامش در مسائلی مربوط به حوزه دیپلماسی و مذاکرات با آمریکا گره خورده است؛ از همین رو باید دید که رضایی با توجه به تجربیاتی که در حوزههای مختلف دارد میتواند نقشی اثرگذار در ارتباط با دیپلماسی داشته باشد یا خیر.
۲۹۲۱۵



