زندی: انتقال موقت اورانیومها به روسیه، احتمال بازگشت آنها به ایران را به طور قابل توجهی کاهش میدهد/ رقیقسازی اورانیوم نسبت به واگذاری به روسیه گزینه بهتری است

خبرآنلاین – داود غرایاق زندی، مدرس علوم سیاسی در دانشگاه شهید بهشتی، در مصاحبهای با خبرگزاری خبرآنلاین بیان کرد: «اقدامات اخیر آمریکا منجر به آسیب قابل توجهی به تأسیسات هستهای کشور شده است، اما با توجه به این که ایران بیش از ۴۰۰ کیلوگرم مواد با غنای ۶۰ درصد در اختیار دارد، بهطور منطقی این کشور باید در صورتی که امکاناتش اجازه دهد، به سمت گریز هستهای پیش رود. این که آیا چنین امکانی در حال حاضر موجود است یا خیر، در وضعیت فعلی چندان حائز اهمیت نیست. آنچه اهمیت دارد این است که حملات آمریکا به تأسیسات هستهای کشور، شرایط را بهگونهای پیش آورده که این گام استراتژیک را امکانپذیر ساخته است و آمریکا در تلاش است تا نسبت به این موضوع اطمینان حاصل کند. در این موقعیت، این ابزار مهم در کنار تنگه هرمز بهعنوان ابزار کسب امتیاز عمل میکند.»
در ادامه، بخشی از گفتگوی داود غرایاق زندی با خبرآنلاین را میخوانید؛
واگذاری حتی موقتی اورانیومها به روسیه، زمینه بازگشت آن به ایران را بهطور قابل توجهی کاهش خواهد داد/ کاهش غلظت این مواد یا فروششان در بازار، گزینههای بهتری هستند
مسئلهای که آمریکا بهوضوح برای توجیه اقدامات جنگی خود علیه ایران به آن استناد کرده، این عبارت تکراری است که ایران نمیتواند تسلیحات هستهای داشته باشد. اما سوال اصلی این است که با توجه به اعلام مکرر ایران مبنی بر عدم تمایل به دارا بودن تسلیحات هستهای و پیشنهاد مذاکره برای تأیید این موضوع، چرا در جنگ ۱۲ روزه مورد حمله قرار گرفت؟ این مسئله نشاندهنده حمایت قاطع آمریکا از اسرائیل و تلاشی برای ایجاد یک خاورمیانه جدید میباشد.
درحال حاضر، آمریکا آسیب جدی به تأسیسات هستهای کشور وارد ساخته است؛ با اینحال، در صورتی که ایران برتری هستهای را در اختیار داشته باشد، منطقی است که بهسمت گریز هستهای گام بردارد. اینکه آیا فرصتهای لازم در وضعیت کنونی وجود دارد یا خیر، نکتهای نگرانکننده نیست؛ بلکه آنچه مهمتر است این است که حمله آمریکا به تأسیسات هستهای، شرایط استراتژیک را برای برداشتن این گام به وجود آورده و آمریکا در پی حصول اطمینان از این وضعیت است. در این زمینه، این ابزار کلیدی در کنار تنگه هرمز، میتواند بهعنوان وسیلهای برای کسب امتیاز عمل کند.
اگر این مواد به طور موقت و بهطور قرضی به روسیه واگذار شوند، احتمال بازگشت آنها به ایران به نحو قابل توجهی کاهش خواهد یافت، زیرا روسیه به دنبال سلطه بر اوراسیا و تحت سیطره قرار دادن این منطقه، هیچگونه کشور هستهای اعم از ایران یا اوکراین را نمیپذیرد. در نتیجه، این مواد همچنان نه تنها تهدیدی نظامی بهشمار میروند، بلکه امکان کسب امتیاز نیز برای ایران فراهم میآورند؛ بنابراین، رقیق کردن این مواد یا فروش آنها در بازار که در چارچوب برجام نیز پیشبینی شده است، گزینههای بهتری برای ایران به شمار میروند.
بحران اوکراین کلیدیترین بحرانی است که میتواند تحرکات قدرت در قرن بیست و یکم را به تصویر بکشد
همانطور که در بالا بیان شد، بحران اوکراین بهعنوان مهمترین بحرانی که میتواند دگرگونیهای قدرت در قرن بیست و یکم را نمایان سازد، معرفی میشود و نشاندهنده شکلگیری توازن قدرت در جهان در این سده است. بر این اساس، این بحران که درگیرهای مستقیم میان روسیه و اروپا را شامل میشود و همچنین درگیر بودن غیرمستقیم ایالات متحده، چین و هند را نیز به همراه دارد، نمیتواند تنها در قالب روابط فردی تحلیل شود. در واقع، سوال اساسی در خصوص بحران اوکراین و وضعیت ایران، تنگه هرمز و بحران انرژی این است که آیا این دو بحران تأثیر جدی بر گرایش یکجانبهگرایی آمریکا گذاشتهاند و اگر اینطور باشد، آیا به معنای گذار به چندجانبهگرایی خواهد بود یا اینکه باید منتظر شکلگیری نظام دوقطبی جدید بین آمریکا و چین باشیم؟
اگر آمریکا موفق به تثبیت قدرت خود در سطح بینالمللی شود، بحران اوکراین به ضرر روسیه و ایران خاتمه خواهد یافت، در حالی که اگر باعث گرایش به چندجانبهگرایی شود، اوکراین و ایران باز هم قربانی این شرایط خواهند بود؛ اوکراین با از دست دادن نواحی شرقی خود و ایران به دلیل اینکه در این بازی به ضرر آمریکا عمل کرده، ناگزیر بهسمت شرق متکیتر خواهد شد.
۲۱۹



