اگر جنگ آغاز گردد، وضعیت اقتصادی خانواده چگونه خواهد بود؟ هراس از فردایی بدون منبع درآمد

“`html
اقتصاد۲۴- احتمال بازگشایی دوباره جنگ تنها با صداهای نگرانکننده انفجار و دغدغههای امنیتی برای اکثریت مردم گره نخورده است. در صحبتهای خود با شهروندان، نگرانی دیگری نیز بهخوبی نمایان میشود؛ اینکه اگر شرایط جنگی بار دیگر پدید آید، چه تأثیری بر روی درآمد، شغل، اجارهخانه، تحصیل فرزندان و هزینههای روزمره افراد خواهد گذاشت، در حالی که پیش از این هم اقتصاد مانع از پسانداز و برنامهریزی برای بسیاری از خانوادهها شده است.
برای عدهای از شهروندان، پرسش اصلی این نیست که «آیا جنگی رخ خواهد داد؟» بلکه سوال این است که اگر چنین چیزی حقیقت پیدا کند، در ماه آینده آیا هنوز حقوقی برای دریافت و اجارهای برای پرداخت وجود خواهد داشت یا نه؟
در صورت وقوع جنگ، وضعیت حقوق من چه خواهد شد؟
زنی ۳۰ ساله و مجرد که در یک شغل مشغول به کار است، در کنار دغدغههای مربوط به امنیت، نداشتن پسانداز را بهعنوان اصلیترین نگرانیاش معرفی میکند. او به اقتصادنیوز میگوید: «همیشه نگران این هستم که پسانداز ندارم و اگر جنگی شود، حقوق من چه خواهد شد؟ آیا در ماه آینده دریافتی برای پرداخت قسط وام داشتم یا نه؟»
این زن همزمان دانشجوی رشته روانشناسی در دانشگاه آزاد است و افزوده است که با افزایش شدید شهریه که حدود ۱۰۰ درصد بوده، هزینههای تحصیلی نیز به یکی دیگر از نگرانیهای او تبدیل گشته و از طرفی، زندگی در منزل نزدیک یکی از نهادهای دولتی، نگرانیهای امنیتی را برایش دوچندان کرده است.
اما آنچه در گفتوگوهای او بیشتر از هرچیز دیگری تکرار میشود، عدم قطعیت است. وی بیان میکند که در حال حاضر قادر به برنامهریزی برای آینده نیست و لذا هر تصمیم را با در نظر گرفتن هزینهها میسنجد: «هر کاری میخواهم شروع کنم، مدام محاسبات انجام میدهم و از هر چیز غیرضروری تقریباً میزنم تا هزینههای ضروریتر را تأمین کنم.»
نگرانی از جنگی که بر سفره اثر میگذارد
در میان سایر شهروندان شاغل، دغدغهها در مورد افزایش دوباره هزینههای زندگی و کاهش قدرت خرید نمود بیشتری پیدا کرده است. مردی ۳۲ ساله متأهل و فعال در یک شغل، تورم و گرانی محصولات، کاهش قدرت خرید، هزینههای اجاره خانه، احتمال کمبود کالا و امنیت شغلی را از مهمترین نگرانیهای خود میشمارد.
برای این گروه، وقوع جنگ میتواند به معنای بروز یک ضربه جدید به زندگی اقتصادی شان باشد؛ ضربهای که در صورت افزایش قیمتها یا اختلال در عرضه کالاها، بهطور مستقیم بر هزینههای روزمره تأثیر خواهد گذاشت.
زنی ۳۶ ساله، معلم و متأهل نیز از فشار فزاینده هزینههای زندگی سخن به میان میآورد؛ فشاری که به گفته او، حتی در خریدهای روزمره نیز خود را نمایان میسازد. وی توضیح میدهد که ناگزیر است برای حتی کوچکترین هزینهها محاسباتی انجام دهد، از کیفیت خریدهایش بکاهد و حتی برخی تفریحات و فعالیتهای پیشین که جزئی از زندگی روزمرهاش بوده را حذف نماید. او میگوید: «هدف فعلی من فقط این است که بتوانم درآمدم را به هزینهها و اجاره خانه برسانم.»
نگرانی او صرفاً به امروز محدود نمیشود؛ مسئله اصلی در این است که سال آینده چگونه باید هزینه رهن خانه را تأمین کند. به عقیده او خرید خانه نیز به آرزویی دور از دسترس تبدیل گشته است.
بیشتر بخوانید:از جبل علی تا دقم؛ چرا مناطق آزاد ایران از همسایهها عقب ماندند؟/ راز ۲۳ میلیارد دلار سرمایهگذاری عمان و سهم ۱۰۵ میلیون دلاری ایران!
این شهروند خاطرنشان میکند که فشار مستمر برای تصمیمگیری در مورد هزینههای کوچک، ذهن او را به شدت مشغول کرده است: «این مداوم فکر کردن به هزینهها و نیاز به تصمیمگیری در مورد چیزهای کماهمیت، به من اجازه نمیدهد که به مسائل دیگر بیندیشم؛ واقعاً با آرزوهایی که شاید تا سال گذشته داشتم خداحافظی کردهام و اولویت فقط بقای خودم و خانوادهام شده است.»
واکنش خانوادهها به مسایل مدرسه و دانشگاه
برای خانوادههایی که فرزندان دانشآموز یا دانشجو دارند، نگرانی درباره جنگ به لایهای جدید مربوط میشود؛ سرنوشت آموزش.
زنی ۴۵ ساله متأهل و خانهدار میگوید که او بیشتر از هر چیز، نگران وضعیت مدارس و دانشگاههای فرزندانش است؛ به ویژه دانشگاه فرزند او که در جنوب کشور واقع شده و این موضوع نگرانیاش را افزونتر کرده است.
زنی ۳۵ ساله نیز با تحصیلات بالاتر و خانهدار، سؤال اصلی خود را به این شکل مطرح میسازد: «آینده آموزش در مدارس نامشخص است و من نمیدانم که حالا که مدارس باز شدهاند، بچههای ما تا چه اندازه امنیت دارند؟».
اما تعطیلی مراکز آموزشی برای تعدادی از خانوادهها فقط یک چالش آموزشی نیست و به شدت به درآمد آنها وابسته است.
زن ۴۴ سالهای که در یک کودکستان به عنوان مربی کار میکند، میگوید که اگر آموزش بهصورت مجازی درآید، کودکستان نیز تعطیل خواهد شد و او از نظر مالی به شدت آسیب خواهد دید؛ زیرا نه استخدام رسمی محسوب میشود و نه تضمینی برای دریافت حقوق در این شرایط را دارد.
برای بخشی از جامعه، استمرار شرایط نامعلوم به یک نوع فشار تبدیل شده است.
در بیان نگرانیهای مردم، یک واژه بارها به اشکال گوناگون تکرار میشود: نگرانی از «پس از جنگ».
مردی ۳۳ ساله و مجرد میگوید: «بیشتر از خود جنگ، آثار آن در زندگی مشهود است. انسان بعد از سنی بیشتر به فردای دیگران توجه میکند تا به خود.»
برای مردی ۳۵ ساله نیز، بلاتکلیفی مسئله اصلی است. او میگوید: «فقط منتظر هستم که جنگ به پایان برسد و وضعیت زندگی همه مشخص شود.»
در واقع، برای عدهای از مردم، استمرار وضعیت نامشخص به نوعی فشار تبدیل شده است؛ نه توان برنامهریزی مطمئن برای ماههای پیش رو را دارند و نه میدانند که برای چه میزان اختلال باید خود را آماده کنند.
نگرانی از غافلگیری دوباره
علاوه بر مشکلات اقتصادی، برخی از شهروندان درباره چگونگی مواجهه جامعه با شرایط بحرانی نیز نگرانی دارند.
زنی ۲۹ ساله متأهل و شاغل اظهار میدارد که یکی از نگرانیهایش این است که با وجود تجربههای قبلی، بار دیگر مردم غافلگیر شوند و آمادگی لازم را نداشته باشند.
او بیان میکند که ممکن است در شرایطی اضطراری، مردم بهطور ناگهانی به سمت پمپبنزینها یا خروجیهای تهران حرکت کنند و بر این باور است که در چنین اوضاعی حفظ آرامش بسیار اهمیت دارد و داشتن کیف اضطراری و مایحتاج اولیه در خانه میتواند بخشی از آمادگی خانوارها باشد؛ او میگوید: «دوباره به جمعآوری کیفپشتی فکر میکنم و تهیه غذاهای کنسروی! بین این دوگانه که آیا برای نیازهای ضروری زمان جنگ باید هزینه کنم یا پسانداز داشته باشم، ماندهام!»
زن ۲۸ سالهای که خانهدار است، یکی از نگرانیهای اصلی خود در صورت وقوع دوباره جنگ را تبعات اقتصادی آن میداند. او میگوید: «حقیقتاً نگرانی اصلی من این است که بهدلیل جنگ، قیمت دلار همچنان افزایش پیدا کند و بسیاری از مشاغل تعطیل شوند، چرا که در زمان جنگ برخی شرکتها مرخصی بدون حقوق میدهند.»
او اضافه میکند: «طبیعی است که در زمان جنگ، افراد نتوانند به محل کار خود بروند، اما این منصفانه نیست و در کنار خود جنگ، این موضوع یک استرس مضاعف به مردم میدهد؛ اینکه ممکن است تا مدت نامعلومی حقوق نداشته باشند و مجبور باشند با تنها پسانداز اندکشان زندگی کنند.»
خانوادهها تا چه حد میتوانند فشار را تحمل کنند؟
مجموع این روایتها نشان میدهد که نگرانی شهروندان از احتمال بازگشت فضای جنگی، یک نگرانی چندوجهی است. امنیت، انفجار و آسیب به زیرساختها بهعلاوه نگرانیهایی از کمبود کالا، افزایش قیمتها، اجاره مسکن و امنیت شغلی در این زمینه قرار دارد.
برای خانوادهها، موقعیتهای مدارس و دانشگاههای فرزندان نیز به بخشی از این نگرانیها بدل شده و برای برخی از شاغلان، مسئله اصلی این است که در صورت بروز اختلال در فعالیتهای اقتصادی، آیا هنوز درآمدی برای تأمین هزینههای ماهانه خواهند داشت یا نه.
شاید اشتراک نظر بسیاری از این روایتها، فراتر از ترس از وقوع یک اتفاق خاص، ترس از ناتوانی در برنامهریزی برای آینده باشد؛ آیندهای که در آن حتی تصمیمهای معمولی مانند خرید کالا، اجاره خانه، ادامه تحصیل، پسانداز یا یک تفریح ساده نیز به یک معادلهای پرریسک تبدیل شده است.
در چنین شرایطی، احتمال بروز جنگ برای بخشی از جامعه نه تنها به معنای ترس از تهدید جان و امنیت است، بلکه به پرسشی دیگر تبدیل شده که: اگر یک ضربه جدید به اقتصاد و زندگی روزمره وارد شود، خانوادهها تا چه حد میتوانند آن را تحمل کنند؟
منبع: اقتصاد نیوز
“`



