بیش از صد ساعت در تاریکی بیپایان؛ آیا از آسیبهای ناشی از قطعی ارتباطات اطلاع دارید؟

در کدام بخش از جهان یک اپراتور یا یک سازمان دولتی قادر است بدون ارائه هیچ نوع توضیح روشنی، دسترسی میلیونها نفر به خدمات اولیه را قطع کند؟ هنگامی که یک نهاد مسئول در برابر سوالات خبرنگاران به سکوت مینشیند، این سکوت به وضوح نشان میدهد که آنها کنترل و مدیریت کافی بر اوضاع ندارند.
کاربری که توانایی برقراری ارتباط با اعضای خانوادهاش را ندارد، مادری که بابت فرزندش نگرانی دارد و تاجری که معاملهاش معلق است؛ همه این افراد، قربانی نقض بارز حقوق شهروندی در زمینه دسترسی آزاد به اطلاعات محسوب میشوند. هزینهای که کاربر بابت خرید یک بسته اینترنت پرداخت کرده و اکنون امکان استفاده از آن را ندارد و تا به امروز ۶ روز از اعتبار آن گذشته، به کجا میرود؟ چه راهی برای بازپرداخت آن وجود دارد؟
امروزه حقوق کاربران در دنیای دیجیتال به عنوان یک حق اساسی شناخته میشود. این حق شامل دسترسی آزاد و ایمن به اینترنت، حفظ حریم خصوصی، امنیت اطلاعات و امکان ارتباط بدون هیچ نوع محدودیتی است. در صورتی که این حقوق به چالش کشیده شود، نهتنها اعتماد کاربران به سیستمهای دیجیتال و سازمانهای مربوطه از میان میرود، بلکه بنیانهای توسعه اقتصاد دیجیتال که همیشه از آن صحبت کردهایم نیز در معرض تهدید قرار میگیرد.
زمانی که کاربران شاهد قطع شدن اینترنت خود هستند، در حالیکه دادههایشان تحت نظارت قرار میگیرد و ارتباطاتشان محدود میشود، و حتی سرمایههایشان در پلتفرمها به حالت غیرقابل دسترسی در میآید، اعتمادشان به فضای دیجیتال به شدت آسیب میبیند. این اعتماد، اساس پیشرفت اقتصاد دیجیتال است.
کسبوکارهای دیجیتال، اپلیکیشنهای موبایل، پلتفرمهای تجارت الکترونیک و خدمات مالی دیجیتال همگی بر پایه این اعتماد شکل میگیرند. زمانی که این اعتماد دچار اختلال شود، کاربران دیگر تمایلی به استفاده از این خدمات نخواهند داشت و این موضوع به نوعی به اقتصاد دیجیتال ضربه میزند و به وجود آورنده مشکلاتی برای میلیونها شغل میشود.
سرمایهگذاران نیز بر این اعتماد بنا میکنند. آنها منابع خود را در فضایی قرار میدهند که برایشان ایمن، قابل اعتماد و پایدار باشد. در صورتی که سیاستهایی مانند اینترنت ملی، قطع ارتباطات یا محدودیتهای فنی به اجرا گذاشته شود، سرمایهگذاران این فضا را پر از ریسک میبینند و به این ترتیب از آن دوری میکنند.
اینترنت ملی که قرار بود مایه افتخار باشد
اینترنت ملی به جای آنکه به یک پروژه فنی تبدیل شود، به نوعی ایدئولوژی تبدیل گشته است. این طرح در واقع تلاشی برای ایجاد یک دنیای مستقل است، جایی که ایرانیان صرفاً از طریق سیستمهای داخلی به ارتباطات بپردازند! علیرغم ادعای «امنیت دیجیتال» و «خودمختاری اطلاعات»، در واقعیت، این طرح دیواری است که حتی توانایی انجام چت ساده نیز در آن وجود ندارد.
به دلیل نواقص موجود، اینترنت ملی نمیتواند جایگزین اینترنت جهانی باشد. اینترنت جهانی، نظامی است که در آن هزاران شرکت، فناوری و ایده به یکدیگر پیوند میخورند در حالی که شبکه ملی ما به سیستمی تبدیل شده که تنها یک نهاد میتواند آن را کنترل کند و در آن یکطرفه تصمیمگیری کند. مانند این روزها که امکان ارسال پیامک نداریم، اما پلیس بهسادگی میتواند پیام خود را به ما منتقل کند.



