پهپادهای بارورکننده ابرها به زودی در آسمان ایران پرواز می‌کنند / آیا خشکسالی به پایان می‌رسد؟

نگار علی- بارورسازی ابرها (Cloud Seeding) به عنوان یک تکنیک مدیریت آب و هوا با تاریخچه‌ای نزدیک به ۸۰ سال، به منظور افزایش یا تغییر نوع بارش، سرکوب تگرگ، یا پخش مه به کار می‌رود. در سال‌های اخیر، به خصوص در نواحی خشک و آسیب‌دیده از خشکسالی، این روش به عنوان ابزاری برای مدیریت منابع آب به شدت مورد توجه قرار گرفته است.

در روش‌های سنتی بارورسازی، معمولاً از هواپیماهای سرنشین‌دار یا دستگاه‌های ثابت بر روی زمین برای پخش هسته‌های یخ‌ساز (عموماً یدید نقره) در درون ابرها استفاده می‌شود. اما اوضاع و شرایط عملیاتی استفاده از هواپیماهای سرنشین‌دار با چالش‌های قابل توجهی همراه است که شامل خطرهای مربوط به پرواز در شرایط ناپایدار مانند یخ‌زدگی، هزینه‌های بالای عملیاتی، و دشواری در هدف‌گیری دقیق و بلادرنگ می‌شود.

اما ورود فناوری پهپادها (UAVs) امیدبخش حل این معضلات است. پرنده‌های بدون سرنشین قادرند تحت شرایط خطرناک برای انسان با دقت بالایی عمل کنند و از هزینه‌های عملیاتی کمتری برخوردار باشند.

در ایران، مقام‌های دولتی گزارش داده‌اند که تولید پهپادهای مخصوص بارورسازی ابرها آغاز شده و این تکنیک در سطح جهانی تجربه‌های موفقی داشته که می‌تواند بین ۱۵ تا ۲۰ درصد به میزان بارش‌ها بیافزاید.

این نوشتار به منظور راستی‌آزمایی این ادعاها شکل گرفته و چارچوب تحلیلی آن بر تمایز میان نوآوری‌های موجود در پلتفرم تحویل (پهپاد) و اثربخشی هیدرولوژیکی (افزایش مستند بارش سطح زمین) متمرکز است.

تحلیل شواهد علمی و گزارش‌های بین‌المللی منجر به نتایج زیر می‌شود:

  1. استفاده جهانی از پهپادها: تأیید شده است. در سطح جهانی، پهپادها در عملیات بارورسازی ابرها به کار گرفته شده‌اند و در پروژه‌های تحقیقاتی و عملیاتی آزمایشی در مکان‌هایی مانند مؤسسه تحقیقات صحرایی نوادا (DRI) در ایالات متحده و مرکز ملی هواشناسی امارات متحده عربی (NCM) به کار رفته‌اند. این کاربردها عمدتاً بر بهبود روش‌های تحویل و تحلیل فیزیک ابرها تمرکز داشته‌اند.

  2. اثربخشی اثبات‌شده هیدرولوژیکی: دقیقاً تأیید نمی‌شود. اثربخشی هیدرولوژیکی کمی بارورسازی ابرها، خواه از طریق پهپادها و خواه بدون آن، همچنان موضوعی مورد بحث در مجامع علمی است. گزارش‌های رسمی دولتی، از جمله اطلاعات منتشر شده توسط دفتر پاسخگویی دولت ایالات متحده (GAO)، به صراحت اعلام می‌کنند که مزایای این فناوری به دلایل محدودیت‌های تحقیقاتی و دشواری در تفکیک اثرات انسانی و نوسانات طبیعی، «اثبات‌نشده» باقی مانده است.

مبانی علمی و عدم قطعیت‌های فن‌آوری بارورسازی ابرها در سطح جهانی

بارورسازی ابرها چگونه عمل می‌کند و چرا همواره با موفقیت همراه نیست؟

این تکنیک به اصول فیزیک ابرها وابسته است. ابرها به قطرات آب微小 یا بلورهای یخ متشکل از ذرات ریز گرد و غبار یا نمک (هسته‌های چگالنده) است. بدون این هسته‌ها، هیچ بارشی به وقوع نخواهد پیوست. بارورسازی به معنای وارد کردن هسته‌های یخ‌ساز مصنوعی (معمولاً یدید نقره یا دی‌اکسید کربن جامد یا نمک‌های هیگروسکوپیک) به قسمت‌های مشخصی از ابرها است. یدید نقره با ساختار بلوری مشابه یخ، به رشد سریع بلورهای یخ کمک می‌کند و این بلورها به شکل برف یا باران به زمین می‌افتند.

یکی از محدودیت‌های بنیادین فیزیکی برای موفقیت بارورسازی این است که عملیات تنها در زمانی که «انواع مناسب ابرها» وجود داشته باشد، می‌تواند بارش را تسهیل کند. این ابرها معمولاً بایستی حاوی آب فوق سرد (Supercooled Water) باشند تا مکانیزم بارورسازی استاتیک بر پایه یدید نقره به درستی عمل کند. این محدودیت در نوع ابرها، شانس موفقیت را کاهش می‌دهد.

تردیدهای علمی در مورد بارورسازی ابرها؛ افزایش بارش بین صفر تا ۲۰ درصد

با وجود سال‌ها تحقیق و کاربرد، اثر بخشی بارورسازی ابرها همچنان موضوعی مورد بحث میان دانشمندان است. چالش اصلی در ارزیابی این فناوری، ناشی از عدم امکان اجرای آزمایش‌های کنترل‌شده در طبیعت و تفکیک تأثیر بارورسازی از تغییرات ذاتی و طبیعی آب و هوا است.

بررسی‌ها انجام شده توسط نهادهای معتبر مانند GAO نشان می‌دهد که مزایای فناوری بارورسازی ابرها «اثبات نشده» است. با این حال، مطالعات این نهاد، برآوردهایی از افزایش بارش اضافی در محدوده ۰ تا ۲۰ درصد را ارائه کرده‌اند، ولی این ارقام به شدت تابع شرایط جوی مشخص و روش‌های ارزیابی هستند. نبود اطلاعات قابل اعتماد در مورد چگونگی اجرای بهینه بارورسازی و فواید واقعی آن باعث می‌شود تا اثربخشی این عملیات‌ها و نرخ بازده سرمایه‌گذاری به شکلی مبهم باقی بماند.

چالش‌های اصلی بارورسازی ابرها در کجاست؟

عدم قطعیت علمی در زمینه اثربخشی بارورسازی عمدتاً به چالش‌های ساختاری در نظارت و گزارش‌دهی برمی‌گردد. گزارش‌های سیاستگذاری نشان‌دهنده این هستند که بهبود در نظارت و افزایش شفافیت ضروری است؛ به عنوان مثال، سازمان ملی اقیانوسی و جوی آمریکا (NOAA) می‌تواند با به‌روزرسانی فرم‌های گزارش‌دهی، اطلاعات خاص‌تری از جمله ترکیبات مواد بارورسازی (Flare Constituents) و آمار مربوط به بازده عملیاتی را بخواهد.

اگرچه فناوری‌های بارورسازی قدمتی ۸۰ ساله دارند، کمبود داده‌های استاندارد بزرگترین مانع برای دستیابی به ارزیابی‌های مستقل و علمی است. بدون وجود داده‌های یکپارچه و استانداردسازی روش‌های گزارش‌دهی، فهم از نتایج بارورسازی محدود باقی می‌ماند و مطالعات انجام شده به آسانی به سایر نقاط قابل انتقال نیستند. به علاوه، نگرانی‌های مربوط به اسرار تجاری (Proprietary Concerns) باعث می‌شود برخی اپراتورها اطلاعات اساسی مربوط به مواد بارورسازی را به اشتراک نگذارند که این باعث مختل شدن شفافیت می‌شود.

در واقع، این موانع نشان‌دهنده این هستند که مشکل اصلی در تأیید اثربخشی بارورسازی، نه فقط در علم فیزیک ابر، بلکه در فرآیند ناقص جمع‌آوری، استانداردسازی و به اشتراک‌گذاری داده‌ها نهفته است. هر برنامه‌ای، از جمله طرح ایران، که بدون پروتکل‌های دقیق جمع‌آوری و تحلیل داده‌های استاندارد اقدام به عملیاتی کند، به طور حتم قادر نخواهد بود به ادعاهای موفقیت‌آمیز خود، به ویژه در سطح جهانی، اعتبار لازم را ببخشد.

استفاده از پهپادها نمایانگر یک پیشرفت قابل توجه در ابزارهای عملیاتی بارورسازی ابرها است، اما این به معنای اثبات موفقیت علم افزایش بارش نیست.

بارورسازی ابرها در دوران پهپادها

توسعه پهپادها برای بارورسازی ابرها عمدتاً در موسسات تحقیقاتی پیشرو در حوزه مدیریت آب، نظیر مؤسسه تحقیقات صحرایی نوادا (DRI) در ایالات متحده انجام شده است. در سال ۲۰۱۶، دانشمندان DRI موفق شدند اولین آزمایش بارورسازی ابرها را با استفاده از یک پهپاد هشت‌روتور (Octocopter drone) به انجام برسانند. هدف اصلی این آزمایشات تأمین ایمنی بیشتر، کاهش هزینه‌ها و افزایش انعطاف‌پذیری عملیات بود.

پهپادها می‌توانند در شرایطی که پرواز برای هواپیماهای سرنشین‌دار خطرناک است (مانند شرایط یخ‌زدگی که عموماً موجب محدودیت‌های پروازی می‌شوند) به انجام فعالیت‌های خود بپردازند. بعلاوه، تیم DRI توانستند با استفاده از پهپادهای بال ثابت (مانند Drone America Savant) پروازهای فراتر از دید بصری (BVLOS) را نیز به اجرا درآورند. در سال ۲۰۱۷، یک پرواز BVLOS به فاصله ۲۸ مایل دریایی در نوادا انجام شد که یک گام اصلی در اثبات این توانایی پهپادها برای اجرای عملیات در مقیاس وسیع به حساب می‌آید. این پیشرفت‌ها نشان‌دهنده تحقق بلوغ عملیاتی پلتفرم‌های پهپادی در شرایط جوی دشوار است.

مزایای عملیاتی و اقتصادی پهپادها

پهپادها نسبت به هواپیماهای سرنشین‌دار و ژنراتورهای زمینی چندین مزیت عملیاتی دارند:

  1. دقت و هدف‌گیری: پهپادها قادرند مواد بارورسازی را با سرعت کمتر و با تراکم بیشتری به ابرها اضافه کنند. این کیفیت امکان تزریق دقیق مواد به نواحی فعال و مناسب ابر را فراهم می‌کند.

  2. ایمنی و دسترسی: این پرنده‌های بدون سرنشین می‌توانند در شرایطی به پرواز درآیند که برای خدمه انسانی ناامن یا غیر ممکن است.

  3. کاهش هزینه‌ها و مقیاس‌پذیری: در مقایسه با هزینه سوخت و نگهداری هواپیماها، پهپادها از صرفه‌جویی بیشتری برخوردارند. همچنین، امکان راه‌اندازی «خوشه‌هایی از پهپادها» (Swarms) برای پوشش نواحی وسیع‌تر بدون افزایش زیاد هزینه‌های عملیاتی وجود دارد.

روش‌های نوآورانه تحویل مواد بارورسازی به وسیله پهپادها

اگر چه روش رایج در استفاده از پهپادها، حمل و احتراق فلرهای یدید نقره است، اما در برخی کشورها روش‌های نوآورانه‌تری آزمایش شده است:

  • شارژ الکتریکی (امارات متحده عربی): امارات متحده عربی پروژه‌ای را به انجام رسانده است که در آن از الکتریسیته (به جای یدید نقره) برای بارورسازی ابرها استفاده می‌شود. این تکنیک بر اساس نظریه‌ای است که می‌گوید بارگذاری همسان قطرات ابر موجب جذب و ادغام آن‌ها می‌شود و در نهایت منجر به بارش خواهند شد. این پروژه که توسط برنامه تحقیقاتی امارات (UAEREP) حمایت شده، نشان‌دهنده تمایل جهانی به کاهش وابستگی به مواد شیمیایی مانند یدید نقره است.

محدودیت‌های فنی پهپادها در عملیات جوی

با وجود پیشرفت‌های جاری، پهپادها با محدودیت‌هایی مواجه هستند که مقیاس عملیات آن‌ها را تعیین می‌کند:

  1. محدودیت حمل بار مفید (Payload): توانایی حمل مواد بارورسازی توسط پهپادها معمولاً کمتر از هواپیماهای سرنشین‌دار است. در حالی که این محدودیت ممکن است با هدف‌گیری دقیق‌تر و مصرف کمتر مواد جبران شود، اما همچنانیک چالش برای عملیات‌های وسیع باقی می‌ماند.

  2. چالش‌های محیطی: پرواز در شرایط ابری خود به چالشی بزرگ تبدیل می‌شود. یخ‌زدگی بر روی پروانه‌ها نگرانی عمده‌ای برای پهپادهای چندروتور به شمار می‌رود، اگر چه راهکارهایی چون نصب پروانه‌های گرمایشی (Meteodrone) برای جلوگیری از ایجاد یخ توسعه یافته‌اند. از دیگر عوامل محیطی موثر بر عملیات پهپادها می‌توان به بادهای شدید، دماهای پایین (که عمر باتری‌ها را کاهش می‌دهد) و رطوبت بالا (که به اجزای الکترونیکی آسیب می‌زند) اشاره کرد.

پهپادهای باران‌ساز در راه آسمان ایران /کابوس خشکسالی پایان می‌یابد؟

ارزیابی شواهد موفقیت: آیا داده‌ها، «موفقیت‌آمیز بودن» را تأیید می‌کنند؟

برای سنجش موفقیت بارورسازی ابرها، باید بین موفقیت میکروبیولوژیکی (تغییر فیزیک ابر) و موفقیت هیدرولوژیکی (افزایش مستند بارش سطح زمین) تمایز قائل شد. در دسته اول، پهپادها دستاوردهای چشمگیری به ثبت رسانده‌اند.

شواهد میکروبیولوژیکی موفقیت (پروژه CLOUDLAB)

یکی از مهم‌ترین نقش‌های پهپادها در سطح بین‌المللی، استفاده از آن‌ها به عنوان ابزاری پژوهشی برای ارزیابی مستقیم اثر بارورسازی بوده است. پروژه‌هایی نظیر CLOUDLAB به کارگیری پهپادهای چندروتور را برای تزریق هسته‌های یخ‌ساز به ابرهای فوق سرد استراتوس مورد توجه قرار داده‌اند تا فرآیندهای تشکیل یخ را به شکلی عمیق‌تر بررسی نمایند.

نتایج این پژوهش‌ها بسیار حائز اهمیت بوده‌اند: محققان توانسته‌اند تغییرات میکروبیولوژیکی ناشی از بارورسازی را در فاصله ۳ تا ۱۵ دقیقه در نواحی پایین‌دست مشاهده کنند. نشانه‌های بارورسازی توسط رادارهای ابری با نواحی از افزایش بازتاب رادار (Radar Reflectivity) شناسایی شده که ۱۰ تا ۲۰ دسی‌بل بالاتر از پس‌زمینه طبیعی بودند. همزمان، غلظت‌های بسیار بالایی از بلورهای یخ در محل تزریق مشهود بوده است.

این شواهد مستقیم نشان‌دهنده این واقعیت است که پهپادها ابزاری بسیار مؤثر برای تزریق مواد و ایجاد تغییرات فیزیکی پیش‌بینی‌شده در هسته ابرها هستند. این نشان‌دهنده آن است که پهپادها نه تنها یک پلتفرم تحویل، بلکه ابزاری کلیدی برای پیشبرد تحقیقات علمی بنیادی در راستای غلبه بر چالش‌های ارزیابی اثر هیدرولوژیکی می‌باشند. توانایی پهپاد در اندازه‌گیری دقیق اثرات تزریق در مقیاس کوچک و مشاهده تغییرات فیزیکی، متدولوژی ارزیابی را بهبود بخشد و به پژوهشگران کمک می‌کند تا از حدس و گمان در مورد آنچه در داخل ابر رخ می‌دهد، فراتر روند.

مطالعه موردی: امارات متحده عربی به عنوان پیشرو در عملیات

امارات متحده عربی (UAE) از جمله کشورهایی است که در منطقه خلیج فارس، از فناوری بارورسازی ابرها برای مقابله با کم آبی بهره برده و سرمایه‌گذاری چشمگیری در این حوزه انجام داده است. آن‌ها علاوه بر استفاده از روش‌های سنتی یدید نقره، به کارگیری پهپادها برای اجرای روش‌های نوین مانند شارژ الکتریکی را نیز شروع کرده‌اند.

طبق مطالعات آماری انجام شده توسط مرکز ملی هواشناسی (NCM) امارات، این کشور ادعا می‌کند که در نتیجه عملیات بارورسازی، توانسته است به طور متوسط ۲۳ درصد افزایش بارش سالانه را در نقاط هدف خود در بازه زمانی ۲۰۰۳ تا ۲۰۱۹ به ثبت برساند. این نتایج با استفاده از مدل‌های رگرسیون هدف/کنترل (Target/Control Regression) منحصربه‌فرد به دست آمده و تحلیل‌های فیزیکی نیز از افزایش حجم، مساحت و طول عمر طوفان‌ها پس از بارورسازی خبر می‌دهند.

با وجود اینکه این آمار در محدوده تخمین‌های خوش‌بینانه جهانی (۱۵ تا ۳۵ درصد) قرار دارد، اثبات قطعی این افزایش در درازمدت نیازمند ارزیابی‌های سخت و تخصصی بیشتری است. امارات یک نمونه بارز از برنامه‌ای موفق در سطح عملیاتی و منطقه‌ای است که به حمایت مالی و فنی وسیع مجهز شده است؛ اما نمی‌توان آن را به عنوان یک موفقیت جهانی اثبات‌شده تلقی کرد که در هر جغرافیا و با هر شرایط زیرساختی قابل تکرار باشد.

ارزیابی و راستی‌آزمایی دقیق ادعاهای داخلی ایران

ایران، به عنوان کشوری با ظرفیت بالقوه برای بارورسازی ابرها، به تازگی تلاش کرده تا از فناوری پهپادی برای مقابله با چالش‌های خشکسالی بهره ببرد. با این حال، باید ارزیابی این ادعاها به دقت انجام شود و بر زیرساخت‌ها و متدولوژی‌های علمی تأکید گردد.

تحلیل ادعای تولید پهپاد و پتانسیل افزایش بارش

رئیس سازمان توسعه و بهره‌برداری فناوری‌های نوین آب‌های جوی در کشور اعلام کرده که راه‌اندازی تولید پهپادهای مخصوص بارورسازی آغاز شده است. این مقام همچنین عنوان کرده که انتقادات موجود نشان می‌دهد که با این فرآیند، امکان افزایش ۱۵ تا ۲۰ درصدی بارش‌ها در سیستم‌های مناسب وجود دارد.

این ادعای افزایش ۱۵ تا ۲۰ درصدی در محدوده بالای تخمین‌های بین‌المللی (۰ تا ۲۵ درصد) قرار دارد. برای دستیابی به این ارقام فضای عملیاتی، دو پیش‌شرط اساسی لازم است: نخست، وجود ابرهای ایده‌ال و دوم، توانایی فنی در هدف‌گیری و تزریق مواد در مناسب‌ترین زمان و مکان. به علاوه، بارورسازی ابرها به عنوان ارزان‌ترین روش تأمین آب در ایران معرفی شده است، به طوری که برای هر هزار متر مکعب آب استحصال شده هزینه‌ای بین ۱۵ تا ۲۲ دلار برآورد شده است.

نقد علمی و اولویت‌بندی زیرساخت سنجش

نقطه ضعف کلیدی در برنامه بارورسازی ابرها، موضوع عقب‌افتادگی در زیرساخت سنجش و رادارهای هواشناسی است که خود مقام‌ها نیز به آن اشاره کرده‌اند.

گزارش‌های موجود نشان می‌دهند که عملیات معمول بارورسازی در کشور بدون مطالعات بنیادی و صرفاً بر مبنای اطلاعات عمومی آب و هوایی (مانند میزان وزش باد و تراکم ابرها) انجام می‌پذیرد. فقدان اطلاعات آنلاین دقیق منجر به ناتوانی در هدف‌گذاری مطلوب، عدم شناسایی زمان مناسب، و به تبع آن، ناکامی در دستیابی به بارش مورد انتظار با وجود هزینه‌های زیاد می‌گردد.

این وضعیت یک تضاد استراتژیک مهم را علم می‌کند: مزیت اصلی پهپاد فناوری، این است که توانایی انجام تزریق‌های دقیق و در زمان مناسب (Timing) را دارا است. برای تعیین زمان مناسب و راهنمایی درستی برای هدایت پهپادها به مناطق مورد نظر در ابر، به اطلاعات دقیق و بلادرنگ از وضعیت فیزیکی ابر (شامل دما، تراکم و وزش باد) نیاز مبرم است. تنها با استفاده از رادارهای پیشرفته داپلر و سامانه‌های سنجش بلادرنگ (که قابلیت حمل بر روی پهپادهای تحقیقاتی را دارند) می‌توان به این اطلاعات دست یافت.

ایجاد یک پهپاد پیشرفته (ابزار تحویل) در حالی که زیرساخت‌های ضروری برای پایش و هدایتی آن (سامانه‌های راداری) ناقص است، در مجموع به تولید یک «ابزار تحویل پیشرفته با هدف‌گیری کور» منجر خواهد شد. این نقص در زیرساخت سنجش، باعث می‌شود که احتمال تحقق افزایش ۱۵ تا ۲۰ درصدی بارش حتی در سیستم‌های مناسب نیز به چالش کشیده شود و ارزیابی علمی دقیق نتایج عملیاتی را دچار مشکل سازد.

آیا بارورسازی ابرها واقعاً ارزان‌ترین راه تأمین آب است؟

ملاحظات اقتصادی مطرح‌شده در ایران که بارورسازی را ارزان‌ترین روش تأمین آب (بین ۱۵ تا ۲۲ دلار برای هر هزار مترمکعب) می‌داند، در صورت اثبات قطعی اثربخشی، ممکن است توجیه‌پذیر باشد. با این حال، اگر اثربخشی واقعی به دلیل نقص در زیرساخت‌های پایش، کمتر از ۲۰ درصد برآورد شود، توجیه اقتصادی آن می‌تواند به چالش برخیزد.

در زمینه محیط زیست، پژوهش‌ها نشان داده‌اند که یدید نقره به کاررفته در مقادیر کنونی در بارورسازی، نگرانی‌های بهداشتی یا زیست‌محیطی جدی ایجاد نمی‌کند. اما با گسترش عملیات و استفاده بیشتر، نظارت بر تجمع احتمالی این مواد در اکوسیستم‌های حساس باید افزایش یابد.

با نظر به تحلیل‌های ساختاری و علمی، پیشرفت در فناوری پهپاد باید به موازات بازنگری در اولویت‌های استراتژیک ملی باشد تا اطمینان حاصل شود که هرگونه سرمایه‌گذاری به نتایج علمی و هیدرولوژیکی قابل تأیید منجر شود:

  1. سرمایه‌گذاری متوازن در زیرساخت‌های پایش: پیشرفت در تولید پهپادهای داخلی نباید به نادیده‌گیری نیاز فوری به توسعه رادارهای هواشناسی پیشرفته منجر شود. تخصیص بودجه برای سامانه‌های جمع‌آوری داده‌های بلادرنگ (Real-time data) و رادارهای داپلر باید با اولویت مورد توجه قرار گیرد، زیرا بدون داده‌های دقیق، حتی پیشرفته‌ترین پهپاد نیز کارایی نخواهد داشت.

  2. تمرکز بر تحقیق پایه و ارزیابی علمی: پهپادها باید به عنوان ابزاری برای تحقیقات میکروبیولوژیکی دقیق (مشابه پروژه CLOUDLAB) ابتدا به کار گرفته شوند نه تنها به عنوان ابزار تحویل بی‌هدف. این رویکرد به بهبود درک ما از فیزیک ابرهای بومی ایران کمک می‌کند و بررسی می‌کند که آیا سامانه‌های ابر داخلی واقعاً ظرفیت افزایش ۱۵ تا ۲۰ درصدی بارش را دارند یا خیر.

  3. توسعه پروتکل‌های شفافیت و استانداردسازی: برای تقویت اعتبار علمی طرح‌های داخلی و تسهیل ارزیابی‌های مستقل، ایران نیاز به اجرای پروتکل‌های گزارش‌دهی استاندارد برای داده‌های عملیاتی خواهد داشت، که شامل نوع و میزان مواد استفاده شده و آمار بازده مطابق با استانداردهای جهانی (مانند توصیه‌های GAO) است. تحقیقات در این حوزه بطور طبیعی بلندمدت هستند و سیاست‌گذاران باید از اعمال فشارهای کوتاه‌مدت در راستای اثبات نتایج سریع خودداری نمایند.

منابع:

۲۲۷۲۲۷

مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا