گفتگوهای ایران و آمریکا؛ از بازرگان تا پزشکیان/ فواد ایزدی: سعید جلیلی نیز در فرایند مذاکره حضور داشت/ متقی: ایران باید خود را برای مواجهه با سخت‌ترین شرایط آماده کند

“`html

کیاوش حافظی: دلایل نشست ایران و آمریکا بر سر میز گفتگو چیست؟ چه تفاوتی میان مذاکرات عراقچی-ویتکاف و گفتگوهای ظریف-کری در قالب ۱+۵ وجود دارد؟ فرض کنیم به‌جای مسعود پزشکیان، ریاست دولت را سعید جلیلی بر عهده داشت. آیا باز هم مذاکرات شکل می‌گرفت؟ آیا مذاکرات عمان می‌تواند نقطه شروعی برای رفع تنش‌های تاریخی میان دو کشور باشد؟

این‌ها پرسش‌هایی است که در میزگرد خبرآنلاین از دو کارشناس سیاست خارجی، ابراهیم متقی، رئیس دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، و فواد ایزدی، دانشیار دانشگاه مطالعه جهان، مطرح شده است. آنها به «کافه خبر» آمده‌اند تا ابعاد مذاکرات جاری را تحلیل کنند.

این دو کارشناس بر این باورند که مذاکرات فعلی از پیچیدگی بیشتری نسبت به گفت‌وگوهای ده سال پیش ایران برخوردار است. ابراهیم متقی اظهار می‌کند که در دوره گذشته، دیپلماسی بر مبنای حسن‌نیت قرار داشت، در حالی که اکنون بر «کنش‌های ایجابی و معطوف به اجبار» استوار است؛ فضایی که در آن فعالیت‌های دیپلماتیک با اقدامات امنیتی و اطلاعاتی گره خورده است و این خود موجب ایجاد حواشی سیاسی ملتهب گردیده است. فواد ایزدی نیز اشاره می‌کند که فشارهای لابی‌های ضدایرانی در ۱۰ سال اخیر کار مذاکره‌کنندگان را دشوارتر کرده و از طرفی ترامپ ناچار است تفاوت توافق جدید را با برجام برای کنگره توضیح دهد.

هر دو کارشناس بر این عقیده‌اند که حاکمیت به سبب لزوم مذاکره با آمریکا، تمایل نشان داده است. ایزدی به ترکیب شورای عالی امنیت ملی اشاره کرده و می‌گوید که به جز ۵ نماینده از دولت پزشکیان، دیگر اعضای غیردولتی هم به روند شکل‌گیری مذاکرات رای مثبت داده‌اند. او اضافه می‌کند که حتی اگر سعید جلیلی رئیس‌جمهور بود، مذاکرات به انجام می‌رسید، هرچند ممکن است با آرای کمتری صورت می‌گرفت. متقی نیز به این نکته اشاره می‌کند که تصمیمات ساختاری است و اگر وزیر دفاع در شورای عالی امنیت ملی به گفتگو رای بدهد، بیانگر هماهنگی سلسله‌مراتب نظامی است.

فواد ایزدی به صورت ضمنی بیان می‌کند که در آینده، روزی فراخواهد رسید که بسیج دانشجویی که ساختمان سفارت آمریکا را در سال ۵۸ به «لانه جاسوسی» تبدیل کرده به طور کامل تخلیه خواهد کرد تا دیپلمات‌های آمریکایی به آن مکان بازگردند. البته او این پیش‌بینی را مشروط به آن می‌داند که آمریکا به کشوری «معمولی» تبدیل شود. ایزدی به این نکته اصرار می‌ورزد که اصل مذاکره همواره جزء سیاست‌های جمهوری اسلامی بوده و اگر در گذشته مخالفت‌هایی از این دست وجود داشته، به دلیل فقدان فرصت‌های مناسب برای آن بوده است.

ابراهیم متقی در رابطه با حل مسائل تاریخی ایران و آمریکا، به مسائلی نظیر بازگشایی سفارت یا عادی‌سازی روابط اشاره نمی‌کند، اما به این نکته می‌پردازد که ایران تمایلی ندارد به انزوا برود و پتانسیل بازیابی سهم خود در عرصه سیاست و اقتصاد جهانی را دارد. در مورد سرمایه‌گذاری آمریکایی‌ها در ایران، این دو کارشناس با یکدیگر اختلاف نظر دارند. متقی بازار ایران را به عنوان محلی بکر و جذاب برای سرمایه‌گذاری شرکت‌های آمریکایی می‌داند، در حالی که ایزدی معتقد است آمریکا کشورهای جهان را به سرمایه‌گذاری وادار می‌کند و در صورت عدم همکاری به کالاهای آنها تعرفه می‌بندد.

این دو در مورد رفتار بازار نیز دارای دیدگاه‌های متفاوتی هستند. متقی بازار را هوشمند توصیف کرده و کاهش قیمت دلار پس از دور اول مذاکرات را نمونه‌ای از این هوشمندی به شمار می‌آورد. در مقابل، ایزدی تأکید دارد که نباید به ویتکاف قدرتی داد که با اعلام شکست مذاکرات، قیمت دلار در ایران ۵۰ هزار تومان بالا برود.

مشروح این میزگرد با حضور ابراهیم متقی و فواد ایزدی در «کافه خبر» خبرگزاری خبرآنلاین را بخوانید؛

*****

* آقای متقی! مذاکرات ایران و آمریکا آغاز شده و از شواهد پیداست که تصمیم برای این مذاکرات در سطح کلان اتخاذ شده است. مشابه این مذاکرات را ۱۰ سال پیش در روند برجام شاهد بودیم که در آن زمان نیز مذاکرات دوجانبه نبود و با حضور ۵ کشور دیگر انجام گرفت. اکنون چرا مخالفت‌ها کمتر شده؟

متقی: درست است که مذاکرات آغاز شده، اما نمی‌توان هیچ نشانه‌ای از آن را در فضای اجتماعی و رسانه‌ای مشاهده کرد. اینکه در دور اول یا دوم و یا سوم مذاکرات چه مسائلی مورد بحث بوده و چه توافقاتی صورت گرفته، مشخص نیست. در حال حاضر وضعیت بر اساس سکوت خبری است که این سکوت آسیب‌پذیری ایجاد می‌کند و ممکن است که مذاکرات به ناگاه در وضعیت فلج قرار گیرد.

متقی: فضای موجود، فضای ابهام همه‌جانبه است

فضای کنونی نشان می‌دهد که ضریب کنش‌های تهاجمی آمریکا به طرز قابل توجهی پیش رفته است. در آستانه مذاکرات، تحریم‌های جدیدی علیه ایران وضع شده و در ادامه نیز شاهد موارد مشابهی بودیم. پس از این شواهد، دو واقعه ناگوار دیگر در عرصه‌های اقتصادی و استراتژیک برای ایران رخ داد. بسیاری از تحلیل‌گران مخالفت خود را به مداخلات و کنش‌های تهاجمی بازیگران خارجی از جمله اسرائیل نسبت می‌دهند؛ همچنین معتقدند که هر کنش امنیتی اسرائیل بدون توافق با آمریکایی‌ها انجام نمی‌شود. در نتیجه وضعیت موجود را می‌توان فضایی سرشار از ابهام و عدم قطعیت دانست. اگر مصاحبه‌های وزیر امور خارجه را بعد از دور اول و دوم یا سوم مطالعه کنید، مشخص نیست که در مورد کدام دوره صحبت می‌شود. تمامی آن‌ها اشاره به سازندگی و پیشرفت مذاکرات دارند، اما پرسش این است که چرا وقفه‌ای بوجود آمده؟ و این تأخیر در کنش‌ها چه پیامی دارد؟

توافق و کنش باید در یک فضای متوازن باشد

پیش‌فرض اصلی براساس این است که آیا گروه مذاکره‌کننده می‌داند که طرح ترامپ در مذاکرات چه مفهومی دارد؟ یا اینکه می‌خواهند ببینند شرایط به کجا می‌انجامد؟ اگر به ابعاد جزئی بپردازید و الگوی کلان رقیب را درک نکنید، ممکن است نتایج منفی ایجاد شود. لذا نیاز است که به روشنی مشخص کنید که آمریکایی‌ها چرا به دنبال این مذاکرات هستند و سپس بر اساس آن به کمک و برنامه‌ریزی اقدام نمایید. در حین گفتگوهای عمومی این سوال مطرح است که آمریکا از ایران چه خواسته؟ آیا تمرکز بر نابودی تمام توان هسته‌ای ایران است؟ آیا هدف، کاهش قابلیت غنی‌سازی ۶۰ درصدی است؟ در مورد وضعیت تحریم‌ها و اقدامات آمریکا چه نتیجه‌ای انتظار می‌رود؟ این‌ها همگی نکاتی هستند که تیم مذاکره‌کننده باید از توافقات برجام ۲۰۱۵ درس‌های لازم را بیاموزد، چرا که توافقات و کنش‌ها باید در شرایط متعادل و منطقی انجام شوند.

قابل پیش‌بینی بود که آمریکایی‌ها عرصه مذاکره و میدان را با هم پیوند دهند

با توجه به تفاوت قدرت ایران و آمریکا، طبیعی است که نمیتوان انتظار داشت که تعهدات به یکدیگر به طور کامل هم‌تراز باشد. آشکار است که ایران از قابلیت‌های متعدد امنیتی به طور متقارن و نامتقارن برخوردار است. در این بین نکته‌ای که باید مد نظر باشد، تعاملات خارج از مذاکرات به چه سمتی خواهند رفت؟ شواهد حاکی از آن است که آمریکایی‌ها عرصه مذاکره و عمل را پیوند زده‌اند و این مسأله پیش‌بینی‌پذیر بود. جان کری تأکید بر این داشت که ایران باید در سمت بیرونی رینگ بماند، اما ترامپ به درستی این رویه را تغییر داد.

کانتکست فضای بیرونی از تکست دیپلماسی مهم‌تر است

در هنگامه‌ای که کنش‌هایی در حال شکل گرفتن است، ابزارهای تدابیر دیپلماتیک باید در نظر گرفته شوند. به عقیده من، شیوه دیپلماسی باید برای حکمرانی و تهاتری بشود. در این میان، دیپلماسی بر پایه حقیقت و شرایط واقعی ارزیابی شود. در حال حاضر، دیپلماسی را نیازی می‌بینم اما هنوز نمی‌توان خاطر نشان کرد که در چه راستایی قرار دارد. اما آنچه مسلم است دگرگونی در دیپلماسی باید در قالب ساختار اخیر آن به قابلیت‌های جدیدی دست یابد.

تکرار تاریخ یا فصل تازه؛ ایران و آمریکا؛ از بازرگان تا پزشکیان/ فواد ایزدی: جلیلی هم بود مذاکره می شد/ متقی: مذاکره، به اراده رئیس جمهور نیست

ایزدی: دغدغه اصلی ما تحریم‌هاست

* آقای ایزدی! آقای متقی سوال مهمی مطرح کردند که آمریکا چه هدفی را در مذاکرات دنبال می‌کند؟ در عین حال، آینده مذاکره ایران و آمریکا را چگونه پیش‌بینی می‌کنید؟

ایزدی: پرسش واقعاً مهمی است. ما به عنوان ایرانیانی که به زبان فارسی صحبت می‌کنیم، به دلیل تحریم‌ها کار پراهمیتی را انجام داده‌ایم؛ بر این اساس، تمرکز ما در این مذاکرات بر روی کمیسیون‌های اقتصادی است نه فقط تعداد سانتریفیوژها یا درصد غنی‌سازی. مشکل ما در واقع مربوط به تحریم‌هاست. تا زمانی که توافقی نتواند به گشایش عمده در تحریم‌ها بینجامد، دلیلی برای ادامه مذاکرات وجود ندارد.

ترامپ یک روز در میان ایران را به حمله نظامی تهدید کرده است

در ماه‌های اخیر، ترامپ در عین حال که به گسترش دیپلماسی پرداخته، تهدیدهای نظامی را نیز به کرات به ایران منتقل کرده است. سوالی که باید در نظر گرفت این است که در سایه این تهدیدها جایی برای مذاکرات وجود دارد؟ در واقع لابی‌های ضدایرانی در ۱۰ سال گذشته همیشه به دنبال محلی برای کنترل مسیر برجام بوده‌اند و به روشنی بیان می‌کنند که اینجا نمی‌خواهیم گشایشی برای ایران ایجاد شود.

در غزه روزی ۲۰ کودک می‌کشتند اما به ما برچسب حمایت از تروریست زدند

در واقع نهادهای آمریکایی که تحت تأثیر ایمنی و روابط پایدار با اسرائیل قرار دارند، به خوبی نقاط ضعف ما را شناسایی کردند. در این میان، ما نیز دفاعی که از حقوق بشر داریم را راستی آزمایی می‌کنیم. تا آنجا که برچسبی از حمایت از تروریسم به ما می‌زنند در حالی که خود شان روزی ۲۰ کودک را در غزه می‌کشند. بنابراین نباید فراموش کرد که موضوع مذاکره تنها در رابطه با هسته‌ای نیست و پیچیدگی‌های بسیاری در این زمینه وجود دارد.

دست ترامپ نیست که برای ایران گشایش ایجاد کند

باید در نظر داشته باشیم که رویه فعلی ترامپ و رویکرد او به مسئله توافق با ایران را هم مدنظر قرار دهیم. او تحت نظارت قانون «اینارا» قرار دارد که مستلزم ارائه توافق به کنگره است. در چنین شرایطی، توافقی می‌تواند به رغم توصیه‌های ترامپ، به یک بار عادی‌سازی ابتدایی توجهی نداشته باشد.

در کشور تحلیل غلطی وجود دارد که ترامپ می‌تواند نمایندگان جمهوری‌خواه را به خط کند

توقع وجود یک توافق بدون نگاه به قدرت رفتار کنگره نادرست است و در آمریکا فقط رئیس‌جمهور در تعیین اساسنامه نفوذی ندارد. در نظام آمریکایی اکثر دموکرات‌ها در جریان مذاکرات کاملاً مجزا از رئیس‌جمهور قرار گرفته‌اند که نماینده‌های جمهوری‌خواه را نمی‌توان به آسانی تحت فشار قرار داد.</

مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا