چطور تاریخ کهن، هویت تمدنی و مفهوم تهدید در روایت استراتژیک ایالات متحده به هم مرتبط میشوند

“`html
خبرآنلاین؛ حسام الدین آشنا در یادداشتی ابراز داشت: اظهارات اخیر مارکو روبیو در مورد ایران نباید صرفاً بهعنوان کنشهای دیپلماتیک تند یا برداشتهای نادرست تاریخی تلقی شود. آنچه در سخنرانی ۷ اکتبر او در آتن و مصاحبهها و نشستهای خبری اخیر به چشم میخورد، تلاشی برای شکلدهی به روایت راهبردی از یک وضعیت بر اساس فرهنگ راهبردی است؛ روایتی که در آن تاریخ، هویت تمدنی غرب، تعریف تهدید و مشروعیت کاربرد قدرت به هم ارتباط مییابند.
۱. چارچوب: فرهنگ راهبردی و روایت راهبردی
اسنایدر (۱۹۷۷) فرهنگ راهبردی را تلفیق ایدهها و الگوهای رفتاری مشترک نخبگان امنیتی میداند. گری (۱۹۸۱) آن را به تجربیات تاریخی و «خودپنداشت» یک جامعه مرتبط میکند و جانستون (۱۹۹۵) آن را سیستمی از نمادها، مانند قیاسها و استعارهها توصیف میکند که ترجیحات راهبردی پایدار ایجاد میکند. نسل دوم (بوث، کلاین) دیدگاه دیگری دارد: فرهنگ میتواند بهعنوان ابزاری گفتمانی برای مشروعیتبخشی از سوی نخبگان عمل کند. نقدها نیز حائز اهمیتاند: دش (۱۹۹۸) از خطر استدلال دوری گفت و بلومفیلد (۲۰۱۲) مورد ایستاپنداری فرهنگ را بررسی نمود.
تمایز مهمی که باید در نظر گرفت، این است که فرهنگ راهبردی فرضیات نسبتاً ثابتی را شامل میشود؛ در حالی که روایت راهبردی شیوهای است که کنشگر سیاسی برای بیان هویت، توصیف تهدید و توجیه انتخابهای خود به مخاطبان متنوع ارائه میکند. سخنرانی روبیو را باید دو بار مطالعه کرد: یک بار بهعنوان نشانهای از ذخیرهٔ نمادین، و بار دیگر بهعنوان کنشی مشروعیتساز.
۲. متن خطابه دقیقاً چه میگوید؟
متن کامل خطابه پنج بخش اصلی دارد.
۱) آغاز با ویرانی آتن. روبیو با اشاره به سال ۴۸۰ پیش از میلاد آغاز میکند: ارتش خشایارشا به آتن حمله میکند و معابد را به آتش میکشد؛ آتنیها بازمیگردند و بقایای ویرانشده را دفن میکنند و در دوران پریکلس پارتنون را بنا میسازند.
۲) تبارنامه. او خطی از آتن به روم، از روم به مسیحیت اروپایی و از آنجا به آمریکا ترسیم میکند و «ویژگیهای اصلی غرب» را برمیشمارد: فردیت سرسخت، جاهطلبی، ماجراجویی، ریسک و افتخار. مفهوم «تیموس» (شور و شجاعت) را قلب تمدن بزرگ میداند.
۳) بحران. بهگفتهٔ او، غرب از موفقیتهای خود شرمنده شده، «ملیگرایی» را تحقیر کرده، توان صنعتی و نظامی خود را تضعیف کرده و بخشی از حاکمیتش را به بوروکراسیهای جهانی واگذار کرده است.
۴) برنامه. آمریکا تحت رهبری ترامپ «پیگیری بیپروای قدرت ملی» را انتخاب کرده است: توجه به زنجیرهٔ تأمین، بازصنعتیسازی، تقویت دفاع و رقابت فناورانه. او همچنین خاطرنشان میکند که یونانیان میدانستند قدرت تنها به ابزار دفاع نیاز ندارد، بلکه به اعتبار آمادگی برای بهکارگیری آن نیز نیاز دارد، و دولت ترامپ میخواهد این «درک کلاسیک از سیاست» را احیا کند.
۵) وظیفه و مرگ. سقراط و سیصد اسپارتی در برابر ارتشهای پارسی و آشیل الگوهایی از قهرمانان غربی هستند. در این بخش بهصراحت به ایران معاصر اشاره میشود: «ملاهای افراطی ایران» با «فرهنگ مرگ» در برابر قهرمانانی قرار میگیرند که حاضرند بمیرند اما مرگ را نمیپرستند.
در فراز نخست «ارتش خشایارشا» و «پارسیان» بهعنوان متجاوزان معرفی میشوند و تنها در فراز پنجم از ایران نام برده میشود.
۳. خشایارشا در روایت: گذشتهای که برای اکنون بازآفرینی میشود
انتخاب این واقعه بهعنوان آغاز سخنرانی وزیر خارجهٔ آمریکا، در بحبوحهٔ رویارویی نظامی با ایران، از آن فراتر است که تنها گزارشی از یک رویداد تاریخی باشد. دولتها تنها از گذشته درس نمیگیرند؛ بلکه گذشتهای را که برای توجیه اقدامات امروز لازم است، از میان روایتهای ممکن انتخاب کرده و بازتفسیر میکنند.
با این حال، باید دقت لازم را داشت. روبیو ادعا نمیکند که دشمنی ایران و غرب بهطور مداوم ۲۵ قرن ادامه داشته و مشخصه این رابطه را اثبات نمیکند. اما قرار دادن روایت حملهٔ پارسیان در کنار تلاش برای احیای قدرت غرب و تهدیدهای امروز، امکان چنین تفسیری را برای شنونده فراهم میکند. این همان «جانشینی روایی» است: بدون اینکه ادعای صریحی مطرح شود، ساختار متن حس شبیهسازی را القا میکند.
روایت روبیو چند موضوع کلیدی را نادیده میگیرد: شورش ایونی، آتشسوزی سارد در ۴۹۸ پیش از میلاد و زنجیرهٔ حوادثی که به لشکرکشی منجر شد. این نادیدهگیری اصل واقعهٔ ویرانی آتن را نادرست نمیکند، اما نشان میدهد روایت سیاسی بخشهایی را برای ایجاد معنایی خاص برجسته میکند.
یک لایهٔ عمیقتر نیزوجود دارد. تقریباً تمام اطلاعات ما از جنگهای ایران و یونان از منابع یونانی (هرودوت) بهدست آمده است. پژوهشهایی چون «اختراع بربر» از ادیت هال و «آیینهٔ هرودوت» از فرانسوا هارتوگ نشان میدهند که هویت یونانی در تقابل با پارس شکل گرفته است و ادوارد سعید این سنت را در زمینهٔ شرقشناسی نظاممند میسازد. از این منظر، خطابۀ آتن حلقهای در زنجیرهای طولانی است که «شرق» را مستبد و «غرب» را آزاد نشان میدهد.
در پایان باید سه سطح را تفکیک کرد: امپراتوری هخامنشی، ایران بهعنوان یک تمدن تاریخی و جمهوری اسلامی بهعنوان یک نظام سیاسی. گفتوگوهای روزمره اغلب این سه را بهطور مشترک «ایران» یا «پارسی» مینامند، و به همین دلیل مرز میان رژیم و ملت در سطح دریافت کاهش مییابد. فهرست قهرمانان غرب شامل اسکندر نیز میشود؛ همان کسی که در حافظهٔ ایرانی بهعنوان ویرانگر تخت جمشید شناخته میشود.
۴. از «ایرانِ کشور» تا «ایرانِ انقلاب»
برای درک ذهنیت راهبردی روبیو باید سخنان آتن او را در کنار سایر اظهاراتش قرار داد. او در جلسهٔ استماع سنا در ۱۵ ژانویهٔ ۲۰۲۵ میان مردم و تمدن ایران و حکومت جمهوری اسلامی تفکیک قائل شد و تأکید کرد که حاکمان فعلی نمایندهٔ تمام تاریخ و فرهنگ ایران نیستند. در مصاحبهای در سپتامبر ۲۰۲۶ تأکید نمود که ایران یک کشور است، اما مشکل آن نه کشور، بلکه انقلاب است. پیشتر نیز در ژوئن ۲۰۲۶ در ابوظبی به انتخاب بین «کشور بودن» و «جنبش انقلابی صادرکنندهٔ تروریسم» اشاره کرده بود.
این تقابل نکتهای کلیدی برای درک برداشت او از جمهوری اسلامی به شمار میآید. در این چارچوب، مسئلهٔ آمریکا با ایران صرفاً اختلافی بر سر برنامهٔ هستهای یا یک مناقشهٔ منطقهای نیست؛ روبیو بین منطق دولت ملی و منطق انقلاب فراملی تمایز قائل میشود و دومی را مانعی در برابر توافق پایدار میداند.
با این حال، این دوگانگی قابل نقد است. دولتهای انقلابی نیز دارای منافع امنیتی، اقتصادی و سرزمینی هستند و حکومتهای غیرانقلابی نیز ممکن است دارای سیاستهای توسعهطلبانه یا مشیهای ایدئولوژیک باشند. پژوهشهایی چون «انقلاب و جنگ» از استفن والت نشان میدهند که دولتهای انقلابی با گذشت زمان میتوانند در تصمیمات خود محاسبهگرتر شوند. رفتار ایران نیز در پذیرش قطعنامهٔ ۵۹۸ و مذاکرات منتهی به برجام نشاندهندهٔ تأثیر مصلحتجویی، محدودیتهای مادی و محاسبات نهادی بر تصمیمگیریهای جمهوری اسلامی است.
۵. «فرهنگ مرگ» و منطق بازدارندگی
یک جنبهٔ دیگر سخنان روبیو، توصیف رهبران جمهوری اسلامی با واژگان مذهبی و آخرالزمانی است. او در مصاحبهٔ ۲۸ سپتامبر با شان هنیتی ادعا کرد که تصمیمگیرندگان اصلی ایران روحانیونی هستند که با نگرشی آخرالزمانی به آینده مینگرند. در سخنرانی آتن نیز با عبارت «فرهنگ مرگ» تصویری از تقابل ارزشهای غرب با برداشت حکومت ایران از شهادت ارائه میدهد. در مصاحبهٔ ۲۰ اکتبر با شبکهٔ نتورک ۱۸ نیز بر دشواری توافق با رهبران جمهوری اسلامی تأکید کرد، هرچند گفت انتقاد او شامل همهٔ روحانیون شیعه نیست.
اهمیت این سخنان در ساختار استدلال نهفته است. زمانی که رقیب بهعنوان صاحب منافع متعارض معرفی میشود، مذاکره بر سر منافع همچنان ممکن به نظر میرسد. اما وقتی رفتار آنها بر اساس باورهایی غیرقابل مصالحه و بیاعتنا به هزینههای انسانی توصیف میشود، گزینههای قابل اعتماد در ذهن مخاطب محدودتر میشود. این قاب میتواند به مشروعیت بازدارندگی بیشتر منتهی شود و اعتماد به تعهدات دیپلماتیک را کاهش دهد.
نکته تحلیلی ظریفی نیز وجود دارد: خود خطابه مرگ در راه وظیفه را ستایش میکند (اسپارتیها، شهیدان مسیحی، آلامو). تفاوت در کدگذاری اخلاقی است: «مرگ در راه وظیفه» در مقابل «پرستش مرگ». این تمایز بیشتر از آنکه توصیفی از واقعیت ایران باشد، مرز نمادینی میان «ما» و «آنان» ترسیم میکند.
در برابر، شواهد حاکی از آن است که رفتار ایران ترکیبی از گفتمان شهادت و مقاومت و پراگماتیسم تاکتیکی بوده است. اگر مخالف را «مرگپرست» بپنداریم، بازدارندگی مبتنی بر تهدید به مجازات میتواند ناچیز به نظر برسد و خط قرمز مطلق («ایران نمیتواند سلاح هستهای داشته باشد، نقطه، سر خط») معقولتر جلوه میکند. این پیوند، استنباط تحلیلی است و نه یک ادعای صریح از روبیو.
با این حال، وجود چنین توصیفهایی ثابت نمیکند که سیاستگذاران آمریکایی امکان مذاکره را کنار گذاشتهاند. روبیو در نشست خبری ۳۱ اکتبر در آتلانتا تصریح کرد که گفتگوها، چه مستقیم و چه غیرمستقیم، متوقف نشده و ترامپ هنوز تصمیمی درباره حملات جدید نگرفته است. در آتن هم از تعیین سطح قابلپذیرش غنیسازی خودداری کرد. بنابراین دو مسیر همزمان مشاهده میشود: تأکید بر تهدیدی که نباید عادیسازی شود، و حفظ امکان توافق مشروط. این ترکیب میتواند بخشی از راهبرد فشار و مذاکره باشد؛ اثربخشیاش تنها از طریق بررسی تصمیمها و رفتار طرفین قابل ارزیابی است.
۶. مخاطب سخنان روبیو فقط ایران نیست
مکان و مخاطب سخنرانی بهاندازهٔ محتوای آن اهمیت دارد. در آتن، روایت تمدنی میتواند پیوند آمریکا و اروپا را تقویت کند؛ همانطور که وزیر خارجهٔ یونان از امکان ارائه کمک دریایی در هرمز، در صورت وجود یک فرایند صلح معتبر، سخن گفت. در مصاحبهای با رسانهٔ هندی، حملات به کشتیهای تجاری را با روشهای جنگی زیر دریاییهای آلمان نازی مقایسه میکنند و این مسئله به امنیت ملوانان و تجارت ارتباط مییابد. در رسانههای داخلی آمریکا، تهدید هستهای در مرکز استدلال قرار دارد، و در نشست گروه بیست، پیام متوجه کشورهایی است که از اختلال در تجارت و انرژی آسیب میبینند.
در همهٔ این موارد ایران حضور دارد، اما مخاطب و زبان استدلال تغییر میکند. این تفاوت باید مورد توجه قرار گیرد: سخنان روبیو شواهد روشنی دربارهٔ روایت راهبردی او ارائه میدهد، اما برای نشان دادن اینکه این روایت بیانگر فرهنگ راهبردی پایدار آمریکاست، نیاز به مقایسه با اسناد، آموزشهای نهادی، ترجیحات امنیتی و رفتار دولتهای مختلف آمریکا داریم.
۷. فرهنگ راهبردی یا ضرورت سیاست روز؟
پرسش روششناختی این است: آیا سخنان روبیو بازتابی از فرهنگی نسبتاً پایدار در سیاست خارجی آمریکا هستند یا متناسب با نیازهای سیاسی دولت ترامپ تدوین شدهاند؟ پاسخ لزوماً به انتخاب یک گزینه محدود نمیشود.
در ادبیات فرهنگ راهبردی آمریکا، مفاهیمی مانند استثناگرایی، نقش رهبری جهانی، برتری فناورانه و نظامی و پیوند قدرت با مأموریتی تاریخی بارها تحلیل شده است. والتر راسل مید چهار سنت متضاد را در سیاست خارجی آمریکا شناسایی میکند: همیلتونی (تجارت و نظم اقتصادی)، ویلسونی (ارزشهای جهانی)، جفرسونی (احتیاط) و جکسونی (افتخار و قدرت ملی). در خطابهٔ آتن، وزن لایههای همیلتونی (زنجیرهٔ تأمین، صنعت) و جکسونی (افتخار، شرم شکست، قدرت ملی) بالاست و به دموکراسی و برابری، که در همان مکان تاریخی اهمیت دارند، کمتر پرداخته میشود. این چرخش میتواند نشانهٔ بازتوزیع وزن سنتها باشد؛ اما این فرضیه به یک سخنرانی متکی است و برای تأیید به شواهد بیشتری نیاز دارد.
تفسیرهای رقیبی نیز وجود دارد. حامیان خطابه را بهعنوان بازسازی اعتماد به نفس تمدنی و هدف ملی و فراخوان به تقسیم عادلانهٔ بار دفاعی مینگرند. منتقدان آن را روایتی گزینشی از تاریخ با تأکید بیش از حد بر رقابت و قدرت میدانند. بنابراین، بهتر است روایت روبیو را یکی از شکلهای فعال و مناقشهبرانگیز فرهنگ راهبردی آمریکا در شرایط کنونی محسوب کنیم: صورتی که هم از ذخیرهٔ تاریخی و هویتی بهره میبرد و هم در خدمت اهداف سیاست روز است. نمیتوان نتیجه گرفت که تمام سیاستهای آمریکا در یک سنت فرهنگی واحد ریشه دارند؛ در خود آمریکا نیز اختلافات عمیقی دربارهٔ معنای منافع ملی، حدود مداخله و نسبت قدرت با قواعد بینالمللی وجود دارد.
۸. بازتاب در ایران و خطر چرخهٔ بازنمایی
بر اساس تحلیل Iran Dossier، این خطابه از ۹ اکتبر در صفحهٔ اول روزنامههای ایران، از جوان تا شرق، منتشر شده و واکنشهایی از شخصیتهایی چون بقایی، قالیباف و ولایتی برانگیخته است. طبق همین گزارش، پاسخها بر دو نکته متمرکز شدهاند: ذکر مسائلی از والریان و شاپور و اشاره به تناقض میان ستایش ایستادگی اسپارتیها و تحقیر ایستادگی ایرانیان. گزارش حاکی است که حکومت از ۲۰۲۵ به میراث پیشاسلامی نزدیکتر شده و خطابه به این کمپین یاری رسانده است.
اگر این تصویر کلی درست باشد، نشاندهندهٔ این است که در ایران نیز فرهنگ راهبردی، یکدست و تغییرناپذیر نیست. روایت مقاومت، ملاحظات اقتصادی، حافظهٔ جنگ، هویت ایرانی و اسلامی و الزامات دیپلماسی همواره به یک نتیجه نرسیدهاند؛ و گفتمان خارجی میتواند یکی از این لایهها را بهویژه برجسته کند. تحلیل رفتار ایران بدون در نظر گرفتن اختلافات نهادی و تغییر شرایط، همان اندازه خطاپذیر است که تحلیل سیاست آمریکا بر مبنای یک سخنرانی.
خطر شناختی زمانی بروز میکند که هر طرف تصویر فرهنگی خود از دیگری را با واقعیت او یکی بداند. در این حالت، رفتار رقیب بر اساس فرضیات پیشفرض تفسیر میشود و محاسبهٔ هزینه و فایده دشوارتر میگردد و شناسایی تغییرات واقعی در رفتار طرف مقابل محدود میشود.
جمعبندی
سخنان اخیر روبیو از جنبهای مهم نشان میدهند که چطور تاریخ و هویت میتوانند به زبان امنیت ملی وارد شوند و از یک مناقشه خاص، مسئلهای با ابعاد تمدنی بسازند. اما تاریخ بهخودیخود راهبرد تولید نمیکند و روایت تاریخی نمیتواند جایگزین شناخت دقیق طرف مقابل شود.
پرسش کلیدی برای تهران و واشنگتن این است که آیا قادرند میان آنچه دربارهٔ هویت و نیات یکدیگر در ذهن دارند و آنچه در رفتار و تصمیمات واقعی قابل مشاهده است، تمایز قائل شوند. پاسخ به این پرسش برای آیندهٔ روابط دو کشور احتمالاً از اهمیت بیشتری برخوردار است تا اینکه کدام طرف روایت قانعکنندهتری از جنگهای ۲۵ قرن پیش ارائه میدهد.
مآخذ کلیدی
• Snyder ۱۹۷۷؛ Gray ۱۹۸۱؛ Johnston ۱۹۹۵؛ Desch ۱۹۹۸؛ Bloomfield ۲۰۱۲
• Mead, W. R. (۲۰۰۱). Special Providence. Knopf.
• Hall, E. (۱۹۸۹). Inventing the Barbarian. Oxford UP؛ Hartog, F. (۱۹۸۸). The Mirror of Herodotus. U. California Press؛ Said, E. (۱۹۷۸). Orientalism.
• Walt, S. (۱۹۹۶). Revolution and War. Cornell UP.
• متن خطابهٔ ۷ اکتبر ۲۰۲۶: وزارت خارجهٔ آمریکا؛ گزارش سیبیاس
۲۹۲۱۸
“`



