زنکشی را صرفاً به مسائل خانوادگی نسبت ندهید؛ سکوت در مورد این معضل نشانهای از خشونت ساختاری علیه زنان است

به نقل از خبرانلاین از ایلنا، سیمین کاظمی، پزشک و جامعهشناس، در رابطه با چرخه خشونت ناشی از زنکشی در جامعه و سکوت مسئولین کشور به نکاتی اشاره کرد: سکوت در برابر زنکشی، نمونهای از خشونت نهادی علیه زنان محسوب میشود. واقعیت این است که قوانین موجود در حال حاضر برای تنظیم روابط اجتماعی و خانوادگی، حفاظت از حقوق افراد و حمایت از شهروندان، نهتنها کارایی ندارند، بلکه در مواردی منجر به آسیب نیز میشوند. در صورتی که سیاستگذاران و قانونگذاران به موضوع خشونت علیه زنان بیتوجهی کنند، این سکوت، بر دامنه خشونت علیه زنان میافزاید.
وی ادامه داد: سادهسازی و تقلیل خشونت و قتل زنان به درگیریهای خانوادگی و ارائه این موضوع بهعنوان یک مسئله کاملاً خصوصی، بهانهای فراهم کرده است تا این شکل از خشونت به صورت بیاهمیت به حساب آید و نهادهای مسئول، از جمله قوه مقننه، بر این اساس احساس نیاز برای مداخله و حمایت از زنان نکنند. چنین نگرشی، زنان را به شدت در برابر خشونت آسیبپذیر کرده است. هر چند روز، شاهد وقوع موارد شدید و بیرحمانهای از خشونت مردسالارانه علیه زنان در رسانهها هستیم، اما این موارد بهعنوان پروندههایی عادی در فضای عمومی بایگانی میشوند.
این جامعهشناس با اشاره به اینکه هیچیک از مسئولان، حتی آنهای که زن هستند، نسبت به این اخبار هیچ واکنشی از خود نشان نمیدهند و با قتل و خشونت علیه زنان بهعنوان موضوعی عادی برخورد میکنند، بیان کرد: مردی با پرخاشگری سر همسرش را بریده و در شهر گردانده، دیگری دخترش را در معابر عمومی به قتل میرساند، و فردی دیگر خواهرش را به شکل وحشتناکی مثله میکند، و هر روز شاهد الگویی خشنتر از خشونتها هستیم، اما همچنان این پروندهها به عنوان اختلافات خانوادگی طبقهبندی میشوند. خشونت یک مسئله اجتماعی است و حداقل اقدامی که حکومت میتواند برای حمایت از زنان انجام دهد، تصویب قوانین بازدارنده است، اما به دلایل مختلف این امر نتوانسته است به نتیجه مطلوبی دست یابد.
کاظمی بر این نکته تأکید کرد که قوانین کنونی نهتنها قادر به حمایت از زنان نیستند، بلکه موجب تسهیل خشونت نیز میشوند و به نظر میرسد که در برخی موارد، خانه به خطرناکترین و ناامنترین مکان برای زنان تبدیل شده است. با این حال، قانونگذاران یا نمیخواهند یا نمیتوانند این واقعیت را مشاهده کنند و حمایت از جان و سلامت زنان را به بهانه حفظ خانواده نادیده میگیرند. یک لایحه در طول چهارده سال با تغییرات مدام به طور تقریباً بیاثر باقی مانده است، در حالی که در این مدت، بسیاری از زنان به خاطر نبود حمایت قانونی به قتل رسیده و آسیبهای جسمی و روحی دیدهاند.
وی افزود: نمایندگانی که حبس مردان به خاطر مهریه را یک آسیب اجتماعی تلقی کرده و به سرعت اقدام به تصویب قانون میکنند، چرا به خون ریختهشده زنان قربانی خشونت بیتوجهند و واکنشی در قبال آن نشان نمیدهند؟!
این جامعهشناس گفت: قتلهای مکرر زنان حتی انگیزهای برای ایجاد قوانین حمایتی و پیشگیرانه فراهم نمیکند. با سکوت و نادیدهگرفتن خشونت علیه زنان و ایجاد مصونیت برای مرتکبان خشونت و قتل، بعید نیست که در آینده میزان خشونت افزایش یافته و شاهد اشکال تکاندهندهتری از جنایت و آسیب به زنان باشیم.
۲۳۳۲۳۳



