سارق ماهر، همکارش را به قتل رساند

نیروهای پلیس تهران موفق به شناسایی و بازداشت فردی شدند که مسئول قتل جوانی بود که جسد او در یک خانه متروکه کشف شده بود.
نیروهای پلیس تهران توانستند فردی را که به قتل جوانی متهم است، دستگیر کنند. جسد این جوان در یک خانه متروکه یافت شده بود.
بر اساس اطلاعات ارائه شده به وبسایت جنایی، متهم که شریک مقتول در سرقت از خودروها بوده، در حین انجام یک سرقت انفرادی دستگیر شد و در طی بازجوییهای تخصصی به انجام جرم اعتراف کرد.
این پرونده با کشف یک جسد خونین در منزل متروکهای در حومه تهران آغاز گشت.
چندی پیش، گروهی از مردان معتاد که به منظور مصرف مواد مخدر به یک خانه متروکه در نواحی دورافتاده تهران رفته بودند، با جسدی خونین از یک مرد جوان مواجه شدند که هدف ضربات چاقو قرار گرفته بود. پس از حضور گروههای بررسی صحنه جرم و بازپرس ویژه قتل، تحقیقات میدانی آغاز شد و جسد جهت تعیین علت دقیق فوت به پزشکی قانونی منتقل گردید.
در این حین، با انجام انگشتنگاری، هویت مقتول مشخص شد و بررسی سوابق او نشان داد که وی به تازگی از زندان آزاد شده است. در حالی که دقت کارآگاهان در شناسایی عامل یا عوامل جنایت بسیار بالا بود، تحقیقات بعدی به روشن شدن ابعاد جدیدی از زندگی نهان و فعالیتهای مجرمانه مقتول منجر گردید.
تحقیقات نشان داد که مقتول به تازگی با یکی از سارقان باتجربه ارتباط برقرار کرده بود. بررسی رفت و آمدها و بازبینی تصاویر دوربینهای مداربسته مشخص کرد که مقتول آخرین بار در کنار همین فرد مشاهده شده است. آنها از جمله افرادی بودند که در شبهای تاریک به سراغ خودروهای پارکشده میرفتند و لوازم داخل آنها را به سرقت میبردند. با یافتن این سرنخ کلیدی، همدست مقتول به عنوان مظنون اصلی قتل به فهرست تحت تعقیب پلیس پیوست.
چند روز قبل، ماموران گشت پلیس تهران هنگام گشتزنی در یکی از محلههای تهران با جوانی مواجه شدند که در حال سرقت لوازم از یک خودروی پژو بود. در آن لحظه او به دام افتاد. بعد از دستگیری متهم و بررسی مشخصاتش، مشخص شد که او مظنون اصلی در یک پرونده قتل و تحت تعقیب است.
هرچند سارق در ابتدا منکر هرگونه ارتباط با قتل بود، اما در نهایت با ادامه بازجوییهای فنی و پلیسی، زبان به اعتراف گشود و راز قتل همدستش را برملا کرد.
متهم دستگیرشده در خصوص خود گفت: «من ۳۹ سال دارم و سابقه دارم. بارها به اتهام سرقت دستگیر و به زندان افتادهام. تخصص اصلی من در سرقت اتومبیل و لوازم داخل خودرو است.»
او در مورد روشهای کار خود توضیح داد: «وقتی ماشین را میدزدم، هر چیزی را که در آن باشد خالی میکنم و سپس به سرعت آن را رها میکنم. سرقت خود خودرو دردسر و ریسک بالایی دارد؛ چراکه پیدا کردن دلال برای فروشش سخت است و خودت هم باید از سندهای جعلی استفاده کنی که این امور به هیچ وجه به توانایی من مربوط نمیشود. به همین خاطر بلافاصله بعد از دزدی یک دور میزنم و خیلی زود آن را رها میکنم؛ زیرا اگر ماشین طولانی زیر پای من باشد، خطرناک خواهد بود و لو میروم.»
متهم درباره آشناییاش با مقتول نیز افزود: «من با همدستم در زندان آشنا شدم؛ او همسلولیام بود. حدود چهار ماه با هم دزدی میکردیم. تخصص او نیز مانند من سرقت لوازم داخل خودرو بود.»
او در خصوص روز حادثه بیان کرد: «در آن روز بعد از سرقت به خانهای متروکه در حوالی فشم رفتیم. آنجا نشسته و مواد مصرف کردیم. در آن زمان متوجه شده بودم که همدستم قصد دارد به من خیانت کند. چند روز قبل از آن، ما ماشینی را دزدیده بودیم و داخل آن یک کیف بود که فکر میکردیم مملو از طلا است.»
این مرد ادامه داد: «همدستم به من گفت همه طلاها تقلبی بود، اما من به او اطمینان نداشتم. به همین خاطر بر سر این موضوع دچار درگیری شدیم. آن شب به او گفتم تو به من خیانت میکنی، اما او هیچوقت اعتراف نکرد. بر اثر عصبانیت، با چاقو به او حمله کرده و چندین ضربه به او زدم.»
متهم در مورد پس از جنایت گفت: «پس از زدن او، فوراً فرار کردم. احساس عذاب وجدان شدیدی داشتم، اما فکر نمیکردم دستگیر شوم؛ زیرا در تاریکی شب و در آن منطقه خلوت کسی ما را ندیده بود.»
در حال حاضر، متهم برای ادامه تحقیقات و کشف ابعاد پنهان پرونده در اختیار ماموران اداره دهم پلیس آگاهی قرار دارد.



