مسعودی: توانایی فرضی ایران در دستیابی به سلاح هسته‌ای نمی‌تواند تهدید حملات نظامی معمول آمریکا و اسرائیل را به‌طور کلی از میان بردارد

خبرآنلاین – حیدرعلی مسعودی، متخصص در امور آمریکا و استاد علوم سیاسی در دانشگاه شهید بهشتی، در گفتگو با خبرگزاری خبرآنلاین بیان کرد: «بر اساس دیدگاه واقع‌گرایی، توازن قدرت یا مهار قدرت با استفاده از قدرت، یکی از مؤثرترین روش‌ها برای کاهش احتمال وقوع جنگ به شمار می‌آید. ایالات متحده به عنوان یک ابرقدرت محسوب می‌شود، در حالی که ایران تنها یک قدرت منطقه‌ای است. لذا در وضعیت کنونی، برقرار کردن توازن نظامی استاندارد میان ایران و آمریکا بر اساس تعاریف روابط بین‌الملل، امری غیرممکن به نظر می‌رسد.»

در ادامه، قسمتی از مصاحبه حیدرعلی مسعودی با خبرآنلاین را می‌خوانید؛

در حال حاضر در نظام بین‌المللی، نمی‌توان به ریشه‌کنی کامل جنگ در عرصه جهانی چندان خوش‌بین بود. با این حال، نظریه‌های روابط بین‌الملل می‌توانند پیشنهاداتی برای کاهش احتمال جنگ میان کشورها ارائه دهند. در ادامه، این راهکارها را به اختصار و بر اساس سه رویکرد واقع‌گرایی، لیبرالیسم و سازه‌انگاری مورد بررسی قرار می‌دهم.

از دیدگاه واقع‌گرایی، توازن قدرت یا مهار قدرت به وسیله قدرت، یکی از بهترین راه‌های کاهش احتمال جنگ به حساب می‌آید. ایالات متحده به عنوان یک ابرقدرت به شمار می‌آید، در حالی که ایران قدرتی منطقه‌ای به شمار می‌رود. بنابراین، در شرایط کنونی، برقراری توازن متعارف نظامی میان ایران و آمریکا بر اساس تعاریف روابط بین‌الملل، عملاً ممکن نیست.

برنامه هسته‌ای فرضی ایران نمی‌تواند به طور کامل خطر حملات نظامی متعارف آمریکا و اسرائیل را از بین ببرد

حتی در صورت فرض دسترسی ایران به سلاح هسته‌ای، ممکن است نوعی توازن وحشت نامتوازن بین دو کشور ایجاد شود، اما به نظر می‌رسد که این وضعیت نمی‌تواند به طور کامل خطر حملات نظامی متعارف آمریکا و اسرائیل به ایران را کاهش دهد. به‌علاوه، سلاح‌های هسته‌ای اسرائیل و آمریکا نیز نتوانسته‌اند مانع از حملات نظامی ایران به اسرائیل و پایگاه‌های آمریکایی در منطقه شوند.

از منظر رویکرد لیبرال، تعریف منافع مشترک اقتصادی و تعاملات نهادی در میان کشورها می‌تواند به کاهش احتمال بروز درگیری‌های نظامی کمک کند. اما فراتر از موارد نقض این فرضیه، در واقع میان ایران و آمریکا هیچگونه تعامل اقتصادی یا مشارکت نهادی وجود ندارد که بتواند به کاهش احتمال جنگ منجر گردد.

به‌طور کلی، از دیدگاه سازه‌انگاری، تغییر تدریجی نگرش کشورها نسبت به یکدیگر از طریق ایجاد اعتماد، یادگیری متقابل و دریافت بازخورد مثبت از تعاملات گذشته، می‌تواند خطر درگیری‌های نظامی را کاهش دهد. با توجه به تجربیات گذشته ایران و آمریکا، به ویژه در راستای برجام و توافق اسلام‌آباد، به نظر می‌رسد که هم‌اکنون حتی شرایط حداقلی برای دستیابی به راهکارهای دوطرفه و ایجاد اعتماد نیز با چالش‌های جدی رو به رو است. همچنین، واسطه‌ها از توان لازم برای کاهش تنش‌ها و ایجاد اعتماد در روابط ایران و آمریکا برخوردار نیستند.

در نتیجه، اگر روابط ایران و آمریکا را از منظر این سه نظریه روابط بین‌الملل مورد بررسی قرار دهیم، می‌توان این‌گونه گفت که جلوگیری از استمرار درگیری و ریشه‌کنی عوامل جنگ میان دو کشور، مسیر ساده‌ای نیست و با چالش‌های جدی مواجه است.

۲۱۹

مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا