سهل‌انگاری جدی شهرداری در مواجهه با معضلات ترافیکی و آلودگی

“`html

با فرارسیدن دوباره فصل پاییز، آلودگی هوا و ترافیک سنگین در تهران در حال ایجاد مشکل جدی برای شهروندان است. دو معضلی که به طرز عجیبی مورد غفلت شهرداری قرار گرفته‌اند و بی‌توجهی به آن‌ها مشهود است.

جهان اقتصاد تاکید می‌کند که شهرداری تهران باید به سرعت تدابیر موثری برای حل بحران آلودگی هوا و ترافیک فزاینده پایتخت اتخاذ کند. اوضاع کنونی تهران به نقطه‌ای رسیده است که زندگی روزمره میلیون‌ها نفر را تحت تأثیر قرار داده و بار مالی سنگینی را بر دوش خانواده‌ها گذاشته است.

هر روز صبح و عصر، خیابان‌ها به محلی برای پارک خودروها تبدیل می‌شوند، با خودروهایی که ساعت‌ها در ترافیک گیر کرده و مردم زمان گرانبهای خود را در دود و سر و صدای موتورها بیهوده می‌گذرانند. در عین حال، شاخص آلودگی هوا به طور مکرر از حد خطرناک فراتر می‌رود و کودکان، سالمندان و افرادی که دارای بیماری‌های تنفسی و قلبی هستند، بیشتر از سایرین آسیب می‌بینند.

این وضعیت نه تنها یک مشکل مقطعی محسوب می‌شود بلکه یک بحران ساختاری است که سال‌هاست بدون اقدام باقی مانده و به تدریج جدی‌تر می‌شود.

هزینه‌هایی که آلودگی و ترافیک بر دوش مردم می‌گذارند، به مراتب بیشتر از تورم محصولات خوراکی است.

وقتی فردی روزانه دو تا سه ساعت از زمان خود را در ترافیک سپری می‌کند، این مدت معادل از دست دادن فرصت کار، استراحت، وقت گذراندن با خانواده یا حتی مطالعه محسوب می‌شود.

هزینه‌های درمانی ناشی از بیماری‌های تنفسی، قلبی و عصبی که به سبب آلودگی هوا ایجاد می‌شوند، به طور سالانه میلیاردها تومان بر دوش شهروندان و نظام سلامت فشار می‌آورد.

مصرف بیشتر سوخت در ترافیک، فرسایش خودروها، و حتی کاهش بهره‌وری نیروی کار، همگی بار اقتصادی سنگینی را به وجود می‌آورند که در مقایسه با افزایش قیمت چند مورد مواد غذایی، به مراتب بزرگ‌تر و پایدارتر است.

شهرداری، در یک تلاش نمایشی، اعلام کرده که قصد دارد قیمت برخی از محصولات غذایی را به مدت ۶ ماه ثابت نگه دارد. این اقدام، هرچند ممکن است در ظاهر برای بخشی از مردم آرامش بخش باشد، اما در برابر هزینه‌های واقعی زندگی در تهران که ناشی از آلودگی و ترافیک است، چندان قابل توجه و مؤثر نیست.

ثابت نگه داشتن قیمت چند کالا در حالی که مردم روزانه جان و زمان خود را در خیابان‌های آلوده و شلوغ از دست می‌دهند، بیشتر شبیه یک اقدام تبلیغاتی است تا راه‌حلی واقعی.

شهرداری باید هرچه زودتر منابع مالی خود را از پروژه‌های تبلیغی و بنرهای رنگارنگ و فعالیت‌هایی که به‌صراحت به وظایف اصلی آن نهاد مربوط نمی‌شوند، به سمت رفع معضل ترافیک و آلودگی معطوف کند.

سال‌هاست که بودجه‌های کلانی برای نصب بنرهای جشن‌واره‌ای، تبلیغات شهری، رویدادهای نمایشی و پروژه‌هایی که تأثیر مستقیمی بر کیفیت زندگی روزمره شهروندان ندارند، هزینه می‌شود.

این هزینه‌ها در حالی رخ می‌دهند که شبکه حمل‌ونقل عمومی تهران همچنان کفاف نیازها را نمی‌دهد. خطوط مترو با فاصله‌های طولانی بین ایستگاه‌ها، قطارهای شلوغ و ظرفیت محدود، و ناوگان اتوبوسرانی که فرسوده و کم تعداد است، پاسخ‌گوی جمعیت چند میلیونی شهر نیستند.

اگر شهرداری به جای سرمایه‌گذاری در تبلیغات و برنامه‌های حاشیه‌ای، منابع مالی را به توسعه خطوط مترو، افزایش تعداد اتوبوس‌های برقی و گازسوز، ایجاد خطوط ویژه اتوبوس و بهبود سیستم‌های هوشمند ترافیک اختصاص دهد، نتیجه‌ای بسیار ملموس‌تر برای مردم حاصل خواهد شد.

تقویت خطوط مترو و سیستم حمل‌ونقل عمومی نه تنها می‌تواند ترافیک را کاهش دهد بلکه به‌طور مستقیم بر کاهش آلودگی هوا اثرگذار است.

هر مسافری که به‌جای استفاده از خودروی شخصی، از مترو یا اتوبوس استفاده کند یعنی یک منبع آلودگی متحرک را از خیابان‌ها حذف می‌کند. ضمن اینکه توسعه حمل‌ونقل عمومی که سریع، ارزان و قابل اعتماد باشد، مردم را ترغیب می‌کند که کمتر از خودروهای شخصی استفاده کنند و به این ترتیب هم ترافیک کاهش یافته و هم کیفیت هوا بهبود می‌یابد.

این سرمایه‌گذاری بلندمدت، برخلاف اقدامات مقطعی و نمایشی، می‌تواند به صورت واقعی هزینه‌های پنهان زندگی در تهران را کاهش دهد.

شهرداری اگر واقعا نگران معیشت مردم است، باید به این نکته توجه کند که هزینه تورم چند محصول غذایی طی چند ماه، در برابر ساعت‌ها ترافیک روزانه و تنفس هوای آلوده، برای شهروندان کم‌اهمیت است. مردم به زیرساخت‌های پایدار و ماندگار نیاز دارند نه وعده‌های موقت.

زمان برای تعارف و اقدامات سطحی گذشته است. تهران هر روز بیشتر در چنگال دود و شلوغی فرو می‌رود و شهروندان نیز در این میان از کیفیت زندگی خود فاصله می‌گیرند.

شهرداری باید اولویت‌ها را بازنگری کند، هزینه‌های غیرضروری را کاهش دهد و تمام توان خود را بر توسعه سیستم حمل‌ونقل عمومی و کاهش آلودگی متمرکز نماید.

تنها در این حالت است که می‌توان امیدوار بود هزینه‌های واقعی زندگی در پایتخت کاهش یابد و شهر به جای محلی برای تحمل رنج روزانه، به محیطی قابل زندگی تبدیل شود.

“`

مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا