روزنامه فرهیختگان: تولید بمب اتم به مراتب هزینه کمتری نسبت به دیگر انواع تسلیحات نظامی دارد

“`html

همه افرادی که با بازار انرژی در ارتباطند، به حقیقتی پی برده‌اند: جنگ هزینه‌های سنگینی به همراه دارد. در اکتبر ۱۹۷۳، جنگ میان اعراب و اسرائیل آغاز گردید و کشورهای عربی تصمیم به تحریم نفت گرفتند. بهای هر بشکه نفت از حدود ۲.۹ دلار به ۱۱.۶۵ دلار در ژانویه ۱۹۷۴ افزایش یافت، به این معنا که قیمت در مدت کوتاهی به طور تقریبی چهار برابر شد. نیم قرن بعد، جنگ در اوکراین قیمت گاز اروپا را در اوت ۲۰۲۲ به بیش از ۳۰۰ یورو برای هر مگاوات‌ساعت رساند و تورم در اتحادیه اروپا در اکتبر همان سال به ۱۱.۵ درصد رسید.

روزنامه فرهیختگان، این دو بحران بسیار سنگین بودند، اما هیچ‌کدام از آنها به جنگ مستقیم قدرت‌های بزرگ مربوط نمی‌شدند. حالا تصور کنید که ایالات متحده، روسیه و چین به تاسیسات یکدیگر حمله کنند. در این حالت، دیگر موضوع افزایش قیمت نفت نیست؛ بلکه بخش عظیمی از تولید و تجارت جهانی نابود می‌شود. هشتاد سال است که چنین جنگی تجربه نشده است. عامل بازدارندگی هسته‌ای (deterrence) نقش حیاتی در این صلح ایفا کرده و منافع اقتصادی قابل توجهی برای جهان به دنبال داشته است:

۱. در نیمه نخست قرن بیستم دو جنگ جهانی به وقوع پیوست و جنگ دوم به تنهایی جان ۷۰ تا ۸۵ میلیون نفر را گرفت. از سال ۱۹۴۵ به بعد، با وجود مسابقه تسلیحاتی و جنگ‌های نیابتی در کره، ویتنام و خاورمیانه، ایالات متحده و شوروی هرگز به صورت مستقیم به هم شلیک نکردند. نباید تمام این صلح را به بمب منتسب کرد؛ اما رهبران طرفین به خوبی می‌دانستند که جنگ مستقیم، به معنای نابودی خودشان است و همین امر معادله را تغییر داد.

در بحران موشکی کوبا در ۱۹۶۲، جهان به مدت ۱۳ روز در آستانه جنگ هسته‌ای قرار داشت و در نهایت هر دو طرف عقب‌نشینی کردند. الگوی مشابهی در جنگ اعراب و اسرائیل در ۱۹۷۳ مشاهده شد. هنگامیکه خبر رسید که شوروی ممکن است به مصر نیرو بفرستد، ایالات متحده آماده‌باش هسته‌ای خود را افزایش داد. هر دو ابرقدرت از درگیری بیشتر اجتناب کردند و آتش‌بس برقرار شد. این عقب‌نشینی‌ها تنها یک موفقیت دیپلماتیک نبودند؛ بلکه از فلج شدن بازارهای مالی، تجارت و انرژی جهانی جلوگیری کردند.

۲. تأمین امنیت از طریق بمب، از هزینه‌های نظامی و تجهیزات نظامی ارزان‌تر تمام می‌شود. آیزنهاور در ۱۹۵۳، پس از جنگ کره، به همین نتیجه رسید. سهم هزینه‌های دفاعی ایالات متحده در آن سال حدود ۱۴ درصد تولید ناخالص داخلی بود و او با اتکا به سلاح هسته‌ای، آن را تا سال ۱۹۶۰ به حدود ۹ درصد کاهش داد. در همین دوره، از سال ۱۹۵۰ تا ۱۹۷۳، اقتصاد جهانی به طور میانگین نزدیک به ۵ درصد در سال رشد کرده و این دوران به عصر طلایی سرمایه‌داری معروف شده است. اگرچه ثبات امنیتی تنها دلیل این رشد نیست، اما عدم ثبات امنیتی به راحتی می‌تواند آن را متوقف کند.

۳. تأسیسات پالایشگاه، نیروگاه، فولاد و خطوط لوله به سرمایه‌گذاری‌های بلندمدت نیاز دارند. سرمایه‌گذار تنها زمانی پول خود را به کار می‌گیرد که بتواند آینده پروژه را پیش‌بینی کند. ترس از جنگ این پیش‌بینی را مختل می‌کند. خانوارها کمتر پس‌انداز می‌کنند، شرکت‌ها پروژه‌های بلندمدت را متوقف می‌کنند و سرمایه به سمت دارایی‌های امن می‌گریزد. بنابراین، سایه جنگ حتی بدون شلیک یک گلوله نیز خسارت‌هایی به اقتصاد وارد می‌کند. ترس از جنگ باعث کاهش پس‌انداز می‌شود و بازدارندگی معتبر، با کاهش احتمال جنگ‌های مستقیم، از این ترس می‌کاهد.

بخش انرژی به شدت به امنیت وابسته است. تنگه هرمز در ۲۰۲۳، روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت و محصولات نفتی را جابه‌جا کرد، که تقریباً یک‌پنجم مصرف جهانی مایعات نفتی را تشکیل می‌دهد. جنگ‌های بزرگ در این منطقه، قیمت نفت، بیمه کشتی‌ها و محصولات پتروشیمی در سراسر دنیا را به شدت افزایش می‌دهد. بازدارندگی معتبر می‌تواند احتمال تبدیل بحران‌ها به جنگ‌های بزرگ را کاهش دهد.

۴. در سال ۱۹۹۳، ایالات متحده و روسیه قراردادی بیست‌ساله به نام “مگاتن به مگاوات” (Megatons to Megawatts) امضا کردند. روسیه ۵۰۰ تن اورانیوم غنی‌شده نظامی، معادل حدود ۲۰ هزار کلاهک را رقیق کرده و به ایالات متحده فروخت. تا پایان سال ۲۰۱۳، این سوخت نزدیک به ۱۰ درصد برق ایالات متحده را تأمین کرد. به عبارتی، از هر ده لامپ آمریکایی، یکی با اورانیومی روشن می‌شد که روزی شهرهای آمریکا را تهدید می‌کرد. این معامله تنها هنگامی ممکن شد که طرفین به این نتیجه رسیدند که هیچکدام نمی‌توانند دیگری را نابود کرده و خود سالم بمانند.

برق هسته‌ای نیز از دل همین دوران شکل گرفت. پروژه‌های رآکتورهای زیردریایی و بمب، فناوری لازم را پدید آوردند و نیروگاه‌های غیرنظامی بعداً به این فناوری دسترسی پیدا کردند. در حال حاضر نزدیک به ۹ درصد برق جهان از رآکتورها تولید می‌شود.

۵. اوکراین پس از فروپاشی شوروی، حدود ۱۸۰۰ کلاهک راهبردی در خاک خود داشت، هرچند کنترل عملیاتی آنها در دست مسکو بود. در ۱۹۹۴ با توافق‌نامه بوداپست از این کلاهک‌ها چشم‌پوشی کرد و در عوض تضمین استقلال و تمامیت ارضی دریافت کرد. در ۲۰۱۴، روسیه کریمه را ضمیمه کرده و در ۲۰۲۲ حمله گسترده‌ای را آغاز کرد. بر اساس گزارش مؤسسه پژوهش‌های صلح استکهلم (SIPRI)، اوکراین در سال ۲۰۲۵ حدود ۸۴.۱ میلیارد دلار برای امور نظامی هزینه کرد، یعنی معادل ۴۰ درصد تولید ناخالص داخلی‌اش. کشوری که باید پولش را صرف بازسازی و رفاه می‌کرد، تقریباً نیمی از اقتصادش را به جنگ اختصاص داد. این به این معنا نیست که اوکراین با سلاح هسته‌ای به دست آمده حتماً در امان می‌ماند، اما نشان می‌دهد که تضمین کاغذی بدون پشتیبانی قدرت همیشه موثر نیست.

۶. جهان میان بمب و بهشت انتخاب نکرد؛ بلکه بین ترس مهار شده و جنگی انتخاب کرد که جان میلیون‌ها نفر را گرفت و ثروت جهانی را نابود کرد. ارزش بمب به انفجار آن نیست؛ بلکه به این است که هرگز منفجر نشود. وقتی بمب وجود دارد، پالایشگاه‌ها فعال می‌شوند، نفتکش‌ها حرکت می‌کنند و سرمایه‌گذاران برای دو دهه آینده برنامه‌ریزی می‌کنند. قدرت بمب در کشتن نیست؛ بلکه در پیشگیری از جنگ است. گران‌ترین سلاح دنیا، تا زمانیکه شلیک نشود، ارزان‌ترین بیمه‌نامه تاریخ است.

“`

مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا