جنتی: در صورت عدم مذاکره، گزینه جایگزین چه خواهد بود؟

به نقل از آفتاب نیوز،

در ادامه گفت‌وگوی جامع با علی جنتی، عضو کابینه دولت یازدهم را مشاهده می‌کنید:

ما در وضعیتی قرار داریم که تقریباً شش ماه از آخرین حمله آمریکا به کشورمان می‌گذرد و از سویی دیگر در حال حاضر در شرایطی نه جنگ و نه صلح هستیم، به‌گونه‌ای که هر لحظه احتمال دارد اسرائیل یا آمریکا اقدام نظامی انجام دهند. آیا به نظر شما، این احتمال جدی است یا صرفاً گمانه‌زنی‌هایی است؟

در صورتی که توافقی انجام نشود، تردید کمی وجود دارد که حمله‌ای از سوی آمریکا یا اسرائیل به جمهوری اسلامی صورت گیرد، زیرا آن‌ها در جنگ‌های اخیر به اهداف خود دست نیافته‌اند. به‌خصوص برای آمریکا که به‌عنوان بزرگ‌ترین قدرت اتمی در جهان شناخته می‌شود و اسرائیل که در منطقه به همین نحو است، عدم موفقیت در تحقق اهدافشان، به ویژه بعد از بی‌ثمر بودن تلاش‌ها برای به شهادت رساندن رهبر جمهوری اسلامی، مایه شرمساری است. آنان به‌دنبال سرنگونی نظام جمهوری اسلامی بوده و اسرائیل نیز اهداف فراتر از این را دنبال می‌کرده است.

با این حال، زمان وقوع چنین ماجراجویی تا حد زیادی به این بستگی دارد که آیا نتانیاهو در مقام خود باقی بماند یا از قدرت برکنار شود. امروز (سه‌شنبه، ۵ آبان) انتخابات اسرائیل برگزار می‌شود و نتایج این انتخابات به‌طور قابل توجهی سرنوشت‌ساز خواهد بود. با این وجود، آمار نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد که هیچ یک از کاندیداها، از جمله نتانیاهو یا رقیبش آیزنکوت، قادر به تشکیل دولت به‌تنهایی نیستند و برای این کار نیاز به ائتلاف با سایر احزاب دارند. در گذشته نیز شاهد همین روند بوده‌ایم که بزرگ‌ترین احزاب اسرائیل، مانند لیکود، برای برقراری دولت ناچار به ائتلاف با احزاب کوچک‌تر بوده‌اند.

بنابراین، حتی اگر حزب لیکود به پیروزی برسد، احتمالاً نمی‌تواند ائتلافی را ایجاد کند که ۶۱ کرسی در پارلمان اسرائیل را کسب کند. احتمالاً رقیب او نیز قادر نخواهد بود به همین تعداد کرسی دست یابد. بنابراین، ممکن است نتانیاهو برای مدت طولانی در قدرت باقی بماند و در صورت تحقق این وضعیت یا تشکیل دولت مجدد با ائتلاف احزاب دیگر، به نظر می‌رسد که باید منتظر حمله‌ای از سوی اسرائیل باشیم.

اسرائیل قصد داشت پیش از ۱۰ اکتبر به ایران حمله کند/ احتمال حمله‌ای گسترده از سوی آمریکا وجود دارد

در این مدت، اسرائیل در حال برنامه‌ریزی برای حمله به ایران پیش از ۱۰ اکتبر بود؛ اما ترامپ با این اقدام موافقت نکرد. اسرائیل در تلاش بود بدون کسب مجوز از آمریکا، به‌تنهایی دست به ماجراجویی بزند تا بتواند موفقیتی برای انتخابات خود به‌دست آورد. اما در حال حاضر، نظر رئیس ستاد مشترک نیز تغییر کرده و نظامیان با این اقدام در برابر جنگ مخالفت کرده‌اند. اما اگر نتانیاهو همچنان در قدرت بماند، احتمالاً یک حمله را عملی خواهد کرد.

همچنین، آمریکا یک هفته دیگر انتخابات دارد و شواهد به‌روشنی نشان می‌دهد که آنها پیش از انتخابات به‌دنبال اقدام نظامی نیستند. با این حال، به نظر می‌رسد که اگر جمهوری‌خواهان پیروز شوند یا شکست بخورند، احتمال حمله وسیعی از سوی آمریکا وجود دارد. اگر ببینیم که آمریکایی‌ها در دو جنگ قبلی شکست خوردند و به لحاظ نظامی توفیق نیافتند، به احتمال زیاد تلاش خواهند کرد تا در موضوع هسته‌ای با ایران به توافق برسند. اما شواهد نشان می‌دهد که آسان‌تر از آنچه تصور می‌شود به توافق نخواهند رسید و گزینه‌ جنگ همچنان ممکن است.

در روز ۴ آبان، وزرای امور خارجه سه کشور شامل پاکستان، ترکیه و عربستان به تهران سفر کردند. به نظر شما، این نشست چه کمکی به ازسرگیری مذاکرات خواهد کرد؟ با توجه به اینکه در موارد قبلی نیز در حین مذاکرات مورد حمله قرار گرفته‌ایم.

من اطلاعات دقیقی از محتوای مذاکرات این اجلاس که در تهران برگزار شد و وزرای خارجه پاکستان، ترکیه و وزیر دفاع عربستان در آن حضور داشتند، ندارم؛ اما حدس می‌زنم که بیشتر موارد مطرح شده به موضوع یمن مربوط باشد. عربستان تحت فشار شدید انصارالله یمن قرار دارد و خسارت‌های زیادی متحمل شده است. ترکیه و پاکستان نیز بخشی از پیمان مکه هستند و متعهدند که در صورت وقوع حمله‌ای به یکی از این کشورها، دیگری کمک خواهد کرد.

ترکیه، پاکستان و عربستان در مورد موضوع یمن به تهران آمده بودند

بر اساس پیمان مکه، ترکیه و پاکستان موظفند به عربستان در درگیری‌های یمن کمک کنند و علیه انصارالله وارد عمل شوند؛ اما هیچ‌کدام از آن‌ها تمایلی به چنین اقداماتی ندارند و ترکیه به‌طور رسماً اعلام کرده که قصد ندارد نیروی نظامی به یمن بفرستد. بنابراین، آن‌ها در جستجوی راه‌حلی هستند که از طریق همکاری با ایران، مسائل عربستان با یمن را به نوعی حل‌وفصل کنند و به عربستان کمک کنند تا از این وضعیت رهایی یابد. با این حال، این به این معنا نیست که ممکن است در این اجلاس، موضوعات مربوط به جنگ ایران و آمریکا نیز مورد بحث قرار گرفته باشد، زیرا اگر جنگی صورت گیرد، عربستان نیز تحت تأثیر قرار خواهد گرفت. از سوی دیگر، پاکستان به‌عنوان یک میانجی فعال بوده و تلاش کرده تا صلح برقرار کند؛ لذا ممکن است این موضوع هم به‌عنوان یک محور گفتگو مطرح شده باشد.

همه به خوبی می‌دانند که انصارالله با حمایت ایران به توانایی شلیک موشک دست یافته است

البته این تنها حدس من است و نمی‌توان جزئیات اجلاس چهار جانبه‌ای که دوشنبه برگزار شد را معلوم کرد. اما از شواهد برمی‌آید که به‌دلیل وضعیت یمن و عربستان به تهران آمده بودند، چرا که هر سه کشور در پیمان مکه عضویت دارند. آن‌ها می‌دانند که ایران از انصارالله یمن پشتیبانی کرده که به‌واسطه آن موفق به تولید موشک‌های بالستیک و پهپادهای جنگی شدند. همچنین، عربستان و سایر کشورهای منطقه آگاهند که انصارالله، که در غرب به حوثی‌ها شناخته می‌شوند، تحت فرمان جمهوری اسلامی نیستند و نمی‌توانند به‌راحتی دستور جمهوری اسلامی را برای توقف جنگ متوقف کنند.

با این حال، در افکار عمومی چنین تصوری شکل گرفته که اعضای پیمان مکه برای اعلام هشدارهای نهایی درباره ازسرگیری مذاکرات و تبعات آن به ایران آمده‌اند…

برخی رسانه‌های غربی به این موضوع پرداخته‌اند؛ از جمله یک خبرنگار بی‌بی‌سی ادعا می‌کند که ممکن است این کشورها به دنبال هشدار به ایران باشند؛ اما به نظر نمی‌رسد این هشدارها به‌قدری جدی باشد که بخواهند جمهوری اسلامی را تحت فشار قرار دهند.

ما اکنون در وضعیتی هستیم که احتمال حمله نزدیک از سوی کشورهایی نظیر آمریکا و اسرائیل وجود دارد؛ اما در عین حال، شرایط نه جنگ و نه صلح را تجربه می‌کنیم. به نظر می‌رسد آقای رئیس‌جمهور در این زمینه نارضایتی‌هایی دارند؛ او اخیراً اظهار داشته که در وضعیت بلاتکلیفی قرار داریم و قادر به برنامه‌ریزی در این شرایط نیستیم. به نظر شما، نقش تصمیم‌گیران داخلی در ایجاد این وضعیت چقدر بارز است؟ آیا آن‌ها تأثیرگذار بوده‌اند؟ و آیا به نظر شما، راهی برای خروج از این وضعیت نه جنگ و نه صلح وجود دارد؟ آن راه چیست؟

ما نمی‌توانیم اوضاع کنونی را جدا از گذشته ببینیم. آنچه امروز شاهد هستیم، نتیجه مجموعه سیاست‌ها، استراتژی‌ها و عملکردهای چند دهه اخیر است. بخشی از این وضعیت خارج از اراده مسئولان جمهوری اسلامی بوده است. برای مثال، تحریم‌هایی که به کشور اعمال شده عمدتاً حاصل زورگویی آمریکا و قدرت‌های جهانی است. از حدود ۲۰ یا ۲۵ سال گذشته، یعنی از سال ۸۲ به این سو، همواره چنین مطرح شده که ایران در پی دستیابی به بمب هسته‌ای است و بر این اساس، قطعنامه‌هایی در شورای حکام سازمان انرژی اتمی به تصویب رسانده‌اند، سپس در شورای امنیت گزارش داده و قطعنامه‌هایی را تصویب کرده‌اند. این‌ها با هدف سلطه‌جویی، به جمهوری اسلامی فشار آورده و تحریم‌های سنگینی را علیه ایران وضع نمودند.

از سویی دیگر، وضعیت کنونی تا حد زیادی به عملکرد ایران و مسئولان کشور مربوط می‌شود؛ اینکه چطور با تحریم‌ها مواجه شویم در دولت‌های مختلف متفاوت بوده است. ما دوران ریاست‌جمهوری آقای احمدی‌نژاد را داریم که در دوران خود، با اتخاذ برخی سیاست‌ها، موفق به کسب چندین قطعنامه علیه ایران در شورای امنیت شده بود. سپس دوره‌ای بود که آقای روحانی به قدرت رسید و توانست تمامی این قطعنامه‌ها که تحت فصل هفتم منشور سازمان ملل قرار داشت و قدرت‌های جهانی را مجاز می‌کرد تا جنگی علیه ایران راه اندازی کنند، منتفی کند. در آن زمان، تمام تحریم‌ها لغو شد و برجام به تحقق رسید. بنابراین می‌توان با اجرای برخی سیاست‌ها اوضاع را تغییر داد. البته پس از برجام، ترامپ از سال ۱۳۹۷ مجدد به‌طور یک‌جانبه تحریم‌هایی علیه ایران وضع کرد.

اگر در مذاکرات با آمریکا سیاست درستی داشتیم، نه جنگ می‌شد و نه رهبری به شهادت می‌رسید

به اعتقاد من، اگر بعد از دولت دوازدهم سیاستی منطقی و درست در مذاکرات با آمریکا و دیگر دولت‌های جهانی اتخاذ کرده بودیم، نه به جنگ ۱۲ روزه دچار می‌شدیم، نه جنگ ۴۰ روزه و نه با شهادت رهبری که بزرگ‌ترین خسارت برای کشور به حساب می‌آید، مواجه می‌شدیم. در حال حاضر هم امکان برداشتن سایه جنگ از سر ملت وجود دارد، به شرط آنکه اراده‌ای در داخل کشور وجود داشته باشد که با حفظ عزت و کرامت و منافع ملی کشور، به مذاکره با دشمن پرداخته و امتیازاتی به‌دست آورند تا سایه جنگ و تحریم‌ها را از سر کشور بردارند.

یکی از راه‌های ممکن برای باز کردن باب مذاکره، فراهم کردن شرایط برای ورود بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به کشور است؛ این موضوعی است که رسانه‌های غربی به‌ویژه بر آن تأکید دارند. حتی مسئولان این نهاد، از جمله آقای گروسی و دیگران، روی این قضیه تأکید کرده‌اند. به نظر شما آیا هم‌اکنون شرایطی وجود دارد که بسترهای لازم برای مذاکره فراهم شود؟

در مذاکره این‌طور نیست که طرفین هر خواسته‌ای داشته باشند، به یکدیگر بدهند. مذاکره نوعی تبادل است و بستگی به شرایط دارد. نکته‌ای که باید به آن توجه شود، مسأله زمان است. در گذشته به فرصت‌هایی دست یافته‌ایم، اما آن‌ها را از دست داده‌ایم؛ یعنی چیزهایی که در آن مواقع می‌توانستیم کسب کنیم، به دلیل از دست رفتن فرصت‌ها، بعدها به دلیل تغییر شرایط از دست دادیم. شرایط همواره در حال تغییر و تحول است. اکنون مهم‌ترین موضوعی که جمهوری اسلامی باید دنبال کند این است که اولاً جنگ را به‌طور نهایی ختم کند؛ همان‌طور که در یادداشت تفاهم بین ایران و آمریکا بر آن تأکید شده که دیگر جنگی علیه ایران صورت نگیرد.

و دوماً، تمام تحریم‌ها برداشته شوند؛ چه تحریم‌هایی که از سوی سازمان ملل وضع شده و چه آن‌هایی که کنگره آمریکا تصویب کرده یا شخص رئیس‌جمهور آمریکا علیه ایران به اجرا گذاشته است. همه این‌ها باید لغو شود تا کشور به آرامش برسد.

دوران نه جنگ و نه صلح از جنگ هم بدتر است

شما معتقدید که باید تحریم‌ها برداشته شوند و بدون شک، طرف مقابل نیز باید اقداماتی انجام دهد. اما درباره توافقی که به آن اشاره کردید، یعنی توافق اسلام‌آباد؛ رئیس‌جمهور ما در حال سفر به عراق بود. به نوعی می‌توان گفت که هواپیمای وی در آسمان بود، اما بعد از آن توافق‌نامه، شاهد شلیک سه موشک به سوی کشتی‌های نفتکش در تنگه هرمز بودیم. به نظر شما، آیا فضای داخلی کشور برای ازسرگیری مذاکرات آماده است؟

درخصوص اینکه این رویداد چه بوده است، آیا عناصری خودسر بوده‌اند که این اقدامات را انجام دادند یا دستور داشته‌اند، من اطلاعی ندارم. آنچه مشخص است این است که اشتباه بزرگی صورت گرفته است. البته برخی معتقدند که اعتقاد به مذاکره با آمریکا اشتباه است و آن‌ها فقط به‌دنبال فریب دادن ایران هستند؛ اما از سوی دیگر باید به این نکته توجه کرد که اگر مذاکره نکنیم، گزینه دیگر چیست؟ آیا جنگ یا دوران نه جنگ و نه صلح همراه با تحریم‌ها که بدتر از جنگ است؟

آنچه در میدان نمایان شد و قدرت نظامی کشور به نمایش گذاشته شد، باعث شد که آمریکا و اسرائیل متوجه شوند که دستیابی به هدف سرنگونی جمهوری اسلامی ممکن نیست. حضور گسترده ملت در خیابان‌ها که همچنان ادامه دارد، به سبب وحدت و یکپارچگی مردم، نقشه‌های آن‌ها را خنثی کرد. همچنین دیپلماسی جمهوری اسلامی باعث شد یادداشت تفاهمی امضا شود که به نظر بسیاری از صاحب‌نظران داخلی و خارجی، ۱۳ بند از ۱۴ بند آن به نفع جمهوری اسلامی بوده است. در شرایط کنونی باید دید چرا ما توافقات را به هم می‌زنیم؟ برخی می‌گویند به دلیل عدم پایبندی آمریکایی‌ها به تعهدات. به‌عنوان مثال، آقای روبیو در سفر به منطقه، نشستی با کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس برگزار کرد و در لبنان نیز مذاکراتی برای امضای توافق صلح با اسرائیل انجام دادند. اما ما باید از منافع خود محافظت کنیم.

خروج از NPT بالقوه جنگ دیگری را بر کشور تحمیل خواهد کرد

در موارد اختلاف، ایران و آمریکا می‌توانستند به‌صورت دو جانبه نشستی داشته باشند و مسائل خود را حل کنند. اما باید حواس‌مان باشد که به آمریکا بهانه‌ای برای آغاز جنگ ندهیم و بار دیگر جنگ ۱۲ روزه را بر کشور تحمیل نکنیم.

شما اعتقاد دارید که راه خروج از این وضعیت، هر چه باشد، مذاکره است؛ اما برخی می‌گویند خروج از NPT و ساخت بمب اتم و افزایش بازدارندگی می‌تواند کشور را از این شرایط خارج کند. آیا شما این نظریه را پذیرفته‌اید؟

افرادی که پیشنهاد می‌کنند ایران از NPT خارج شود، نمی‌دانند که این پیشنهاد تا چه حد با منافع ملی کشور در تضاد است. اساساً صحبت از این موضوع یک اشتباه است و خود به‌طور بالقوه می‌تواند جنگ دیگری را بر کشور تحمیل کند.

آقای جنتی، شهروندان هم اکنون تحت فشار تورم قرار دارند و از سوی دیگر، فیلترینگ همچنان برقرار است. برخی موارد حجاب نیز جرم‌انگاری شده است. به نظر شما، فضای فعلی کشور تا چه اندازه احتمال وقوع حوادث مشابه اتفاقات دی‌ماه ۱۴۰۱ را فراهم می‌کند؟

مشکلات اقتصادی که کشور با آن دست و پنجه نرم می‌کند و تورم بی‌سابقه‌ای که شاهد آن هستیم، موجب ایجاد فشارهای فوق‌العاده‌ای بر مردم، به‌ویژه اقشار ضعیف و آسیب‌پذیر جامعه شده است. مردم عاقل کشور واقعاً تا به حال صبوری کرده‌اند، زیرا می‌دانند که در شرایط جنگی هستیم و وظیفه ملی هر ایرانی این است که در این شرایط با مسئولان اجرایی کشور همگام باشد تا از این بحران عبور کنیم. با این حال،

تحمل جامعه حدی دارد و ممکن است به نقطه‌ای برسیم، به خصوص با توجه به فشارهای گسترده و بی‌سابقه‌ای که بر کشور تحمیل شده است. به گمانم چنین تحریمی در تاریخ صدساله گذشته، هیچ کشوری به این شکل، تحت محاصره دریایی، زمینی و هوایی قرار نگرفته است. اگر جنگ دیگری رخ دهد و زیرساخت‌های حیاتی کشور آسیب ببیند و مردم با کمبود برق، گاز یا بنزین مواجه شوند، یا تحریم‌ها موجب عدم تأمین کالاها و نیازهای اساسی مردم شود، احتمالاً با تنش‌های وسیعی در سطح جامعه مواجه خواهیم شد.

جامعه از مرحله اجرای قانون حجاب عبور کرده است/ طرح فیلترینگ از ابتدا مرده به دنیا آمد

به هر حال لازم است برای جلوگیری از رسیدن به چنین مرحله‌ای تدابیری اتخاذ شود. مسأله حجاب، یکی از مسائلی است که تنها بخشی از جامعه، آن هم عمدتاً به دلایل سیاسی و نه عقیدتی، به آن دامن می‌زنند. به نظر من، قانون عفاف و حجاب اصولاً قابل اجرا نیست و جامعه از این مرحله گذشته است. تلاش‌هایی که توسط گروه‌های خاص برای اجرایی کردن قانون عفاف و حجاب انجام می‌شود، اقداماتی ناموفق و عبث است. به‌همین ترتیب، فیلترینگ نیز با شکست مواجه شده است. طرح فیلترینگ در ابتداء بی‌رمق به وجود آمد و از همان روز اول فیلترشکن‌ها به بازار عرضه شد. در حال حاضر اکثریت مردم از فیلترشکن استفاده می‌کنند و تنها افرادی که از این وضعیت سود می‌برند، کسانی هستند که فیلترشکن‌ها را به فروش می‌رسانند.

اتفاقات دی‌ماه ۱۴۰۱ تکرار نخواهد شد

اینکه آیا حوادثی مانند هجدهم و نوزدهم دی ماه ۱۴۰۱ دوباره تکرار خواهد شد یا خیر، باید توجه داشت که آن حوادث به‌طور برنامه‌ریزی‌شده از خارج سازماندهی شده بودند و به‌عنوان مقدمه‌ای برای حمله بعدی که صورت گرفت، به‌نظر می‌رسید. به‌این‌معنا که عناصر خارجی در استان‌های غربی مستقر شده بودند و برنامه داشتند که عده‌ای را به‌صورت زمینی به کشور بیاورند. اکنون افرادی که دستگیر شده‌اند، اعتراف می‌کنند که این حوادث برنامه‌ریزی‌شده بوده‌اند که با هدف ایجاد یک شورش گسترده در کشور طراحی شده بودند تا در صورت آغاز جنگ، مردم را با خود همراه کنند؛ اما این روند در نهایت به وقوع نپیوست و به اعتقاد من، در آینده نیز چنین رویدادی تکرار نخواهد شد.

آبان ۹۸ در بیش از ۱۰۰ شهر شورش شد

آیا شما با این نظر که مردم در حوادث دیماه ۱۴۰۱ هنوز درگیر حوادث آبان ۹۸ هستند یا بار دیگر فشار و تورم اقتصادی بر ارائه بستر مناسب برای رسوخ دشمن، تأثیر دارد، موافق هستید؟

به‌طور کلی، حوادث این‌چنینی ناشی از نوعی نارضایتی عمومی است. بخشی از نارضایتی‌ها ناشی از فشارهای اقتصادی و معیشتی و بخشی دیگر مربوط به مسائل اجتماعی و چالش‌هایی است که به مردم تحمیل می‌شود. گاهی یک جرقه لازم است تا ناگهان آتشی شعله‌ور شود. در ناآرامی‌های سال ۱۳۹۸، زمانی که مسئله بنزین مطرح شد، ناگهان با شورشی فراگیر در بیش از ۱۰۰ شهر مواجه شدیم. اما نکته اینجاست که اساساً مسئله بنزین مطرح نبود؛ بنزین تنها بهانه و جرقه‌ای بود برای ابراز نارضایتی که سبب شد عده‌ای به خیابان‌ها بیایند و نارضایتی خود را اعلام کنند.

در جریان جنبش مهسا، همه افراد کشور اعتراض نداشتند که چرا دختری به کلانتری برده شد و پس از آن جسدش بیرون آمد

در جریان جنبش مهسا نیز وضعیت به همین شکل بود؛ این چنین نبود که تمام کشور به‌دلیل اینکه دختری به کلانتری برده شد و سپس جسدش خارج شده، اعتراض داشته باشد. این واقعه بهانه‌ای بود تا عده‌ای نارضایتی‌های انباشته خود را ابراز کنند. لذا مسئولان کشور باید به‌دنبال رفع نارضایتی‌ها باشند؛ چه آن‌ها که مربوط به مسائل اقتصادی باشد، چه آن‌هایی که به حوزه اجتماعی مربوط می‌شود. آنچه خواسته مردم است، می‌بایست محقق گردد.

شما بیان می‌کنید مسأله بنزین و حادثه‌ای که برای خانم مهسا امینی روی داد، تنها بهانه‌هایی هستند که مردم با استفاده از آن، نارضایتی‌های دیگر خود را مطرح می‌کنند. اما با توجه به گذشت بیش از ۴۰ سال از انقلاب، آیا شما فکر نمی‌کنید که کشور به اصلاحات نیاز دارد؟

کشور به‌طور قطع نیازمند اصلاحات اساسی است؛ اصلاحات ساختاری در حوزه‌های مختلف اقتصادی، اجتماعی، سیاست خارجی و سیاست داخلی. تمامی این‌ها مسائلی هستند که تجربه‌های گذشته نشان می‌دهد به اصلاحات احتیاج دارند و مسئولان کشور می‌بایست به فکر این اصلاحات باشند تا خواسته‌های مردم محقق گردد. این موضوع به‌عنوان یک اصل غیرقابل انکار شناخته می‌شود. اما آیا در شرایط کنونی به رفراندوم نیاز است یا خیر؟ به نظر من، در وضعیتی که درگیر جنگ هستیم، باید همه تلاش‌ها متمرکز بر پایان دادن به جنگ، ایجاد آرامش در کشور، تأمین نیازهای اساسی مردم و راه‌اندازی تولید و صنعت کشور باشد. اما در زمان آرامش، زمانی برای تأمین سایر خواسته‌های ملی وجود خواهد داشت.

اگر مسئولان جامعه نتوانند این مطالبات را به‌طور منطقی درک کنند، می‌توان از مردم نظرخواهی کرد و از طریق نظرخواهی عمومی می‌توان به نتیجه‌گیری نهایی دست یافت. البته مسائل به‌روشنی مشخص است و مسئولان کشور در نهادهای مختلف، اعم از دولتی و غیردولتی، با نظرسنجی‌های مختلف خواسته‌های مردم را بررسی کرده‌اند. وزارت کشور نیز با پیمایش‌های عمومی که به‌طور دوره‌ای در سطح کشور، در شهرها و روستاها انجام می‌دهد، وضعیت خواسته‌های مردم را گزارش کرده است. بنابراین به هیچ عنوان نیازی به برگزاری رفراندوم نیست.

عادی‌سازی رابطه با آمریکا نیاز به رفراندوم دارد

با فرض آرام بودن شرایط کشور، چه موضوعاتی به رفراندوم نیاز دارند؟

به‌عنوان مثال، یکی از مسائل قابل توجهی که همواره موجب اختلاف نظر بوده، عادی‌سازی روابط با آمریکا است. این موضوع طرفداران و مخالفان قوی دارد و هر دو گروه می‌گویند که منافع ملی کشور را در نظر می‌گیرند.

مخالفان عقیده دارند که منافع ملی ایجاب می‌کند که با آمریکا به‌عنوان یک قدرت ویرانگر و راس سلطه در سطح جهانی، مقابله کرده و نمی‌توان با آن سازش کرد. گروهی دیگر هم که تعداد بیشتری دارند، بر این باورند که منافع ملی کشور در کنار آمدن با این قدرت جهانی نهفته است و بر این اساس کشوری که می‌تواند بدون مصوبه شورای امنیت، تحریم‌های گسترده‌ای را بر ایران تحمیل کند، نیاز دارد با آن کنار بیاید. این به معنی تسلیم شدن در برابر آمریکا نیست. زمانی که شما با یک جدی و پرقدرت روبرو هستید، باید از جلوی شاخ او کنار بروید؛ وگرنه آسیب خواهید دید.

کشورهای زیادی وجود دارند که از شیر این جدی استفاده می‌کنند و در برابر شاخ آن در امان هستند. در چنین موضوعات و سایر موضوعات پیچیده، می‌توان با مراجعه به آرای مردم و برگزاری رفراندوم، تکلیف را مشخص نمود؛ اما قطعاً در شرایط کنونی امکان برگزاری رفراندوم وجود ندارد. در دوران آرامش نیز می‌توان با نظرسنجی‌های علمی و معتبر، خواسته‌های اکثریت مردم را مستحضراخبار قرار داد و دولت بر این اساس اقدام کند.

در رابطه با اصلاحات ساختاری که به آن اشاره کردید، آیا نمونهای خاصی دارید که در این زمینه بیان کنید؟

من به مورد خاصی اشاره نمی‌کنم، اما با توجه به اینکه نزدیک به ۴۰ سال از بازنگری در قانون اساسی می‌گذرد، بعضی مشکلات ناشی از قانون اساسی به وضوح مشخص شده است. به نظر من، یکی از مواردی که نیازمند اصلاحات جدی است، قانون اساسی است.

مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا