نگاه جمهوری اسلامی به شباهتهای بین تراستیها، رانتخوارها و تندروها

“`html
در خوانش امروزی، خواص به طرز متنوعی متجلی میشوند، اما یک ویژگی مشترک در آنها قابل مشاهده است و آن «خودصاحب پنداری» نسبت به ایران و انقلاب میباشد.
در یادداشتی از «غلامرضا بنی اسدی» در روزنامه جمهوری اسلامی آمده است:
بهترین اقدامها در نظر تو باید آن دسته از کارها باشد که بر مبنای اعتدال شکل گرفته و با اصول عدالت همخوانی دارد، اقداماتی که رضایت مردم را به همراه بیاورد؛ زیرا خشم عموم مردم میتواند خوشنودی نزدیکان را تحت تأثیر قرار دهد، ولی در مقابل، خشم آشنایان هنگامی که مردم از تو راضی باشند، چندان اهمیتی ندارد.
این سخن، راهنمای مولا امیر المؤمنین (ع) است در نامهاش به مالک اشتر و بیانی نیست که تنها به دیروزها مربوط باشد؛ این دستورالعمل، چراغ راهبردی حکمرانی بر پایه وحی و عقل است. هر روز میتوان به آن توجه کرد و میتوان به عنوان درسی برای عصر امروز بر آن تکیه کرد. در این زمان، باید با دقت به این نکات نگریست تا تلاش دشمنان، چه نزدیک و چه دور، برای زیر سوال بردن انقلاب و اسلام و انهدام ایران بیاثر بماند. امام در ادامه میفرمایند: «خواص و نزدیکان افرادی هستند که در دوران رفاه و آسایش، بار سنگینی بر دوش والی میگذارند و هنگامی که بحران پیش میآید، کمتر از دیگران به یاریاش میشتابند و به عدالت در قضاوت پیرامون خود علاقهای ندارند. آنها هر چیزی را به اصرار از والی طلب میکنند و اگر چیزی دریافت کنند، کمتر از همه شکرگزارند و اگر از آنان کاسته شود، دیرتر از دیگران عذرخواهی میکنند. در مواجهه با دشواریها، صبوری آنها بسیار کم است. اما ستون دین و جمعیت مسلمانان و تجهیزات در برابر دشمنان، عموم مردم هستند. بنابراین، توجه تو باید معطوف به آنان باشد و تمایل تو به این گروه روز به روز افزایش یابد.»
خواص در برداشت امروزی متنوعاند، اما در یک جنبه مشابهت دارند و آن «خودصاحب پنداری» نسبت به ایران و انقلاب است. یک گروه از آنها، افرادی هستند که منابع نفتی را به نفع خود و دوستانشان مورد استفاده قرار میدهند. گروه دیگر، افراد رانتخوار و افرادی هستند که به ویژه در زمینههای قدرت، قدرت یافتهاند و نوعی دیگر از آنها، افرادیاند که کشور را ملک شخصی خود و همفکرانشان تلقی میکنند و به دیگرانی که با آنها هم نظر نیستند، مسیر خروج از کشور را نشان میدهند. اگرچه این افراد فقط اقلیتی اندک از ملت ۹۰ میلیونی ایران را تشکیل میدهند، اما خود را صاحبان ایران میدانند. آنها ادامهدهندگان جریانی فکری هستند که در زمان دفاع مقدس ۸ ساله، رهبرانشان از مرزهای شهر خود فراتر نرفتند. در جنگهای ۱۲ روزه و ۴۰ روزه هم با ایجاد تقابلات و تنفر، به گونهای عمل کردند که حضورشان در بسیاری از جاها به غیبت اکثریت مردم منجر شود. این افراد، در «روز مبادا» جنگ نیز حتی اگر به شیوه اجدادشان عمل نکنند، نخواهند توانست نقشی مؤثر ایفا کنند. آنچه که جبهه مقابل را دچار شکست میکند، حضور پرشور مردم است. مردمی از هر سلیقه، دیدگاه و حتی دین و مذهب که در کنار ایران بایستند، توانایی دارند که بحران را از سر جمهوری اسلامی دور سازند. این گروه کوچک و خودخواسته که در اوج «جنگ ترکیبی» به دنبال «تجزیه» ملت هستند، گمان میکنند که در غیاب دیگران، به همه چیز دست پیدا خواهند کرد. غافل از اینکه در نبود اکثریت مردم، این دشمن است که – خدا نکند – بر همه چیز مسلط خواهد شد. بنابراین، نظام حکمرانی باید صدا و پیام امام علی (ع) را از دوردستهای تاریخ بشنود و راه را برای مشارکت عامه مردم هموار سازد. به تبع این راهنمایی، افرادی که با ایجاد تفرقه مانع از پیشرفت مردم میشوند باید به تدبیری کارآمد از فرآیند تصمیمگیری خارج شوند.
“`



