هشدار علی ربیعی نسبت به گسترش نابرابریهای اجتماعی

«این روزها شاهد گفتارها و رفتارهایی از سوی افرادی هستیم که به نظر میرسد هیچ درک و آگاهی نسبت به وضعیت اجتماعی ندارند؛ افرادی که درصدد اجرای سیاستهای مقابلهجویانه و شکلی با جامعهاند و _به مراتب نامناسبتر از آن_ طرحها و سیاستهایی را معرفی و پیگیری میکنند که باعث بروز نگرانیها و سوالات کلانی میان نهادهای مدنی، پژوهشگران، نظریهپردازان سیاسی و اجتماعی، اعضای هیئت علمی دانشگاهها و فعالان فرهنگی و هنری میشود.»
علی ربیعی در یادداشتی که در کانال تلگرامی خود منتشر کرد، نوشت: «در حالی که هنوز زهر طمع دشمنان برای آسیب به ایران آشکار شده و آنها بهطور بیملاحظهای بر آتش جنگافروزی میدمند، این روزها به وضوح از نیات نهایی خود در خصوص تضعیف ایران و دشمنی با ساکنان این سرزمین سخن میگویند. این واقعیت نه تنها در داخل کشور، بلکه در نگاه سازمانهای اطلاعاتی و سیاستگذاران جنگافروز نیز روشن شده که بزرگترین عامل ناامیدی دشمنان ایران، خود مردماند، انسجام اجتماعی آنان، «نه» گفتن محکم به خواست متجاوزین و افشای فراخوانهای آشوبگران.»
در چنین شرایطی، درک دقیق از امنیت و مؤلفههای شکلدهنده آن به منظور استمرار مقاومت ملی و اجتماعی الزامی است؛ چرا که اصلیترین و بارزترین واژهای که دشمنان ایران بر آن تأکید دارند، ناامید کردن مردم از نظام سیاسی فعلی و ترسیم افقهای مبهم و هراسناک است. عقلانیت حکمرانی و خردورزی به ما میآموزد که هر اقدامی که به آرامش، تقویت انسجام و کاهش زمینههای درگیری در جامعه بینجامد، ضامن امنیت ملی و مختلکننده تئوریهای دشمن محسوب میشود.
اما در این بین، بهطرز عجیبی، گروهی با دیدگاه سطحی یا با انگیزههای سیاسی — در خوشبینانهترین حالت — بهطور ناخواسته در مسیر همان سیاستهایی گام برمیدارند که ریشه در خواستههای دشمن دارند. یکی از خطرناکترین و پیچیدهترین اشکال نفوذ، «منطقسازی» است که میتواند در قالب دعواهای سیاسی در دو سوی یک جامعه تجلی یابد و در نهایت به نفع دشمن تمام شود.
این روزها شاهد اظهارات و اقداماتی هستیم که بهنظر میرسد هیچ فهم و درکی از وضعیت جامعه ندارد؛ افرادی که به دنبال پیادهسازی سیاستهای شکلگرا و تقابلی با جامعه هستند و _بسیار نامناسبتر از آن_ طرحها و سیاستهایی را مطرح میکنند که اضطرابها و ابهامات زیادی را میان نهادهای مدنی، پژوهشگران، نظریهپردازان سیاسی و اجتماعی، اعضای دانشگاه و فعالان فرهنگی و هنری برمیانگیزد.
مشخص نیست که تریبونها به دنبال کتکزدن کدام مسیر و به کدام منظور مبتنی بر منافع و امنیت ملی هستند. تولیدات این تریبونهای خاص تنها موجب عمیقتر شدن فاصلهها و شدت گرفتن بیگانگی و دیگریپنداریها میشود.
در حالی که مردم با اعتماد به ارزشهای عمیق و محترم خود برای حفظ ایران، بهصورت خودجوش به خیابانها آمدند و این حرکت متنوع، خود مهمترین عامل بازدارنده در برابر دشمنان ایران شد. بزرگترین ظلم به این سرمایه کلان، آن است که در برخی موارد به ابزار ایجاد شکاف و کینهتوزی تبدیل شود. میبایست تمامی صحنههای بروز ایرانیان در این سرزمین، از جمله خیابانها، بهطور خالص و ناب فقط برای ایران و ایرانیها باقی بماند.
جامعه در پی احساس یکپارچگی باید در رکنهای حاکمیت خود بهتجربه بیاندیشد؛ احساسی که اطمینانبخش متجاوزین به ایران و امیدبخش مردم باشد. گاهی به این فکر میکنم که تأثیر کمینه این شعارهایی که هر روز شدت بیشتری میگیرند و مدیران مختلف از ارکان نظام را مورد ستم قرار میدهند، چیزی جز آثار منفی بر انسجام ملی، ایجاد شکاف و تردید در پیگیری اقداماتی که برای کشور سودمند است، نخواهد بود.
برنامه رژیم اسرائیل برای ترور فیزیکی افراد مؤثر روشن شده است، اما سوال اینجاست که ترور شخصیتی افراد مؤثر چه آثاری به همراه خواهد داشت؟ هر کسی که دل در گرو انقلاب و وطن داشته باشد و خود را پیرو رهبری بداند، باید از حفظ انسجام، یکپارچگی و امیدواری مردم به آینده آگاه باشد؛ زیرا این بهترین مسیری است که به آن نیاز داریم.»



