کدام نهاد کنترل پول را در اختیار دارد؛ دولت یا شبکه؟

اقتصاد۲۴-  تنوع در این دو ساختار به کنترل محدود نمی‌شود؛ زمانی که بحث جابه‌جایی ارزش مطرح می‌شود، دو مسیر مختلف به وجود می‌آید که در برخی نقاط دوباره به هم می‌پیوندند.

کنترل پول در نظام سنتی چه مفهومی دارد؟

تغییر در نرخ سود بانکی تأثیراتی را در زندگی روزمره نمایان می‌کند؛ هزینه‌های وام تغییر می‌کنند، شیوه تصمیم‌گیری برای سپرده‌گذاری دستخوش تغییر می‌شود و کسب‌وکارها با شرایط جدیدی برای تأمین مالی مواجه می‌شوند. در پس این تحولات، سیاست‌هایی نهفته است که بانک مرکزی برای تنظیم وضعیت پولی اقتصاد به کار می‌بندد.

بانک مرکزی چگونه بر عرضه و شرایط پولی تأثیر می‌گذارد؟

یکی از عناصر کلیدی در سیاستگذاری بانک مرکزی، مدیریت عرضه پول است؛ به عبارتی، میزان پول موجود در اقتصاد. این نهاد با استفاده از ابزارهایی نظیر نرخ بهره و تنظیم منابع بانکی می‌تواند بر هزینه‌های تأمین مالی و سطح دسترسی خانوارها و کسب‌وکارها به پول و اعتبار تأثیر بگذارد.

این اقدامات به‌طور کلی «سیاست پولی» نامیده می‌شود. در سیستم پول فیات، مانند ریال، دلار یا یورو، بانک مرکزی قادر است بر اساس شرایط اقتصادی، سیاست‌های خود را تعدیل کند. بدین ترتیب، کنترل پول تنها به انتشار اسکناس محدود نمی‌شود، بلکه شامل قدرت تصمیم‌گیری در مورد شرایط عرضه پول و اعتبار نیز می‌گردد.

اما این اختیار روشن نمی‌کند که چرا مردم حاضر به پذیرش یک واحد پول هستند و با آن مبادله می‌کنند. برای پاسخ به این سؤال، باید بحث اعتبار پول را مورد توجه قرار داد.

اعتبار پول ملی فراتر از انتشار آن است

تصور کنید اسکناسی وجود دارد که می‌توان با آن کرایه پرداخت، خرید روزمره انجام داد یا بدهی‌ای را تسویه کرد. ارزش واقعی آن نه به جنس کاغذ بلکه به این بستگی دارد که فروشندگان، بانک‌ها، کارفرمایان و اعضای جامعه همان واحد پول را قبول دارند.

به همین دلیل است که تمایز میان «کنترل» و «اعتبار» مشخص می‌شود. کنترل به این مربوط می‌شود که کدام نهاد می‌تواند درباره عرضه و شرایط پولی تصمیم‌گیری کند، در حالی که اعتبار به این سوال پاسخ می‌دهد که چرا مردم حاضرند از آن پول برای قیمت‌گذاری و مبادله استفاده کنند.

وضعیت قانونی پول ملی، میزان استفاده از آن در پرداخت‌ها، وضعیت اقتصادی و میزان اعتماد عمومی همگی در شکل‌گیری این پذیرش مؤثرند. اگرچه بانک مرکزی می‌تواند سیاست‌های پولی را تنظیم کند، اما پذیرش پول در اقتصاد به تصمیم‌های این نهاد محدود نمی‌شود.

در نظام فیات، قدرت تصمیم‌گیری درباره پول و پذیرش عمومی آن دو موضوع مرتبط اما مجزا هستند. اکنون این پرسش وجود دارد که زمانی که بخشی از قواعد پولی به‌جای یک نهاد مرکزی در شبکه‌های اجتماعی تعریف شود، این ارتباط چگونه تغییر می‌کند.

چگونه رمزارزها قواعد بازی را دگرگون کرده‌اند؟

در برخی از شبکه‌های رمزارزی، بخشی از قواعد مربوط به عرضه و انتقال دارایی به‌طور واضح در پروتکل‌های از پیش تعیین‌شده مشخص شده است؛ به‌عبارتی، مجموعه‌ای از دستورالعمل‌هایی که نحوه عملکرد شبکه را تعریف می‌کنند. نقطه تمایز اصلی با پول فیات در همین‌جا بروز می‌کند: بخشی از تصمیم‌گیری‌های مربوط به نظام سنتی که معمولاً تحت کنترل نهادهای پولی است، در این شبکه‌ها تابع قوانین مشترک قرار می‌گیرد.

بیت‌کوین به‌عنوان مثال روشنی از این تمایز است. واحدهای جدید بیت‌کوین از طریق فرایند استخراج به گردش درمی‌آیند. زمانیکه ماینرها یک بلوک معتبر را به زنجیره بلوکی اضافه می‌کنند، می‌توانند علاوه بر دریافت کارمزد تراکنش‌ها، مقداری بیت‌کوین تازه تولیدشده نیز کسب کنند. این مقدار هر ۲۱۰ هزار بلوک نصف می‌شود و سرعت ورود بیت‌کوین‌های جدید به گردش را تدریجاً کاهش می‌دهد. بنابراین، عرضه بیت‌کوین تحت الگوریتمی قرار دارد که در پروتکل شبکه تعیین شده، نه به تصمیم‌های دوره‌ای یک بانک مرکزی.

با این حال، تمامی رمزارزها به یک اندازه غیرمتمرکز نیستند و مدل‌های عرضه آن‌ها نیز یکسان نیست. برخی از شبکه‌ها قوانینی پایدارتر دارند درحالیکه در برخی دیگر، توسعه‌دهندگان یا سازوکارهای حاکمیتی نقش بیشتری در تغییر این قوانین ایفا می‌کنند. از این رو، مهم‌ترین سوال تنها دیجیتالی بودن دارایی نیست، بلکه این سوال مطرح می‌شود که چه کسانی اختیار تعیین یا تغییر قواعد آن را دارند.

از این منظر، تفاوت ارز فیات و ارز دیجیتال شامل شکل پول نمی‌شود و به شیوه عرضه، مدیریت و تنظیم قواعد آن مربوط می‌شود.

اعتماد در شبکه‌های رمزارزی بر چه اصولی بنا شده است؟

در نظام‌های بانکی، اعتماد به‌طور عمده به نهادهای رسمی، قوانین و شبکه‌های بانکی وابسته است. بانک‌ها به ثبت حساب‌ها می‌پردازند، سیستم‌های پرداخت تراکنش‌ها را پردازش می‌کنند و چارچوب‌های حقوقی معین می‌کند که هر نهاد چه ملاحظاتی دارد.

اما در بسیاری از شبکه‌های رمزارزی، بخشی از این وظایف به عهده نرم‌افزار و مشارکت‌کنندگان شبکه گذاشته می‌شود. تراکنش‌ها طبق قواعد مشترک اعتبارسنجی و ثبت می‌شوند و این اطلاعات میان کاربران شبکه به اشتراک گذاشته می‌شود. در چنین ساختاری، اعتماد نه تنها به تصمیم یک نهاد مرکزی وابسته است، بلکه به سازوکار اعتبارسنجی، مشارکت‌کنندگان و پیاده‌سازی قواعد شبکه نیز وابسته است.

تفاوت واقعی در زمان جابه‌جایی پول آشکار می‌شود

پرداخت با کارت بانکی و انتقال رمزارز ممکن است از منظر ظاهری بسیار مشابه باشند، اما در پس‌زمینه هر کدام از آن‌ها سازوکارهای خاصی عمل می‌کند. تفاوت اصلی در این مورد که کدام نهاد تراکنش را پردازش می‌کند و نحوه ثبت انتقال دارایی است.

در صورت پرداخت هزینه خریدی از طریق کارت بانکی، پردازش و تسویه تراکنش به وسیله بانک‌ها و شبکه‌های پرداخت انجام می‌شود. این زیرساخت مشخص می‌کند که پول از کدام مسیر منتقل می‌شود، مسئولیت پردازش آن بر عهده کدام نهاد است و چطور موجودی حساب‌ها به‌روز می‌شود.

بنابراین، نظام پولی سنتی صرفاً در حوزه سیاست‌های پولی به نهادهای مرکزی وابسته نیست؛ جابه‌جایی پول نیز از طریق مجموعه‌ای از واسطه‌ها، سیستم‌های بانکی و قوانین نهادی مستقر انجام می‌شود.

به‌خلاف این، در شبکه‌های بلاکچینی، سازوکار به شکل متفاوتی عمل می‌کند. انتقال مستقیم رمزارز بر اساس قوانین موجود در همان شبکه اعتبارسنجی و ثبت می‌شود و وضعیت تراکنش‌ها از سوی مشارکت‌کنندگان شبکه به‌وسیله سازوکاری مشترک به‌روز می‌گردد. به همین خاطر، برای مقایسه پول سنتی و رمزارزها تنها به این که «چه کسی بر عرضه نظارت دارد» بسنده نمی‌کنیم؛ بلکه باید بررسی کنیم انتقال دارایی در هر ساختار چگونه تشکّل داده می‌شود.

تتر چگونه ارتباطی بین پول سنتی و شبکه بلاکچین برقرار می‌کند؟

تتر یک نمونه بسیار شفاف از پیوند این دو ساختار است. USDT به‌عنوان یک استیبل‌کوین شناخته می‌شود؛ یعنی رمزارزی که به منظور حفظ ارزش نزدیک به یک دارایی مرجع طراحی شده و در این مورد، این مرجع دلار آمریکاست. با این وجود، انتقال تتر به‌گونه‌ای نیست که مشابه حواله بانکی دلار عمل کند و این دارایی امکان جابه‌جایی روی شبکه‌های بلاکچینی را دارد.

در واقع، ارزش تتر به دلار مرتبط است، اما انتقال آن می‌تواند از طریق زیرساخت بلاکچین صورت گیرد. این ویژگی، تمایز میان «ارزش دارایی» و «زیرساخت جابه‌جایی آن» را واضح می‌سازد.

برای مخاطب ایرانی، ارتباط این دو ساختار هنگام تبدیل ریال به تتر روشن‌تر جلوه می‌کند. در این روند، ریال از طریق شبکه بانکی به حساب صرافی منتقل می‌شود و پس از انجام خرید، تتر در حساب کاربر قرار می‌گیرد. در صورت برداشت به کیف پول خارجی، این دارایی می‌تواند از طریق شبکه بلاکچینی منتقل شود. از این رو، خرید تتر یکی از نقاط تقاطع پول‌های سنتی و دارایی‌های دیجیتال محسوب می‌شود.

این نمونه نشان می‌دهد که پول سنتی و شبکه‌های دیجیتال همیشه دو مسیر جداگانه نیستند. در عمل، ممکن است ارزش یک دارایی وابسته به پول رسمی باشد، ولی جابه‌جایی آن از طریق زیرساختی منحصر به فرد صورت گیرد.

آینده پول؛ آیا رقابت میان دولت و شبکه به وجود خواهد آمد یا همزیستی آنها؟

پول‌های ملی همچنان اساس مدیریت پرداخت‌های روزانه، قیمت‌گذاری و اجرای سیاست‌های پولی به شمار می‌روند. در کنار آنها، شبکه‌های رمزارزی فرصت‌های جدیدی برای حفظ و جابه‌جایی دارایی فراهم آورده‌اند. با این وجود، ظهور فناوری‌های مالی نشان می‌دهد که این دو ساختار لزوماً قرار نیست جای یکدیگر را بگیرند.

استیبل‌کوین‌هایی نظیر تتر نمایانگر ارتباط میان پول‌های سنتی و دارایی‌های دیجیتال هستند. از سوی دیگر، برخی بانک‌های مرکزی نیز به توسعه شکل دیجیتال پول رسمی پرداخته‌اند. «ارز دیجیتال بانک مرکزی» یا CBDC به معنی شکل دیجیتال پول منتشر شده توسط بانک مرکزی است که همچنان مدیریت و انتشار آن در اختیار این نهاد می‌باشد. این نوع ارز لزوماً به فناوری بلاکچین تعلق ندارد.

این مدل‌ها نشان می‌دهند که دیجیتال شدن پول همواره به معنای کاهش نقش نهادهای مرکزی نیست. ممکن است پول رسمی از زیرساخت‌های دیجیتال نوین بهره برد و یا یک دارایی دیجیتال ارزش خود را از پول رسمی کسب کند. در نتیجه، تفاوت اصلی به سوالی برمی‌گردد که چه کسی قواعد را تعیین می‌کند، کدام نهاد مسئول اجرای آن‌ها است و جابه‌جایی ارزش به چه شکلی انجام می‌شود.

برای کاربران ایرانی، این دو ساختار در نقاط تبدیل به هم می‌رسند

برای فردی که دارایی‌اش به ریال اختصاص دارد، مسیر معمول ورود به بازار رمزارز، تبدیل پول موجود در حساب بانکی به دارایی دیجیتال از طریق صرافی است. در این فرایند، کاربر ابتدا حساب خود را با ریال شارژ کرده و سپس رمزارز مورد نظر را خریداری می‌کند. دارایی خریداری شده نیز می‌تواند در حساب صرافی نگهداری شده و یا با رعایت شرایط برداشت به کیف پول دیگری منتقل گردد.

در این صورت، دسترسی به واریز ریالی یکی از نقاط تقاطع شبکه بانکی به بازار رمزارزها است. به‌عنوان مثال، صرافی ارز دیجیتال کیف پول من امکان واریز ریال و خرید و فروش رمزارز را فراهم کرده است؛ راهی که در آن کاربر می‌تواند پول موجود در حساب بانکی خود را به دارایی دیجیتال تبدیل کند.

البته ورود به این بازار با انجام معامله به پایان نمی‌رسد. انتخاب محل نگهداری دارایی، مدیریت دسترسی به آن و شناخت شبکه مناسب برای انتقال نیز از اهمیت بالایی برخوردار است. برای کاربر، تفاوت میان پول سنتی و رمزارزها تنها در شکل دارایی نیست؛ بلکه در نحوه کنترل، نگهداری و جابه‌جایی نیز خود را نشان می‌دهد.

مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا