با بطری الکل به سر مادرم ضربه زدم و جان او را گرفتم/ سپس با دختری که 18 سال پیش عاشقش بودم، ازدواج کردم

بنا به گزارشات منتشر شده در خبرآنلاین، روزنامه خراسان به نقل از متهمی که در خانه مادرش در مشهد و در مقابل دوربین قوه قضاییه ظاهر شده بود، نوشت: او در این اعترافات گفت که به دلیل شرایط ناپایدار بازار و وضعیت ناگوار اقتصادی، ذهنش به شدت آشفته شده بود و افکار پریشانی در سر داشت. در همین دوران، مادرم به طور مداوم اصرار میکرد که شام بخورم، اما من غرق در نوشیدن مشروبات الکلی بودم و به خواستههای او توجه نمیکردم! در یک لحظه که با تکرار درخواستهای مادرم برای صرف شام مواجه شدم، عصبانی شدم و بطری شیشهای شراب را به سمت در اتاق کوبیدم تا به او بفهمانم که در حال حاضر حال و حوصلهی غذا خوردن ندارم و نمیخواهم کسی از من درخواست کند. اما ناگهان، به طور ناخواسته شیشه شراب را به سر مادرم کوبیدم. زمانی که متوجه شدم او دیگر نفس نمیکشد، دچار ترس شدم و نقشهای طراحی کردم تا جسد او را به جایی ببرم که شناسایی نشود. به همین دلیل، جسد بیجان او را در چادرنمازش قرار داده و با آسانسور به طبقه همکف ساختمان منتقل کردم.
سپس، جسد را درون خودروی نقرهای رنگ مادرم گذاشته و به سمت بیابانهای اطراف جاده آسیایی مشهد-چناران بردم. در مکانی دورافتاده، جسد را به تنهایی از داخل ماشین خارج کردم، اما هنوز نگران بودم که ممکن است شناسایی شود و من دستگیر شوم. به همین دلیل، شیشهای از مشروبات الکلی را بر روی پیکر او ریختم و جسدش را آتش زدم. اما پس از آن، چون قصد داشتم با دختری ازدواج کنم که ۱۸ سال پیش در دانشگاه محل تحصیلم در یکی از شهرهای شمالی کشور با او آشنا شده بودم، چند روز بعد به پلیس مراجعه کرده و گم شدن مادرم را گزارش دادم تا هیچکس به من مشکوک نشود. همچنین به کارآگاهان گفتم که مادرم به دلیل علاقهاش به کوهنوردی، با دوستانش به تورهای کوهنوردی میرود تا افکار من را به سمت دیگر منحرف کند.
سابقه خبر
آذرسال گذشته «محمد-علی» به پلیس آگاهی مشهد مراجعه کرده و از آنها خواسته بود تا در یافتن مادر گمشدهاش کمک کنند. اما در حالی که بررسیهای پلیس درباره ناپدید شدن زن میانسال ادامه داشت، برادر «محمدعلی» نیز برای اطلاع از موضوع به پلیس آگاهی رفت و با اظهاراتش سرنخهای مهمی را در اختیار پلیس قرار داد. او بیان کرد که پدر و مادرشان از حدود ۲۰ سال پیش از یکدیگر جدا شدهاند و برادرش «محمدعلی» با مادرشان زندگی میکرد، اما مادرش به شدت از رفتارهای ناپسند و ناهنجار او نگران بوده است. به گفته او، برادرش با سگ گردانی، مشروبخواری و رفتارهای غیرقابل قبول، مادرم را همواره آزرده خاطر میساخت. همچنین او ادعا کرد که مادرم به هیچ کس اجازه نمیداد خودرو تیبا را در اختیار بگیرد و بر روی آن بسیار حساس بود، به طوری که حتی برای تعویض روغن آن هم خودش در کنار او مینشست تا مطمئن شود که ماشین را به تعویض روغنی میبرد.
این سرنخهای مهم موجب شد که فرضیه جنایی کارآگاهان قوت بگیرد و بر اساس دستور ویژه قاضی دکتر صادق صفری، متهم بازداشت شد؛ اما «محمدعلی» همچنان قتل مادرش را انکار میکرد تا اینکه چند روز پیش، با هدایت و راهنماییهای قاضی شعبه ۲۵۵ دادسرای عمومی و انقلاب مشهد، تصمیم گرفت حقیقت را افشا کند. پس از اعترافات او، گروهی از کارآگاهان به سرپرستی سروان آرمین منفرد (افسر پرونده) به بیابانهای بزرگراه آسیایی رفتند و با هدایتی از متهم، محل سوزاندن و دفن جسد زن میانسال را پیدا کردند، در حالی که تنها بقایایی از استخوانهای او به جا مانده بود. با جمعآوری بقایای جسد و انتقال آنها به پزشکی قانونی، این پرونده جنایی هم به فرآیند دادرسی وارد شد.
17302



