از محاصره دریا تا مسدود شدن مرزها؛ آیا افزایش بار دیگر قیمتها در انتظار است

اقتصاد۲۴– فشارهای اقتصادی بر ایران به طور پیوسته در حال افزایش است و فضای محاصره روز به روز تنگتر میشود؛ به گونهای که اکنون، محدودیتها به دریای ایران و همچنین فضای هوایی اش محدود نشده و مرزهای زمینی نیز به تدریج مسدود میشوند. جدیدترین نمونه این وضعیت، مسدود شدن معابر مرزی ایران و پاکستان است که هر چند مقامات این دو کشور آن را یک اتفاق موقتی و فنی میدانند، اما در مقایسه با تحولات اخیر، این مطلب معانی عمیقتری را در بر دارد و نمیتوان به سادگی از آن عبور کرد.
با توجه به شرایط بالقوه جنگی که در حال حاضر حاکم است، فشار ناشی از تحریمها و محاصره دریا، اقتصاد کشور را به شدت تحت تأثیر قرار داده و اختلال در معابر زمینی میتواند زنگ خطری برای آغاز مرحله جدیدی از محدودیتهای ارتباطی و تجاری تلقی شود.
طبق گزارشهای منتشرشده، پاکستان فعالیتهای تجاری در گذرگاه ریمدان-گبد را متوقف کرده و مقامهای ایرانی این واقعیت را تأیید کردهاند. سخنگوی وزارت خارجه ایران بیان کرد که «ترددها و مراودات مرزی بین ایران و پاکستان به صورت موقتی متوقف شده» و علت آن را مسایل فنی و تدابیر احتیاطی عنوان کرد. در عین حال، مقامات پاکستانی نیز به نگرانیهای امنیتی، مقابله با قاچاق و ملاحظات ضد تروریستی اشاره کردند. اما آنچه اهمیت دارد این است که یکی از کلیدیترین مسیرهای تنفسی اقتصاد ایران در منطقه با اختلال روبرو شده است؛ وضعیتی که در آن اقتصاد کشور به شدت به همکاریهای همسایگی و طریقهای زمینی وابسته شده است.
آیا همسایه میانجی نیز مرز را مسدود کرده است؟!
نکته حائز اهمیت سیاسی در این پروند این است که پاکستان این اقدام را اتخاذ کرده است. همان کشوری که در ماههای اخیر به عنوان میانجیگر بین ایران و آمریکا عمل کرده و در رویدادهای منطقهای نقش آفرینی کرده بود، اکنون دستکم در زمینه تجاری یکی از مرزهای حیاتی خود با ایران را مسدود کرده است.
بدیهی است که در دیپلماسی بینالمللی، انتظار بر این است که یک کشور منافع ملی خود را بر منافع دیگر کشورها ترجیح دهد. دولتها بر اساس منافع خود تصمیمگیری میکنند و نه بر مبنای دوستیهای سیاسی یا شعارهای دیپلماتیک. اما این رویداد مجدداً این واقعیت مهم را تداعی میکند که در روزهای دشوار، هیچ کشوری آماده نیست تا هزینه تقابل ایران با غرب و آمریکا را به دوش کشد.
در سالهای اخیر، بخشی از روایت رسمی در ایران بر این پایه استوار شده بود که تقویت روابط با همسایگان قادر است فشار تحریمهای غرب را کمرنگ کند. اما تجربیات نشان داده که حتی نزدیکترین همکاران منطقهای زمانی که با خطر تحریمهای ثانویه، محدودیتهای بانکی یا هزینههای امنیتی روبرو میشوند، متمایل هستند جانب احتیاط را در پیش بگیرند.
به همین دلیل، همزمان با بسته شدن این گذرگاهها، اعلام جدید و واضح وزارت خزانهداری ایالات متحده درباره عواقب همکاری موسسات مالی و بانکی خارجی با نهادهای تحریمشده ایران، صادر شد. پیام آمریکا کاملاً واضح بود و اسلامآباد به سرعت پیام را دریافت کرد؛ رویکردی که نشاندهنده ترس از قطع شریانهای مالی بینالمللی حتی برای همسایگانی است که به عنوان واسطه عمل میکردند و به فشارهای بینالمللی تمکین کردند.
اقتصاد، بیش از هر زمان دیگری وابسته به مرزها است
در سالهای اخیر، اقتصاد ایران به دلایل مختلف به سمت استفاده بیشتر از ظرفیتهای مرزهای زمینی گام برداشته است. محدودیتها در حملونقل هوایی، پیچیدگیهای مبادلات بانکی بینالمللی، مشکلات بیمهای در کشتیرانی و افزایش ریسکهای دریایی باعث شده بخشی عمده از صادرات و واردات از طریق همسایگان انجام گیرد.
در این شرایط، بسته شدن یک مرز تنها به معنای توقف چند کامیون نیست. هر کامیون نماینده زنجیرهای از تولیدکنندگان، صادرکنندگان، رانندگان، کارگران، تاجران و مصرفکنندگان است.
بیشتر بخوانید: مرز زمینی ایران و پاکستان تا اطلاع ثانوی بسته شد
گزارشهای دریافتی از سوی رسانههای پاکستانی از توقف فعالیت صدها و حتی هزاران کامیون و کانتینر در دو طرف مرز به دلیل این تصمیم خبر دادهاند. برخی منابع به توقف قدرتمندی از کالاها و اختلال در تجارت مرزی اشاره کردهاند.
این تغییر اجباری از دریا به زمین، پارادوکس جدیدی را به وجود آورده است؛ انتخاب مسیرهای زمینی به عنوان راهی برای دور زدن انسدادهای دریایی و هوایی نه تنها مشکل را حل نکرده، بلکه با افزایش قدرت چانهزنی برای همسایگان، موقعیت تجاری ایران را تضعیف کرده است. وقتی طرف مقابل متوجه میشود که ایران گزینهای جایگزین برای ترانزیت ندارد، دست بالا را در تحمیل شروط، دریافت امتیاز و حتی انسدادهای ناگهانی مرزی پیدا میکند.
این مسئله به ویژه برای سیستان و بلوچستان اهمیت بیشتری دارد؛ منطقهای که سالهاست توسعه اقتصادی آن به رونق تجارت مرزی، بازارچهها و کریدورهای ترانزیتی وابسته است. هر روز تعطیلی یا محدودیت در این گذرگاهها به معنای کاهشی در درآمد اقتصادی در یکی از محرومترین استانهای کشور به حساب میآید.
مسئله پاکستان، فقط یک زنگ خطر است
آنچه که موجب افزایش نگرانیها میشود، این است که مشکل تنها به پاکستان محدود نمیشود. در ماههای اخیر، ایران در برخی دیگر از مسیرهای زمینی نیز با محدودیتها، تنشها و اختلالات مقطعی روبرو بوده است.
مرز عراق که یکی از شاهراههای اصلی تجاری و زیارتی ایران است، بارها در معرض ملاحظات امنیتی و تحولات سیاسی قرار گرفته است. در ناحیه شمال غرب نیز روابط اقتصادی با ترکیه همیشه تحت تأثیر تغییرات سیاسی، تحریمها و مسائل منطقهای قرار داشته است.
واقعیت این است که هر چه وابستگی یک کشور به مسیرهای محدود افزایش یابد، قدرت چانهزنی آن کاهش پیدا کرده و دست طرف مقابل بازتر میشود. این موضوعی است که برخی کارشناسان اقتصادی نیز بر آن تأکید دارند؛ به این معنی که انتقال حجم زیادی از تجارت ایران به مسیرهای زمینی، اگرچه در کوتاهمدت به عنوان راهحلی برای دور زدن محدودیتها تلقی میشود، اما در بلندمدت وابستگی ایران به تصمیمات همسایگان را بیشتر میکند.
در چنین شرایطی، هر گونه تغییر سیاست در اسلامآباد، آنکارا، بغداد یا سایر پایتختهای منطقه میتواند به طور مستقیم بر بازار ایران تأثیر بگذارد.
اگر به وضعیت کلی تحولات بنگریم، تصویری نگرانکننده به وجود میآید. سالهاست که اقتصاد ایران با مشکلات اساسی در دسترسی به شبکه مالی جهانی مواجه است. انتقال پول به سختی انجام میشود، تجارت رسمی هزینههای سنگینی دارد و بسیاری از شرکتهای خارجی از همکاری با ایران میگریختند.
در پی آن، محدودیتهای حملونقل و کشتیرانی هزینه تجارت را افزایش داده است. اکنون نیز اختلال در برخی مسیرهای زمینی به این زنجیره افزوده شده است.
وضعیت کنونی را نمیتوان به عنوان یک «محاصره کامل» تلقی کرد، اما مجموعه وقایع نشان میدهد که حلقه محدودیتهای اقتصادی به طور مستمر تنگتر میشود. مسئله تنها مسدود شدن یک مرز نیست؛ بلکه مهمتر این است که اقتصاد ایران به تدریج گزینههای خود را از دست میدهد.
هزینهای که بر بازار و مردم سایه میافکند
در پایان، هر بحرانی در زمینه تجارت خارجی به بازار داخلی سرایت خواهد کرد. افزایش هزینه حملونقل، طولانی شدن زمان تحویل کالا، کاهش دسترسی به مواد اولیه و دشواری در صادرات، همگی پیامدهایی هستند که دیر یا زود خود را در قیمتها نمایان خواهند ساخت.
در زنجیره تأمین، هر روز توقف در مرز به معنای فساد محمولههای مواد غذایی و کشاورزی، کمیاب شدن بعضی مواد اولیه برای کارخانهها و افزایش ناگهانی قیمت کالاهای وارداتی در بازار ایران است. در نهایت، تبعات این انسدادهای مرزی و معطلی کامیونها به طور مستقیم بر دوش و سفره مردمی که با تورم روزافزون دست و پنجه نرم میکنند، خواهد افتاد.
شاید در حال حاضر خبر بسته شدن مرز پاکستان بیشتر در فضای سیاسی و دیپلماتیک مطرح شده باشد، اما تأثیر واقعی آن را باید در ماههای آتی در چرخه تولید و تجارت پیگیری کرد. بسیاری از صنایع ایران برای تأمین مواد اولیه، صادرات منطقهای یا ترانزیت کالا به مسیرهای زمینی وابستهاند. هر اختلال در این شبکه میتواند هزینههای تولید را افزایشدهد و فشار بیشتری به بنگاههای اقتصادی وارد سازد.
از سوی دیگر، صادرکنندگان ایرانی که هم پر از محدودیتهای بانکی و ارزی هستند، با ناامنی جدیدی روبرو میشوند. در فضایی ناامن، تمایل برای سرمایهگذاری کاهش مییابد و فعالان اقتصادی تمایل دارند خطر کمتری بپذیرند. اثر چنین وضعیتی چیزی جز کندتر شدن چرخ تجارت نخواهد بود.
زنگ خطری فراتر از مرز
شاید مقامات ایرانی و پاکستانی در روزهای آینده بتوانند اختلافات و چالشهای موجود را حل کنند و مرزها به حالت عادی بازگردند. حتی مسئولان پاکستانی نیز اعلام کردهاند که این تصمیم موقتی است و پس از اتخاذ تدابیر لازم، مرزها بازگشایی خواهند شد. اما اهمیت این ماجرا فراتر از باز یا بسته شدن یک گذرگاه است. این رویداد، هشداری جدی درباره میزان آسیبپذیری اقتصاد ایران در برابر تحولات خارجی به شمار میرود. اقتصاد کشوری با جمعیت بیش از ۹۰ میلیون نفر نمیتواند سرنوشت تجارت خود را به تصمیمات روزمره همسایگان گره بزند؛ حتی اگر این همسایگان روابط سیاسی خوبی با تهران داشته باشند.
درس مهم این رویدادها این است که هیچ میانجی، همکار یا همسایهای نمیتواند به جای حل عمیق و اساسی مشکلات اقتصادی و دیپلماتیک عمل کند. دولتها در منطقه بر مبنای منافع خود تصمیم میگیرند و هر زمانی که احساس کنند همکاری با ایران برایشان هزینهزا است، سطح مشارکت را کاهش میدهند؛ دقیقاً همان نکتهای که امروز در مرز پاکستان به وضوح مشاهده میشود.
از این جنبه، ماجرای ریمدان و گبد تنها یک خبر مرزی نیست؛ این اتفاق نمادی از وضعیتی است که در آن اقتصاد ایران بیشتر از هر زمان دیگری به تصمیمهای دیگران وابسته شده است. وابستگیای که اگر برای آن چارهای دیده نشود، میتواند از آسمان و دریا تا جادهها و مرزهای زمینی ادامه یابد و فشار بر اقتصاد کشور را هر روز تنگتر کند.



