چین و روسیه هم‌پیمانان ایران هستند، اما نباید انتظار داشته باشیم در هنگام بحران به یاری ما بشتابند

روزنامه ایران به اهمیت ویژه‌ی اصول موجود در ارزیابی روابط ایران با چین و روسیه اشاره می‌کند؛ این روابط به‌ویژه در سال‌های اخیر، تحت تأثیر تحریم‌ها، تشدید تنش‌های بین تهران و واشنگتن و رقابت‌های قدرت‌های بزرگ، بیشتر بررسی شده‌اند.
مسئله‌ی اصلی این نیست که آیا پکن و مسکو به تهران نزدیک‌تر شده‌اند یا نگران تأثیرات منفی آمریکا در منطقه هستند؛ بلکه نکته‌ی حائز اهمیت این است که در صورت تهدید منافع حیاتی ایران، این دو قدرت تا چه حد آماده‌ی حمایت از تهران هستند و این حمایت چه محدوده‌هایی دارد؟

برای رسیدن به پاسخی مطلوب، باید از دو دیدگاه افراطی دوری جسته شود. نخست، این تصور که چین و روسیه تحت هر شرایطی برای دفاع از ایران وارد عمل خواهند شد؛ و دوم، نظرگاهی که به علت عدم تمایل این کشورها به پرداختن تمام هزینه‌های تنش‌های ایران و آمریکا، رابطه‌شان با تهران را بی‌اهمیت می‌داند. واقعیت، بیشتر در میان این دو نگرش قرار دارد: همکاری با پکن و مسکو می‌تواند سودآور از نظر سیاسی، اقتصادی و امنیتی برای ایران باشد، لیکن میزان این سودها به همپوشانی منافع و محاسبات دو طرف بستگی خواهد داشت.

چین به‌عنوان یک قدرت اقتصادی، نیازمند امنیت انرژی، ثبات در تجارت جهانی و مدیریت رقابت با آمریکا است. ایران برای پکن به‌عنوان یک شریک ژئوپلیتیکی، یک منبع مهم در حوزه انرژی و جزء مهمی از استراتژی گسترش نفوذ در غرب آسیا شناخته می‌شود. علاوه بر این، همکاری با تهران می‌تواند به چین در حفظ گزینه‌های مستقل خود در منطقه یاری رساند. با ‌این‌حال، ایران تنها بخشی از سیاست خارجی وسیع چین محسوب می‌شود. توافق همکاری ۲۵ ساله‌ای که بین این دو کشور در سال ۲۰۲۱ امضا شد، چارچوبی برای توسعه روابط در نظر گرفته، اما به‌تنهایی نه‌ایجاد سرمایه‌گذاری‌های لازم را تضمین می‌کند و نه تعهدی برای دفاع نظامی از ایران فراهم می‌آورد.

نحوه‌ی رفتار پکن در زمان حملات اسرائیل و آمریکا به ایران، هم ظرفیت‌ها و هم محدودیت‌های این رابطه را به وضوح نمایان می‌سازد.

چین با محکوم کردن حملات و تأکید بر اهمیت احترام به حاکمیت ایران، از کاهش تنش‌ها و راه‌حل‌های دیپلماتیک حمایت کرد. این موضع‌گیری‌ها هرچند به‌جای حمایت نظامی مطرح شد، اما از نظر دیپلماتیک، چندان بی‌اهمیت نبوده است. به‌علاوه، پکن به روابط اقتصادی و سیاسی فراوانی با کشورهای جنوبی خلیج فارس پرداخته و ثبات منطقه، امنیت انرژی و تداوم تجارت برای او از اهمیت بالایی برخوردار است. بنابراین، چین می‌تواند با مخالف‌خوانی با فشارهای آمریکا علیه ایران ادامه دهد و خواهان حفظ جایگاه منطقه‌ای تهران باشد، بدون آنکه بخواهد در هر برخورد، هزینه‌های احتمالی ایران را بپردازد.

از سوی دیگر، روابط تهران و مسکو ابعاد نظامی و امنیتی برجسته‌تری را در بر دارد. همکاری‌های دفاعی، هماهنگی در برخی مسائل منطقه‌ای و نزدیکی سیاسی در برابر غرب برای هر دو کشور حیاتی است.
جنگ اوکراین نیز به گسترش همکاری‌های نظامی میان تهران و مسکو کمک شایانی کرده است. ایران به‌عنوان یک شریک مؤثر در غرب آسیا و عاملی در محاسبات ژئوپلیتیکی روسیه است.

با این‌حال، توافق مشارکت استراتژیک دو کشور که در سال ۲۰۲۵ امضا گردید، تعهدی برای دفاع نظامی متقابل به دنبال ندارد. مسکو نیز در خلال حملات اسرائیل و آمریکا به ایران، این حملات را محکوم کرده و از راه‌حل‌های دیپلماتیک حمایت کرد، اما وارد پاکسازی نظامی نشد.

این رفتار را نمی‌توان نشانه‌ای از بی‌اعتنایی روسیه به ایران تلقی کرد. مسکو با محدودیت‌های ناشی از جنگ اوکراین، ملاحظات امنیتی و روابطش با دیگر قدرت‌ها مواجه است و لزوماً باید هزینه‌ها را در برابر منافع آینده بسنجد. همچنین، ایران و روسیه در حوزه‌هایی نظیر بازار انرژی و معادلات منطقه‌ای، منافع کاملاً مشترکی ندارند. به همین دلیل، روابط آن‌ها بیشتر مبتنی بر همپوشانی منافع است تا اتحادی بدون اختلاف. همکاری‌های نظامی، تبادل اطلاعات و هماهنگی‌های دیپلماتیک می‌تواند برای ایران ارزشمند باشد، همانگونه که همکاری با تهران نیز برای مسکو مزایای خاص خود را دارد؛ با این حال، هیچ‌یک از این موارد به‌تنهایی ضامن دخالت نظامی در حمایت از یکدیگر نخواهد بود.

دلیل این‌که چرا چین و روسیه در هر شرایطی حاضر به پرداخت هزینه حمایت از ایران نیستند، باید در منطق سیاست قدرت جست‌وجو شود.

دولت‌ها، به‌ویژه قدرت‌های بزرگ، تصمیمات خود را بر اساس مجموعه‌ای از اولویت‌ها، از امنیت ملی و توسعه اقتصادی گرفته تا حفظ حوزه نفوذ و پرهیز از درگیری‌های پرهزینه اتخاذ می‌کنند. حمایت از ایران ممکن است در برخی موارد به نفع پکن و مسکو باشد؛ زیرا می‌تواند موقعیت منطقه‌ای آن‌ها را تقویت کند یا به ایجاد توازنی در برابر فشارهای آمریکا منجر شود؛ اما اگر این حمایت هزینه‌های نامناسب یا خطر رویارویی مستقیم را به همراه داشته باشد، طبیعتاً هر دو کشور مجدداً مرزهای تعهدات خود را بررسی کرده و تعدیل خواهند کرد. این منطق، منحصر به چین و روسیه نیست و در سیاست خارجی تمام قدرت‌های بزرگ به‌وضوح مشاهده می‌شود.
لذا نباید انتظار داشته باشید که همکاری منافع ایران با پکن و مسکو، به‌طور اتوماتیک منجر به اتحاد نظامی یا حمایتی بی‌قید و شرط شود. با این وجود، ارزش همکاری‌های اقتصادی، دیپلماتیک و دفاعی این دو کشور را نیز نمی‌توان نادیده گرفت.
رویکرد منطقی در چنین شرایطی این است که هم به فرصت‌های این روابط توجه شود و هم محدودیت‌های آن مورد شناسایی قرار گیرد. در نهایت، ارزیابی این وضعیت برای سیاست خارجی ایران نه به‌معنای قطع کامل همکاری‌ها با شرق است و نه تکیه‌ای انحصاری بر آن. تهران باید روابط خود را با چین و روسیه بر مبنای منافع متقابل گسترش دهد و در عین حال، قدرت دفاعی و اقتصادی خود را تقویت کرده و گزینه‌های دیپلماتیک متنوع‌تری را در اختیار داشته باشد تا قدرت چانه‌زنی ایران افزایش یابد.
مهم‌تر از همه، مقامات جمهوری اسلامی باید مراقب باشند که ایران تحت تأثیر رقابت‌های بزرگ جهانی قرار نگرفته و به صحنه‌ی بازی قدرت‌های بزرگ تبدیل نشود. تاریخ نشان داده که قدرت‌های جهانی، زمانی که منافع اصلی‌شان در خطر باشد، ممکن است بر سر حوزه‌های نفوذ و ترتیبات امنیتی توافق کنند، بدون توجه به منافع کشورهای کوچک‌تر. نمونه‌ای از این وضعیت، توافق نازی‌ها و اتحاد شوروی در سال ۱۹۳۹ و تقسیم حوزه‌های نفوذ در اروپای شرقی، از جمله لهستان است که به طرز تلخی نشان‌دهنده‌ی اولویت محاسبات قدرت‌های بزرگ بر آینده کشورهای دیگر بود.
این تاریخ به این معنا نیست که چین و روسیه لزوماً روزی بر سر منافع ایران توافق خواهند کرد؛ چنین نتیجه‌گیری، بیش از حد دور از واقعیت است؛ اما این قضیه یادآور می‌شود که اشتراک منافع امروز به‌هیچ‌وجه تضمین‌کننده‌ی تداوم آن در آینده نیست. ممکن است پکن و مسکو در زمانی به همکاری با تهران بپردازند و در زمان دیگر به توافقاتی گسترده‌تر با قدرت‌های رقیب نسبت به تعهدات پیشین خود اولویت دهند. در چنین حالتی، بازیگران کوچک‌تر ممکن است نه به‌عنوان طرف اصلی مذاکره، بلکه به‌عنوان موضوع معامله عمل کنند. ازاین‌رو، ایران باید در کنار حفظ روابط با چین و روسیه، از تبدیل شدن به ابزاری برای فشار یک قدرت علیه یکدیگر اجتناب کند.
پکن و مسکو می‌توانند هم‌پیمانان مهمی برای ایران باشند، اما نباید به‌عنوان ضمانتی برای آینده آن شناخته شوند. استراتژی عاقلانه، نه بدبینی مطلق به این دو کشور است و نه اعتماد بی‌قید و شرط به آن‌ها؛ بلکه باید بر تقویت قدرت ملی، حفظ استقلال تصمیم‌گیری و گسترش گزینه‌های دیپلماتیک تأکید شود تا ایران نه تنها از رقابت قدرت‌های بزرگ آسیب نبیند، بلکه در توافقات ممکن به موضوع معامله آنان تبدیل نشود.

17302

مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا