توهین به نژادها، شعله‌ای بر آتش تنش؛ قوم‌ستیزی در disguise روشنفکری

براساس گزارش آفتاب نیوز،

کلمات از دیرباز بیشتر از گلوله‌ها سبب آسیب به انسان‌ها شده‌اند. یک توهین، برچسب یا انگ می‌تواند به‌سرعت کسی را به فردی منفور تبدیل کند. اظهارات اخیر سعید لیلاز، تحلیلگر مسائل اقتصادی در مورد قوم لر و کریم‌خان‌زند، جنجال قابل توجهی را ایجاد کرد.

لیلاز در برنامه‌ای عنوان کرد که کریم‌خان یک «لر بی‌سواد» بوده و حکومت زندیه تحت تأثیر شراب‌خواری قرار داشته و تمام دوران سلطنت‌شان به مستی سپری شده است. این اظهارات تنها واکنش کاربران شبکه‌های اجتماعی را جلب نکرد، بلکه برخی نمایندگان مجلس نیز از لیلاز خواستند که از مردم لر عذرخواهی کند. با این حال، اظهارات لیلاز درباره اقوام ایرانی و یکی از بزرگ‌ترین پادشاهان این مرز و بوم به‌راحتی نمی‌تواند صرفاً یک خطای کلامی تلقی شود.

این فرد که به‌عنوان یک روشنفکر وابسته به جریان اصلاحات شناخته می‌شود و در صداوسیما یا برنامه‌های دیگر حضور دارد، تنها برای جلب توجه، چنین سخنان بی‌اساسی را بر زبان می‌آورد. اهانت به تاریخ و فرهنگ یک ایرانی و توهین به قوم غیور لر آن‌هم از سوی یک شخصیت شناخته‌شده، به‌قدری تأسف‌آور است که شکی در ایرانی‌بودن این فرد به‌وجود می‌آورد! حال پرسش این است که چرا در تریبون‌های عمومی به جای نقد سازنده، شاهد تداوم کلیشه‌های قومی، رفتارهای قوم‌ستیزانه و تحقیر هویت مردم هستیم؟

علیرضا شریفی‌یزدی، جامعه‌شناس، با ابراز نظرهایش در این زمینه به «جهان‌صنعت» گفت: اگر از بُعد شخصیتی بخواهیم درباره لیلاز سخن بگوییم، باید بدانیم که او در مسائل اقتصادی و تحلیل جامعه ایران فردی ماهر است، اما نوع ادبیات او با وجود تحصیلات عالی، به‌طور عمده عامیانه و کوچه‌بازاری است و در برخی موارد از واژگان نامناسب استعمال می‌کند. با این وجود، این نکته به اهمیت پیامدهای اجتماعی سخنان او آسیب نمی‌زند.

در گذشته، ارتباطات میان اقوام مختلف ایران از جمله لرها، ترک‌ها، فارس‌ها، کردها، عرب‌ها، ترکمن‌ها و بلوچ‌ها عمدتاً از طریق سران طوایف انجام می‌گرفت. این ارتباطات گاهی از روی همکاری و گاهی به دلیل رقابت و تضاد شکل می‌گرفت، اما به‌طور کلی بخشی از سازوکارهای تاریخی همزیستی در ایران محسوب می‌شد.

او ادامه داد: با ورود به دنیای مدرن، به‌کارگیری این روابط تغییر کرده و ارتباطات میان اقوام دیگر تنها به سران طوایف محدود نشد. با این حال، مشکل عمده این است که چگونه می‌توان در جامعه جدید، انسجامی پایدار بر اساس احترام متقابل و شناخت تفاوت‌های فرهنگی ایجاد کرد.

میراث کلیشه‌های قومی

شریفی‌یزدی با توجه به تاریخچه کلیشه‌های قومی در ایران تصریح کرد: در دوره‌های مشخص، به‌ویژه در دهه‌های اخیر، برخی اقوام با تمسخر و نگاه تحقیرآمیز روبرو شدند. جوک‌ها و نكت‌های مربوط به ترک‌ها، لرها و عرب‌ها و تقلیدهای تحقیرآمیز از لهجه، لباس، آداب و رسوم و سبک زندگی اقوام مختلف نمونه‌هایی از این رفتارها محسوب می‌شود. چنین برخوردهایی می‌توانست احساس بخشی از مردم را به وجود آورد که آن‌ها به‌عنوان شهروندانی با جایگاه پایین‌تر تصور می‌شوند.

در دهه‌های بعد، این وضعیت تا حدودی دگرگون شد و حساسیت جامعه نسبت به تمسخر قومیت‌ها افزایش یافت. امروزه، واکنش‌ها به این‌گونه اظهارات نشان می‌دهد که بخش‌هایی از جامعه دیگر نمی‌خواهند نسبت به این نوع شوخی‌ها و تحقیرها برخلاف گذشته سکوت کنند.

رسانه‌های اجتماعی جدید نیز در پخش و دیده شدن این واکنش‌ها تأثیرگذار بوده‌اند. باوجود این تغییرات، هنوز در بعضی از اقشار جامعه، حتی میان برخی افراد تحصیلکرده و روشنفکر، این تصور وجود دارد که برخی اقوام از دیگران برترند. به عقیده من، اظهارات اخیر لیلاز نیز می‌تواند ناخواسته از چنین نگرشی نشأت گرفته باشد؛ نگاهی که در آن صفات منفی به یک گروه نسبت داده می‌شود و گروه دیگر در مرتبه بالاتری قرار می‌گیرد.

کریمدان‌زند و حافظه تاریخی

این جامعه‌شناس با اشاره به مقام کریم‌خان‌زند در تاریخ گفت: کریم‌خان‌زند به‌عنوان فردی شناخته می‌شود که خود را شاه نخواند و عنوان وکیل‌الرعایا را برای خود انتخاب کرد. او در دوره حکومتش توانست نوعی انسجام سیاسی ایجاد کند و خدمات مفیدی نیز انجام داد. بنابراین، توصیف او با عبارات بی‌سواد و می‌خواره، بدون ارائه یک بررسی تاریخی مستند، می‌تواند بحث تاریخی را به قضاوتی کلی و تحقیرآمیز بکشد. برای ارزیابی شخصیت‌های تاریخی باید عملکرد و شرایط دوران حکومت آنها را مورد بررسی قرار داد.

صرفاً نسبت دادن یک صفت منفی به یک شخصیت تاریخی، امکان قضاوت درست را از بین می‌برد و به‌خصوص نباید ویژگی‌های ادعایی فرد را به تمام قومیتی که او بدان تعلق دارد، تعمیم داد. وضعیت زمانی جدی‌تر می‌شود که تحقیر یک شخصیت تاریخی با تحقیر هویت جمعی یک گروه از مردم گره‌خورد. در چنین حالتی، موضوع تنها مربوط به دفاع از یک پادشاه یا مخالفت با تحلیلگری نیست، بلکه موضوع به تعلقات عاطفی و احترام اجتماعی افراد برمی‌گردد.

نادیده‌گرفتن تفاوت‌ها

شریفی‌یزدی بر این باور است که در دوره‌های گذشته، الگویی از دولت‌سازی با هدف ایجاد انسجام ملی به‌کار گرفته شد که در آن یکسان‌سازی فرهنگی و زبانی نقش مهمی ایفا کرد. این رویکرد، که با محدود کردن نقش برخی سران طوایف و کمرنگ‌تر شدن بخشی از ویژگی‌های فرهنگی و محلی همراه بود، تصور می‌کرد که برای ایجاد وحدت باید تفاوت‌ها کاهش یابد و جامعه به‌سمت یکسانی سوق پیدا کند.

در نتیجه، زبان، لباس، آداب و رسوم و دیگر نمادهای فرهنگی اقوام مختلف تحت فشار قرار گرفتند. این سیاست‌ها به‌جای اینکه لزوما منجر به پذیرش متقابل تفاوت‌ها شوند، در برخی موارد احساس نادیده‌گرفته‌شدن را تحکیم کردند. به پندار من، برخی از این رویه‌ها در دوران‌های بعد هم ادامه یافتند و در بازنمایی تاریخ ایران نیز نمود داشتند. زمانی که یک روایت تاریخی بر بخش‌هایی خاص تمرکز یابد و سهم دیگر اقوام و مناطق کمتر نمایان شود، ممکن است به این پندار بینجامد که نقش تاریخی برخی گروه‌ها کمتر مورد توجه واقع شده است. انسجام اجتماعی پایدار از طریق حذف تفاوت‌ها حاصل نمی‌شود. جامعه‌ای که از اقوام و فرهنگ‌های مختلف تشکیل شده است، زمانی می‌تواند همبستگی بیشتری داشته باشد که همه گروه‌ها احساس کنند زبان، تاریخ و هویت آن‌ها مورد اعتبار و شناسایی واقع می‌شود.

وحدت ملی بدون یکسان‌سازی

این جامعه‌شناس در مورد تلاش‌ها برای ایجاد ارتباط میان اقوام در جامعه مدرن اظهار داشت: در دوران کنونی ابزارهایی چون توسعه نهادهای آموزشی و جابه‌جایی نیروی انسانی و دانشجویان بین مناطق متفاوت می‌توانند شرایط تعامل بیشتری میان اقوام را فراهم کنند. به‌طور مثال، حضور دانشجویان از استان‌های مختلف در دانشگاه‌های شهرهای دیگر، فرصتی برای آشنایی و ارتباط میان گروه‌های فرهنگی مختلف ایجاد می‌کند.

اما صرف ایجاد ارتباط میان افراد، برای شکل‌گیری انسجام اجتماعی کافی نیست. اگر افراد در کنار یکدیگر زندگی کنند اما احساس کنند که زبان، فرهنگ یا هویت آن‌ها مورد توجه قرار نمی‌گیرد، این ارتباط لزوماً به همبستگی پایدار منجر نخواهد شد. در چنین شرایطی ممکن است گرایش‌های هویتی و قومی پررنگ‌تر شوند. مشکل در اینجا نیست که مردم به هویت قومی خود علاقه‌مند باشند، چراکه این احساس طبیعی است، بلکه معضل زمانی به‌وجود می‌آید که احساس محرومیت یا نابرابری، یا نادیده‌گرفتن با هویت قومی در هم تنیده شود و این احساسات به بی‌اعتمادی میان گروه‌ها منجر گردد.

جرقه‌ای بر انبار باروت

شریفی‌یزدی افزود: توهین به اقوام تنها در سخنان یک فرد خلاصه نمی‌شود. به باور من، بی‌توجهی سیاستگذاران و برنامه‌ریزان به زبان، فرهنگ، پوشش، آداب و رسوم و نیازهای مناطق مختلف، نوعی نادیده‌گرفتن هویت اجتماعی مردم است. زمانی که یک اظهارنظر با واکنش وسیع مردم مواجه می‌شود، باید به زمینه‌های اجتماعی آن نیز توجه داشت. ممکن است آن اظهارنظر به‌تنهایی علت اصلی نارضایتی نباشد، اما می‌تواند احساسات و تجربیات انباشته‌شده‌ای را که در طول سال‌ها شکل گرفته‌اند، فعال سازد.

در این شرایط، یک جمله می‌تواند به جرقه‌ای بر انبار باروت تبدیل شود؛ انباری که ریشه‌های شکل‌گیری آن را نباید تنها به فرد گوینده جمله نسبت داد. برای درک واکنش‌های گسترده اجتماعی باید تمایزی میان یک رویداد خاص و زمینه‌های پیشین انباشته‌شده قائل شد. برخی اوقات، یک واقعه به‌عنوان عامل آغازگر در نظر گرفته می‌شود، در حالی که ریشه‌های نارضایتی به مجموعه‌ای از تجارب و مسائل حل‌نشده برمی‌گردد.

شکاف و احساس تبعیض

این جامعه‌شناس با تأکید بر وضعیت برخی استان‌های غربی کشور بیان کرد: استان‌هایی چون لرستان، ایلام، کرمانشاه، کردستان و بخش‌هایی از آذربایجان غربی با چالش‌های توسعه‌ای مواجه‌اند. هنگامی که مردم یک منطقه با مشکلات اقتصادی و اجتماعی همزمان رو برو باشند و احساس کنند که زبان و فرهنگ آنها هم به‌مقدار کافی مورد توجه قرار نمی‌گیرد، احتمال شکل‌گیری احساس تبعیض بالا می‌رود. توجه به آموزش زبان و ادبیات محلی، حفظ میراث فرهنگی و فراهم کردن فرصت‌های برابر برای مشارکت در مدیریت و تصمیم‌گیری می‌تواند در تقویت حس تعلق مؤثر باشد. این مسائل نباید به موضوعات حاشیه‌ای نمایانده شوند، چرا که احترام به هویت فرهنگی، بخشی از رابطه میان شهروندان و ساختارهای اجتماعی و سیاسی است.

برای سنجش ادعای تبعیض در دسترسی به فرصت‌های مدیریتی یا آموزشی، باید به داده‌ها و شواهد دقیق مراجعه کرد، اما اصل موضوع روشن است. هر چه مردم احساس کنند که در ساختن آینده کشور مشارکت دارند و هویت آنان محترم شمرده می‌شود، زمینه بیشتری برای اعتماد و همبستگی فراهم خواهد شد.

ضرورت ترمیم اعتماد اجتماعی

شریفی‌یزدی در پایان با اشاره به واکنش‌های صورت‌گرفته نسبت به اظهارات لیلاز تصریح کرد: واکنش مردم از یک سو نشان‌دهنده افزایش حساسیت نسبت به تمسخر و تحقیر اقوام است. این موضوع می‌تواند نشانه‌ای از تغییر نگرش اجتماعی نسبت به کلیشه‌های قدیمی باشد که در گذشتهگاه به‌طور عادی تلقی می‌شدند. اما نباید فرض کنیم که با واکنش به یک اظهارنظر غائله کاملاً حل شده است.

برای تقویت انسجام اجتماعی، شناخت و رفع زمینه‌های احساس تبعیض و نادیده‌گرفته‌شدن الزامیست. احترام به زبان و فرهنگ اقوام، توجه به نابرابری‌های منطقه‌ای و پرهیز از بازتولید کلیشه‌های قومی، از جمله مسائلی است که باید به‌صورت جدی به آن پرداخته شود. اگر به زمینه‌های شکل‌گیری نارضایتی توجه نکنیم، هر اظهارنظر مشابهی می‌تواند دوباره واکنش‌های گسترده‌ای را برانگیزد. مسأله اصلی فقط اظهارات یک فرد نیست، بلکه این است که چه شرایطی موجب می‌شود که یک جمله تا این حد حساسیت‌برانگیز شود. انسجام اجتماعی زمانی تقویت می‌شود که تمامی شهروندان، فارغ از قومیت و زبانشان، خود را بخشی برابر و محترم از جامعه بدانند.

واکنش‌ها به اظهارات توهین‌آمیز لیلاز

اظهارات سعید لیلاز درباره کریم‌خان‌زند و قوم لر واکنش‌های زیادی را در فضای مجازی و بین اقشار مختلف مردم به ویژه در مناطق لر نشین به‌دنبال داشته است.

غلامرضا تاجگردون، نماینده شهرستان‌های گچساران و باشت و رئیس کمیسیون برنامه و بودجه مجلس شورای اسلامی گفت: آقای لیلاز باید عذرخواهی کند.

محمد بهرامی، نماینده شهرستان‌های بویراحمد، دنا و مارگون در مجلس شورای اسلامی اظهار داشت: جناب لیلاز، بسیاری از افتخارات فارس بزرگ و ایران عزیز هنوز مرهون اصلاحات، معماری و آبادانی دوران زندیه و حکومت کریم‌خان‌زند است. کریم‌خان وکیل مردم بود، اما نسبت شما با مردم چیست؟ سواد لزوماً به معنای رفتن به مدرسه نیست، بلکه سواد واقعی درک مفاهیم درست زندگی و فهم عمیق واژه‌هایی همچون اصالت، شجاعت، سخاوتمندی و صداقت است.

بهرامی با بیان اینکه برخی واژه‌ها همچون اصالت لر بر زبان بعضی افراد سنگینی می‌کنند و درک معانی عمیق آن برای هر مدعی دانایی آسان نیست، بر ضرورت احترام به مفاخر تاریخی تاکید کرد و خواستار عذرخواهی لیلاز از مردم لر شد.

بهرام پارسایی، نماینده شهرستان‌های شیراز و زرقان در مجلس دهم پرسید: تو از عدالت و انصاف کریم‌خان چه درکی داری؟!

علیرضا نثاری، نماینده مردم نهاوند در مجلس شورای اسلامی خاطرنشان کرد: عیار شخصیت‌ها و اقوام در محک تاریخ سنجیده می‌شود، نه فقط در کلام. اصالت و بزرگی قوم لر با سخنان ناآگاهانه یا مغرضانه آسیب نمی‌بیند. مردم لر و کریم‌خان‌زند نیازی به اثبات در کلام سیاست‌مداران ندارند. جایگاه آن‌ها با خون، زمین، فرهنگ و خدمات ماندگارشان در تاريخ ايران ثبت شده است. توهین تنها نشانه فقر تحلیل و اخلاق است.

توهین به هر قوم در ایران به مثابه حمله به تمامیت و همبستگی ملی است. کسی که مدعی تحلیل تاریخی و اقتصادی است، اگر نتواند دوره آرامش و رونق زندیه را از جنگ‌های ناخواسته تفکیک کند و به تمسخر قومی دست یازد، پیش از هر چیز بی‌مایگی نگاه کارشناسی و ضعف اخلاقی خود را نمایان نموده است. قوم لر همواره یک ستون استوار در فرهنگ و دفاع از ایران بوده‌اند و خواهند بود. کریم‌خان‌زند و مردم لر نماد سادگی، نجابت، مردم داری و شجاعتند و این اصالت ماندگار با ادعاهای سست و بی‌اساس هرگز خدشه‌دار نخواهد شد.

هدایت الله خادمی، نماینده سابق ایذه و باغملک در مجلس شورای اسلامی بیان کرد: امیرکبیر گفت: ای کاش هر چند وقت یک بار یک مرد لری (با اینکه قوم‌گرایی را قبول ندارم) زمام امور کشور را به دست بگیرد تا آن را توسعه دهد.

حجت‌الاسلام احد آزادی‌خواه، نماینده مردم ملایر در مجلس شورای اسلامی اظهار داشت: ای کاش ایشان به اندازه‌ای که به اقتصاد اهمیت می‌دهد، به تاریخ نیز توجه می‌کرد. او کریم‌خان‌زند را ناقص و بد معرفی کرد. کریم‌خان‌زند را باید وکیل‌الرعایا معرفی و دلسوز طبقه کارگر می‌دانست که در آن زمان برای حل مشکلات کارگران برنامه‌هایی ارائه داد و مشکلات آنان را رفع کرد.

حمیدرضا گودرزی، نماینده مردم شهرستان الیگودرز در مجلس شورای اسلامی افزود: نقد تاریخ آزاد است، اما اهانت به مردم لر پذیرفتنی نیست. هیچ جایگاه علمی مجوز توهین به هویت و افتخارات اقوام ایرانی نیست.

مردم لر بخشی جدایی‌ناپذیر از هویت ایران و پاسداران سربلند استقلال و تمامیت ارضی این سرزمینند و نقش آن‌ها در تاریخ فرهنگ و دفاع از میهن با سخنان نسنجیده خدشه‌دار نمی‌شود. با این وجود، مسئولیت گوینده در قبال چنین اظهاراتی نیز نادیده‌گرفتنی نیست. می‌توان کریم‌خان‌زند و هر شخصیت تاریخی دیگری را نقل کرد، اما نقد نیازمند استدلال و زبان محترمانه است و پیوند زدن داوری درباره یک زمامدار به تحقیر یک قوم، خروج از چارچوب پژوهش و آسیب زدن به همبستگی ملی است.

حجت‌الاسلام سیدمحمد موحد، نماینده مردم شهرستان‌های کهگیلویه، بهمئی، چرام و لنده در مجلس شورای اسلامی اعلام کرد: نقد علمی، مستند و منصفانه شخصیت‌ها و رویدادهای تاریخی حق هر پژوهشگر و صاحب‌نظر است، اما تخریب و تحقیر هویت قوم بزرگ و وفادار به ایران نه تنها نقد نیست، بلکه با معیارهای تحلیل تاریخی تطابق ندارد. وی با بیان اینکه تعلق به هیچ قوم و تباری نمی‌تواند معیاری برای سنجش سواد و ارزش انسان‌ها باشد، افزود: مردم لر در طول تاریخ ایران، نماد ایثار، صداقت، عدالت‌خواهی و دفاع از کیان کشور بوده‌اند و هویت و پیشینه پرافتخار آنان شایسته احترام است.

موحد با تأکید بر اینکه هویت، کرامت و عزت قوم لر خط قرمز اوست، تصریح کرد: او انتظار دارد که سعید لیلاز به‌سرعت سخنان خود را اصلاح کرده و عذرخواهی رسمی و صریح از مردم لر نماید.

رضا سپهوند، نماینده مردم شهرستان‌های خرم آباد و چگنی در مجلس شورای اسلامی گفت: تاریخ ایران نتیجه تلاش تمام اقوام این سرزمین است و آنها همواره در کنار هم برای اعتلای ایران عزیز تلاش کرده‌اند. قوم لر و شخصیت ماندگار کریم‌خان‌زند، بخشی جدایی‌ناپذیر از هویت تاریخی و فرهنگی ایران زمین هستند و هرگونه توهین یا تحریف نسبت به آنها نه تنها تحریف قومی، بلکه اهانت به تاریخ و فرهنگ و غرور ملی ماست.

مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا