بازار لوازم خانگی در حالت رکود؛ افزایش قیمتها ادامه دارد و خریداران دست نگه داشتهاند

اقتصاد۲۴- با افزایش هزینههای تولید، نوسانات قیمت و افت قدرت خرید خانوارها، بازار لوازم خانگی به رکود دچار شده است؛ شرایطی که نه تنها به کاهش معاملات منجر گردیده، بلکه رفتار مصرفکنندگان را نیز به سمت تعمیر و خرید کالاهای دستدوم سوق داده است. تحلیل سه ضلع فروشندگان، تولیدکنندگان و مصرفکنندگان در این پرونده ایسنا نشان میدهد که برای خارج شدن از این وضعیت، ضروری است سیاستگذاریها پایدار شود، هزینههای تولید کاهش یابد و قدرت خرید خانوادهها تقویت گردد.
در این تحلیل، تصویری از وضعیت بازار ارائه شده که بهطور همزمان با افزایش هزینههای تولید، نوسانات قیمت و افت قدرت خرید خانوارها مواجه است. بررسی این سه ضلع نشان میدهد که رکود بازار صرفاً نتیجه افزایش قیمتها نیست، بلکه ناپایداری اقتصادی و دشواری در شرایط خرید نیز در شکلدهی به این وضعیت مؤثر است. در پایان این پرونده، دلایل عمده این شرایط و راهحلهای خروج از رکود با تأکید بر حمایت همزمان از تولید و مصرفکننده مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
علل رکود بازار چیست؟
افزایش قیمت لوازم خانگی به یک عامل خاص تعلق ندارد، بلکه ناشی از مجموعهای از هزینهها در زنجیره تولید و تأمین میباشد. نوسانات قیمت مواد اولیه، نوسان نرخ ارز، هزینه تأمین قطعات، حملونقل، دستمزد و سایر هزینههای تولید، منجر به افزایش قیمت تمامشده محصولات گردیده است.
اگرچه صنعت لوازم خانگی در سالهای اخیر در راستای افزایش داخلیسازی حرکت کرده، بخشی از مواد اولیه، قطعات و تجهیزات مورد نیاز آن همچنان تحت تأثیر شرایط ارزی و تجاری قرار دارند. به همین دلیل، تولید داخلی نیز از افزایش هزینههای تأمین در امان نیست.
در این شرایط، از یک سو افزایش قیمت تمامشده محصولات و از سوی دیگر محدودیت در قدرت خرید خانوارها، فاصله میان قیمت کالا و توان پرداخت مصرفکننده را بیشتر کرده است؛ فاصلهای که به کاهش معاملات و تشدید رکود در بازار منتهی میشود.
تنها مشکل گرانی نیست
یکی از مشکلات عمده بازار لوازم خانگی، علاوه بر افزایش قیمتها، نبود ثبات و پیشبینیپذیری است. زمانی که هزینه تأمین کالا مکرراً تغییر میکند، فروشنده با اطمینان کافی برای جایگزینی کالای فروختهشده با هزینهای مشخص مواجه نیست و مصرفکننده نیز نمیتواند با اطمینان درباره زمان خرید خود انتخاب کند.
در این وضعیت، برخی مشتریان خرید خود را به امید بهبود شرایط آینده به تأخیر میاندازند. این انتظارات، به همراه افت قدرت خرید، باعث کاهش حجم معاملات و تقویت چرخه رکود میشود. پس از این رو، موضوع بازار تنها به سطح قیمتها محدود نمیشود؛ بلکه ناتوانی فعالان بازار و خانوارها در پیشبینی شرایط آینده نیز تأثیر مهمی بر تصمیمات اقتصادی آنها دارد.
تغییر در رفتار مصرفکننده؛ از خرید کالاهای نو به تعمیر و دستدوم
افزایش قیمتها تنها به کاهش حجم خرید منجر نشده، بلکه نوع تصمیمگیری مصرفکنندگان را نیز دستخوش تغییر کرده است. تعداد زیادی از خانوارها پیش از خرید کالای نو، گزینههایی نظیر تعمیر دستگاه موجود یا خرید کالاهای کارکرده را مد نظر قرار میدهند تا هزینههای خود را کاهش دهند.
این تغییرات در خصوص کالاهای ضروری همچون یخچال و ماشین لباسشویی اهمیت بیشتری پیدا میکند؛ کالاهایی که نبود آنها میتواند روزمرگی خانوار را مختل کند. در این شرایط، تعمیر یا خرید کالای دستدوم برای برخی خانوارها به گزینهای جایگزین برای خرید کالای نو تبدیل میشود.
این روند از یک سو نشاندهنده تلاش خانوارها برای سازگاری با اوضاع اقتصادی است و از سوی دیگر، ضرورت توجه به توان خرید مصرفکننده را در سیاستهای مربوط به صنعت لوازم خانگی نمایان میسازد.
خرید اقساطی؛ راهکاری که با موانع مواجه است
کاهش قدرت خرید، نیاز به روشهای پرداخت جایگزین را افزایش داده است، اما خرید اقساطی نیز در شرایط تورمی با محدودیتهایی روبهروست. مصرفکنندهای که از عهده پرداخت نقدی برنمیآید، ممکن است به خرید مدتدار روی آورد؛ با این حال، فروشنده نیز در شرایط نوسانات قیمت با این نگرانی مواجه است که مبلغ دریافت شده در آینده، امکان جایگزینی کالای فروختهشده را فراهم نکند. از سویی دیگر، نبود دسترسی گسترده به اعتبار و تسهیلات سازگار با توان بازپرداخت خانوارها، مانع از تبدیل بخشی از تقاضای موجود به خرید واقعی میشود.
بیشتر بخوانید: قیمت لوازم خانگی ۸۰ درصد گران شد؛ کالا هست، اما قدرت خرید مردم نیست
به این ترتیب، گسترش خرید اعتباری میتواند یکی از ابزارهای کمک به بازار باشد؛ البته به شرط آنکه سازوکار آن بهگونهای طراحی شود که هم دسترسی مصرفکننده به کالا را تسهیل کند و هم فشار مالی و ریسک فروش را برای تأمین کنندگان کاهش دهد.
برای احیای بازار چه اقداماتی لازم است؟
تحلیل چالشهای بازار لوازم خانگی نشان میدهد که حل مشکلات این حوزه به یک مجموعه اقدامات هماهنگ نیاز دارد و صرف تمرکز بر قیمت نهایی فروش بهتنهایی نمیتواند بستر بازگشت رونق به بازار را فراهم کند.
یکی از موارد ضروری، شفافیت در زنجیره قیمتگذاری است تا مشخص شود افزایش قیمت محصولات چه میزان از هزینههای مواد اولیه، قطعات، تولید، حملونقل و توزیع ناشی میشود. ایجاد شفافیت در این بخش میتواند به نظارت مؤثرتر بر بازار و تشخیص دقیقتر عوامل افزایشی قیمت کمک کند.
علاوه بر این، حمایت از تولید داخلی باید بر کاهش هزینههای تولید، تسهیل تأمین مواد اولیه و قطعات، بهبود دسترسی تولیدکنندگان به منابع مالی و توسعه ظرفیت تولید قطعات داخلی متمرکز شود. تقویت تولید زمانی میتواند به بهبود پایدار بازار منجر شود که همزمان با حفظ توان فعالیت بنگاهها، فضایی برای ارائه کالا با قیمتی متناسب با توان خرید جامعه فراهم کند.
از سوی دیگر، ارتقای نظام خرید اعتباری با همکاری شبکه بانکی و طراحی تسهیلات مبتنی بر قابلیت بازپرداخت خانوارها میتواند بخشی از تقاضای مسدود شده را به بازار بازگرداند. با این حال، اعتباردهی به مصرفکنندگان باید بهگونهای انجام شود که در کنار کنترل هزینههای تولید و ایجاد ثبات در بازار، به افزایش تقاضا منجر شده و فشار قیمتی بیشتری ایجاد نکند.
اصلاح زنجیره تأمین بهجای کنترل قیمت
نقش دولت در بازار لوازم خانگی نباید صرفاً بر کنترل قیمت در مراحل فروش متمرکز شود. بخشی از مشکلات این بازار در مراحل ابتدایی زنجیره، از تأمین مواد اولیه و سیاستهای ارزی گرفته تا هزینههای تولید و دسترسی به منابع مالی، شکل میگیرد و عدم توجه به این عوامل، کنترل قیمت نهایی بهتنهایی نمیتواند چارهساز باشد.
ایجاد ثبات در سیاستهای اقتصادی، اجتناب از تصمیمگیریهای ناگهانی، تسهیل دسترسی تولیدکنندگان به مواد اولیه، حمایت از تأمین مالی تولید و نظارت بر زنجیره تأمین و توزیع، ازجمله اقداماتی هستند که میتوانند به بهبود شرایط بازار کمک کنند. در کنار این اقدامات، دولت نیز میتواند با همکاری شبکه بانکی و فعالان اقتصادی، بستر توسعه ابزارهای خرید اعتباری را فراهم نماید تا خانوارهایی که نیاز واقعی به خرید دارند، بتوانند به کالاهای ضروری با شرایط پرداخت مناسب دستیابی پیدا کنند.
در این بین، حمایت از تولیدکننده و مصرفکننده نباید بهعنوان دو هدف متضاد تلقی شود. سیاستی که فقط بر کاهش قیمت فروش تأکید کند، بدون در نظر گرفتن هزینههای تولید، ممکن است با محدودیتهایی در عرضه و تداوم فعالیت تولیدکنندگان مواجه شود. از سوی دیگر، حمایت از تولید نیز بدون توجه به قدرت خرید خانوارها نمیتواند به رونق پایدار بازار بینجامد.
ادامه شرایط کنونی میتواند خرید کالای نو را برای بسیاری از خانوارها دشوار کند و سهم تعمیر و کالاهای دستدوم را در تأمین نیازهای مردم افزایش دهد. در چنین شرایطی، کاهش معاملات تنها معضل فروشندگان نیست، بلکه میتواند بر تداوم فعالیت تولیدکنندگان و چشمانداز صنعت لوازم خانگی نیز تأثیر بگذارد.
برای بازگشت رونق به این بازار، بیش از هر چیز به سیاستی هماهنگ نیاز است؛ سیاستی که بهطور همزمان هزینههای تولید را تحت کنترل داشته باشد، قدرت خرید خانوارها را تقویت کند و ثبات و پیشبینیپذیری را به زنجیره تأمین و توزیع بازگرداند.
در نهایت، رونق پایدار زمانی ممکن است که تولیدکننده بتواند با هزینهای قابل مدیریت به فعالیت خود ادامه دهد و مصرفکننده نیز از توان و اطمینان کافی برای خرید برخوردار باشد. خروج از رکود بازار لوازم خانگی فراتر از کنترل قیمتها، به برقراری تعادل میان ظرفیت تولید، هزینه تأمین و قدرت خرید خانوارها نیاز دارد.
منبع: ایسنا



