میتوان به جرأت گفت که دوره موفقیت مهران مدیری به سر آمده و او به ته خط رسیده است؛ مردی با سه هزار چهره، ادامه دادگاههای شکستهای سریالی اوست

روزنامه خراسان بیان کرد: مدیری تنها یک سازنده سرگرمی نبود؛ بلکه هر یک از آثارش بهعنوان یک تنظیمکننده روحیه اجتماعی عمل میکرد و مردم در محیطهای مختلف از جمله کوچهها، صفوف، مهمانیها و محلهای کار درباره تولیدات او گفتوگو کرده و از عبارات مشهور آثارش استفاده میکردند.
چرایی عدم جذابیت برخی داستانها
برای تحلیل اینکه چطور «مرد سه هزار چهره» و آثاری مشابه در جلب نظر تماشاگران ناتوان به نظر میرسند، بایستی از نقدهای فنی کارگردانی فراتر رفته و به الگوهای نوین مصرف رسانه در عصر دیجیتال پرداخته شود. ما اکنون در دورانی به سر میبریم که به عنوان «اقتصاد توجه» شناخته میشود؛ دورهای که در آن، آستانه تحمل مخاطب به کمترین سطح ممکن در تاریخ بشریت رسیده است. الگوی کمدی تلویزیونی کلاسیک، که مدیری سالها بر اساس آن کار میکرد، ساختار طنز آن بر پایه فراهم کردن بستر و ضربه پایانی طراحی شده بود.
در این شیوه، سینماگر محیطی را آماده میکند، شخصیتها را معرفی کرده و موقعیتها را توسعه میدهد تا در نهایت بیننده به یک خنده عمیق دست یابد. اما مشکل دقیقا در همین نقطه نهفته است که ذهن امروزی تماشاگر، که بیشتر وقت خود را صرف تماشای ویدئوهای کوتاه در فضای مجازی میکند، به “پاداش فوری” وابسته شده، بهگونهای که انتظار دارد در هر چند ثانیه یک محرک بصری، یک شوخی موثر یا یک موقعیت پرسروصدا دریافت کند و هر بار با لبخند خود تجربهای دوپامینی کسب کند و ترشح این هورمون او را به مشاهده مجدد ویدیوهای کوتاه ترغیب سازد.
پایان سلطه تلویزیون در کمدی
بخش قابل توجهی از ناامیدی مدیری نه تنها ناشی از ضعف هنری او، بلکه در ناتوانی او در درک تعادل جدید اثرگذاری جهت جذب مخاطب نهفته است. زمانی او به یک برند بیرقیب تبدیل شده بود که تلویزیون تنها منبع سرگرمی مردمی بود و مدیری بهعنوان ستارهای فراتر از دیگران شناخته میشد. در آن زمان، مخاطب انتخاب زیادی نداشت و هر چیزی را که از تلویزیون پخش میشد به عنوان “استاندارد خنده” میپذیرفت. اما اکنون، مدیری در توهم همان انحصار به سر میبرد؛ نه تنها با ظهور شبکههای نمایش خانگی، بلکه همچنین با گسترش شبکههای اجتماعی. بهطور امروز، رقبای او نه تنها سریالهای دیگر شبکه نمایش خانگی هستند، بلکه سیل عظیمی از کمدینهای مستقل، تولیدکنندگان ویدیوهای کوتاه و افرادی هستند که بدون رعایت پروتکلهای مرسوم، به نبض سلیقه مخاطب دست یافتهاند. آنها در فضایی صریح و بیواسطه، شوخیهایی میسازند که نمایانگر دغدغههای روزمره و زبان محاورهای است. مدیری در بند سیستمی است که برای تولید سریالهای بلند به زمان، هزینه و محدودیتهای خاص نیاز دارد. اما رقیب جدید او میتواند با یک تلفن همراه و در زمان بسیار کمتر، محتوایی ارائه دهد که به وضوح برای مخاطب ملموستر از معیارهای او به نظر میرسد. مشکل اینجاست که او همچنان بر این باور است که مخاطب برای خندیدن، منتظر قسمت بعدی سریال ۵۰ دقیقهای او خواهد ماند؛ غافل از اینکه آن فرد، همان خنده را در عرض چند ثانیه و بدون صرف هزینه اضافی، در صفحات مجازی جستوجو میکند و مدیری، که در گذشته در زمینه رقابت پیشرو بود، حال در درک الزامات زمانه به شدت عقب افتاده و تصور میکند تنها با اتکا به نامش در یک اثر، میتواند باعث افزایش بینندهها شود.
17302



