داستان مردی که به طور محرمانه به تماشای تمرین‌های بهرام بیضایی نشست / «گیشه ۲» مستند تصویری از دوران پرشور تئاتر است

بر اساس گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از روابط عمومی خانه هنرمندان، حسن جودکی، کارگردان مستند «گیشه ۲»، در بیان خاطرات خود از سال‌های مدیریت در گیشه تئاتر شهر و تجربه بی‌واسطه‌اش از نظارت بر تمرینات بهرام بیضایی در سال ۱۳۸۲، این اثر را به‌عنوان یک تجربه شخصی و ادای دینی به دوره‌ای پرشور در تئاتر ایران توصیف کرد و نه به‌عنوان یک عمل کارگردانی حرفه‌ای.
او به یاد آوردن صف‌های شلوغ تماشاگرانی اشاره کرد که بعضاً دور ساختمان تئاتر شهر حلقه می‌زدم، و از اشتیاقی صحبت کرد که در غیاب سامانه‌های فروش الکترونیک، روح فعالیت‌های فرهنگی آن زمان را می‌سازد؛ فضایی که جودکی با عشق و علاقه، پلاتوهای زیرزمین تئاتر شهر را به منزله کلاسی برای درک عمق تئاتر تلقی می‌کرد.
جودکی از کنجکاوی‌اش درباره تمرینات بیضایی از بالکن سالن چهارسو سخن گفت و از یک برخورد غافلگیرکننده یاد کرد که در آن، آقای بیضایی متوجه حضور کسی در تاریکی بالکن شدند و با عصبانیت پرسیدند که تو کی هستی که آنجا ایستاده‌ای؟ او به یاد می‌آورد که در آن لحظه فکر کرده بود به احتمال زیاد ناظر یا بازبین است و در پاسخ گفت که استاد، من جودکی هستم، مدیر گیشه و بعد از تأیید دوستان، این لحظه به نقطه عطفی در زندگی‌ام بدل شد؛ استاد بیضایی هم گفتند اگر می‌خواهی تمرین را مشاهده کنی، باید در ردیف اول بنشینی و دیگر در تاریکی نباشی.
او با تواضع، جنبه‌های فنی و کارگردانی این مستند را این‌گونه توصیف کرد: مستند «گیشه ۲» بیشتر از آنکه به منزله یک اثر سینمایی در نظر گرفته شود، بازتاب‌دهنده یک تجربه فردی و خاطره‌محور است؛ پروژه‌ای که با تأکید بر حفظ سادگی، در پی این بوده تا روزهای بیست‌وپنج‌گانه تمرین را نه به‌عنوان یک اثر هنری فاخر، بلکه به عنوان مدرکی از تمرین‌های تئاتری و تلاقی عشق و سرنوشت به صحنه، به تصویر بکشد.
علی افشار، مجری برنامه، با واکاوی شکل روایی مستند «گیشه ۲» و اهمیت تصاویر نمادین در آغاز و پایان اثر، به تأثیر عمیق آن در مرور حافظه جمعی تئاتر اشاره کرد و گفت: تقریباً بیست‌وسه سال پیش در مهر ۱۳۸۲، اجراهای «شب هزار و یکم» آغاز شد؛ تماشای دوباره این تصاوير، تمام خاطرات و یادداشت‌های ما از آن زمان را زنده کرد.
محسن حسن‌زاده، منتقد و کارشناس تئاتر، در مورد این تصاویر گفت: این لحظات نشان می‌دهد که علیرغم گذر زمان، همچنان زنده و جاری هستند.
او با اشاره به استعاره‌های بصری موجود در فیلم، از جمله بازی با در و قفل در صحنه‌های ابتدایی، بر مهارت جودکی در مستندسازی اتمسفر تمرینات تئاتر شهر تأکید کرد و افزود: روایت تا حدی یک مدرک تصویری از یک تجربه هنری است که همچنین آینه‌ای از اشتیاق نسلی است که هنر نمایش برایش فراتر از یک سرگرمی، جزئی از وجودش بوده است.
عضو هیئت ‌مدیره انجمن نویسندگان، منتقدان و پژوهشگران خانه‌ تئاتر، در بررسی مستند «گیشه ۲» به اتمسفر منحصر به فرد این اثر اشاره کرد که گویی مخاطب را به جهانی متفاوت و دورانی گسسته از شرایط امروزی می‌برد و بر نیاز به حفظ این لحظات تاریخی تأکید کرد و گفت: اگر هر کارمند یا فردی که در آن زمان در مجموعه تئاتر شهر مشغول به کار بود، با همین ذوق و علاقه دوربین به دست می‌گرفت و این لحظات را ثبت می‌کرد، اکنون گنجینه‌ای شگرف از تاریخ شفاهی و بصری داشتیم؛ تفاوت اساسی این مستند با روایت‌های شفاهی در این است که به جای گوش دادن، ما خود واقعه را مشاهده می‌کنیم و بر مبنای داده‌های دقیق، قضاوت می‌کنیم.
او با ادامه‌ی تحلیل خود اظهار داشت: مستند با روشنگری از هرج و مرج گیشه، صف‌های بلند و چالش‌های مدیریتی زمانی آغاز می‌شود که به نظر می‌آید هنوز پابرجاست، ولی به تدریج، روایت به خود اثر، گفتگوها و جلسات نقد و بررسی بهرام بیضایی معطوف می‌شود؛ گویی کارگردان به دلیل اهمیت این تصاویر، نتوانسته آن‌ها را حذف کند و همین تعلق خاطر، اگرچه خط داستانی ابتدایی را کمی تغییر داده، اما به مستند ارزش مضاعف بخشیده است.
محسن حسن‌زاده، با تحلیل رویکرد فکری بیضایی در جلسات پرسش‌وپاسخ و بازتاب آن در مستند «گیشه ۲»، این بخش را فراتر از گفت‌وگوهای رایج دانست و گفت: بیضایی در این بخش، بینش‌های بنیادی و کلیدی خود را درباره هستی و آثارش بیان می‌کند؛ چیزی که بیانگر تلاش سازنده برای ارائه یک تصویر جامع از رابطه بین این نمایش و دیدگاه خلاقش است.

او به بررسی ساختار فنی و فرمی مستند پرداخت و اشاره کرد که سازنده پس از جمع‌آوری تصاویر اولیه، در فرآیند تدوین به کمبودهایی در انسجام و مسیر روایی پی برده و با افزودن راش‌ها و تدابیر بصری، کوشیده است تا آغاز و پایان اثر را به یکدیگر پیوند بزند و روایت قوی‌تری از آن تجربه تاریخی ایجاد کند.
علی افشار، مجری برنامه، با تأکید بر ذکاوت سازنده در استفاده از آرشیوهای مطبوعاتی و ترکیب آن‌ها با راش‌های دست‌اول، نقش تدوین را در زنده کردن حضور بهرام بیضایی بنیادین توصیف کرد و گفت: وقتی از زاویه‌ای دقیق به ساختار اثر نگاه می‌کنیم، در می‌یابیم که سازنده به چیدمان صرف بخش‌های روزنامه‌ها و تیترها اکتفا نکرده، بلکه در تلاشی شایسته، ما را در مواجهه‌ای بی‌واسطه با خود بیضایی قرار می‌دهد؛ مواجهه‌ای که در آن، مخاطب نه تنها روایت دست چندم، بلکه خود استاد را در حال بیان دیدگاه‌ها و مواجهه‌های فکری‌اش مشاهده می‌کند.
او بر این باور است: همین رویکرد مستندگونه در ثبت کنش‌های بیضایی، «گیشه ۲» را از یک گزارش ساده به سندی پویا مبدل ساخته است که روح دوران فعالیت‌های نمایشی آن سال‌ها را برای نسل‌های آینده حفظ می‌نماید.
حسن جودکی، کارگردان مستند «گیشه ۲»، با بررسی دشواری‌های تولید این اثر و مشکلات متعدد آن سال‌ها برای اخذ مجوز و حمل تجهیزات حرفه‌ای، این مستند را نه محصول یک برنامه‌ریزی کلان سینمایی، بلکه حاصل یک دغدغه شخصی و عشق بی‌واسطه به دنیای تئاتر خطاب کرد.
او با اشاره به اینکه در آن زمان، با وجود محدودیت‌های فنی و استفاده از دوربین‌های هندی‌کم، همیشه در جستجوی راهی برای ثبت وحدت سالن‌های نمایش بود، گفت: من همواره در تئاتر مخاطب را عنصری محترم و حیاتی می‌دانستم؛ معتقدم تئاتر برای نفس کشیدن نیاز به تماشاگر دارد و دغدغه‌ام، پیوند زدن این شور و اشتیاق از لحظه ورود تماشاگر تا زمان نشستن بر صندلی‌ها در یک قاب تصویری بود.
جودکی با آرزو اینکه آثار دیگر نیز ثبت شوند، از جمله همکاری‌اش با حامد محمدطاهری که موفق به ضبط کل آن نشده بود، یاد کرده و افزود: این مستند اساساً نتیجه انباشت راش‌هایی است که سال‌ها جنبه آرشیو شخصی داشت و تنها در فرآیند تدوین نهایی، به شکل روایت منظمی درآمده است.

5959

مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا