افزایش قیمت گوشیها به واسطه هوش مصنوعی
“`html
تقاضای فزاینده برای هوش مصنوعی تنها به تحول در بازار تراشههای پردازشی محدود نشده؛ بلکه اکنون اثر خود را بر روی حافظههای مصرفی در گوشیهای هوشمند نیز گذاشته است. تولیدکنندگان تلفن همراه به منظور اجرای مدلهای زبانی، پردازش تصویر و ویژگیهای تولیدی به مقدار بیشتری حافظه نیاز دارند. این رقابت به افزایش قیمت DRAM منجر شده و به تبع آن، هزینه ساخت گوشی، بهویژه مدلهای اقتصادی، افزایش یافته است.
بر اساس گزارش والاستریت ژورنال، مراکز داده مرتبط با هوش مصنوعی بخش عمدهای از تولید حافظههای پیشرفته را در اختیار گرفتهاند. مدلهای بزرگ به سرعت زیادی از حافظه برای آموزش و پاسخدهی به دادهها احتیاج دارند و سازندگان تراشه برای تأمین این نیاز حاضرند هزینه بیشتری پرداخت کنند. یک کارخانه که پیشتر بخشی از ظرفیت خود را به تولید حافظه موبایل اختصاص داده بود، اکنون میتواند همان خط تولید را برای محصولاتی که حاشیه سود بیشتری دارند، تغییر دهد. این جابهجایی آثار مستقیمی بر زنجیره تأمین گوشی به جا میگذارد.
DRAM نوعی حافظه موقت است که سیستمعامل و برنامهها در زمان اجرا به آن دسترسی دارند. با افزایش ظرفیت این حافظه، گوشیها میتوانند بیشتر از یک برنامه را بهطور همزمان پردازش کنند و توانایی انجام کارهای سنگینتری را پیدا کنند. در گوشیهای نوین، قابلیتهایی نظیر خلاصهسازی متن، ترجمه زنده و حذف اشیا از عکس، بخشی از پردازش را به خود دستگاه منتقل میکنند. در این زمینه، وجود حافظه بالا تنها یک گزینه تبلیغاتی نیست؛ بلکه عملکرد حقیقی دستگاه به آن وابسته است.
مشکلات زمانی بروز میکند که چندین صنعت در حال رقابت برای یک ماده اولیه هستند. تولیدکنندگان سرورهای هوش مصنوعی به ماژولهای با ظرفیت بالا احتیاج دارند، تولیدکنندگان لپتاپ از حافظه سریعتر استفاده میکنند و شرکتهای موبایل نیز تمایل دارند تا مدلهای جدید خود را با ظرفیتهای بالا به بازار عرضه کنند. تولیدکنندگان DRAM فوری نمیتوانند کارخانه جدیدی راهاندازی کنند. افزایش ظرفیت تولید نیازمند تجهیزات گرانقیمت، نیروی کار متخصص و ماهها آزمون و آزمایش است. بنابراین، بازار در مقابل تقاضای ناگهانی، انعطاف محدودی دارد.
با افزایش قیمت حافظه برای گوشیها، همه ردهها به یک نسبت آسیب نمیبینند. گوشیهای پرچمدار معمولاً با قیمتهای بالاتری به فروش میرسند و تولیدکننده میتواند بخشی از هزینه قطعات را به مشتری منتقل کند. اما در مورد گوشیهای اقتصادی، حاشیه سود اندک است. افزایش حتی چند دلار در هزینه تولید میتواند منجر به کاهش سود کلی شود. سازنده در چنین وضعیتی سه گزینه پیش رو دارد: افزایش قیمت، کاهش ظرفیت حافظه یا کاهش هزینه در بخشهای دیگر مثل دوربین و نمایشگر. هیچیک از این انتخابها مطلوب نیستند.
برخی از برندها ممکن است مدلهای اقتصادی را با حافظه کمتر به بازار عرضه کنند و قابلیتهای هوش مصنوعی را به پردازش ابری واگذار کنند. این کار میتواند هزینه سختافزار را کاهش دهد، اما نیاز به اینترنت دائمی دارد و مشکلاتی در زمینه حریم خصوصی را به وجود میآورد. هنگامی که عکس یا متنی برای پردازش به سرور ارسال میشود، اطلاعات کاربر از تلفن خارج میشود. انجام این قابلیتها در خود دستگاه امنیت و سرعت بهتر را فراهم میآورد، اما به حافظه و توان پردازشی بیشتری نیاز دارد.
رقابت برای حافظه تنها به ظرفیت محدود نمیشود. سرعت انتقال داده، مصرف انرژی و مدیریت گرما نیز به همان اندازه مهم هستند. حافظههای سریعتر میتوانند پاسخدهی برنامهها را افزایش دهند، اما مصرف انرژی بیشتری دارند و گرمای اضافی تولید میکنند. گوشیهای همراه فضایی محدود برای باتری و سیستم خنککنندگی دارند. مهندسان باید تعادلی میان سرعت، عمر باتری و قیمت برقرار کنند. اگر یک مدل هوش مصنوعی بهطور مداوم در پسزمینه فعال باشد، باتری کوچک گوشی خیلی زود خالی خواهد شد.
فشارهای هزینهای شرکتها به آنها انگیزه میدهد که به طراحیهای نوین روی آورند. برخی از سازندگان تلاش میکنند مدلهای زبانی کوچکتر و کممصرفتری بسازند که با حافظه محدود نیز سازگار باشند. در این رویکرد، برخی از قابلیتهای مدلهای بزرگ کنار گذاشته میشود، اما همچنان توانایی پاسخدهی به کارهای روزمره وجود دارد. فشردهسازی وزنهای مدل و بهکارگیری روشهای محاسباتی نوین میتواند نیاز به حافظه را کاهش دهد. اگر این تکنیکها توسعه یابند، برخی از فشارها بر بازار DRAM کاهش خواهد یافت.
با این حال، کاهش سایز مدلها همیشه پاسخگو نیست. کاربرانی که از گوشی برای ویرایش ویدئو، بازی یا تولید محتوا استفاده میکنند، هنوز نیازمند منابع سختافزاری بیشتری هستند. همچنین برندها تمایل دارند گوشیهای خود را با قابلیتهایی مشابه مدلهای پرچمدار معرفی کنند. حذف ظرفیت حافظه ممکن است بهطور تئوریک هزینه را کاهش دهد، اما تجربه کاربری را تحت تأثیر قرار داده و میتواند اعتبار محصول را کاهش دهد.
همچنین زمانبندی تولید اهمیت زیادی دارد. شرکتهای موبایل معمولاً ماهها پیش از معرفی کالا، سفارش قطعات خود را ثبت میکنند. اگر پیشبینی تقاضا نادرست باشد، شرکتها یا با انبارهای پر از کالا مواجه میشوند یا مجبور به خرید قطعات با قیمتهای بیشتر در آخرین لحظه میگردند. نوسانهای افزایش یافته در بازار حافظه، برنامهریزی را سختتر کرده است. فروشهای فصلی، تغییرات ناگهانی در مدلهای هوش مصنوعی و محدودیتهای تجاری بین کشورها بر تصمیمات خرید تأثیر میگذارند.
برندهای بزرگ به دلیل سفارشات کلان، قدرت چانهزنی بیشتری دارند و تولیدکنندگان حافظه به حفظ ظرفیت برای سفارشهای آنها میپردازند. در مقابل، شرکتهای کوچکتر ممکن است در صف خرید قرار بگیرند و نتوانند قیمتهای مشابهی دریافت کنند. این وضعیت میتواند به تمرکز بیشتر در بازار موبایل منجر شود. اگر روند افزایش هزینه ادامه یابد، تولیدکنندگانی که سرمایه لازم را ندارند از معرفی مدلهای جدید بازمیمانند یا به طراحیهای قدیمی روی میآورند.
در نهایت، مصرفکنندگان تأثیر افزایش قیمت را احساس خواهند کرد. گوشیای که پیشتر در محدوده میانرده به فروش میرفت، ممکن است با همان دوربین و نمایشگر، اما با حافظه بیشتر، به رده قیمتی بالاتری منتقل شود. کاربران ممکن است اندکی به خرید مدلهای قبلی ادامه دهند. این رفتار میتواند چرخه عرضه را کند کند و شرکتها را وادار به ارائه موجودی انبار با تخفیف نماید.
بازار دستدوم نیز از این تغییرات متاثر خواهد شد. اگر گوشیهای اقتصادی جدید قیمتهای بالاتری پیدا کنند، ارزش مدلهای کارکرده نیز افزایش مییابد. اما گوشیهایی که حافظه کمتری دارند، در استفاده از قابلیتهای جدید زودتر قدیمی میشوند. خریداران باید علاوه بر سلامت باتری و دوربین، به ظرفیت رم و امکان بهروزرسانی نرمافزاری نیز توجه کنند. دستگاهی که در حال حاضر سریع به نظر میرسد، ممکن است با نسخه آینده سیستمعامل فضای کافی برای اجرای خدمات جدید نداشته باشد.
از سوی دیگر، افزایش تقاضا میتواند سرمایهگذاریها در تولید حافظه را شتاب بخشد. اگر سازندگان تراشه مطمئن شوند که بازار هوش مصنوعی در سالهای آتی رشد خواهد کرد، بیشتر خطوط تولید را راهاندازی خواهند کرد. این سرمایهگذاریها ممکن است دیر انجام شود اما به کاهش کمبود در بلندمدت منجر خواهد شد. مشکل عمده این است که ساخت کارخانه نیاز به میلیاردها دلار سرمایه دارد و اگر چرخه هوش مصنوعی آهسته شود، ظرفیت اضافی میتواند به زیان تبدیل گردد.
تولیدکنندگان باید میان نیازمندیهای حافظه مراکز داده و حافظه موبایل تعادل برقرار کنند. محصولات مخصوص سرور معمولاً قیمتهای بالاتری دارند، اما بازار گوشی دارای حجم بسیار بیشتری است. نادیدهگرفتن کامل بازار موبایل میتواند در سالهای آینده سهم بازار را از بین ببرد. برنامهریزی دقیق و انعقاد قراردادهای بلندمدت میتواند شوکهای ناگهانی را کاهش دهد، هرچند که قیمت نهایی به وضعیت تقاضای جهانی بستگی دارد.
برای شرکتهای فناوری، این وضعیت تأکیدی است بر آنکه هوش مصنوعی فقط جنبه نرمافزاری ندارد. هر ویژگی جدید به زنجیرهای از تراشهها، حافظه، انرژی و مراکز داده وابسته است. در صورتی که یکی از حلقهها گران یا کمیاب شود، اثر آن به محصولاتی منتقل میشود که کاربر به طور روزانه با آن سر و کار دارد. سازندهای که دید دقیقی نسبت به این زنجیره نداشته باشد، ممکن است قابلیت جذابی را معرفی کند اما نتواند به لحاظ هزینه آن را تولید کند.
در ماههای آینده، رقابت بین مصرفکنندگان حافظه تعیین خواهد کرد که قیمت گوشیها تا چه حد تغییر خواهد کرد. اگر تقاضا برای آموزش مدلهای هوش مصنوعی به قوت خود باقی بماند، برندها احتمالاً بخشی از این هزینههای اضافی را به خریداران منتقل خواهند کرد. در عوض، اگر روشهای کممصرفتر و مدلهای کوچکتر رایج شوند، فشار بر بازار کمتر خواهد بود. در هر صورت، دورهای که حافظه بیشتری بدون تحمیل هزینه قابل توجهی به گوشیها افزوده میشد، به پایان رسیده است.
منبع: The Wall Street Journal
“`



