پرواز ۵ هزار کیلومتری جابی بدون دخالت خلبان

در کابین هواپیمایی که عرض آمریکا را طی کرد، یک خلبان حضور داشت؛ اما در تمام مسیر دستش را به کنترلها نزد. هواپیمای تغییریافته جابی اوییشن بیش از ۳۱۰۰ مایل، نزدیک به پنج هزار کیلومتر، تاکسی کرد، از زمین بلند شد، مسیر را پیمود و فرود آمد، بیآنکه انسان هدایت را در اختیار بگیرد. خلبان برای رعایت مقررات داخل کابین نشسته بود و تیمهای زمینی از کالیفرنیا و کارولینای جنوبی پرواز را زیر نظر داشتند. تفاوت این آزمایش با نمایشهای کوتاه معمول همین است: سامانه خودران فقط چند دقیقه در آسمان آرام نماند؛ با فرودگاهها، مسیرهای طولانی و شرایط متنوع یک سفر واقعی روبهرو شد.
جابی را بیشتر با تاکسی هوایی برقی میشناسند؛ همان وسیله عمودپرواز کوچکی که قرار است مسافر را در فاصلههای شهری جابهجا کند. پرواز اخیر اما با یک سسنا کاروان انجام شد، هواپیمایی متعارف که سالهاست برای حمل بار و مسافر در مسیرهای منطقهای استفاده میشود. انتخاب چنین بدنهای تصادفی نیست. جابی میخواهد نشان دهد فناوری خودرانش محصولی محدود به تاکسی هوایی آینده نیست و میتواند روی هواپیماهای موجود نیز سوار شود. اگر این وعده عملی شود، بازار پیش روی شرکت از چند مسیر شهری بسیار بزرگتر خواهد بود.
سفر خودکار فقط به معنای نگهداشتن مسیر نیست
در یک پرواز طولانی، هدایت هواپیما تنها بخشی از کار است. سامانه باید حرکت روی باند را مدیریت کند، سرعت و جهت را برای برخاستن تنظیم کند، مسیرهای هوایی را دنبال کند، با تغییر باد و وضعیت جوی کنار بیاید و در پایان فرودی دقیق داشته باشد. جابی میگوید همه این مراحل در سفر اخیر بهصورت خودکار انجام شدهاند. نظارت از راه دور برقرار بوده، اما ناظرها نقش خلبانِ پشت فرمان را نداشتهاند. آنها وضعیت را دیدهاند و برای شرایط غیرعادی آماده بودهاند؛ درست شبیه الگویی که بسیاری از شرکتهای حملونقل خودران برای مرکز کنترل خود در نظر گرفتهاند.
این تفاوت ظریف برای سنجش ادعای «پرواز بدون خلبان» اهمیت دارد. خودکاربودن کامل به این معنا نیست که هیچ انسانی در زنجیره حضور ندارد. حتی اگر روزی صندلی خلبان خالی بماند، احتمالا گروهی روی زمین چند هواپیما را همزمان پایش خواهند کرد. پرسش اصلی آن است که سامانه تا چه اندازه میتواند وضعیتهای عادی و پیشبینینشده را خودش تشخیص دهد و فقط در موارد واقعاً ضروری کمک بخواهد. هرچه نیاز به مداخله کمتر باشد، یک ناظر میتواند ناوگان بزرگتری را پوشش دهد و مدل اقتصادی پرواز خودران معنادارتر میشود.
هواپیمای آزمایشی پس از رسیدن به مقصد هم کارش تمام نشده است. برنامه جابی این است که وسیله در مسیر بازگشت به ساحل غربی، طی دو هفته در شهرهایی از جمله لوئیویل و سالتلیکسیتی توقف کند. این ادامه سفر فرصت مهمی برای جمعآوری داده است. یک نمایش موفق میتواند تیتر بسازد، اما مجموعهای از برخاستها و فرودها در فرودگاههای مختلف بهتر نشان میدهد سامانه در برابر تفاوت محیط، رویههای محلی و تغییرات روزمره چه رفتاری دارد.
بازاری که از تاکسی هوایی بزرگتر است
خودروهای خودران معمولا در خیابانهایی حرکت میکنند که پر از عابر، دوچرخه، تقاطع و رفتارهای غیرقابل پیشبینی است. آسمان از این نظر خلوتتر و قانونمندتر به نظر میرسد، اما اشتباه در آن تحملپذیری بسیار کمتری دارد. همین ویژگی باعث شده خودکارسازی در هوانوردی همزمان جذاب و دشوار باشد. هواپیماهای تجاری از دههها پیش خلبان خودکار دارند، ولی آن سامانهها معمولاً زیر نظر دائمی خلبان و برای بخشهای مشخصی از پرواز استفاده میشوند. هدف نسل جدید، کنار هم قراردادن همه مراحل و ساختن یک زنجیره پیوسته است.
حمل بار منطقهای نخستین کاربرد منطقی چنین فناوریای به نظر میرسد. شرکتها میتوانند مسیرهای ثابت میان انبارها و فرودگاههای کوچک را بدون وابستگی کامل به حضور خلبان اجرا کنند. این موضوع بهویژه در مناطقی اهمیت دارد که یافتن نیروی متخصص دشوار است یا حجم بار، استفاده از هواپیمای بزرگ را توجیه نمیکند. انتقال تجهیزات پزشکی، نمونههای آزمایشگاهی و کالاهای فوری نیز از همین الگو سود میبرد. در زمان وقوع سیل، آتشسوزی یا زمینلرزه هم هواپیمای خودران میتواند وارد مسیری شود که اعزام خدمه انسانی به آن پرخطر یا زمانبر است.
جابی سامانه خود را بهگونهای طراحی کرده که قابلیت نصب روی چند نوع هواپیما را داشته باشد. این راهبرد، با ساخت یک هواپیمای کاملاً تازه فرق دارد. ناوگانهای موجود سرمایه سنگینی را در بدنههای فعلی خواباندهاند و تعویض یکباره آنها ممکن نیست. اگر بسته حسگر، رایانه و نرمافزار خودران بتواند با تغییرات مهندسی قابل قبول روی هواپیماهای متعارف نصب شود، ورود آن به بازار سریعتر خواهد بود. با این همه، «قابل نصب روی بدنههای مختلف» ادعایی است که باید برای هر مدل هواپیما جداگانه آزمایش و تأیید شود؛ تفاوت وزن، موتور، سامانه کنترل و رفتار پروازی را نمیتوان با یک نسخه نرمافزاری نادیده گرفت.
گلوگاه اصلی، اعتماد و گواهی پرواز است
جابی سالهاست برای دریافت گواهی هواپیمای برقی عمودپرواز خود با اداره هوانوردی فدرال آمریکا کار میکند. همان تجربه به شرکت یاد داده که در هوانوردی، نمونه موفق پایان راه نیست. تولید باید قابل تکرار باشد، قطعات باید سابقه و استاندارد روشن داشته باشند و نرمافزار باید در برابر خرابی حسگر یا قطع ارتباط واکنش قابل پیشبینی نشان دهد. در سامانه خودران، این فهرست بلندتر میشود: اگر دوربین یا رادار اطلاعات متفاوتی بدهند چه میشود؟ هواپیما هنگام از دسترفتن ارتباط با مرکز چگونه تصمیم میگیرد؟ و مسئولیت حقوقی یک انتخاب اشتباه بر عهده چه کسی است؟
وجود خلبان در آزمایش اخیر نشان میدهد فاصله میان توانایی فنی و اجازه بهرهبرداری تجاری همچنان جدی است. نهادهای ناظر معمولاً اجازه میدهند فناوری بهتدریج مسئولیت بیشتری بگیرد: ابتدا آزمایش با خلبان ایمنی، سپس مسیرها و شرایط محدود و در نهایت، اگر داده کافی باشد، عملیات گستردهتر. این روند ممکن است کند به نظر برسد، اما صنعت هوانوردی اعتبار خود را بر همین احتیاط ساخته است. یک شرکت نمیتواند صرفاً با ارائه ویدئوی پرواز، اعتماد مسافر یا شرکت بیمه را به دست آورد.
از سوی دیگر، سفر پنج هزار کیلومتری یک امتیاز واقعی برای جابی است. سامانهای که فقط در محدوده آزمایشگاه یا یک فرودگاه آشنا کار کند، برای مشتری تجاری جذابیت محدودی دارد. عبور از چند منطقه و انجام مجموعهای از عملیات، دادهای فراهم میکند که در مذاکره با نهاد ناظر، شریک صنعتی و خریدار ارزش دارد. این پرواز همچنین به جابی امکان میدهد کسبوکار دوم خود را کنار تاکسی هوایی بسازد؛ کسبوکاری که شاید زودتر از جابهجایی مسافر به درآمد برسد.
رقابت آینده احتمالاً میان دو تصویر ساده «خلبان هست» و «خلبان نیست» شکل نمیگیرد. مراحل میانی مهمترند: یک خلبان زمینی برای چند هواپیما، سامانهای که فقط در مسیرهای مشخص مستقل است، یا هواپیمایی که در شرایط عادی خودش پرواز میکند و در هوای بد اختیار را پس میدهد. جابی با سفر اخیر نشان داده که بخش فنی این زنجیره به بلوغ تازهای رسیده است. حالا دشوارترین قسمت آغاز میشود؛ تبدیل یک پرواز چشمگیر به سرویسی که هر روز، با همان دقت و بدون نمایش تبلیغاتی، از مبدأ به مقصد برسد.
منبع: TechCrunch



