آیا وجود سرور دولتی برای پیام‌رسان و موتور جست‌وجوی بومی ضروری است؟

قطعی اینترنت در عصر حاضر به‌خوبی نمایانگر این واقعیت است که خدمات بومی در ارائه سرویس‌های ارتباطی با کمبودهای جدی روبه‌رو هستند و نتوانسته‌اند به شکل مطلوب و شایسته‌ای به مردم خدمات رسانی کنند. در مواجهه با چنین مشکلات متعدد و اختلالاتی در خدمات بومی، همیشه این درخواست به گوش می‌رسد که به حمایت‌های دولتی نیاز دارند. اما آیا ضرورتاً باید چنین حمایتی وجود داشته باشد؟

آپارات، به‌عنوان نمونه‌ای ایرانی از یوتیوب، زمانی که اولین بار فعالیت خود را آغاز کرد، هیچ‌گاه درخواست سرور از سوی رسانه‌ها یا مراکز سیاست‌پژوهی دریافت نکرد. همچنین دیوار و دیجی‌کالا برای فعالیت‌های خود به سرور دولتی نیاز نداشتند. شبکه اجتماعی کلوب و دیگر نمونه‌های مشابه نه‌تنها سرور دریافت نکردند، بلکه حتی فیلتر هم شدند.

از منظر نیاز به زیرساخت سخت‌افزاری، واضح است که آپارات به قدرت پردازشی بیشتری نسبت به پیام‌رسان‌های داخلی کنونی نیاز دارد، اما چرا هیچ‌کس درخواست تأمین سرور و پهنای باند رایگان برای آپارات نکرده است؟ با وجود هزینه‌های بالای سخت‌افزاری لازم برای راه‌اندازی پلتفرمی مشابه آپارات، چرا این همه رقبای داخلی معتبر وجود دارند؟

چه تغییری در شرایط پیش آمده که امروز بحث‌های رایج در مورد پیام‌رسان‌های داخلی یا جویشگرها، تخمین تعداد سرورهای لازم برای ایجاد آن‌هاست؟ زمانی که از عدم وجود پیام‌رسان قدرتمندی مثل تلگرام صحبت می‌شود، پاسخ‌ آن‌ها معمولاً این است که تلگرام به این اندازه سرور نیاز دارد و ما هم باید به همین مقدار سرور داشته باشیم تا توانایی ارائه یک محصول مشابه را داشته باشیم. این تصور وجود دارد که ساخت یک پیام‌رسان فقط نیاز به کنارهم‌گذاری سرورها و نصب یک کد آماده دارد، غافل از اینکه ایجاد چنین زیرساخت‌هایی نیازمند الزامات مهم دیگری نیز می‌باشد.

در واقع، در این وضعیت بی‌مسئولیتی به وضعیت کنونی رسیده‌ایم که اگر پیام‌رسان رانتی یا جویشگری با تقاضای بیش از حد روبرو شود، به‌جای مدیریت ترافیک ورودی خود، به سادگی بی‌تفاوتی نشان می‌دهد و ناکارآمدی‌اش را به نمایش می‌گذارد.

چرا چنین وضعیتی وجود دارد؟ به اعتقاد من، یک کسب‌وکار در فضایی که از رانت بهره‌مند نیست هرگز آبرو و اعتبار خود را برای دریافت سرور و منابع بیشتر به خطر نمی‌اندازد. واقعیت این است که دغدغه اصلی کسب‌وکارهای رانتی، افزایش رانت است و نه ارائه خدمات پایدار و قابل اعتماد یا ایجاد و گسترش جامعه کاربری و در نهایت، رشد بازار.

اما برای راه‌اندازی یک کسب‌وکار در حوزه خدمات پیام‌رسانی یا جست‌وجوگر بومی، سؤال صحیح به‌شرح زیر است:

 *آیا شرایط محیطی برای آغاز و ادامه فعالیت یک کسب‌وکار مساعد است؟

*آیا بخش خصوصی واقعاً قادر به تأمین و ایجاد منابع سخت‌افزاری بهینه نیست که دولت باید در این عرصه مداخله کرده و رانت را در اختیار گروهی خاص قرار دهد؟

به اعتقاد من، توسعه نیاز به توجیه ندارد؛ همواره در هر جامعه‌ای افرادی وجود دارند که دارای خلاقیت و ابتکار بوده و توانایی جذب سرمایه‌گذار را دارند و به‌طور طبیعی به نوآوری خواهند پرداخت. این عدم توسعه است که نیاز به دلیل می‌طلبد.

* سؤالی که باید به آن توجه کرد این است که چرا کلوب و پارسکلام به‌مانند وی‌کی روسیه نتوانستند پایدار بمانند؟

* چرا فردی که قابلیت ساخت کلوب را داشت، مشابه کسی که توانایی ساخت وی‌کی را داشت، سعی نکرده است یک پیام‌رسانی شبیه تلگرام را بسازد؟

 پرسش اساسی این است که «چه عواملی باعث محدودیت رشد کامل صنعت سایبری در کشور ایران می‌شوند؟»

اگر کسی به این سؤالات پاسخ دهد، می‌توانیم وضعیت خود را با خدمات بومی ارتباطاتی به‌اصطلاح ملی روشن نماییم.

مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا