می‌پنداشتند که او همچون اژدهایی بر گنج خوابیده و ما را از ورود به آن محروم می‌کند/ داستان نخستین مدیرکل آرشیو صداوسیما درباره سخت‌گیری در نگهداری گنجینه‌ای ملی

نورالله مرادی، که در رشته کتابداری و اطلاع‌رسانی از دانشگاه پیسبورگ فارغ‌التحصیل شده، از سال ۱۳۵۷ که به ایران بازگشت، تا سال ۱۳۷۷ در سمت مدیرکل آرشیوها و کتابخانه‌های سازمان صداوسیما فعالیت داشت. در این راستا، محمد هاشمی‌رفسنجانی، مدیرعامل پیشین سازمان، به دوره‌ای اشاره کرد که صداوسیما به‌طور واقعی صاحب «واحد آرشیو رادیویی و تلویزیونی» گردید. در آن زمان به طور شدیدی بر تکثیر آرشیو نظارت می‌شد، به‌طوری‌که نورالله مرادی از گفته‌های کارمندان آن روزگار نقل می‌کند: «آن‌ها می‌گفتند که من (نورالله مرادی، مدیر منصوب محمد هاشمی در واحد آرشیو) همچون اژدهایی بر روی گنج خوابیده‌ام و ممانعت می‌کنم از دسترسی به آن.»

در گفت‌وگو با خبرآنلاین، نورالله مرادی به این پرسش پاسخ داد که: «روش شما برای نگهداری و حفاظت از آرشیو چگونه بود؟ چه اقداماتی در این زمینه انجام می‌دادید؟ به‌گونه‌ای که آرشیو در معرض تهدید خروج از سازمان قرار نگیرد، به‌خصوص زمانی که برنامه‌سازان به مواد آرشیوی نیاز داشتند؟» وی در پاسخ گفت: «در رابطه با نحوه نگهداری و حفاظت از آرشیو باید بگویم که دفتر مدیرعامل، یعنی جناب هاشمی، در طبقه ۱۱ ساختمانی که حالا به‌نام ساختمان تولید شناخته می‌شود، شامل واحدی به نام «واحد تکثیر» بود که البته از امکانات «آرشیو» بی‌بهره بود. باید توجه داشت که «واحد آرشیو» خود به هیچ‌وجه به امکانات «تکثیر» دسترسی نداشت و این نکته توسط نیروهای فنی، به لحاظ سخت‌افزاری، باید کاملاً اطمینان حاصل می‌شد و به همین منظور، دستگاه‌های پخش موجود در این واحد به‌صورت غیرقابل استفاده یا اصطلاحا «کور» درآمده بودند.

او در پاسخ به این سوال که «بنابراین آیا «واحد تکثیر» به دلیل عدم امکان تکثیر در «واحد آرشیو» شکل گرفته است؟» اظهار داشت: «بله، به‌علاوه اینکه خود «واحد تکثیر» نیز هیچ دسترسی به امکانات آرشیو نداشت. به عبارتی دیگر، «واحد تکثیر» نمی‌توانست آرشیو قطعات کپی‌شده را نگهداری کند و از آن‌جایی که تمامی دستگاه‌های پخش تحت اختیار «واحد آرشیو» به دلیل «کور» بودن عدم امکان کپی نداشتند، به‌جایی رساند که محدودیت‌های شدیدی در این زمینه وجود داشت. شیوه تعامل میان «واحد آرشیو» و «واحد تکثیر» بدین شکل بود که شخص متقاضی در ابتدا باید با دفتر مدیرعامل مکاتبه می‌کرد و سپس با دریافت تاییدیه، به «واحد تکثیر» واقع در همان دفتر مراجعه می‌کرد. «واحد تکثیر» اثر مورد نیاز را از «واحد آرشیو» قرض می‌گرفت و قسمت‌های مورد نیاز را تکثیر کرده و به متقاضی تحویل می‌داد. به‌علاوه، چنانچه شما به‌عنوان تهیه‌کننده با نامه‌ای از دفتر مدیرعامل به «واحد تکثیر» مراجعه و یکی از نوارهای موسیقی را درخواست می‌کردید، نسخه‌ای که با موافقت «واحد آرشیو» برای شما تولید می‌شد، شامل چند دقیقه آغازین، چند دقیقه میانی و چند دقیقه پایانی نوار بود و نسخه کامل در اختیارتان قرار نمی‌گرفت تا از فروش آن در خارج از سازمان جلوگیری شود. برای توصیف میزان سخت‌گیری نسبت به تکثیر آرشیو در زمان مدیریت جناب هاشمی، می‌توان از خاطرات کارمندان آن دوران یاد کرد که می‌گفتند من (نورالله مرادی) همچون اژدها بر گنج نشسته‌ام و به کسی اجازه دسترسی نمی‌دهم. ضمن اینکه این سخت‌گیری تا حدی بود که در آن دوره عدم توسعه تکنولوژی نیز به حفظ آرشیو کمک می‌کرد. در واقع، شرایطی که آرشیوها بر روی نوارهای دو اینچ نگهداری می‌شدند، باعث می‌شد تنها عده کمی قادر به خارج کردن آن نوارها از سازمان باشند و این خود موجب آرامش خاطر بود.

وی همچنین بیان کرد: «همچنین باید به این نکته اشاره کنم که تکثیر برخی از آثار نیز، فراتر از پروتکل عدم تکثیر قسمت‌های ابتدایی، میانی و انتهایی نوار به‌دلیل حفظ آن، به دلایل دیگری نیز ممنوع شد. مثلاً فیلمی که با تصویر برهنه آدم و حوا در باغ بهشت آغاز می‌شد، به دلیل محتوای مجاز، ممنوعیت خاصی برای تکثیر داشت، اما تکثیر ادامه فیلم که به موضوعاتی چون قربانی‌کردن اسماعیل فرزند ابراهیم توسط پدر یا طوفان نوح و نظایر آن اشاره داشت، در صورت موافقت ابتدایی دفتر مدیرعامل مانعی نداشت. این ممنوعیت در آرشیوهای مختلف به شدت متفاوت بود. برای نمونه، در آرشیو فیلم دانشکده صداوسیما، تکثیر تعداد بیشتری از آثار با چنین ممنوعیت‌هایی روبه‌رو بود، به گونه‌ای که نمایش نسخه کامل در کلاس‌های درسی برای دانشجویان نیز امکان‌پذیر نبود. و البته باید تأکید کنم که این خصیصه از دقت و جدیت در انجام وظیفه، نه تنها مختص من، بلکه به‌طور قاطع بر تمام مدیران و کارکنان سازمان در آن سال‌ها صدق می‌کند. نهایت آنچه که نصیب این مدیران و کارمندان می‌شد، حقوق و اضافه‌کاری‌های مشخص شده بود، اما آنچه آن‌ها را در انجام وظایفشان ترغیب می‌کرد، عشق و علاقه‌شان به خدمت به مردم بود. هرچند این بدان معنا نیست که ما در انجام وظایف خود اشتباهی مرتکب نشدیم، اما می‌توانم بگویم اگر خطایی هم صورت می‌گرفت، عمدی نبود و به‌طور عمده ناشی از شرایطی چون افراط یا تفریط‌های برخی در سال‌های ابتدایی انقلاب، فقدان دانش کافی، و همچنین شرایط ویژه جنگی ناشی از حمله عراق به ایران بوده است.

برای مشاهده متن کامل این گفت‌وگو اینجا کلیک کنید.

۲۴۲۲۴۲

مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا